عملیات بزرگ نظامی در شمال پاکستان

آیا دولت پاکستان میتواند با تحریک طالبان پاکستان (TTP) به توافق و صلح برسد؟
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

محمد حفیظ، کارگر بارانداز در بندر قاسم کراچی است، اما این روزها فکر و ذکرش جای دیگری است؛ در واقع، صدها کیلومتردورتر. او مدام در فیس‌بوک، به‌روزرسانی صفحات محلی را دنبال می‌کند و با بستگانش در روستای مادری‌اش در منطقه ماموند باجور، که یک منطقه قبیله‌ای سابق در مرز با افغانستان است، تماس می‌گیرد تا از وضعیت آنجا باخبر شود.

روستای حفیظ یکی از چندین روستایی است که در امتداد مرز افغانستان قرار دارند و اکنون در هاله‌ای از ابهام و تنش به سر می‌برند.

در اواخر ماه گذشته، مقامات با آغاز یک عملیات نظامی جدید به نام عملیات سربکف، در بخش‌هایی از باجور مقررات منع رفت‌وآمد اعلام کردند.

این عملیات شبه‌نظامیان وابسته به تحریک طالبان پاکستان (TTP) و همچنین شاخه خراسان دولت اسلامی (ISKP)، که وابسته به گروه بین‌المللی دولت اسلامی است و در حال تجدید قوا در این منطقه بودند، را هدف قرار داده است.

این عملیات در پی افزایش خشونت‌های شبه‌نظامی در ماه‌های اخیر انجام می‌شود، که شامل ترور چندین چهره سیاسی کلیدی از جمله مولانا خان زیب، رهبر حزب ملی عوامی، هدایت‌الله خان، سناتور سابق و همچنین چندین مقام دولتی در کمین‌ها و حملات با بمب‌های دست‌ساز  است.

همین هفته گذشته، جمعیت علمای اسلام-فضل (JUI-F) دومین سالگرد حمله انتحاری ویرانگر به گردهمایی سیاسی خود در سال ۲۰۲۳ را برگزار کرد که در آن بیش از ۵۵ نفر از اعضای حزب کشته شدند. مسئولیت آن حمله را شاخه خراسان دولت اسلامی (ISKP) بر عهده گرفته بود.

تلاش برای میانجیگری:

در تلاش برای کاهش تنش‌های فزاینده، یک «جرگه» (شورای ریش‌سفیدان) متشکل از بزرگان محلی و نمایندگان سیاسی، تلاش‌هایی را برای میانجیگری بین تحریک طالبان پاکستان (TTP) و دولت آغاز کرده است.

هدف اصلی آن‌ها جلوگیری از تکرار آوارگی گسترده غیرنظامیان است، تجربه‌ای دردناک که در حافظه جمعی ساکنان منطقه عمیقاً حک شده است.

حفیظ با صدایی خسته و نگران، از طریق تلفن به من گفت: “نمی‌خواهیم ببینیم که خانواده‌هایمان، به‌ویژه زنان و کودکان، دوباره با وسایلشان به جاده‌ها سرازیر شوند.” با این حال، با توجه به بی‌ثباتی وضعیت، او به خانواده‌اش توصیه کرده است که به عنوان یک اقدام احتیاطی، به جای دیگری نقل مکان کنند. او افزود: “هر لحظه ممکن است هر اتفاقی بیفتد.”

بنا بر گزارش‌ها، جرگه‌ای به رهبری صاحب‌زاده هارون رشید، نماینده سابق مجلس ملی و رهبر ارشد جماعت اسلامی، برای جلوگیری از درگیری، دو گزینه را به جرگه رهبران تحریک طالبان پاکستان (TTP)، که ریاست آن را الیاس مهاجر، یک فرمانده محلی، بر عهده دارد، ارائه کرده است.

در حالی که جزئیات این گزینه‌ها محرمانه باقی مانده، منابعی در باجور می‌گویند که این پیشنهاد از شبه‌نظامیان می‌خواهد در صورت قصد رویارویی با نیروهای امنیتی، یا به افغانستان بازگردند یا به کوهستان‌ها عقب‌نشینی کنند.

تاکنون، نتیجه مذاکرات نامشخص باقی مانده و چندین مسئله کلیدی هنوز حل نشده است.

بلال یاسر، روزنامه‌نگار ساکن باجور، گفت: “قطع شبکه‌های تلفن همراه باعث تأخیرهای زیادی شده است.” او افزود:

هیچ‌یک از این دو جرگه (شورا) اختیار تصمیم‌گیری نهایی را ندارد. جرگه باجور باید در مورد هر موضوعی با دولت مشورت کند، در حالی که هیئت طالبان به پایگاه خود بازگشته تا برای دریافت دستورالعمل‌های بیشتر با رهبرانش در کنر و کابل تماس بگیرد.

باجور تنها نیست. تلاش‌های مشابهی برای میانجیگری در دیگر مناطق قبیله‌ای سابق در خیبر پختونخوا، مانند وزیرستان شمالی و دره تیراه در خیبر نیز در جریان است.

در این مناطق، جرگه‌های محلی همان مجموعه‌ای از پیشنهادات را به شبه‌نظامیان ارائه می‌دهند. هدف آن‌ها محافظت از جمعیت غیرنظامی در برابر آوارگی و ویرانی‌هایی است که در جریان عملیات ضرب عضب در سال ۲۰۱۴ مشاهده شد.

این اقدامات محلی، بخشی از تلاش‌های گسترده‌تری برای بازگرداندن صلح به مناطق قبیله‌ای سابق در ایالت خیبر پختونخوا هستند؛ مناطقی که فعالیت‌های شبه‌نظامی در آن‌ها، به ویژه در امتداد مرز افغانستان، به طرز نگران‌کننده‌ای افزایش یافته است.

در همین حال، رهبران جرگه‌های مناطق مختلف قبیله‌ای اخیراً در پیشاور با علی امین گنداپور، سروزیر ایالت خیبر پختونخوا  دیدار کردند.

آن‌ها به اتفاق آرا ایده عملیات نظامی و آوارگی گسترده را رد کرده و چنین اقداماتی را «غیرقابل قبول» دانستند.

 در عوض، پیشنهاد تشکیل یک جرگه گسترده و قدرتمند را دادند که متشکل از نمایندگان دولت‌های فدرال و استانی، بزرگان قبایل و دیگر ذی‌نفعان کلیدی باشد. به گفته آن‌ها، این جرگه باید گفتگوی مستقیمی را با دولت طالبان در کابل آغاز کند تا صلحی بلندمدت برقرار شود.

اما این اولین بار نیست که چنین تلاشی صورت می‌گیرد.

 در سال ۲۰۲۲، چندین دور مذاکره با میانجی‌گری طالبان افغانستان، میان مقامات پاکستانی و رهبران تحریک طالبان پاکستان (TTP) که در شرق افغانستان مستقر بودند، برگزار شد. در ماه ژوئن، آتش‌بسی اعلام شد، اما مذاکرات تا ماه نوامبر به دلیل اختلاف‌نظرهای آشتی‌ناپذیر، از جمله امتناع تحریک طالبان پاکستان از خلع سلاح یا پذیرش قانون اساسی پاکستان، شکست خورد.

امروز، سروزیر گنداپور نیز از درون حزب خود با فشار روبرو است. حزب «تحریک انصاف پاکستان» (PTI)، که رهبر زندانی آن، عمران خان، به گنداپور در مورد اجازه دادن به هرگونه عملیات نظامی در خیبر پختونخوا، از جمله مناطق قبیله‌ای سابق آن، هشدار داده  و خط قرمزی را ترسیم کرده است. پیام سیاسی روشن است: «دیگر هیچ جنگی در خاک کشورمان نخواهد بود.»

در حالی که دولت فدرال و ارتش هیچ بیانیه رسمی در مورد مذاکرات صلح جاری میان جرگه‌های قبیله‌ای و شبه‌نظامیان منتشر نکرده‌اند، دولت اخیراً هشدار قاطعی به مقامات استانی در ایالت‌های خیبر پختونخوا و بلوچستان داده و از آن‌ها خواسته است به مسئولیت‌های خود در مبارزه با تروریسم عمل کنند و افزوده که «رفتار غیرمسئولانه» دیگر تحمل نخواهد شد.

طلال چودری، مشاور وزیر در امور داخلی، روز دوشنبه در مراسمی به مناسبت روز شهدا در مقر پلیس اسلام‌آباد گفت: نیروهای امنیتی به مسئولیت‌های خود عمل می‌کنند، اما من می‌خواهم به دولت‌های استانی خیبر پختونخوا و بلوچستان که تروریسم در آنجا رو به افزایش است، بگویم که آن‌ها نیز به مسئولیت سیاسی خود عمل کنند.”

اما در مورد جرگه‌ها، مقامات وزارتخانه‌های مربوطه فدرال، از جمله وزارت کشور و وزارت دفاع، تاکنون سکوت کرده‌اند.

در همین حال، در بحبوحه افزایش گمانه‌زنی‌ها در مورد یک حمله احتمالی، تعداد زیادی از ساکنان منطقه «لوی ماموند» در باجور ترک خانه‌های خود را آغاز کرده‌اند. به گفته یاسر، روزنامه‌نگار محلی، حدود ۱۲۵۰ خانواده در نزد مقامات محلی ثبت‌نام کرده‌اند، در حالی که تعداد مشابهی نیز بدون ثبت رسمی به مناطق دیگر نقل مکان کرده‌اند.

تولد دوباره شورش و هرج و مرج:

در سال‌های اخیر، پاکستان شاهد افزایش حملات تروریستی بوده است، از حملات انتحاری و ترورهای هدفمند گرفته تا حملات پیچیده به پایگاه‌های نظامی و مساجد.

این شورش فزاینده، نشان‌دهنده تضعیف تسلط دولت بر استان‌های ناآرام خیبر پختونخوا و بلوچستان است، زیرا گروه‌های تروریستی و جدایی‌طلب هر روز جسورتر می‌شوند.

بر اساس شاخص جهانی تروریسم (GTI) در سال ۲۰۲۵، پاکستان اکنون پس از بورکینافاسو، به عنوان دومین کشور جهان که بیشترین آسیب را از تروریسم دیده، رتبه‌بندی شده است. طبق این گزارش، تعداد مرگ و میرهای مرتبط با تروریسم در سال ۲۰۲۴ با ۴۵ درصد افزایش به ۱۰۸۱ نفر رسید و تعداد حملات نیز از ۵۱۷ مورد به ۱۰۹۹ مورد افزایش یافت، یعنی بیش از دو برابر شد.

این بحران امنیتی رو به وخامت، از ترکیبی پیچیده از عوامل داخلی، منطقه‌ای و جهانی ناشی می‌شود.

 در سطح داخلی، گروه‌های غیرقانونی مانند تحریک طالبان پاکستان (TTP) و گروه حافظ گل بهادر، و سازمان‌های جدایی‌طلب قومی مانند ارتش آزادی‌بخش بلوچستان، کمپین‌های تروریستی خود را تشدید کرده‌اند. آن‌ها از بی‌ثباتی عمیق اقتصادی و آشفتگی سیاسی کشور پس از برکناری عمران خان، نخست‌وزیر سابق در سال ۲۰۲۲، بهره‌برداری کرده‌اند.

صحبت‌ها، شبه‌نظامیان و استراتژی دولت:

تصور عمومی این است که دولت پاکستان اغلب قبل از آغاز عملیات نظامی تمام‌عیار، مذاکرات صلح با گروه‌های شبه‌نظامی را از طریق جرگه‌های محلی آغاز می‌کند.

تحلیل‌گران استدلال می‌کنند که این رویکرد دو هدف را دنبال می‌کند: اول، نشان دهد که تمام گزینه‌های صلح‌آمیز به پایان رسیده است؛ و دوم، حمایت عمومی را برای اقدام نظامی جلب کند.

این الگو تقریباً در تمام عملیات‌های بزرگ ضدشورش مشاهده شده است. به عنوان مثال، در سوات، ارتش در سال ۲۰۰۹ و به دنبال فروپاشی یک توافق‌نامه صلح میان دولت وقت ایالت خیبر پختونخوا (به رهبری حزب ملی عوامی) و گروه تحریک نفاذ شریعت محمدی (به رهبری مولانا صوفی محمد)، یک حمله بزرگ را علیه شبه‌نظامیان تحت رهبری مولانا فضل‌الله آغاز کرد.

توافقات مشابه دیگری نیز در سال ۲۰۰۸ و سال‌های بعد، با مولوی فقیر محمد، یک فرمانده شبه‌نظامی در باجور و لشکر اسلام به رهبری منگل باغ در خیبر، و دیگران امضا شدند، اما این توافقات نیز دوام زیادی نیاوردند.

به همین ترتیب، عملیات ضرب عضب در سال ۲۰۱۴، تنها یک هفته پس از حمله مرگبار تحریک طالبان پاکستان (TTP) به فرودگاه کراچی، اعلام شد. این عملیات نظامی نیز پس از شکست مذاکرات صلح بین کمیته تشکیل‌شده توسط دولت و رهبری تحریک طالبان پاکستان آغاز گردید.

فخر کاکاخیل، روزنامه‌نگار اهل پیشاور و نویسنده کتاب «جنگ‌نامه» که به طور گسترده‌ای در مورد تمام عملیات‌های بزرگ ضدتروریسم در منطقه گزارش تهیه کرده است، استراتژی دولت را این‌گونه توضیح می‌دهد:

 دولت اغلب قبل از شروع عملیات، فرصتی برای مذاکرات صلح به شبه‌نظامیان پیشنهاد می‌دهد. این به طور کلی قابل درک است که شبه‌نظامیان برای مدت طولانی به این توافقات پایبند نخواهند بود. نقض نهایی این توافقات توسط آن‌ها، به دولت توجیهی برای اقدام نظامی می‌دهد و همچنین به جلب حمایت مردم محلی کمک می‌کند.

او همچنین به تمایز ایدئولوژیکی میان جناح‌های شبه‌نظامی اشاره کرد که بر تمایل آن‌ها به پایبندی به توافقات صلح تأثیر می‌گذارد.

کاکاخیل با ذکر مثال حافظ گل بهادر خاطرنشان کرد: “گروه‌های شبه‌نظامی فعال در مناطق جنوبی، به ویژه وزیرستان شمالی و آن‌هایی که وابسته به مکتب فکری دیوبندی هستند، به طور تاریخی برای دوره‌های طولانی‌تری به توافقات صلح پایبند بوده‌اند که اغلب از طریق ترتیبات محلی و با تسهیل روحانیون محلی یا رهبران جمعیت علمای اسلام (شاخه فضل) صورت گرفته است.”

بهادر توافق‌نامه صلح با دولت را تا سال ۲۰۱۴ حفظ کرد، یعنی زمانی که عملیات ضرب عضب، علاوه بر تحریک طالبان پاکستان (TTP) و گروه‌های دیگر، جناح او را نیز هدف قرار داد. از آن زمان، جناح او دوباره به عنوان یکی از قدرتمندترین گروه‌های شبه‌نظامی ضد دولتی ظهور کرده است.

کاکاخل ادامه داد: “در مقابل، شبه‌نظامیانی که در مناطقی مانند باجور، مهمند و سوات فعالیت می‌کنند، اغلب پیرو ترکیبی از ایدئولوژی‌های سلفی و پنجپیری هستند. این گروه‌ها معمولاً نسبت به دموکراسی و احزاب سیاسی اسلامی خصومت بیشتری دارند و به ندرت به توافقات با دولت پایبند می‌مانند.”

ده‌ژاوو (حس آشناپنداری):

اگرچه مذاکرات با تحریک طالبان پاکستان (TTP) به رهبری جرگه در مناطق مختلف ادامه دارد، اما این مذاکرات روز سه‌شنبه ( ۲۱ مرداد)  در خیبر به یک توافق قابل توجه منجر شد.

شورای رهبری تحریک طالبان پاکستان (TTP) سندی را صادر کرد که در آن خواسته‌های کلیدی ریش‌سفیدان به رهبری  بار قنبر خیل از قبیله آفریدی را پذیرفت؛ از جمله خودداری از فعالیت‌های شبه‌نظامی، مگر در صورت تحریک از سوی نیروهای امنیتی و پایان دادن به اخاذی، آدم‌ربایی، و شکنجه مردم محلی .

با این حال، عدم اشاره به خروج تحریک طالبان پاکستان (TTP) از منطقه، نگرانی‌هایی را در مورد اثربخشی و پیامدهای بلندمدت این توافق ایجاد کرده است. منتقدان معتقدند که مشروعیت بخشیدن به یک گروه مسلح که همچنان با دولت دشمنی دارد، ممکن است تنها تسکینی موقت باشد، نه صلحی پایدار.

در حالی که برخی مذاکرات را فرصتی برای جلوگیری از یک عملیات نظامی دیگر می‌دانند، ترس و عدم اطمینان همچنان جوامع محلی را فرا گرفته است.

تحلیلگران در ایالت خیبر پختونخوا هشدار می‌دهند که این توافق در خیبر می‌تواند پیش‌زمینه‌ای برای توافقات مشابه در مناطق بی‌ثبات دیگر مانند باجور، مهمند و وزیرستان شمالی باشد؛ مناطقی که وضعیت نظم و قانون در آن‌ها رو به وخامت است و اعتراضات عمومی نشان‌دهنده نارضایتی فزاینده است.

برای جوامعی که مدت‌هاست از ستیزه‌جویی و آوارگی رنج می‌برند، این مذاکرات حس شکننده‌ای از امید را ایجاد می‌کند.

با این حال، با توجه به سابقه نقض توافقات گذشته توسط تحریک طالبان پاکستان (TTP) و موضع غیرقابل مذاکره دولت در مورد مسائل قانون اساسی، تردیدها همچنان باقی است.

چه این مذاکرات به موفقیت برسند و چه شکست بخورند، مردم مناطق قبایلی در یک آرامش ناپایدار، بین وعده‌های صلح و سایه جنگ، معلق مانده‌اند.

مقالات پیشنهادی:

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *