بازنگری دکترین طالبان در پاکستان

در این مقاله سعی نموده ام با استفاده از تحقیقات میدانی اخیر در هر دو کشور پاکستان و أفغانستان ۱۰ موضوع اصلی را بررسی نمایم که چگونه بازگشت طالبان به قدرت، بحران‌های امنیتی داخلی پاکستان را عمیق‌تر کرده و محدودیت‌های فرضیات استراتژیک دیرینه آن را آشکار ساخته است.
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

یک ماه پیش از سقوط کابل به دست طالبان در اوت ۲۰۲۱، یک نشست خصوصی توسط یک اتاق فکر امنیتی مستقر در اسلام‌آباد برگزار شده بود که کارشناسان منطقه‌ای، افسران نظامی بازنشسته و سیاست‌گذاران را گرد هم آورد تا پیامدهای احتمالی پیشروی‌های سریع طالبان در افغانستان را در بحبوحه خروج نیروهای نظامی آمریکا ارزیابی کنند.

با اینکه بسیاری از شرکت‌کنندگان در مورد خلاء امنیتی قریب‌الوقوع و احتمال سرایت آن به پاکستان ابراز نگرانی می‌کردند، تعداد کمی از آنها لحنی بسیار خوش‌بینانه داشتند. از جمله آنها یک مقام ارشد نظامی بازنشسته بود که با اطمینان اعلام کرد: «روزهای خوب در حال بازگشت هستند. حکومت متمایل به دهلی در کابل در حال رفتن است. با بازگشت طالبان به قدرت، تمام کاری که اسلام‌آباد باید انجام دهد، این است که برای بسته شدن پناهگاه‌های تحریک طالبان پاکستان [TTP] و جدایی‌طلبان بلوچ در شرق افغانستان فشار بیاورد و طالبان نیز این کار را انجام خواهد داد. آنها به ما مدیون هستند. »

در ابتدا، بازگشت طالبان به قدرت در اوت ۲۰۲۱ در میان نهادهای سیاسی و امنیتی پاکستان با حسی محتاطانه اما کاملاً روشن از یک فرصت جدید مواجه شد. به نظر می‌رسید یک رژیم دوست در کابل می‌تواند به اهداف استراتژیک دیرینه اسلام‌آباد خدمت کند: کاهش نفوذ هند، کاهش حضور غرب و بازگرداندن نقش محوری پاکستان در شکل‌دهی به نتایج منطقه‌ای.

در آن زمان، عمران خان، نخست‌وزیر وقت نیز این لحظه را به عنوان «شکستن بندهای بردگی» ستایش کرد.

شیخ رشید احمد، وزیر کشور وقت، با لحنی پیروزمندانه در گذرگاه مرزی تورخم پیش‌بینی کرد که «یک بلوک جدید» ظهور خواهد کرد که اهمیت جهانی منطقه را افزایش خواهد داد.

حتی خواجه محمد آصف که در آن زمان در اپوزیسیون بود و اکنون وزیر دفاع است، عکسی از ملا برادر، رهبر طالبان، در کنار مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، منتشر کرد و در توضیح آن نوشت: «شما شاید قدرت داشته باشید، اما خدا با ماست. الله‌اکبر. »

چهار سال گذشته و آن خوش‌بینی تقریباً از بین رفته است. در حالی که افغانستان از تیتر خبرهای بین‌المللی دور می‌شود، پاکستان با هزینه‌های فزاینده‌ای از آنچه زمانی یک پیروزی استراتژیک نامیده می‌شد، روبرو است.

پاکستان به جای آنکه مرزهای غربی خود را امن کند،  با موج جدیدی از خشونت‌های شبه‌نظامی، وخامت اوضاع امنیتی و روابط پرتنش با رژیمی روبرو است که زمانی آن را متحد خود می‌دانست.

در این مقاله سعی نموده ام با استفاده از تحقیقات میدانی اخیر در هر دو کشور پاکستان و أفغانستان  ۱۰ موضوع اصلی را بررسی نمایم که چگونه بازگشت طالبان به قدرت، بحران‌های امنیتی داخلی پاکستان را عمیق‌تر کرده و محدودیت‌های فرضیات استراتژیک دیرینه آن را آشکار ساخته است.

۱. اوج گیری دوباره خشونت در آنسوی مرز:

برای بزرگان سیاسی و مذهبی باجور در منطقه مرزی پاکستان و افغانستان، این یک لحظه بسیار حساس بود.

در حالی که دولت پاکستان آماده می‌شد عملیات جدیدی را علیه تحریک طالبان پاکستان (TTP)  و شاخه خراسان داعش (ISKP)  در منطقه‌ای در مرز افغانستان آغاز کند، آنها خودشان با تشکیل یک جرگه (نشست سنتی بزرگان) وارد عمل شدند تا راه‌حلی مسالمت‌آمیز پیدا کنند.

درخواست آنها از فرماندهان محلی TTP روشن بود: یا به افغانستان عقب‌نشینی کنید یا به مناطق کوهستانی دوردست بروید تا در آنجا با نیروهای امنیتی درگیر شوید. آنها استدلال می‌کردند که این کار مردم غیرنظامی را از ویرانی، آوارگی و ترسی که به دنبال درگیری‌های مسلحانه در روستاها بوجود می‌آید، نجات خواهد داد.

اما شبه‌نظامیان که متوجه تغییر در معادلات قدرت منطقه‌ای شده بودند، این درخواست را رد کردند.

به گفته یکی از شرکت‌کنندگان در آن جرگه، رهبران TTP که از پیروزی طالبان در افغانستان جسارت یافته بودند، شرایطی را مطرح کردند که پاکستان هرگز نمی‌توانست آن را بپذیرد. مذاکرات به هم خورد و درگیری دوباره اجتناب‌ناپذیر شد و عملیات نظامی جدید ارتش پاکستان در تاریخ ۱۱ اوت آغاز شد.

پیروزی طالبان در کابل، به گروه‌های شبه‌نظامی در سراسر کمربند غربی پاکستان جسارت بخشیده است. در کنار TTP، گروه‌هایی مانند شاخه حافظ گل بهادر در خیبر پختونخوا و سازمان‌های جدایی‌طلب بلوچ مانند ارتش آزادی‌بخش بلوچستان (BLA)، از تغییر در موازنه قدرت منطقه‌ای برای تشدید شورش‌های خود علیه دولت پاکستان بهره‌برداری کرده‌اند.

شاخه خراسان داعش (ISKP) که پیش از این به دلیل عملیات‌های سرکوبگرانه آمریکا، دولت سابق افغانستان و خود طالبان تضعیف شده بود، از زمان به قدرت رسیدن طالبان دوباره جان گرفته است.

برخی از جنگجویان این گروه پس از تحمل فشارهای مداوم طالبان در داخل افغانستان، به پاکستان به ویژه به منطقه باجور فرار کردند. از آن زمان، این گروه چندین حمله بزرگ را در این منطقه انجام داده است.

انتشار “شاخص جهانی تروریسم” (GTI) امسال توسط اندیشکده “مؤسسه اقتصاد و صلح” همزمان با تلاش شبه‌نظامیان ارتش آزادی‌بخش بلوچستان (BLA) برای ربودن قطار مسافربری “جعفر اکسپرس” در بلوچستان در ماه مارس بود، حادثه‌ای که توجه بین‌المللی را به خود جلب کرد.

بر اساس شاخص GTI، پاکستان اکنون پس از بورکینافاسو، که نامی ناآشنا برای بسیاری از پاکستانی‌ها است، در رتبه دومین کشور متأثر از تروریسم در جهان قرار گرفته است. این گزارش همچنین یک واقعیت نگران‌کننده را برجسته کرد: سه گروه شبه‌نظامی پاکستانی، یعنی تحریک طالبان پاکستان (TTP)، ارتش آزادی‌بخش بلوچستان (BLA) و شاخه خراسان داعش (ISKP) در میان ۱۰ سازمان تروریستی مرگبار جهان قرار دارند که چالشی جدی برای استراتژی ضد تروریسم پاکستان به شمار می‌روند.

یافته‌های این شاخص، که توسط آمار نهادهای مجری قانون و سایر سازمان‌های تحقیقاتی امنیتی نیز تأیید شده، نشان می‌دهد که از زمان به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان در سال ۲۰۲۱، تروریسم در پاکستان به شدت افزایش یافته است. در سال‌های پس از آن، این کشور با موج جدیدی از حملات، شامل حملات انتحاری، ترورهای هدفمند و حملات پیچیده به تأسیسات نظامی، اجتماعات سیاسی و مساجد روبرو بوده است.

۲. ظهور دوباره گروه‌های شبه‌نظامی:

تا سال ۲۰۲۰، گروه‌های شبه‌نظامی مانند تحریک طالبان پاکستان (TTP)  و گروه حافظ گل بهادر تحت فشارهای شدیدی از جبهه‌های مختلف قرار داشتند.

عملیات‌های بزرگ ضد تروریسم پاکستان، از جمله عملیات ضرب عضب که در سال ۲۰۱۴ آغاز شد، تلفات سنگینی به آنها وارد کرد و اختلافات داخلی این گروه‌ها را بیشتر تضعیف کرد، در حالی که حملات پهپادی آمریکا بسیاری از رهبران ارشدشان را از بین برد.

در آن دوره، بسیاری از شاخه‌های TTP یا غیرفعال شده بودند یا به استان‌های شرقی افغانستان، مانند خوست، کنر و ننگرهار، متواری شدند.

در بلوچستان نیز، حملات ارتش آزادی‌بخش بلوچستان (BLA) و سایر سازمان‌های جدایی‌طلب بزرگ، به دلیل سرکوب‌های امنیتی مداوم و شکاف‌های داخلی، کاهش یافته بود.

با این حال، مذاکرات صلح آمریکا و طالبان در دوحه و به دنبال آن خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، جانی تازه به گروه‌های شبه‌نظامی پاکستانی، به ویژه TTP، بخشید. پیش‌بینی پیروزی طالبان، موجی از اتحاد دوباره را در میان شاخه‌های از هم پاشیده TTP  به راه انداخت.

تا اواسط سال ۲۰۲۰، چندین شاخه اصلی از جمله آنهایی که با القاعده متحد بودند، تحت رهبری مفتی نور ولی، فرمانده TTP، دوباره به این گروه پیوستند. مفتی نور ولی در پیام‌های داخلی از اتحاد طالبان افغانستان تمجید کرد و از گروه‌های جهادی پاکستانی خواست که همین کار را انجام دهند. گزارش شده است که او به فرماندهان خود گفته است: «جهاد در پاکستان موفق نخواهد شد مگر اینکه همه مجاهدین زیر یک پرچم متحد شوند، همان‌طور که برادران افغان ما این کار را کردند. »

بازگشت طالبان به قدرت کامل در اوت ۲۰۲۱، لحظه‌ای سرنوشت‌ساز برای ایدئولوگ‌های شبه‌نظامی در سراسر منطقه بود. برای TTP، این رویداد هم یک اتفاق الهام‌بخش بود و هم تأییدی بود بر استراتژی بلندمدت آنها.

از آن زمان، پاکستان شاهد افزایش شدید خشونت‌های شورشی بوده است. طبق گزارش “مؤسسه مطالعات صلح پاکستان”، در سال ۲۰۲۴، حملات تروریستی ۷۰ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافته و به ۵۲۱ حادثه رسیده است. این حملات ۸۵۲ کشته بر جای گذاشتند که نشان‌دهنده افزایش ۲۳ درصدی تلفات است. این افزایش، چهارمین سال متوالی است که حملات به نیروهای امنیتی و تلفات ناشی از آن، از سال ۲۰۲۱ به طور پیوسته بالا می‌رود.

۳. «محیط مساعد» در افغانستان: 

ارتش پاکستان اخیراً اعلام کرد که در دو عملیات جداگانه، ۴۷ شبه‌نظامی را که قصد نفوذ از افغانستان به منطقه ژوب در بلوچستان را داشتند، به هلاکت رسانده است.

این عملیات یکی از مرگبارترین درگیری‌های مرزی در ماه‌های اخیر بود. ارتش پاکستان جزئیات کمی ارائه داد، اما شبه‌نظامیان  به هلاکت رسیده را به عنوان اعضای گروه «فتنه الخوارج» معرفی کرد؛ اصطلاحی که توسط رئیس ارتش پاکستان برای اشاره به تحریک طالبان پاکستان (TTP) و دیگر گروه‌های شبه‌نظامی اسلام‌گرا به کار می‌رود.

یک مقام ارشد امنیتی در اسلام‌آباد می‌گوید: «هرچند آمریکا به حضورش پایان داده، اما یک افغانستان بی‌ثبات را به جا گذاشته که به پناهگاهی برای گروه‌های شبه‌نظامی منطقه‌ای تبدیل شده است.» او ادامه می‌دهد: «چه از لحاظ اعتماد به نفس ایدئولوژیک، چه دسترسی به سلاح‌های رهاشده آمریکایی، یا پناهگاه‌های فیزیکی، این گروه‌ها از سوی دولت طالبان در کابل یا حمایت فعال دریافت می‌کنند یا به صورت منفعلانه تسهیل می‌شوند. »

گزارش اخیر تیم نظارت بر تحریم‌ها و پشتیبانی تحلیلی شورای امنیت سازمان ملل نیز این نگرانی‌ها را تایید کرده است.

این گزارش اشاره کرد که تحریک طالبان پاکستان (TTP) که در “محیط مساعدی” در افغانستان فعالیت می‌کند، اکنون حدود ۶۰۰۰ جنگجو دارد و به سلاح‌های پیشرفته دست یافته است. این امر قابلیت‌های عملیاتی آن را با پشتیبانی لجستیکی و تاکتیکی قابل توجه از سوی دولت فعلی افغانستان، به شکل چشمگیری افزایش داده است.

محمد فیاض، یک محقق آکادمیک در لاهور که متخصص مطالعات تروریسم است، بازگشت طالبان را برای پاکستان “پر هزینه” توصیف می‌کند. او می‌گوید: «پیش از به قدرت رسیدن طالبان، پاکستان با هیچ تهدید وجودی از سوی افغانستان روبرو نبود. اما اکنون، افغانستان تحت حاکمیت طالبان دقیقاً چنین تهدیدی را ایجاد کرده است.» او افزود که دولت طالبان به طور فعال از تلاش‌های TTP برای بازپس‌گیری منطقه قبیله‌ای پاکستان حمایت می‌کند، که این بخشی از یک چشم‌انداز بزرگ‌تر برای ایجاد یک امارت اسلامی فراملی است.

در حالی که ارتش پاکستان در طول عملیات ضرب عضب نشان داد که می‌تواند آسیب‌های جدی به شبکه‌های شبه‌نظامی وارد کند، محیط امنیتی امروز اساساً متفاوت، پیچیده‌تر، تکه‌تکه‌تر و بسیار نامساعدتر برای یک اقدام قاطع است. واقعیت‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی پاکستان پس از سال ۲۰۲۱، به طور اجتناب ناپذیری با تغییرات چشمگیر در أفغانستان،  پس از بازگشت طالبان به قدرت ، گره خورده است.

به گفته عبدالباسط، کارشناس دانشکده مطالعات بین‌المللی اس. راجاراتنام در سنگاپور:  پاکستان به دلایلی مانند خروج آمریکا از افغانستان، روابط شکننده با طالبان، مواضع متفاوت در مورد تحریک طالبان پاکستان (TTP) و افزایش فاصله میان دولت و جامعه در مناطق مرزی با افغانستان، نتوانسته است یک پاسخ ضد تروریسم مؤثر علیه TTP، شاخه حافظ گل بهادر و دیگر گروه‌ها ارائه دهد.

ملاقات امیرخان متقی، وزیر خارجه افغانستان، با فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در راولپندی در ۷ مه ۲۰۲۳.

۴. هرج و مرج سیاسی و اجماع از دست رفته:

در هفته‌های اخیر، علی امین گانداپور، سروزیر ایالتی خیبر پختونخوا، درگیر مسائل سیاسی پرتنشی بوده است. او در ملاقات با رهبران جرگه‌های مناطق قبیله‌ای سابق، با یک موضع متحد علیه هرگونه عملیات نظامی جدید و آوارگی گسترده‌ای که ممکن است به دنبال داشته باشد، روبرو شد.

بزرگان قبیله‌ای در عوض پیشنهاد کردند که یک جرگه فراگیر و قدرتمند با حضور نمایندگان دولت های فدرال و ایالتی، بزرگان و ذینفعان کلیدی برای آغاز گفت‌وگوی مستقیم با دولت طالبان در کابل تشکیل شود.

گانداپور همچنین با مقاومت در داخل حزب خودش روبروست.

عمران خان، رئیس حزب تحریک انصاف (PTI) از داخل زندان نسبت به صدور مجوز برای اقدام نظامی در خیبر پختونخوا به ویژه در مناطق قبیله‌ای ادغام‌شده، هشدار داده است.

موضع حزب انصاف صریح است: هیچ عملیات جدیدی در خاک کشور نباید انجام شود.

این یک تضاد آشکار با سال ۲۰۱۴ است، زمانی که حمله به فرودگاه کراچی و کشتار در مدرسه ارتش (APS)، یک اجماع ملی بی‌سابقه را پشت عملیات ضرب عضب ایجاد کرد. احزاب سیاسی، جامعه مدنی و رسانه‌ها متحد بودند.

اما امروز، احزاب سیاسی اصلی، از جمله تحریک انصاف (PTI)، جمعیت علمای اسلام (JUI-F) و حزب ملی عوامی (ANP)، آشکارا با یک عملیات نظامی جدید مخالفت می‌کنند و در مورد آوارگی گسترده و اختلالات اجتماعی هشدار می‌دهند. کمپین‌های مردمی صلح در خیبر پختونخوا در حال جمع‌آوری مقاومت عمومی هستند و این تأکید می‌کند که بدون اجماع سیاسی، توانایی دولت برای اقدام قاطع، محدود باقی خواهد ماند. فعالان محلی شکایت دارند که از سال ۲۰۰۸ ساکنان این مناطق عملیات‌های متعددی را با نام‌های مختلف تحمل کرده‌اند اما نه صلح بازگشته و نه تروریسم ریشه‌کن شده است.

۵. پناهگاه‌های آن سوی مرز:

یک دهه پیش، تحریک طالبان پاکستان (TTP) به دلیل اختلافات داخلی، فرار اعضا به شاخه خراسان داعش (ISKP) و از دست دادن رهبران ارشد در حملات پهپادی آمریکا، تضعیف شده بود اما امروز، تصویر کاملاً متفاوت است.

از زمان به قدرت رسیدن طالبان در کابل در اوت ۲۰۲۱، این گروه ، شاخه‌های پراکنده خود را دوباره متحد کرده و گروه‌های کوچک‌تری را که با القاعده و شبه‌نظامیان فرقه‌ای در ارتباط بودند، جذب کرده است.

یک مقام ارشد پلیس در پیشاور می‌گوید: «آنها اکنون در سراسر پاکستان پراکنده شده‌اند، در حالی که پناهگاه‌های امنی در افغانستان دارند.» او ادامه می‌دهد: «دولت طالبان نه تنها به آنها پناه می‌دهد، بلکه با سلاح‌های مدرن و تجهیزات دید در شب رها شده توسط نیروهای آمریکایی نیز آنها را مسلح می‌کند.» این سطح از حمایت، یک تغییر چشمگیر نسبت به دولت قبلی افغانستان به ریاست اشرف غنی است که گاهی برای دستگیری رهبران ارشد TTP مانند مولوی فقیر محمد از باجور، با اسلام‌آباد همکاری می‌کرد.

به گفته مقامات، دولت طالبان با آزاد کردن صدها جنگجوی زندانی TTP از زندان‌های افغانستان، به شورش این گروه جانی تازه بخشیده است. این اقدام به آنها اجازه داده تا خود را دوباره سازماندهی و مسلح کنند و با پیچیدگی بیشتری عملیات انجام دهند.

علاوه بر این، یک ائتلاف جهادی جدید به نام «اتحاد مجاهدین پاکستان» (IMP) با حضور شاخه حافظ گل بهادر، لشکر اسلام و انقلاب اسلامی پاکستان ظهور کرده است.

این ائتلاف از زمان تشکیل، حملات متعددی را علیه پلیس و نیروهای مسلح پاکستان، عمدتاً در جنوب ایالت خیبر پختونخوا انجام داده است. این ائتلاف همچنین قصد خود را برای گسترش عملیات به استان‌های دیگر از جمله پنجاب، اعلام کرده است.

در مجموع، در این درگیری‌ها استفاده از پهپاد توسط هر دو طرف، یعنی گروه‌های شبه‌نظامی و نیروهای امنیتی دولتی، افزایش یافته است. این تاکتیک‌ها به طرز غم‌انگیزی باعث افزایش تلفات غیرنظامیان، از جمله کودکان شده است.

۶. محدودیت‌های اقتصادی و کاهش حمایت آمریکا:

پاکستان اکنون با چالش مبارزه با تروریسم در محیطی روبرو است که دیگر از حمایت خارجی قوی یک دهه پیش برخوردار نیست. در سال ۲۰۱۴، ثبات سیاسی، وضعیت اقتصادی نسبتاً خوب و کمک‌های آمریکا — شامل تأمین مالی، تبادل اطلاعات و حملات پهپادی هدفمند — نقشی تعیین‌کننده در تضعیف توانایی‌های تحریک طالبان پاکستان (TTP) داشت.

امروز، وضعیت اقتصادی بسیار وخیم‌تر است. بدهی‌های فزاینده و بی‌ثباتی مالی، منابع کمتری برای جمع‌آوری اطلاعات، خرید فناوری‌های پیشرفته و اعزام نیروی متخصص باقی گذاشته است؛ که همه اینها برای عملیات‌های ضد تروریسم مؤثر و حیاتی هستند.

به گفته عبد الباسط «خروج آمریکا از افغانستان که هم کمک‌های اطلاعاتی و مالی فراهم می‌کرد و هم حرکت TTP و دیگر گروه‌ها به داخل افغانستان را محدود می‌کرد، معادلات منطقه‌ای را تغییر داد. »

بتازگی نشانه‌هایی از همکاری دوباره، هرچند محدود با آمریکا دیده می‌شود.

واشنگتن اخیراً به نقش پاکستان در دستگیری یک رهبر منطقه‌ای شاخه خراسان داعش (ISKP) که با حمله سال ۲۰۲۱ به فرودگاه کابل مرتبط بود و منجر به کشته شدن سربازان آمریکایی شد، اذعان کرده است.

 دو سفر فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان به واشنگتن در طول یک ماه و نیم، نشان‌دهنده تلاش‌های اسلام‌آباد برای برقراری مجدد ارتباط با نهادهای امنیتی آمریکا است.

در تاریخ ۱۱ اوت، دولت آمریکا ارتش آزادی‌بخش بلوچستان (BLA) و واحد انتحاری آن، تیپ مجید، را به عنوان سازمان‌های تروریستی خارجی معرفی کرد.

با این حال، باسط هشدار می‌دهد که این سطح از همکاری هرگز به اندازه هماهنگی‌هایی که در طول «جنگ علیه ترور» یا دوران قبل از سال ۲۰۲۱ شاهد بودیم، نخواهد بود.

او می‌افزاید: «در آن زمان، الگوی ضد تروریسم تحت رهبری آمریکا و با کمک پاکستان بود. اکنون، این یک معادله ضد تروریسم تحت رهبری پاکستان و با پشتیبانی آمریکاست؛ و واشنگتن حمایت فنی، آموزش، کمک‌های اطلاعاتی و برخی تجهیزات تخصصی ضد تروریسم را فراهم خواهد کرد.» او ادامه می‌دهد: «اما هیچ بودجه‌ای در اختیار پاکستان قرار نخواهد گرفت. »

او می‌گوید که مبارزه با تروریسم دیگر اولویت اصلی آمریکا نیست؛ بلکه یک نگرانی تاکتیکی است و دوستی بین منیر و ترامپ فقط همکاری‌های محدود، تاکتیکی و معامله‌ای را در زمینه مبارزه با تروریسم به دنبال خواهد داشت.

۷. پیمان برادری و پیامدهای ناخواسته:

«طالبان باید در مورد این مسئله با پاکستان مذاکره کند.» این را قاری جمال‌الدین، یک مقام رده میانی در دولت طالبان، می‌گوید.

«بیرون راندن مجاهدین از افغانستان آسان نیست. چنین درخواست‌هایی نه با دیدگاه جهادی، و نه با اصول برادری اسلامی و پشتون، همخوانی ندارد.» جمال‌الدین از اصطلاح “مجاهدین” برای اشاره به شبه‌نظامیان پاکستانی استفاده می‌کند که پس از عملیات “ضرب عضب” در سال ۲۰۱۴ به افغانستان پناه آوردند.

جمال‌الدین از زمانی که در کراچی بود ، یک وفادار سرسخت به اولین حکومت طالبان بود. خانواده‌اش پس از حمله آمریکا در سال ۲۰۰۱ به پاکستان فرار کردند. در آنجا، او در یک مدرسه دینی تحصیل کرد و یک مغازه پارچه‌فروشی را اداره می‌کرد، اما اعتقادش به بازگشت نهایی طالبان هرگز تزلزل نیافت. او اغلب می‌گفت: «این فقط یک مسئله زمانبر است. »

کمی پس از سقوط کابل در اوت ۲۰۲۱، اسلام‌آباد از رهبری طالبان خواست که جلوی حملات تحریک طالبان پاکستان (TTP) در داخل پاکستان را بگیرد.

این تلاش شکست خورد. در عوض، طالبان از اسلام‌آباد خواست که به «شکایات» TTP رسیدگی کند و پیشنهاد میانجی‌گری در مذاکرات صلح را داد؛ پیشنهادی که عمق بی‌میلی آنها را برای اقدام علیه متحدان سابق خود در میدان جنگ نشان داد. مذاکرات آغاز شد اما به سرعت به هم خورد و به خشونت دوباره منجر شد.

دولت طالبان به طور رسمی وجود شبه‌نظامیان خارجی را در خاک افغانستان انکار می‌کند و نگرانی‌های پاکستان را به عنوان مسائل سیاسی داخلی قلمداد می‌کند.

با این حال، سیاست مبارزه با تروریسم آنها گزینشی باقی مانده است: در حالی که به طور فعال شاخه خراسان داعش (ISKP) را هدف قرار می‌دهند، TTP را تحمل می‌کنند. طالبان از برچسب زدن TTP به عنوان تروریست خودداری می‌کنند و آنها را به عنوان همفکران ایدئولوژیک و رفقای تاریخی خود در جنگ می‌بینند.

جمال‌الدین ، حمایت اسلام‌آباد از طالبان را کاملاً معامله‌گرایانه توصیف می‌کند. او می‌گوید: «پاکستان برای مقابله با نفوذ هند از ما حمایت کرد، اما در همان زمان، رهبران ما را به آمریکایی‌ها تحویل داد. ما این وضعیت را تحمل کردیم، چون هر گروه شورشی به پناهگاهی در یک کشور همسایه نیاز دارد. »

او اضافه می‌کند که طالبان زمانی در پاکستان یک اکوسیستم حمایتی در میان بخش‌های مختلف جامعه پیدا کرد که به آنها اجازه داد از سال ۲۰۰۳ به بعد خود را بازسازی کرده و یک شورش مرگبار را آغاز کنند. جمال‌الدین اعتراف می‌کند که بدون این حمایت، به قدرت رسیدن طالبان بسیار دشوارتر می‌بود.او می‌گوید: «این دولت پاکستان نبود، بلکه تحریک طالبان پاکستان (TTP)، فعالان مذهبی پاکستانی و مدرسین مدارس دینی بودند که به طور قاطع در کنار طالبان ایستادند. آنها در حالی که توسط پهپادهای آمریکایی در وزیرستان شمالی تحت تعقیب بودند، برای ما جنگیدند و جان باختند. »

بسیاری از رهبران و کارشناسان طالبان معتقدند که عدم تمایل به مقابله با تحریک طالبان پاکستان (TTP) دلایلی عمیق‌تر از مسائل سیاسی دارد.

جبار درانی، یک محقق افغانستانی در بریتانیا، می‌گوید: «رابطه بین طالبان و TTP بر اساس پیوندهای مشترک ایدئولوژیک، تاریخی و فرهنگی بنا شده است. این ارتباط فراتر از رهبری ارشد، به اعضای عادی آنها نیز می‌رسد که اغلب روابط شخصی و عملیاتی نزدیکی با هم دارند. »

خلیل‌الرحمن حقانی، وزیر پیشین پناهندگان افغانستان که بعدها در دسامبر ۲۰۲۴ در حمله شاخه خراسان داعش (ISKP) ترور شد، در یک مصاحبه تلویزیونی در سال ۲۰۲۳ تعریف کرد که چگونه بیت‌الله محسود، بنیانگذار TTP، یک بار ده‌ها نفر از پرسنل امنیتی پاکستان را به اسارت گرفت تا آزادی زندانیان طالبان، از جمله خود حقانی را تضمین کند. برای بسیاری از رهبران طالبان، چنین اتفاقاتی یادآور فداکاری‌های مشترک است که فراموش‌نشدنی هستند.

این تاریخچه، این تصور را در میان اعضای طالبان در افغانستان تقویت می‌کند که قطع ارتباط با TTP هم نمک‌نشناسی است و هم خطرناک.

درانی هشدار می‌دهد: «هر اقدام سخت‌گیرانه‌ای علیه TTP می‌تواند باعث ایجاد اختلاف داخلی شود و جنگجویان آنها را به سمت شاخه خراسان داعش سوق دهد، گروهی که هم‌اکنون با طالبان افغانستان در یک درگیری تلخ به سر می‌برد. »

مقامات پلیس در حال بررسی محل یک حمله انتحاری هستند که توسط شاخه خراسان داعش (ISKP) در یک تجمع حزب جمعیت علمای اسلام-فضل (JUI-F) در منطقه باجور در ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۳ انجام شد.

۸. پاسخ پاکستان:

پاکستان که از افزایش حملات تروریستی به ستوه آمده، ترکیبی از تاکتیک‌های قدرت سخت و نرم را در پیش گرفته تا دولت طالبان در کابل را برای اقدام علیه تحریک طالبان پاکستان (TTP) تحت فشار قرار دهد.

از سال ۲۰۲۲، ارتش پاکستان دست‌کم سه حمله هوایی در شرق افغانستان انجام داده است. مهم‌ترین آن‌ها در دسامبر ۲۰۲۴ رخ داد، زمانی که جت‌ها مخفیگاه‌های مشکوک شبه‌نظامیان پاکستانی را در استان پکتیکا هدف قرار دادند.

در کنار این، اسلام‌آباد به دنبال اعمال فشار اقتصادی و جمعیتی بوده است. از سپتامبر ۲۰۲۳، بیش از یک میلیون افغان فاقد اسناد قانونی را اخراج کرده، یک سیستم سختگیرانه ویزا در گذرگاه مرزی چمن اعمال کرده و تجارت ترانزیت افغانستان را محدود نموده است. این اقدامات که محکومیت نهادهای سازمان ملل و سازمان‌های حقوق بشری را در پی داشت، تجارت دوجانبه را مختل و دسترسی افغانستان به واردات ضروری را محدود کرده است.

با وجود اینکه وزارت کشور پاکستان از اخراج این افراد به عنوان «حق حاکمیتی برای ساماندهی اتباع خارجی غیرقانونی» دفاع کرد، زمان‌بندی این اقدامات نشان می‌دهد که این یک حرکت حساب‌شده برای افزایش فشار بر کابل بوده است.

۹. آیا سیاست پاکستان در قبال افغانستان شکست خورده است؟

هنگامی که از یک مقام ارشد نظامی پرسیده شد که آیا سیاست کشور در قبال افغانستان شکست خورده است، همان‌طور که بسیاری از منتقدان ادعا می‌کنند، او پاسخ داد: «چه در زمان حمله شوروی به افغانستان در سال ۱۹۷۹ و چه در زمان مداخله به رهبری آمریکا در سال ۲۰۰۱، پاکستان نمی‌توانست بی‌طرف بماند. موقعیت جغرافیایی ما هرگز این امکان را به ما نداده که بی‌تفاوت باشیم. نزدیکی به مناطق درگیری که قدرت‌های جهانی در آن دخیل هستند، از لحاظ تاریخی ما را مجبور کرده است که همیشه برای حفظ منافع ملی خود، طرفی را بگیریم. »

سیاست دیرینه پاکستان در قبال افغانستان همواره موضوع بحث‌های شدیدی بوده و اغلب از سوی منتقدان به عنوان مجموعه‌ای از اشتباهات استراتژیک تلقی می‌شود. با این حال، مقامات در اسلام‌آباد از رویکرد خود به عنوان یک پاسخ ضروری به یک چشم‌انداز ژئوپلیتیکی پیچیده، که ناشی از موقعیت جغرافیایی منحصر به فرد کشور است، دفاع می‌کنند. با این حال، امتناع طالبان از اقدام علیه شبه‌نظامیان ضد پاکستانی اکنون محدودیت‌های اتکای دیرینه اسلام‌آباد به بازیگران غیردولتی را آشکار کرده است.

پاکستان، از زمان مسلح کردن مجاهدین افغان علیه اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۸۰ تا حمایت از به قدرت رسیدن طالبان در سال ۱۹۹۶ و حتی پس از برکناری آنها در سال ۲۰۰۱، اغلب به افغانستان نه به عنوان یک همسایه مستقل، بلکه بیشتر به عنوان یک «عمق استراتژیک» نگاه کرده است. منتقدان معتقدند که این سیاست، پیامدهای شدید و ناخواسته‌ای به دنبال داشته که منجر به افزایش فعالیت‌های شبه‌نظامی، تیرگی روابط مرزی و عمیق‌تر شدن انزوای دیپلماتیک پاکستان شده است.

امروز، پس از چهار سال از حکومت طالبان، پاکستان در حال انجام یک اقدام تعادلی حساس است.

 در حالی که پاکستان در سال ۱۹۹۶ به سرعت رژیم طالبان را به رسمیت شناخت، واکنش آن به بازگشت طالبان در اوت ۲۰۲۱ بسیار محتاطانه‌تر بوده است. اسلام‌آباد به طور رسمی دولت جدید را به رسمیت نشناخته، اما به صورت دفاکتو (عملی) آن را به رسمیت شناخته و اجازه ادامه فعالیت‌های سفارتی را داده است. این رویکرد سنجیده، نشان‌دهنده درس‌هایی است که از سرزنش‌های بین‌المللی پس از به رسمیت شناختن زودهنگام طالبان در دهه ۱۹۹۰ گرفته شده است.

اسلام‌آباد اکنون از یک راه‌حل سیاسی «فراگیر» در افغانستان حمایت می‌کند. این موضع که با قدرت‌های منطقه‌ای دیگر مانند چین، روسیه و ایران مشترک است، بر گنجاندن جناح‌های قومی و سیاسی مختلف تأکید دارد. این رویکرد نشان‌دهنده یک تغییر استراتژیک از اتکای بیش از حد به یک گروه واحد مانند طالبان است و تلاش پاکستان را برای همسو کردن سیاست خود با اجماع بین‌المللی برجسته می‌کند.

آینده سیاست پاکستان در قبال افغانستان به این بستگی دارد که آیا این رویکرد جدید می‌تواند از پس پیچیدگی‌های مربوط به امنیت داخلی، رقابت‌های منطقه‌ای و تلاش برای کسب مشروعیت بین‌المللی برآید یا خیر.

۱۰. عزم و أراده:

ظهور دوباره گروه‌های شبه‌نظامی مانند تحریک طالبان پاکستان (TTP) و جدایی‌طلبان بلوچ به جدی‌ترین چالش امنیتی پاکستان در سال‌های اخیر تبدیل شده است. این تهدید دیگر به مناطق مرزی کشور محدود نیست، بلکه به طور پیوسته در حال گسترش به مناطق داخلی است.

در منطقه بهاکار پنجاب، مقامات به کارمندان دولتی هشدار داده‌اند که از رفتن به مناطق همجوار با خیبر پختونخوا خودداری کنند، زیرا تهدیدهای جدی برای آدم‌ربایی وجود دارد.

در بلوچستان، قطع خدمات اینترنت تا ۳۱ اوت، نشان‌دهنده شدت تهدید جدایی‌طلبان و اختلال روزمره‌ای است که بر زندگی ساکنان تحمیل می‌شود.

چهار سال حکومت طالبان در افغانستان به ثبات منطقه‌ای منجر نشده، بلکه شبکه‌ای پیچیده از چالش‌های امنیتی، سیاسی و اقتصادی را برای پاکستان به وجود آورده است.

 در اینجا یک مقایسه تلخ و ناخوشایند مطرح می‌شود: در حالی که طالبان با منابع محدود توانسته کنترل داخلی را حفظ کرده و شاخه خراسان داعش (ISKP) را تضعیف کند، پاکستان با وجود زیرساخت‌های امنیتی گسترده و پیشرفته خود، همچنان با شورش‌های احیاشده دست و پنجه نرم می‌کند.. چرا؟

این نابرابری، نیاز به یک ارزیابی صادقانه و انتقادی از دکترین امنیتی پاکستان را ضروری می‌سازد.

سؤال این است که آیا ابزارها و استراتژی‌هایی که برای چندین دهه به پاکستان خدمت کرده‌اند، همچنان در برابر یک تهدید کاملاً تغییریافته، تکه‌تکه‌تر و پیچیده‌تر، مؤثر هستند؟

با افزایش خشونت در خیبر پختونخوا، ممکن است اسلام‌آباد به زودی مجبور شود عملیات‌های محدود و مبتنی بر اطلاعات را کنار گذاشته و به سمت کمپین‌های نظامی بزرگ و پایدار حرکت کند.

برای بسیاری، مذاکرات صلح جاری میان جرگه‌های محلی و TTP  دو هدف دارد:

اثبات اینکه تمام راه‌های مسالمت‌آمیز امتحان شده‌اند و ایجاد حمایت عمومی برای اقدامات قوی‌تر.

با این حال، موفقیت تنها با زور به دست نخواهد آمد. بازسازی اعتماد عمومی، نمایش دستاوردهای قاطع و پرهیز از تکرار چرخه‌های گذشته، حیاتی خواهد بود.

مسیری که پاکستان در ماه‌های آینده انتخاب می‌کند، نه تنها سرنوشت این موج شورشی را تعیین خواهد کرد، بلکه مسیر امنیتی کشور را برای سال‌های آینده نیز شکل خواهد داد.

مقالات پیشنهادی:

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *