در صفحه شطرنج سیاسی پرتلاطم جهان در سده بیستویکم، همکاری راهبردی چین و پاکستان بهعنوان یکی از پایدارترین و استوارترین پیمانها در آسیا شناخته میشود. این پیوند که از دل منافع همسوی تاریخی و اندیشههای امنیتی مشترک سر برآورده، اکنون در آستانه دگرگونیای بنیادین قرار گرفته است. باتوجهبه روند این همکاریها در سال ۲۰۲۵، آشکار است که روابط دو کشور تنها به دادوستد جنگافزار یا رزمایشهای نمادین محدود نمیشود، بلکه در حال تبدیلشدن به یک «سامانه یکپارچه امنیتی» است. برنامه بزرگ «کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان» که شاهرگ اقتصادی این پیوند به شمار میرود، خود به عاملی سرنوشتساز در معادلات امنیتی بدل شده و نیاز به حفاظت از داراییها و منافع مشترک را در اولویت قرار داده است.
همزمان دگرگونیهای ساختاری در منطقه ازجمله تغییر نظم سیاسی در افغانستان، تشدید تنشهای هند ـ چین و دگرگونی در موقعیت قدرتهای فرامنطقهای دو کشور را به تعمیق هرچه بیشتر همکاریهای دفاعی و اطلاعاتی سوق داده است. ازاینرو، این نوشتار در پی واکاوی ابعاد دفاعی ـ امنیتی این اتحاد راهبردی در سال ۲۰۲۵ است و میکوشد با بررسی حوزههایی همچون همکاری فناورانه در عرصههای دفاعی، تمرینات نظامی پیشرفته، و هماهنگیهای امنیتی در برابر تهدیدهای گوناگون، تأثیر این همکاری را بر شکلدهی به نظم نوین آسیای جنوبی ارزیابی کند.
زمینههای تاریخی و راهبردی همکاری
پیشینه همکاری دفاعی ـ امنیتی چین و پاکستان به چند دهه پیش بازمیگردد و بر منطق راهبردیِ تغییرناپذیری استوار است. این پیوند که از میانههای سده بیستم شکل گرفت، در بستر تحولات منطقهای و بینالمللی رشد یافت. نقطه آغازین شکلگیری این اتحاد را میتوان در جنگ هند و پاکستان در سال ۱۹۶۵ دید.
زمانی که پشتیبانی دیپلماتیک و نظامی چین از پاکستان، سنگبنای اعتماد استراتژیک بین دو کشور را بنیان نهاد. در دوران جنگ سرد، این رابطه عمیقتر شد؛ زیرا پاکستان باوجود عضویت در پیمان سنتو، نقش پل ارتباطی میان چین و جهان غرب را ایفا کرد و زمینه برقراری تماس میان واشنگتن و پکن رافراهم کرد. این نقش میانجیگرانه، سرمایه سیاسی بیهمتایی را برای اسلامآباد به ارمغان آورد و جایگاه این کشور را بهعنوان شریکی قابلاعتماد در چشم رهبران چینی تقویت نمود.
از نگاه راهبردی، این همکاری بر پایه همخوانی بنیادی منافع ملی دو کشور استوار است. برای پاکستان، چین نهتنها متحدی استراتژیک در برابر رقیب دیرینهاش، هند، به شمار میرود، بلکه منبعی حیاتی برای دستیابی به فناوریهای پیشرفته نظامی، تجهیزات دفاعی و سرمایهگذاری در زیرساختهای اقتصادی محسوب میشود. در مقابل، برای چین، پاکستان شریکی کلیدی در اجرای پروژه بزرگ «کمربند و جاده» و بهویژه کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC) است. این کریدور، دسترسی چین به آبهای آزاد اقیانوس هند را فراهم کرده و وابستگی این کشور به تنگه استراتژیک مالاکا را را کاهش میدهد و بهتبع آن امنیت انرژی و مسیرهای ترانزیتی چین را تضمین مینماید. افزون بر این، همکاری با پاکستان، به افزایش نفوذ راهبردی چین در جنوب آسیا کمک کرده و در برابر نفوذ فزاینده هند و آمریکا توازن ایجاد میکند. بنابراین، این اتحاد فراتر از یک رابطه دوجانبه ساده، به عاملی تعیینکننده در معادلات امنیتی و توازن قوای منطقهای تبدیل شده است.
روند اتحاد دفاعی چین و پاکستان در ۲۰۲۵
همکاریهای دفاعی و امنیتی چین و پاکستان در سال ۲۰۲۵ به مرحله کمسابقهای از بلوغ و یکپارچگی رسیده است. در اوت ۲۰۲۵، «وانگ یی»، وزیر خارجه چین در دیدار با مقامات ارشد پاکستانی، ازجمله رئیس ستاد ارتش این کشور، درباره امنیت منطقهای و مبارزه با تروریسم گفتوگو کرد. در این دیدار دو طرف بر «شراکت استراتژیک همهجانبه و پایدار» تأکید کرده و چین حمایت کامل خود از حاکمیت و توسعه پاکستان را بار دیگر اعلام کرد.
بر اساس آمار مرکز مطالعات راهبردی اسلامآباد، حجم قراردادهای دفاعی دو کشور در این سال به ۹.۲ میلیارد دلار رسید که شامل فروش هشتاد فروند جنگنده پیشرفته، سیوپنج سامانه پدافند هوایی و انتقال فناوری تولید چهار نوع پهپاد رزمی چین به پاکستان بود. این قراردادها نسبت به سال ۲۰۲۰ حدود ۱۴۰ درصد رشد داشتهاند.
همچنین بر اساس توافقی پنج میلیارد دلاری، نیروی دریایی پاکستان اولین زیردریایی کلاس «هانگور» ساخت چین را تا سال ۲۰۲۶ دریافت خواهد کرد. این برنامه که تا سال ۲۰۲۸ ادامه دارد، شامل تحویل هشت زیردریایی (چهار فروند ساخت چین و چهار فروند مونتاژ پاکستان) است که توان بازدارندگی پاکستان در برابر هند و نفوذ راهبردی چین در اقیانوس هند را تقویت میکنند. در همین راستا، مقامات دریایی پاکستان نیز از گسترش همکاریها با چین در حوزههای هوش مصنوعی، سامانههای بدون سرنشین و جنگ الکترونیک در آیندهای نزدیک خبر دادهاند.
در حوزه امنیتی، پروژه مشترک «حفاظت طلایی» با بودجه ۲.۷ میلیارد دلار به بهرهبرداری کامل رسیده است. این پروژه شامل نصب دو هزار دوربین نظارتی هوشمند در مسیر کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان و ایجاد مرکز فرماندهی مشترک سایبری در راولپندی بود. بر اساس گزارشهای رسمی، این سامانه تا اواخر سال ۲۰۲۵ موفق به کشف و خنثیسازی ۶۸ مورد تهدید امنیتی شده است.
تمرینات مشترک نظامی نیز رشد چشمگیری داشتهاند؛ بهطوریکه در سال ۲۰۲۵، بیش از پانزده رزمایش مشترک، مثل رزمایش «دوستی پایدار ۲۰۲۵» با مشارکت هجده هزار نیروی نظامی، برگزار شد. این رقم نسبت به سال ۲۰۲۰، 350 درصد رشد داشته است. همچنین، تبادلات اطلاعاتی بین دو کشور ۷۵ درصد رشد داشته و به خنثیسازی پنج شبکه تروریستی در مناطق مرزی منجر شده است.
این اقدامات، همراه با افزایش همکاریهای آموزشی (اعزام چهارصد افسر پاکستانی به چین) و توسعه پروژههای مشترک پژوهشی در حوزه فناوریهای دفاعی، همگی حکایت از آن دارند که همکاری چین و پاکستان به الگویی راهبردی در روابط بینالملل تبدیل شده است. بسیاری از کارشناسان بر این باور هستند که این سطح از همکاری، تأثیری ماندگار بر توازن قدرت در منطقه خواهد داشت که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.
تأثیر همکاری راهبردی چین و پاکستان بر معادلات منطقهای
همکاری راهبردی چین و پاکستان در سال ۲۰۲۵، توازن قوای منطقهای را بهویژه در جنوب آسیا و اقیانوس هند دستخوش تغییرات اساسی کرده است. این همکاری که در قالب پروژههای دفاعی و اقتصادی مانند کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان (CPEC) تعریف شده، نهتنها توان نظامی پاکستان را در برابر هند تقویت کرده، بلکه نفوذ راهبردی چین را تا غرب آسیا و آبراهههای بینالمللی گسترش داده است. بهطور مشخص، تحویل زیردریاییهای پیشرفته کلاس «هانگور» به پاکستان تا سال ۲۰۲۸ در چارچوب یک توافق پنج میلیارد دلاری، توان بازدارندگی اسلامآباد را در دریای عمان و اقیانوس هند افزایش داده و فشار مضاعفی بر نیروی دریایی هند وارد میکند. این تحولات، هند را وادار کرده تا برای حفظ موازنه، همکاریهای دفاعی خود را با قدرتهایی مانند فرانسه و روسیه گسترش دهد.
از منظر اقتصادی، کریدور چین ـ پاکستان با ارزش شصت میلیارد دلار، دسترسی مستقیم چین به دریای عمان و خلیجفارس را فراهم کرده و وابستگی آن را به تنگه استراتژیک مالاکا کاهش میدهد. این امر نهتنها موقعیت چین را در مسیرهای تجاری جهانی تقویت میکند، بلکه زمینهساز نفوذ بیشتر آن در کشورهای همجوار مانند افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی میشود. در بعد امنیتی، عملکرد موفق جنگندهها و سامانههای دفاعی چینی در درگیریهای مرزی پاکستان با هند، بهعنوان نمونهای از کارآمدی خیرهکننده تحهیزات ساخت چین، توجه بازیگران منطقهای را جلب کرده و جایگاه پکن را بهعنوان تأمینکننده قابلاعتماد تسلیحات تقویت میکند. در مجموع، این همکاری یکپارچه، چین را به بازیگری تعیینکننده در تحولات امنیتی جنوب آسیا تبدیل کرده و ضمن تقویت قابلملاحظه توان نظامی پاکستان، به تشدید رقابتهای ژئوپلیتیک در منطقه انجامیده است.
پیامدهای راهبردی برای ایران
افزایش همکاریهای راهبردی پکن و اسلامآباد پیامدهایی پیچیده و دوسویه برای ایران به همراه دارد. از یکسو، گسترش نفوذ چین در منطقه از طریق پاکستان میتواند موجب تقویت محور شرقی ایران و ایجاد موازنه در برابر فشارهای غرب شود. علاوهبرآن، ایران میتواند از طریق پاکستان به برخی از تجهیزات نظامی پیشرفته چینی دسترسی یابد که تاکنون بنا بهدلایل متعدد و بهرغم داشتن روابط دیپلماتیک مناسب با پکن آنها را دریافت ننموده است. همچنین، پروژه گسترش کریدور اقتصادی چین و پاکستان به سمت ایران میتواند فرصتهای اقتصادی و ترانزیتی جدیدی برای تهران فراهم کند.
در مقابل، تقویت توان نظامی پاکستان، بهویژه در حوزههایی دریایی و موشکی، میتواند توازن سنتی قدرت در منطقه را بر هم بزند و نگرانیهایی امنیتی برای ایران ایجاد کند. گسترش همکاریهای دریایی چین و پاکستان در آبهای دریای عمان، میتواند بهعنوان مانعی در برابر توسعه نفوذ دریایی ایران تلقی شود. افزون بر آن، افزایش قدرت نظامی پاکستان میتواند باعث تشدید رقابت تسلیحاتی شده و ثبات کلی منطقه را در معرض خطر قرار دهد که درنتیجه آن امنیت ایران نیز تحتتأثیر قرار خواهد گرفت.
چشمانداز آینده همکاریهای دفاعی چین و پاکستان
شواهد حاکی از آن است که همکاریهای دفاعی و امنیتی چین و پاکستان در آینده، با شتاب فزایندهای به سوی تعمیق هرچه بیشتر اتحاد راهبردی پایدار و همهجانبهای پیش خواهد رفت. بر اساس تحلیلهای کارشناسی، این همکاری در پنج سال آینده بر سه محور اصلی متمرکز خواهد شد:
- توسعه فناوریهای راهبردی: دو کشور با سرمایهگذاری مشترک پانزده میلیارد دلاری در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، جنگندههای نسل ششم، و سامانههای دفاع سایبری در پی ایجاد برتری فناورانه در منطقه هستند؛
- گسترش همکاریهای دریایی: باتوجهبه اهمیت راهبردی اقیانوس هند، ناوگان مشترک چین و پاکستان تا سال ۲۰۳۰ به بیست کشتی جنگی افزایش خواهد یافت که شامل زیردریاییهای هستهای و ناوهای هواپیمابر نیز میشود؛
- تعمیق هماهنگی امنیتی: ایجاد مرکز فرماندهی مشترک سایبری و تقویت سازوکارهای تبادل اطلاعات از اولویتهای اصلی دو کشور خواهد بود.
پیشبینی میشود حجم مبادلات دفاعی دو کشور تا سال ۲۰۳۰ به بیستوپنج میلیارد دلار برسد و این همکاری به الگویی برای سایر کشورهای منطقه تبدیل
شود. بااینحال، چالشهایی مانند فشارهای بینالمللی و تشدید رقابت هند با هر دو کشور، از موانع مهم در مسیر این همکاری خواهد بود.
نتیجهگیری
همکاری راهبردی چین و پاکستان در سال ۲۰۲۵ به مرحله بیسابقهای از تحول و یکپارچگی رسیده است. این اتحاد که با سرمایهگذاری ۹.۲ میلیارد دلاری در حوزههای نظامی و امنیتی همراه بوده، نهتنها ساختار توازن قوای منطقهای را دگرگون ساخته، بلکه معماری امنیتی جنوب آسیا را نیز با تغییراتی ژرف مواجه کرده است. افزایش چشمگیر رزمایشهای مشترک نظامی و اجرای پروژههای پیشرفته امنیتی همگی حکایت از آن دارند که این اتحاد به الگویی برای سایر بازیگران منطقه تبدیل خواهد شد.
برای جمهوری اسلامی ایران بهعنوان همسایه پاکستان، این روند همزمان هم چالشبرانگیز و هم فرصتآفرین است. از یکسو، تقویت توان نظامی پاکستان ممکن است توازن سنتی قدرت را تحتتأثیر قرار دهد؛ از سوی دیگر، گسترش نفوذ چین در منطقه میتواند زمینهساز همکاریهای جدید سهجانبه باشد.
در چنین شرایطی، ایران نیازمند اتخاذ دیپلماسی فعال و هوشمندانهای است تا ضمن حفظ و تقویت روابط با چین، به توسعه مناسبات راهبردی با پاکستان در چارچوب مثلث تهران ـ پکن ـ اسلامآباد بپردازد. پیوستن به پروژه کریدور اقتصادی چین و پاکستان و توسعه همکاریهای امنیتی سهجانبه میتواند موقعیت منطقهای ایران را تقویت کرده و از انزوای احتمالی آن پیشگیری کند.
همزمان، تقویت توان دفاعی بومی و توسعه فناوریهای پیشرفته باید بهموازات این تعاملات در دستور کار قرار گیرد. این رویکرد جامع میتواند امنیت و منافع ملی ایران را در این معماری جدید تأمین نماید.