توافقنامه راهبردی دفاعی عربستان و پاکستان

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

 توافقنامه دفاعی راهبردی پاکستان و عربستان سعودی، نه تنها در روابط میان این دو کشور برادر مسلمان، بلکه به منزله یک نقطه عطف برای چشم‌انداز ژئوپلیتیکی در حال تغییر خاورمیانه و جهان اسلام ، تحولی برجسته بشمار میرود.

این توافق که در جریان سفر هیئت رهبری پاکستان (شامل مقامات ارشد غیرنظامی و نظامی) اعلام شد، منطقه و جهان را غافلگیر کرد، هرچند که بستر راهبردی و محیط مساعدی را برای چنین رابطه نظامی بین دو کشور از مهم‌ترین کشورهای مسلمان فراهم کرده بود که یکی از انها تنها قدرت هسته‌ای جهان اسلام است و دیگری نیز قطب اقتصادی و هم مرکز معنوی اسلام محسوب می‌شود.

در واقع، این پیمان دفاعی راهبردی، اوج همکاری نظامی نزدیک میان پاکستان و عربستان سعودی است  که چندین دهه از طریق همکاری‌های نزدیک و چندجانبه در کنار یکدیگر ایستاده‌اند.

  • دهه ۱۹۶۰ و جنگ اعراب و اسرائیل (۱۹۷۳): پاکستان از دهه ۱۹۶۰ مأموریت‌های آموزش نظامی را در عربستان سعودی آغاز کرد. این دو کشور پس از جنگ تاریخی اعراب و اسرائیل در اکتبر ۱۹۷۳، همکاری بسیار نزدیکی داشتند؛ پس از این جنگ، ملک فیصل از عربستان سعودی به همراه ذوالفقار علی بوتو، نخست‌وزیر وقت پاکستان، حامی مشترک اجلاس سران اسلامی در سال ۱۹۷۴ در لاهور شدند. در آن اجلاس بود که سازمان آزادیبخش فلسطین (PLO)، که در آن زمان یاسر عرفات ریاست آن را بر عهده داشت، به عنوان نماینده قانونی مردم فلسطین به رسمیت شناخته شد و این اولین باری بود که چنین به رسمیت شناختن جهانی به سازمان PLO اعطا می‌شد.
  • جنگ افغانستان و حمایت طالبان: همکاری پاکستان و عربستان در طول سال‌های جنگ افغانستان ادامه یافت؛ در آن زمان عربستان سعودی کمک‌های مالی پنهانی به ارزش ۲.۱ میلیارد دلار برای مبارزه افغانستان فراهم کرد. بعدتر در سال ۱۹۹۷، پس از به قدرت رسیدن طالبان در کابل، پاکستان و عربستان سعودی جزو سه کشوری بودند که طالبان افغانستان را به رسمیت شناختند؛ این سیاستی بود که بین اسلام‌آباد و ریاض هماهنگی بسیار نزدیکی داشت.
  • حمایت در برابر تحریم‌ها (۱۹۹۸): در سال ۱۹۹۸، هنگامی که پاکستان به یک قدرت هسته‌ای تبدیل شد و تحریم‌هایی از سوی غرب بر این کشور اعمال گردید، این عربستان سعودی بود که با ارائه ۲ میلیارد دلار نفت رایگان، به پاکستان کمک کرد تا از این بحران رهایی یابد.

ادامه تاریخچه روابط و مواجهه با فشار غرب پس از ۱۱ سپتامبر

در سال ۱۹۹۹، من (به عنوان وزیر اطلاعات وقت) اولین کنفرانس بین‌المللی را در اسلام‌آباد برای بزرگداشت یکصدمین سالگرد تأسیس پادشاهی عربستان سعودی برگزار کردم که هیئتی بزرگ از عربستان به ریاست همتای سعودی‌ام، دکتر فواد الفارسی، وزیر اطلاعات وقت، در آن حضور یافت. روشنفکران و روزنامه‌نگاران برجسته سعودی نیز در آن کنفرانس شرکت کردند.

پس از ۱۱ سپتامبر، هم پاکستان و هم عربستان سعودی در مرکز توجه طوفان قرار گرفتند و از سوی ایالات متحده با فشارهای گوناگونی مواجه شدند.

نحوه هماهنگی و ارتباط نزدیک غرب میان پاکستان و عربستان سعودی در کتاب مشهوری که در اکتبر ۲۰۰۵ توسط «فیلیپ سندز»، وکیل و نویسنده بریتانیایی، با عنوان «جهان بی‌قانون: آمریکا و ساختن و شکستن قوانین جهانی» (Lawless World: America and the Making and Breaking of Global Rules)  در لندن منتشر شد، فاش گردید.

این کتاب به گفتگویی میان جورج بوش، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، و تونی بلر، نخست‌وزیر وقت بریتانیا، در ۳۰ ژانویه ۲۰۰۳، یعنی تنها چند هفته قبل از حمله به عراق، اشاره می‌کند.

کتاب می‌گوید که رئیس‌جمهور بوش به نخست‌وزیر تونی بلر گفته بود که «می‌خواهد در موضوع اشاعه تسلیحات کشتار جمعی فراتر از عراق برود و به‌طور خاص به ایران، کره شمالی، پاکستان و عربستان سعودی به عنوان بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر پس از حل و فصل موضوع عراق اشاره کرده بود. »

به عبارت دیگر، با وجود اینکه هم پاکستان و هم عربستان سعودی در آن زمان متحدان ظاهری ایالات متحده در دوران پس از ۱۱ سپتامبر بودند، اما در گفتگوی خصوصی، رئیس‌جمهور آمریکا آنها را به عنوان «کشورهای مورد نگرانی در مورد تسلیحات کشتار جمعی» هدف قرار داده بود. به بیان دیگر، این دو کشور علی‌رغم متحد بودن با آمریکا، در خفا با مظنونیت و خصومت، در کنار دشمنان ایالات متحده مانند عراق، ایران و کره شمالی، هم‌ردیف شده بودند.

تحلیل توافق دفاعی پاکستان و عربستان در بستر ژئوپلیتیک کنونی

با توجه به این بستر، توافقنامه دفاعی راهبردی پاکستان و عربستان سعودی، به‌موقع و بسیار منطقی است و یک تحول مهم در ژئوپلیتیک متغیر خاورمیانه به شمار می‌آید.

در خاورمیانه، تهدیدهای تجاوز آشکار شده‌اند، به‌ویژه از ماه مه که:

  • هند با حمایت اسرائیل به پاکستان حمله کرد.
  • اسرائیل با حمایت هند به ایران حمله کرد.
  • سپس اسرائیل به قطر نیز حمله کرد که احتمالاً با رضایت ضمنی حامی آمریکایی آن صورت گرفت.

پیش از این نیز، حملات بی‌وقفه اسرائیل در قالب نسل‌کشی در غزه، و همچنین تجاوزات آن علیه سایر کشورهای مسلمان مانند سوریه، لبنان و یمن ادامه داشته است.

نتیجه‌گیری:

  • واضح است که اسرائیل با استفاده از قدرت نظامی خود و با مقاومت بسیار کم یا بدون مقاومت، طرح »اسرائیل بزرگ«  را دنبال می‌کند و امنیت منطقه خاورمیانه در خطر است.
  • علاوه بر این، ایالات متحده آمریکا، که فراهم‌کننده سنتی امنیت برای کشورهای عربی خلیج فارس بود، به نظر می‌رسد از مسئولیت خود شانه خالی کرده است؛ زیرا سیاست این کشور تحت تأثیر لابی قدرتمند اسرائیل و اصل »«اول اسرائیل «قرار دارد، حتی به قیمت منافع اصلی آمریکا.

تحلیل توانایی‌های نظامی پاکستان و اهمیت توافق دفاعی با عربستان سعودی:

پاکستان، به‌ویژه در پی عملکرد نظامی برجسته خود در برابر رقیب بسیار بزرگ‌تری چون هند در رویارویی نظامی ماه مه، ثابت کرده است که اراده، مهارت و توانایی لازم برای حفظ، حراست و ارتقای حاکمیت و تمامیت ارضی خود را داراست.

با توجه به سابقه پاکستان در جهان اسلام و دیدگاه پان‌اسلامیستی آن، این کشور همواره در خط مقدم حامیان ملت‌های تحت ستم مسلمان، خواه در کشمیر، فلسطین، قبرس (قبرس شمالی)، قره‌باغ، کوزوو، روهینگیا، بوسنی و همچنین اکثر آرمان‌های عادلانه دیگر در آفریقا بوده است.

اهمیت و استقبال منطقه‌ای از توافقنامه:

از این رو، توافقنامه پاکستان و عربستان سعودی به طور گسترده‌ای مورد تحسین تمام بخش‌های جامعه پاکستان و نیروهای سیاسی قرار گرفته است. این امر نشان‌دهنده یک اجماع ملی فراگیر در پاکستان برای مستحکم‌سازی پیوندهای نزدیک‌تر با کشور برادر، عربستان سعودی است؛ احساساتی مشابه آنچه برای شریک استراتژیک همیشگی و برادر آهنین پاکستان، یعنی جمهوری خلق چین وجود دارد.

این توافق دفاعی از مصر تا ایران مورد استقبال قرار گرفته است؛ به طوری که پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، این توافق را «گامی به سوی یک نظام امنیت منطقه‌ای جامع با همکاری کشورهای مسلمان» توصیف کرده است.

این تحول، یک نقطه عطف در سیاست جهانی و خاورمیانه است و نقش جدید پاکستان به عنوان تأمین‌کننده امنیت خالص برای عربستان سعودی، نویدبخش صلح و امنیت در منطقه خاورمیانه و جهان اسلام خواهد بود.

نکات کلیدی گزارش

۱.  زمان‌بندی توافقنامه

  • این توافقنامه در بحبوحه افزایش تجاوزات اسرائیل امضا شد که آخرین مورد آن حمله به قطر بود. قطر ششمین کشور با اکثریت مسلمان است که قربانی حملات هدفمند اسرائیل می‌شود.
  • ایالات متحده، علیرغم داشتن پایگاه‌های نظامی در منطقه خلیج فارس، در حفاظت از متحدان مسلمان خود ناکام بوده است (مانند حمله به تأسیسات نفتی عربستان سعودی در سال ۲۰۱۹ و حمله به قطر در سال ۲۰۲۵).
  • توانایی پاکستان برای دفاع موفقیت‌آمیز از خود و شکست تجاوزات هند در ماه مه ۲۰۲۵، اعتبار نظامی و وجهه منطقه‌ای آن را افزایش داده است.
  • این توافق ادامه سابقه پاکستان در ارائه کمک‌های امنیتی است، از جمله مأموریت‌های رزمی نیروی هوایی پاکستان در جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۷۳ و خدمات امنیتی ارائه شده در طول جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲ در قطر.

۲.  اهمیت توافقنامه

  • اولین پیمان دفاعی مسلمانان: این توافقنامه نخستین پیمان دفاعی مسلمانان بین دو کشور برادر مسلمان است؛ از این رو، نقش کلیدی پاکستان در تأمین امنیت خاورمیانه را ارتقا می‌دهد.
  • بازگشت پاکستان: پاکستان پس از تقریباً پنج دهه، مجدداً به خاورمیانه به عنوان یک تأمین‌کننده امنیت خالص بازگشته است.
  • عاملان اصلی: این توافق دفاعی تاریخی را می‌توان عمدتاً به نقش دو تصمیم‌گیرنده کلیدی نسبت داد: مارشال سید عاصم منیر و شاهزاده محمد بن سلمان.
  • یادآور صمیمیت تاریخی: این توافق دفاعی تاریخی، یادآور همکاری صمیمانه و نزدیک بین پاکستان و عربستان سعودی از زمان اجلاس سران اسلامی لاهور در سال ۱۹۷۴ است که دو کشور میزبان مشترک آن بودند.

۳. پیامدهای توافقنامه

  • همبستگی اسلامی: این توافقنامه به عنوان نمایشی از همبستگی اسلامی، در سراسر جهان اسلام از جمله مصر و ایران مورد استقبال قرار گرفته است؛ به طوری که مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، آن را «گامی به سوی یک نظام امنیت منطقه‌ای جامع با همکاری کشورهای مسلمان» تحسین کرده است.
  • تضعیف محور هند-اسرائیل: این توافق همکاری نظامی بین کشورهای مسلمان را افزایش داده و محور نظامی هند و اسرائیل را تضعیف می‌کند.
  • نابودی: IMEC این توافق، استراتژی کریدور هند-اسرائیل-خاورمیانه (IMEC) که توسط بایدن و مودی در جریان اجلاس سران گروه ۲۰ در دهلی در سپتامبر ۲۰۲۳ با تبلیغات فراوان اعلام شد را «در زیر آوار نسل‌کشی غزه و اکنون در شن‌های عربستان» مدفون می‌کند.
  • الگوی جدید امنیت منطقه‌ای: این توافق الگوی جدیدی از امنیت منطقه‌ای را ایجاد می‌کند که قدرت نظامی پاکستان و قدرت اقتصادی عربستان سعودی را با هم ترکیب می‌کند.
  • ارتقاء نقش پاکستان: این توافق پاکستان را به یک قدرت متوسط مسلمان بزرگ تبدیل می‌کند و قابلیت‌های نظامی و نفوذ دیپلماتیک آن اکنون در استراتژیک‌ترین منطقه جهان آشکار شده است.
  • اعتبار نیروهای مسلح پاکستان: این توافق به منزله به رسمیت شناختن احترام و اعتبار حرفه‌ای‌گری، برتری نظامی و توانایی ارتش پاکستان برای انجام تعهدات، هم در داخل کشور و هم برای دوستان منطقه‌ای است.
  • جستجوی گزینه‌های جدید: این توافق نشان می‌دهد که در چشم‌انداز ژئوپلیتیکی متغیر خاورمیانه، با کاهش اعتبار غرب در پی نسل‌کشی اسرائیل در غزه، کشورهای منطقه اکنون به دنبال گزینه‌های امنیتی راهبردی جدید در درون جهان اسلام هستند.

اهمیت توافقنامه

«پراوین ساهنی» استراتژیست نظامی برجسته هندی، این توافقنامه را «یک نقطه عطف مهم» دانسته است؛ زیرا «پاکستان را به نیروی نظامی پیشرو در منطقه تبدیل کرده است» که قدرت نظامی پاکستان را با توان اقتصادی کشورهای مسلمان ترکیب می‌کند. پیمان دفاعی پاکستان و عربستان، تحولی بسیار خوشایند برای همبستگی امت مسلمان است و به وابستگی به غرب پایان می‌دهد. ۵۲ سال پیش نیز، در جنگ اعراب و اسرائیل در اکتبر ۱۹۷۳، این پاکستان بود که از امنیت اعراب حفاظت کرد.

این توافقنامه دفاعی راهبردی، که اولین توافق میان دو کشور مسلمان است، به سه دلیل تاریخی و به‌موقع است:

الف. شکست آمریکا در حمایت: این توافق پس از شکست آمریکا در محافظت از متحدان عرب خود، که منجر به تجاوز اسرائیل علیه یک متحد ظاهری مانند قطر شد، به امضا رسید.

ب. مقابله با طرح‌های اسرائیل بزرگ: این توافق پس از طرح‌های سریالی و بدون کنترل «اسرائیل بزرگ» علیه فلسطین، قطر، ایران، لبنان، سوریه و یمن صورت می‌گیرد.

ج. توانایی نظامی پاکستان: این توافق پس از شکست دادن نزدیک‌ترین متحد اسرائیل، یعنی هند، در رویارویی نظامی ماه مه ۲۰۲۵ منعقد شد؛ جایی که پاکستان اراده، مهارت و توانایی نظامی خود را برای مقابله و پاسخ دندان‌شکن به قلدر منطقه‌ای، یعنی هند، نشان داد. پاکستان اکنون به عنوان یک تضمین‌کننده امنیت خاورمیانه در حال ظهور است.

بدون شک، این مهم‌ترین ابتکار نظامی و دیپلماتیک برای امت مسلمان از زمان اجلاس سران اسلامی ۱۹۷۴ در لاهور است که به طور مشترک توسط ذوالفقار علی بوتو، نخست‌وزیر وقت پاکستان، و ملک فیصل شهید از عربستان سعودی میزبانی شده بود. این بار، تصمیم‌گیرندگان اصلی در پشت توافق دفاعی پاکستان و عربستان، مارشال سید عاصم منیر و شاهزاده محمد بن سلمان بودند.

پیامدهای توافقنامه دفاعی راهبردی پاکستان و عربستان سعودی

این توافقنامه مهم، سه پیامد کلیدی دارد:

۱.  پایان پارادایم «نفت در برابر امنیت آمریکا در خاورمیانه

  • تغییر ژئوپلیتیک: پارادایم »نفت در برابر امنیت «که بیش از نیم قرن دسترسی آمریکا به نفت بی‌وقفه را در ازای تأمین چتر امنیتی برای کشورهای ثروتمند خلیج فارس تضمین می‌کرد، اکنون از بین رفته است.
  • ترک مسئولیت آمریکا: ایالات متحده، علی‌رغم حضور بیش از ۳۰,۰۰۰ سرباز در ۲۲ پایگاه نظامی منطقه، هیچ اقدامی در برابر حمله به تأسیسات نفتی عربستان در سال ۲۰۱۹ انجام نداد و حتی سامانه‌های موشکی پاتریوت خود را خارج کرد.
  • تجاوز اسرائیل بدون پاسخ: در حمله اخیر اسرائیل به قطر نیز، علی‌رغم اینکه این کشور میزبان مذاکرات صلح موساد و حماس و محل استقرار بیش از ۱۰,۰۰۰ سرباز آمریکایی در بزرگ‌ترین پایگاه نظامی آمریکا (پایگاه العدید) بود، اسرائیل بدون هیچ پاسخی یا تنبیهی از این تجاوز رهایی یافت.
  • نتیجه: نقش سنتی آمریکا به عنوان محافظ امنیت خاورمیانه اکنون به گذشته پیوسته است.

۲.  الگوی جدید امنیت منطقه‌ای: قدرت نظامی پاکستان + قدرت اقتصادی عربستان

  • فرمول پیروزی: این شراکت امنیتی یک الگوی جدید منطقه‌ای ایجاد می‌کند که قدرت نظامی پاکستان را با توان اقتصادی عربستان سعودی ترکیب کرده و یک ترکیب برنده را فراهم می‌آورد.
  • توانایی دفاعی پاکستان: ارتش پاکستان با اثبات حرفه‌ای‌گری، تجربه جنگی و آموزش بالا، توانایی مقابله با انواع چالش‌های نظامی را با عزم و شجاعت کامل نشان داده است.

۳.  مهار مؤثر محور نوظهور هند و اسرائیل

  • مهار نظامی و سیاسی: پاکستان در رویارویی نظامی ماه مه ضربه سختی به هند وارد کرد و متعاقباً ایران نیز در نبرد ۱۲ روزه ماه ژوئن ضربه سختی به اسرائیل وارد نمود.
  • مدفون شدن IMEC :در نتیجه، طرح پر سر و صدای کریدور اقتصادی هند-اسرائیل-خاورمیانه (IMEC) که توسط بایدن و مودی در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۳ با هدف مقابله با کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) و طرح «یک کمربند-یک جاده» (BRI) رونمایی شد، اکنون پس از توافق دفاعی پاکستان و عربستان، زیر آوار نسل‌کشی غزه و شن‌های عربستان مدفون شده است.

پیامدهای منطقه‌ای توافقنامه دفاعی پاکستان و عربستان سعودی

توافقنامه دفاعی راهبردی میان پاکستان و عربستان سعودی، پیامدهای مشخصی برای بازیگران کلیدی منطقه و جهان دارد:

الف) ایالات متحده آمریکا (USA)

ایالات متحده نباید با توافقی که بین دوستانش در منطقه (که در حال حاضر روابط خوبی با واشنگتن دارند و با پرزیدنت ترامپ نیز رابطه شخصی قوی برقرار کرده‌اند) صورت می‌گیرد، مخالف باشد.

  • همسویی با منافع آمریکا: در هر صورت، این توافق بیشتر در مورد دفاع از یکی از متحدان نزدیک آمریکا در منطقه است که با دوست دیگر ایالات متحده (پاکستان) پیوند خورده است؛ کشوری که آمریکا با آن درگیر یک رابطه چندجانبه حول محور کریپتو، مواد معدنی حیاتی و مبارزه با تروریسم است.
  • نه جایگزین، بلکه پیوند برادرانه: این توافق به‌منظور جایگزینی نقش آمریکا در منطقه نیست، که در هر صورت بزرگترین حضور نظامی را در خاورمیانه دارد. بلکه این توافق در مورد پیوند میان دو کشور برادر مسلمان با میراث، تاریخ، مذهب، جهان‌بینی و منافع مشترک است.
  • نتیجه: این توافق به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند مغایر با منافع ایالات متحده در منطقه تلقی شود.

ب) جمهوری اسلامی ایران

این توافق در بستر سه تحول مهم در روابط ایران با پاکستان و عربستان سعودی صورت گرفته است و بنابراین، زمینه را برای همگرایی نزدیک‌تر منافع بین این سه کشور مسلمان فراهم می‌کند. از این رو، مورد استقبال ایران قرار گرفته است.

  1. تداوم نزدیکی ایران و عربستان: اولین مورد، توافق عادی‌سازی روابط ایران و عربستان سعودی است که در مارس ۲۰۲۳ با میانجیگری چین به دست آمد و هر دو کشور به آن پایبند هستند.
  2. حمایت متقابل در برابر اسرائیل: این توافق پس از تجاوز اسرائیل علیه ایران امضا شد؛ در این درگیری، پاکستان به صورت علنی و قاطعانه از ایران حمایت کرد و به همین دلیل مجلس ایران به صورت علنی از پاکستان بابت این دوستی پایدار تشکر کرد.
  • تقویت امنیت مرزها: روابط پاکستان و ایران همچنین با بهبود مدیریت مرزها تقویت شده است، به طوری که هر دو طرف به توافق رسیده‌اند تا فضاهای بدون حاکمیت در دو سوی مرز برای بی‌ثبات کردن یکدیگر استفاده نشود. دو کشور همچنین برای نظارت و هماهنگی نزدیک‌تر در مورد مدیریت مرزها به توافق رسیده‌اند تا نیروهای امنیتی یکدیگر در خاک طرف مقابل مستقر شوند؛ از جمله استقرار پرسنل ایرانی در تربت (استان بلوچستان پاکستان) و پرسنل پاکستانی در زاهدان (استان سیستان و بلوچستان ایران).
  1. تأیید روابط در درگیری‌های اخیر: روابط ایران و عربستان نیز در جریان درگیری اخیر با اسرائیل مستحکم‌تر شده است. بر اساس منابع ایرانی، یک نامه مهم در ۱۷ آوریل ۲۰۲۵ از طرف ملک سلمان به رهبر معظم ایران تحویل داده شد که دو مؤلفه کلیدی داشت:
  • حمایت از مذاکرات هسته‌ای جدید: ظاهراً این نامه بیان می‌کرد که عربستان سعودی از مذاکرات بین ایران و ایالات متحده برای توافق هسته‌ای جدید حمایت کامل می‌کند، زیرا احساس می‌کنند این توافق بر خلاف موضع انتقادی سابق عربستان در ۱۰ سال پیش، می‌تواند برای امنیت منطقه مثبت باشد.
  • پیشنهاد میانجی‌گری و تضمین عدم خصومت: ظاهراً این نامه پیشنهاد کمک برای میانجیگری بین تهران و واشنگتن در روابط دوجانبه را منتقل کرده و اطمینان داده است که عربستان سعودی بخشی از هیچ اقدام خصمانه‌ای علیه ایران از سوی هیچ طرفی نخواهد بود.
  • تضمین عدم عادی‌سازی با اسرائیل: عربستان سعودی به تهران اطمینان داد که تا زمانی که دولت فلسطین با پایتختی اورشلیم (قدس) تأسیس نشود، روابط خود را با اسرائیل عادی نخواهد کرد.

ج) جمهوری خلق چین

  • چین به عنوان محور سیاست خارجی پاکستان و قوی‌ترین شریک آن، یک شراکت بسیار نزدیک با عربستان سعودی دارد.
  • چین همچنین کشوری بود که میانجیگری برای نزدیکی ایران و عربستان سعودی را در مارس ۲۰۲۳ انجام داد.
  • بنابراین، چین این توافقنامه را در نوری بسیار مثبت خواهد دید.

نگرانی هند و اسرائیل

تنها کشورهایی که این توافقنامه برایشان نگران‌کننده است، هند و اسرائیل هستند که دلایل آن قابل درک است:

  • هر دوی آن‌ها رژیم‌هایی توسعه‌طلب و جاه‌طلب هستند که یکی (هند) از »آکاند بهارات«  (هند بزرگ) و دیگری (اسرائیل) از » اِرِتز اسرائیل« (اسرائیل بزرگ) صحبت می‌کند.
  • هر دوی این دیدگاه‌ها به ترتیب توسط ایدئولوژی‌های فاشیستی و نژادپرستانه هیندوتوا و صهیونیسم بافته شده‌اند.

مقالات پیشنهادی:

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *