شستوشو و آشپزی در ساعتهای مختلف، ذخیره و نگهداری غذا برای روزهای آینده و برنامهریزی دقیق کارهای روزمره؛ تصویری از زندگی صدها هزار زن پاکستانی است که مجبورند زندگیشان را با برنامه فشرده و بازه زمانی محدودی که برق دارند، هماهنگ کنند. در پاکستان، دسترسی به انرژی نیز مانند بسیاری از نیازهای اساسی دیگر، عادلانه و برابر نیست و مثل همیشه، این زنان هستند که بیشترین آسیب را از قطع مکرر برق میبینند؛ از کارهای خانگی که ناتمام میمانند تا محدودیت در رفتوآمد و محرومیت از امکانات دیجیتال.
این موضوع در لاهور آشکارتر از هر جای دیگری بچشم میخورد؛ زیرا در این شهر مرزهای محلهها و سلسلهمراتب اجتماعی، «زندگیهای انرژیمحور» را بهشدت نابرابر کرده است. برای بررسی عمیقتر، گروهی از محققان در دانشگاه کمبریج و دانشگاه علوم مدیریتی لاهور تصمیم گرفتند بفهمند که این پیوند میان جنسیت و انرژی، در عمل چگونه در سراسر این شهر خود را نشان میدهد.در ادامه تحقیقات در مورد تقاضای برق در مناطق مرفه، آنها با ترکیبی از نظرسنجی، مصاحبههای طولانی و قدم زدن در محله ها، پنج محله کمدرآمد در لاهور به نام های بهار کالونی، لیاقتآباد، پیر کالونی، چارار پیند و گاجو ماتا را انتخاب کردند و مورد مطالعه قرار دادند.

تصاویری از خیابانهای (از چپ به راست) بهار کالونی، لیاقتآباد، چارار پیند، پیر کالونی و گاجو ماتا
هدف آنها ساده بود: میخواستند بفهمند زنان در این مناطق «حاشیهای» – یعنی محلههای کمدرآمدی که از نظر اجتماعی و ساختاری به حاشیه رانده شدهاند – چگونه در خانه، محل کار و فضای عمومی، انرژی مورد نیاز خود را تأمین و استفاده میکنند و این موضوع چه تأثیری بر زندگی روزمره و توانمندسازی کلی آنها دارد.
شهری با توسعهای نامتوازن:
تاریخ پرازحوادث دوران استعمار، گسترش لاهور پس از استقلال و دههها مهاجرت از روستا به شهر، لاهور را به شهری با محلههای متمایز تبدیل کرده است. در این شهر، جوامع مرفه و حصارکشیشده، محلههای قدیمی نظامی و مناطق صنعتی، در کنار زاغهها و سکونتگاههای نیمهرسمی پرجمعیت قرار گرفتهاند که مرز بین «ساختارمند» و «غیر ساختارمند» را محو میکنند.

چارار پیند ، که یک محله کمدرآمد و بافت غیررسمی است، در میان شهرک مسکونی مرفه DHA قرار گرفته است.
این تفاوت با تضادهای چشمگیر در تأمین زیرساختها مشخص میشود:
در حالی که شهرکهای مسکونی مرفهتر معمولاً از برق مطمئنتر، گاز لولهکشی و خیابانهای دارای مبلمان شهری بهرهمند هستند، بسیاری از مناطق کمدرآمد و با زیرساختهای ضعیف — حتی آنهایی که در مجاورت هستههای شهری مرفه قرار دارند — همچنان حاشیهای و محروم باقی ماندهاند. نتیجه این نابرابری، دسترسی ناهمگون به انرژی در مناطق مختلف است که تأثیرات جنسیتی مشخصی به همراه دارد.
برای مثال، در «چارار پیند» که روستایی با کوچههای باریک است، زنانی از خانوادههای کمدرآمد زندگی میکنند که در محاصره یکی از اصلیترین مناطق مسکونی لوکس لاهور، یعنی «Defence Housing Authority (DHA)»، قرار دارند. با وجود نزدیکی به این منطقه حومهای لوکس، آنها برای تأمین نیازهای خود به اتصالات ضعیف و خدمات ناپایدار در محله خودشان وابسته هستند.
یکی از مصاحبه شوندگان گفت: «صبحها معمولاً گاز نداریم، برای همین پدر و برادرم بدون صبحانه به سر کار میروند… فقط وقتی گاز وصل باشد میتوانیم غذا بپزیم.» او ادامه داد: «پس چطور از بخاری استفاده کنیم؟»
این نابرابریها باعث میشود زنان دچار فقر زمانی مضاعف شوند و این نشان میدهد که چگونه توسعه نامتوازن شهری، به نابرابری در دسترسی به انرژی تبدیل میشود.
(پ.ن. : عبارت “time poverty” به معنی “فقر زمانی مضاعف” اصطلاحی است که در متون جامعهشناسی و توسعه به کار میرود و به این معنی است که فرد زمان کافی برای انجام کارهای روزمره، استراحت یا فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی ندارد.)
تقسیم قدرت:
در حالی که تفاوتهای فاحشی در خدمات انرژی بین مناطق اصلی شهر و حاشیههای آن وجود دارد، پژوهش فوق نشان داد که این مناطق حاشیهای نیز در درون خود بسیار متنوع هستند.
تنها در منطقه لیاقتآباد، درآمد خانوارها تا ۲۰ برابر با یکدیگر تفاوت داشت، در حالی که روستای گاجو ماتا، واقع در بخش نشتر لاهور، کمترین میانگین درآمد و ضعیفترین خدمات شهری مانند جاده، فاضلاب و برق را داشت. این تفاوتها تصور اینکه «فقرای شهری» یک گروه واحد و یکپارچه هستند را به چالش میکشد و نشان میدهد که موقعیت جغرافیایی و مدیریت محلی به اندازه درآمد خانوار، شرایط زندگی افراد را شکل میدهد.
بررسی دقیقتر پنج محله کمدرآمدی که انتخاب شدند، نشان داد که داشتن وسایل برقی در خانوارهایی با درآمد کمتر، مستأجر بودن (در مقابل صاحبخانه بودن) و زنانی با تحصیلات پایینتر (زیر دیپلم) به طور چشمگیری کمتر بود.
تفاوت در مالکیت لوازم خانگی:
در میان خانوادههایی که لوازم خانگی داشتند نیز تفاوتهایی وجود داشت. در محله بهار کالونی، که کمتر از یک کیلومتر از محل اقامت خانواده نخستوزیران سابق، شهباز شریف و برادرش نواز شریف فاصله دارد، میزان دسترسی به یخچال و فریزر ۹۸.۵ درصد و به کولر گازی ۵۳ درصد گزارش شد. این در حالی است که گاجو ماتا با ۶۸.۴ درصد یخچال و فریزر و ۹.۲ درصد کولر گازی، به شدت از این نظر عقبتر بود.
لوازم آشپزی مانند مایکروفر، پلوپز و کتری برقی نیز بیشتر در مناطق نزدیک به هستههای شهری متمرکز بودند؛ به طوری که در بهار کالونی ۸۶.۴ درصد و در پیر کالونی ۶۰ درصد از خانوارها این وسایل را داشتند، اما این آمار در مناطق حاشیهای مانند گاجو ماتا به ۳۵.۷ درصد کاهش مییافت.
این تحقیق نشان داد که در زمینه دسترسی به فناوریهای دیجیتال، زنان در تمام مناطق مورد مطالعه نسبت به مردان دسترسی کمتری به تلفن همراه و اینترنت/وایفای دارند، اما این شکاف به شدت تحت تأثیر موقعیت جغرافیایی قرار دارد.
برای مثال، در بهار کالونی، ۸۸ درصد از خانوارها حداقل یک زن مالک تلفن همراه بود، در حالی که ۷۹ درصد حداقل یک زن از اینترنت استفاده میکردند. این آمار در گاجو ماتا به شدت پایینتر بود و به ترتیب به ۳۵ درصد و ۱۲ درصد میرسید.
یکی از شرکتکنندگان در بهار کالونی گفت: «همه ما تلفن همراه داریم. من این گوشی دکمهای کوچک را دارم؛ آن را دوست دارم چون بلد نیستم با گوشی هوشمند کار کنم، اما بچههایم گوشی هوشمند دارند. »

یخچال دست دوم که توسط یکی از ساکنین در محله پیر کالونی، که به عنوان خدمتکار کار میکند، به صورت قسطی از کارفرمایش خریده شده است.
زن دیگری در محله چارار پیند از کنترل سختگیرانهتری صحبت کرد و گفت: «عمویم گوشی دارد، فقط او اینترنت دارد… به من اجازه نمیدهند که از آن استفاده کنم. علاوه بر این، ما نمیتوانیم این همه گوشی بخریم. »
محل کار زنان نیز تأثیرگذار است. زنانی که برای کار به مناطق مرکزی یا مرکز شهر سفر میکردند، دسترسی بیشتری به ابزارهای دیجیتال داشتند (۷۳ درصد به موبایل و ۵۰ درصد به اینترنت/وایفای)، در مقایسه با زنانی که در خانه یا داخل محله خود کار میکردند که از این میان ۵۶ درصد به تلفن همراه و ۴۰ درصد به اینترنت دسترسی داشتند.
جریان انرژی از شهر به روستا:
موقعیت جغرافیایی و نزدیکی به مناطق مرکزی شهر، شانس داشتن وسایل برقی را بالا میبرد و همزمان، دانش و آرزوهای مرتبط با انرژی را افزایش میدهد. بسیاری از زنان کمدرآمدی که در مناطق مادل تاون یا DHA به عنوان خدمتکار کار میکنند، طرز کار با وسایلی مانند ماشین لباسشویی، مایکروفر، کتری برقی و کولر گازی را یاد گرفتهاند، در حالی که خودشان این وسایل را در خانه ندارند.
یکی از زنان در چارار پیند توضیح میدهد: «هیچ کس در محله ما نمیداند چگونه از این وسایل مدرن استفاده کند. ما در محل کارمان یاد میگیریم.» سپس فهرستی از غذاهایی که یاد گرفته بود بپزد و عادتهای بهداشتی که رعایت میکرد را برشمرد.
پرستاری از محله بهار کالونی نیز افزود: «یاد گرفتهام چطور از مایکروفر… کتری برقی و کولر گازی استفاده کنم؛ وسایلی که در خانه ندارم اما کار با آنها را بلدم. »
گاهی اوقات، این روابط به دستاوردهای مادی نیز تبدیل میشود. یکی دیگر از ساکنان چارار پیند که به عنوان خدمتکار در خانهای در نزدیکی DHA کار میکند، گفت: «یخچال قدیمی کارفرمایم را قسطی خریدم. قبلاً یخچال نداشتیم… حالا آنها درصدی از حقوقم را به عنوان قسط کم میکنند.
بر اساس گزارش دفتر امنیتی DHA، روزانه بیش از ۳۰۰ زن از محلههای چارار پیند و پیر کالونی از طریق گیتهای بستهشده وارد این منطقه مرفه میشوند تا کار کنند؛ رفتوآمدهایی که به دقت زیر نظر گرفته شده و ثبت میشوند. این آمار هم فرصت و هم نابرابری را نشان میدهد: مناطق مرفه به نیروی کار زنان از محلههای کمدرآمدتر وابسته هستند، با این حال دسترسی این زنان به این مناطق به اجازه و صلاحدید مسئولان آنجا بستگی دارد.

ورودی حصارکشی شده از محله چارار پیند به DHA
زندگی در نزدیکی مناطق مرفه، دسترسی زنان به امکانات عمومی وابسته به انرژی مطمئن، مانند مراکز بهداشتی، اماکن مذهبی و حتی فضاهای تفریحی و پارکها را نیز بهبود بخشیده است. در محلههای نزدیک به مناطق مرفه، ۷۲.۴ درصد از زنان به مراکز درمانی دسترسی داشتند (در مقابل ۳۳.۶ درصد در گروه کنترل)، ۵۲ درصد به اماکن مذهبی (در مقابل ۲۸.۵ درصد)، و ۳۶.۶ درصد به فضاهای باز/سبز (در مقابل ۱۸.۳ درصد).
علاوه بر این، زنان در این مناطق بیشتر احتمال داشت که شاغل باشند، در مقایسه با ۵۳ درصد بیکاری در سایر مناطق کمدرآمد، به طوری که تنها ۲۷ درصد آنها بیکار بودند. این آمار، ارتباط آشکار بین اشتغال، رفتوآمد و زیرساختها را نشان میدهد.
هنجارهای جنسیتی و اهمیت هویت
در طول تحقیقاتمان، همچنین متوجه شدیم که دسترسی زنان به برق هم تحت تأثیر هویت اجتماعی و هم مکان زندگی آنها قرار دارد. حتی در یک خانواده، سن و جایگاه فرد مهم است: زنان جوانتر، بهویژه عروسها در خانوادههای پرجمعیت، اغلب کنترل کمتری بر استفاده از وسایل برقی و هزینههای برق دارند.

تصمیمگیری زنان در مورد استفاده از برق و وسایل برقی و آزادی رفتوآمد در مقایسه با سهمشان در درآمد خانوار.
ترجمه و تحلیل جدول
این جدول نشان میدهد که میزان مشارکت زنان در درآمد ماهانه خانوار، چه تأثیری بر استفاده از برق و وسایل برقی و خرید خانه و همچنین آزادی حرکت و استفاده از فضاهای عمومی دارد. دادهها به صورت درصدی و در دو گروه اصلی (زنان با مشارکت کمتر از ۵۰٪ در درآمد و زنان با مشارکت ۵۰٪ یا بیشتر) دستهبندی شدهاند.
۱. استفاده از برق و وسایل برقی و خرید خانوار:
- زنان با مشارکت کمتر از ۵۰٪ در درآمد:
- تنها ۲۶.۱٪ از این زنان در مورد استفاده از برق خودمختاری دارند.
- ۳۱.۷٪ از آنها با تصمیمگیری مشترک در مورد استفاده از برق و وسایل برقی مشارکت میکنند.
- در ۴۰.۸٪ موارد، تصمیمگیری فقط توسط مردان انجام میشود. این آمار بالا نشان میدهد که در خانوادههایی که زنان سهم کمتری در درآمد دارند، کنترل کمتری بر امور مربوط به انرژی خانوار دارند.
- زنان با مشارکت ۵۰٪ یا بیشتر در درآمد:
- ۶۰.۶٪ از این زنان از خودمختاری در تصمیمگیریها برخوردارند.
- ۲۳.۹٪ از آنها به صورت مشترک تصمیم میگیرند.
- و تنها در ۱۴.۱٪ موارد، تصمیمگیری فقط به عهده مردان است. این دادهها به وضوح نشان میدهند که با افزایش سهم زنان در درآمد خانواده، کنترل آنها بر مسائل مربوط به انرژی به شکل قابلتوجهی افزایش مییابد.
۲. آزادی حرکت و استفاده از فضاهای عمومی
- زنان با مشارکت کمتر از ۵۰٪ در درآمد:
- ۲۷.۲٪ از این زنان در مورد آزادی حرکت خودمختاری دارند.
- ۲۶.۱٪ از آنها با تصمیمگیری مشترک مشارکت میکنند.
- در ۴۵.۳٪ موارد، تصمیمگیری فقط توسط مردان انجام میشود که نشاندهنده کنترل بالای مردان بر رفتوآمد زنان در این گروه است.
نتیجهگیری:
این جدول به وضوح نشان میدهد که افزایش سهم زنان در درآمد خانواده، به طور مستقیم به افزایش خودمختاری و قدرت تصمیمگیری آنها در دو حوزه حیاتی، یعنی مدیریت انرژی در خانه و آزادی حرکت در فضاهای عمومی، منجر میشود. این یافتهها بر اهمیت استقلال مالی زنان به عنوان یک عامل کلیدی در توانمندسازی آنها تأکید میکنند.
دین نیز به عنوان یک عامل کلیدی مطرح گردید. در مصاحبههایی که در گاجو ماتا انجام دادیم، برخی از پاسخدهندگان مسلمان محدودیتهای سختگیرانهای را برای رفتوآمد خود توصیف کردند. یک زن گفت: «ما سادات هستیم… هیچوقت بیرون نمیرویم. شوهرم همه چیز را میآورد. »
در سطح جامعه، مساجد در هر پنج محلهای که ما انتخاب کرده بودیم، فضای اختصاصی برای زنان نداشتند. این موضوع، دسترسی زنان به اماکن مذهبی عمومی و همچنین به شبکهها و جریانهای اطلاعاتی که در اطراف آنها شکل میگیرد را محدود میکرد. در همین حال، کلیساها در محلههای مسیحینشین چنین فضاهایی را فراهم میکردند.
به طور متوسط، زنان مسیحی در نمونه ما امتیاز بالاتری برای کنترل بر امور مالی، تصمیمگیریهای مربوط به استفاده از برق و آزادی رفتوآمد نسبت به زنان مسلمان گزارش کردند. این یافته نشان میدهد که چگونه هنجارهای مذهبی و ساختارهای محلی میتوانند در کنار هم، دسترسی زنان به فضاهای عمومی و وابسته به انرژی را شکل دهند.

ساکنان محله پیر کالونی در حال جشن گرفتن عید و استفاده از امکانات پارکی در DHA نزدیک به محله خود.
تحقیقات فوق نشان داد که ارتباط بین رفاه خانوار و توانمندسازی زنان در زمینه انرژی، یک خط مستقیم و ساده نیست.
در خانوادههای فقیرتر (زیر ۲۵ درصد از نظر درآمد)، زنان بیشتری برای کسب درآمد کار میکردند. در این گروه، زنانی که ۵۰ درصد یا بیشتر از درآمد خانواده را تأمین میکردند، خودمختاری بسیار بیشتری در خرید وسایل برقی (۶۱٪) و آزادی رفتوآمد (۶۶٪) داشتند. این آمار در مقایسه با زنانی که کمتر از نیمی از درآمد را کسب میکردند، به شدت بالاتر بود (به ترتیب ۲۶٪ و ۲۷٪).
در عین حال، برخی از زنان بیکار در خانوادههای کمدرآمدی که از ثبات مالی نسبی برخوردار بودند، وسایل برقی بیشتری در خانه داشتند، اما در مقابل، آزادی رفتوآمد کمتری داشته و دسترسی ضعیفتری به فضاهای عمومی گزارش کردند. این یافته نشان میدهد که درآمد خانوار، اشتغال، و دسترسی به انرژی در فضاهای خصوصی و عمومی به شیوههای پیچیده و وابسته به شرایط هر مکان، به یکدیگر مرتبط هستند؛ ارتباطی که تحت تأثیر هنجارهای اجتماعی، قدرت چانهزنی و موقعیت مکانی شکل میگیرد.
اهمیت این آمارها:
همه محلههای یک شهر به یک اندازه نیستند. مطالعه فوق در لاهور نشان میدهد که موقعیت جغرافیایی یک زن بر «زندگی انرژیمحور» او تأثیر میگذارد؛ اینکه آیا به وسایل برقی کارآمد دسترسی دارد، چقدر باید قطعی برق را تحمل کند، به چه مشاغلی میتواند دسترسی داشته باشد، و آیا مدارس، درمانگاهها و پارکها در دسترس امن و مقرونبهصرفه او قرار دارند یا خیر.
این تفاوتها با عوامل هویتی مانند درآمد، طبقه اجتماعی، دین و اشتغال در هم آمیختهاند و تقاطعهای پیچیدهای از جنسیت، انرژی و استفاده از فضا را ایجاد میکنند. نگاه صرفاً فنی به موضوع انرژی، این واقعیتهای اجتماعی را نادیده میگیرد.
علاوه بر این، در نظر گرفتن شهرها به عنوان یک واحد یکسان، این نابرابریها را پنهان میکند. با ترسیم نقشه جریان انرژی (و عدم جریان آن) از خانه به شهر، و هم در داخل و هم بین محلهها، سیاستگذاران و برنامهریزان میتوانند به جای ارائه راهحلهای یکسان برای همه، به علل ریشهای نابرابریهای جنسیتی در دسترسی به انرژی بپردازند. این امر برای حرکت پاکستان به سوی آیندهای عادلانهتر و پایدارتر در حوزه انرژی ضروری است.