به عقیده تمام طرفداران “پیشتازان فضا”، فضا آخرین مرز مرموز، با شکوه و عظیمی است که انسانهایی که رؤیای کشف دنیاهای دیگر در سر دارند را به سوی خود میکشد.
در سالهای اخیر، این رؤیاها از قلمرو جاهطلبی به یک گام حیاتی برای آینده و بقای انسان تبدیل شده است. در حالی که شرکتهای چند میلیارد دلاری و ابرقدرتها برای رسیدن به ستارهها رقابت میکنند، یک مهندس پاکستانی تنها با یک مشت دانه گندم و چشماندازی به آینده، از خط کارمان عبور کرده است.
(پ.ن. : خط کارمان یک مرز فرضی است که در ۱۰۰ کیلومتری (تقریباً ۶۲ مایل) بالای سطح زمین قرار دارد. این خط به عنوان مرز بین جو زمین و فضای بیرونی شناخته میشود.عبور از این خط، بهصورت رسمی به معنای ورود به فضا است. بنابراین، وقتی گفته میشود که این مهندس پاکستانی از این خط عبور کرده، منظور این است که او بهصورت نمادین و عملی، وارد عرصه فضایی شده و با فرستادن محموله خود به مدار زمین، به جمع کاوشگران فضا پیوسته است که نشاندهنده عظمت و اهمیت کار اوست، زیرا او با امکاناتی بسیار کمتر از ابرقدرتها و شرکتهای بزرگ، به این دستاورد مهم دست یافته است.)
ماهاد نیّر در گفتگو با یک رسانه خبری گفت: “در همین لحظه که ما صحبت میکنیم، دانههای گندم پاکستانی در راه فضا هستند.” او و همکارش، محمد هارون توانستند اولین محموله پاکستانی را از طریق همکاری شرکت”Kármán-Jaguar Earth Seeds for Space” با موفقیت به ایستگاه فضایی بینالمللی ارسال کنند.
این طرح، پژوهشگران و رهبران فضایی از چهار کشور را گرد هم آورد تا بررسی کنند که محصولات بومی چگونه به گرانش کم (microgravity) واکنش نشان میدهند. سهم پاکستان در این پروژه، که دانههای گندم بود، توسط ماهاد رهبری شد.

ماهاد نیّر در حال کار بر روی محموله در مرکز فضایی کندی ناسا، پیش از پرتاب.
این دانهها یکچهارم فضای لوله آزمایش را اشغال کردند که برابر با فضایی بود که دانههای خربزه نیجریهای، دانههای انار ارمنی و دانههای پنبه مصری اشغال کرده بودند. این لوله آزمایش در کپسول فضایی اسپیساکس دراگون که بر روی موشک فالکون ۹ نصب شده بود، قرار داشت و روز اول آگوست از مرکز فضایی کندی ناسا در فلوریدا پرتاب شد.
ماهاد با خوشحالی اظهار داشت: “من به معنای واقعی کلمه داشتم یک رؤیا را زندگی میکردم.” “تماشای لحظهای که موشک روشن شد و با رد دود به آسمان رفت… همه اینها فقط در چند دقیقه اتفاق افتاد. اما برای من، این تجربه یک عمر بود.” اما این پرواز از زمین به فضا که این فرد ۳۴ ساله سالها رؤیایش را در سر داشت، مسیری طولانی و پر از چالش بود.
ماجرا چگونه آغاز شد
ماهاد در دوران کودکی، شیفته افق بیکران بالای سرش بود. در آن زمان، تنها راهی که برای کاوش در آسمانها میشناخت، پرواز بود، و به قول خودش با “روشی کاملاً سنتی”، به کالج نیروی هوایی پاکستان در سارگودا پیوست.
او پنج سال در آنجا آموزش دید و سپس به عضویت نیروی هوایی پاکستان درآمد. او میگوید: “هدف من این بود که خلبان جنگنده شوم، اما به دلیل نزدیکبینیام نتوانستم و به همین دلیل نیروی هوایی پاکستان من را به سمت مهندسی سوق داد.” در سال ۲۰۰۹، ماهاد در رشته مهندسی هوانوردی در کالج نیروی هوایی ریسالپور ثبتنام کرد و در همان زمان بورسیه آکادمی نیروی هوایی آمریکا را به دست آورد.
اینجا بود که زندگی او تغییر کرد. ماهاد با قصد مطالعه مهندسی هوانوردی به آمریکا رفت، اما به عنوان یک مهندس هوانوردی بازگشت. او میگوید: “اینجا بود که عشق من به فضا شکل گرفت؛ زمانی که ماهوارهها را کنترل، نظارت و طراحی میکردم.” اما وقتی به خانه بازگشت، نمیتوانست آن را برای اطرافیانش توضیح دهد؛ آنها فکر میکردند این موضوعی دور از واقعیت است، موضوعی که “حتی در اینجا شعبهای هم ندارد”.
درطی سالهای بعد، او روزها به عنوان مهندس پرواز برای هلیکوپترهای امدادی در عملیات های جستجو و نجات خدمت میکرد و عصرها به صورت داوطلبانه در انجمنهای نجوم فعالیت داشت. در همین حین، ماهاد خود را کاملاً در دنیای اخترپویاشناسی (astrodynamics) غرق کرد؛ شبهایش با تماشای مستندهایی مانند “کیهان: یک سفر شخصی” و “کیهان: ادیسهای در فضا و زمان” میگذشت.
او با یاد آوری خاطراتش میگوید: “من عاشق پهناور بودن فضا شدم. میتوانستم تمام امکاناتی را ببینم که در آنجا وجود دارد.” با گذشت سالها، او نمیتوانست از این فکر رهایی یابد که چگونه پاکستان از پتانسیل عظیم کیهان بینصیب مانده است. ناامیدی او زمانی بیشتر شد که در سال ۲۰۲۰ به یک مقاله پژوهشی برخورد. این مقاله، نقشه جهانی کشورهایی را نشان میداد که در پروژههایی با ایستگاه فضایی بینالمللی شرکت کرده بودند. یک جای خالی آشکار به سختی قابل نادیده گرفتن بود: پاکستان تنها کشور از ۱۰ کشور پرجمعیت دنیا بود که در این پروژهها شرکت نکرده بود.

این تصویر در ذهنش ماندگار شد، گویی در ذهنش حک شده بود.
او گفت: «من فهمیدم که در طول دو و نیم دهه، ما نتوانستهایم حتی یک آزمایش را به فضا بفرستیم، چه برسد به یک فضانورد. این برای من مایه شرمساری بود.» او تصمیم گرفت این وضعیت را تغییر دهد و این ایده را به واقعیت تبدیل کند که فضا باید برای همه، و نه فقط برای چند کشور یا صنعت خاص، در دسترس و معنادار باشد. بنابراین، زمانی که در سال ۲۰۲۴ با «پروژه کارمان» آشنا شد، دقیقاً میدانست که باید چه کاری انجام دهد.
سفری به فضا
ماهاد برای اینکه یکی از پیشگامان این پروژه شود، درخواستی برای شرکت در آن فرستاد. نام این پروژه برگرفته از همان خط کارمان است که در ۱۰۰ کیلومتری بالای زمین، مرز فضا محسوب میشود. در این زمان، او از نیروی هوایی پاکستان بازنشسته شده و در حال گذراندن دوره دکترای خود در دانشگاه پِردیو در آمریکا بود.
یک روز ایمیلی از پروژه کارمان دریافت کردم که در آن درخواست ارائه پیشنهاد برای ارسال یک آزمایش رایگان به فضا را داشتند. من هم با کمک همکارم، هارون که او نیز هماکنون در همان دانشگاه من مشغول به تحصیل در رشته گیاهشناسی است، طرح پیشنهادی را آماده کردم.
او گفت که طرح پیشنهادی آنها برای ارسال دانههای گندم به فضا، یکی از چهار طرح پذیرفتهشده از سراسر جهان بود. این دانهها پس از بازگشت به زمین، به دقت بررسی خواهند شد تا تغییراتی که در فضا تجربه کردهاند، مشخص شود.

ماهاد نیر به همراه همکارانش در مرکز فضایی کندی ناسا ژست گرفته است.
ماهاد گفت: “برای من، همین واقعیت که یک آزمایش پاکستانی به فضا میرود، مهمترین چیز است و اینکه بالاخره در نقشه ایستگاه فضایی بینالمللی جای گرفتیم.” برای او، این یک مسئله غرور ملی است و پیامی برای دانشمندان، فضانوردان و مهندسان هوافضای آینده پاکستان است که هیچ چیز، حتی فضا، از دسترسشان دور نیست.
غروری که ماهاد از آن صحبت میکند، هفته گذشته، هنگامی که برای پرتاب به مرکز فضایی کندی رفته بود، آن را بیشتر از هر زمان دیگری احساس کرد، و با خود یک پرچم مرتب تا شده پاکستانی را حمل میکرد.

ماهاد پرچم پاکستان را در مرکز فضایی کندی در دست دارد.
اما ماهاد هیجان خود را مهار کرد، چون میدانست که ورود به این مرکز میتواند روندی طولانی داشته باشد. این کار مستلزم کاغذبازیهای زیادی بود و در مورد او این روند سختتر هم بود، زیرا پاکستان تحت سختترین معیارها برای گزینش قرار میگرفت. یک اسکورت ناسا در تمام مدت بازدید او را همراهی میکرد. او میگوید: “به محض اینکه داخل شدیم، من به همراه همکاران ارمنی، نیجریهای و مصری خود، روی کارهای نهایی مورد نیاز برای محموله کار کردم.”
پس از یک روز تأخیر که باعث نگرانی ماهاد شد، کپسول اسپیساکس دراگون سرانجام در ساعت ۱۱:۴۳ صبح به وقت شرقی (حدود ۲۰:۴۳ به وقت پاکستان) روز جمعه از مرکز پردازش سیستمهای فضایی کندی پرتاب شد و تنها ۱۵ ساعت پس از پرتاب، به ایستگاه فضایی بینالمللی متصل شد.
در آن لحظه، افکار زیادی در ذهنش در حال مسابقه بودند؛ افکاری سرشار از شگفتی کودکانه و شیفتگی محض. او گفت: «یک موشک اساساً یک انفجار کنترلشده است. قرار دادن انسانها در بالای آن و پرتابشان به قلمرویی دیگر از هستی، نه تنها هیجانانگیز است، بلکه شما را در برابر اینکه علم و فناوری برای بهبود زندگی بشر چقدر پیشرفت کرده، شگفتزده میکند.
علم
در نگاه اول، این پروژه هرچند بزرگ و پیشگامانه بود، اما ممکن است بسیار ساده به نظر برسد. چرا دانههای گندم؟ آیا این برای یک مأموریت فضایی خیلی معمولی نیست؟
هارون، همکار این پروژه، گفت: “برای ما، دانههای گندم یک گزینه قوی بودند، چون غذای اصلی در پاکستان و کشورهای دیگر هستند.” ماهاد نیز در توضیح همین مطلب گفت که اهمیت فرهنگی و غذایی گندم، آن را به نمادی قدرتمند از تغذیه، مقاومت و زندگی روزمره تبدیل میکند.
وی در ادامه توضیح داد: “از نظر علمی، گندم یک گزینه قوی برای کشاورزی فضایی است، زیرا چرخه رشد نسبتاً کوتاهی دارد، ارزش غذایی بالایی داشته و با محیطهای کنترلشده سازگار است. با توجه به اینکه سازمانهای فضایی در حال بررسی مأموریتهای طولانیمدت و سکونتگاههای احتمالی در خارج از زمین هستند، محصولاتی مانند گندم برای حمایت پایدار از زندگی انسان ضروری خواهند بود.”

لوله آزمایشی که دانههای گندم را به فضا حمل میکرد.
اما از همه مهمتر، این محصول به عنوان پلی بین ملتها عمل میکند.
اگرچه گندم پیش از این نیز در فضا مورد مطالعه قرار گرفته بود، اما این آزمایش بر روی گونهای متمرکز است که بومی آسیای جنوبی است و در شرایط آبوهوایی و خاکی متفاوتی پرورش یافته است. به همین دلیل، ماهاد و هارون هر دو متفقالقول بودند که این کار میتواند دریچهای به سوی درکهای مقایسهای ارزشمند در مورد تابآوری ژنتیکی و سازگاری با محیط در شرایط سخت باشد.
هدف علمی این محموله، مشاهده تأثیرات ریزگرانش بر روی بذرها است. یکی از تمرکزهای اصلی، مطالعه ویژگیهای روزنهها خواهد بود؛ این منافذ میکروسکوپی روی سطح برگها، وظیفه تنظیم تبادل گاز و از دست دادن آب را بر عهده دارند. روزنهها نقش حیاتی در فتوسنتز، تنفس، و روابط کلی آب و گیاه ایفا میکنند.
ماهاد گفت: “با مشاهده نحوه شکلگیری این ویژگیها در محیط ریزگرانش، میتوانیم بهتر بفهمیم که شرایط فضا چگونه ممکن است بر فیزیولوژی گیاه در سطح ساختاری و عملکردی تأثیر بگذارد. این امر میتواند بینشهای حیاتی در مورد تحمل به خشکی، کارایی مصرف آب و سازگاری با استرس را آشکار کند.”
پس از بازگشت بذرها به زمین، که انتظار میرود تا پایان ماه جاری انجام شود، آنها در شرایط کنترلشده جوانه زده و ویژگیهای فیزیولوژیکی و آناتومیکی آنها مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.

کپسول دراگون اسپیسایکس پس از پرتاب.
در ادامه، هارون اضافه کرد:”ما ویژگیهای سودمند مربوط به تحمل به خشکی را در رابطه با روزنهها شناسایی خواهیم کرد تا این بذرها به آب اضافی نیاز نداشته باشند و هم برای فضا و هم برای زمین مناسب باشند. بطور قطع آنها تحت تأثیر شرایط فضا قرار خواهند گرفت که به ما کمک میکند بفهمیم این فیزیولوژی چه تفاوتی با زمانی که به فضا فرستاده شدند دارد.”
علاوه بر این، اگر این ویژگیها مفید واقع شوند، میتوانند برنامههای اصلاح نژاد آینده را برای توسعه ارقامی که به آب کمتری نیاز دارند و برای مناطقی مانند پاکستان که با کمبود آب یا تنش شدید آب و هوایی روبرو هستند، ایدهآل باشند، هدایت کنند. بینشهای حاصل از این مطالعه فضایی ممکن است به طراحی محصولاتی کمک کند که نه تنها در برابر شرایط فضا مقاوم هستند، بلکه برای اکوسیستمهای آسیبپذیر روی زمین نیز پایدارترند.
فراتر از علم
اما برای ماهاد، تأثیر واقعی این محموله بسیار فراتر از علم آن است. کار روی گندم بعنوان یک غذای اصلی برای میلیونها نفر در سراسر جهان، فرصتی برای پاکستان ایجاد میکند و به آن شانس میدهد تا اکتشافات فضایی را به گونهای با زندگی روزمره پیوند دهد که صمیمی و واقعی به نظر برسد.
او با ابراز امیدواری به اینکه این مأموریت به عنوان یک نقطه عطف آرام اما ماندگار به یاد بماند و باعث شود لحظهای که فضا کمی دسترسپذیرتر، کمی بیشتر ریشه در فرهنگ پیدا کرده و بسیار فراگیرتر شود ، گفت: «این کار درها را برای جوانان پاکستانی باز خواهد کرد تا فضا را درک کنند، کشف کنند و عاشق آن شوند.» این اتفاق همچنین در زمانی رخ میدهد که پاکستان، با همکاری چین، قصد دارد اولین مأموریت فضایی سرنشیندار خود را به ایستگاه فضایی چین بفرستد.
شخصاً، برای ماهاد، این تنها آغاز راه است. او که دانشجوی دکترا در دانشگاه پردو، تحقیقاتش حول آگاهی از وضعیت فضا متمرکز است، مطالعاتش او را با برخی واقعیتهای تلخ روبرو کرده است: “اقتصادهای نوظهور فضایی مانند پاکستان حداکثر پنج شیء در فضا دارند؛ ما نتوانستهایم به طور مناسب از محیط فضا استفاده کنیم. اکنون این تنها یک سؤال در مورد اکتشاف علمی نیست، بلکه یک مسئله اساسی در عدالت انسانی است. با توجه به اینکه کشورهای توسعهیافته در حال حاضر به طور تصاعدی فضا را با اشیاء خود پر میکنند، فضای کشورهای ما هر روز در حال کوچکتر شدن است.”
ماهاد میخواهد این وضعیت را تغییر دهد و موقعیت جغرافیایی استراتژیک پاکستان بزرگترین دارایی او در این راه است. او گفت: “اینجا یکی از بهترین مکانها برای رصد ترافیک فضایی است و دادههای آن میتواند در سطح جهانی فروخته شود.“
این مزایا فقط مالی نیستند. یک فرد در طول روزمره خود ممکن است متوجه نشود، اما فضا نقش بزرگی در زندگی او ایفا میکند؛ از برقراری ارتباطات روان گرفته تا مسیریابی در ترافیک و نظارت بر آب و هوا. فواید آن بیشمار است.
این مهندس تأکید کرد: «اما همه اینها فقط با آگاهی از وضعیت محیط فضایی امکانپذیر است.» او معتقد است این امر تنها زمانی محقق میشود که پاکستان در یک برنامه فضایی سرمایهگذاری کند، برنامهای که در آن دانشجویان دانشگاهها، مدارس و کالجها به توسعه، پرتاب و نظارت بر ماهوارهها تشویق شوند و این جوان ۳۴ ساله برای ایفای نقش خود، قصد دارد یک آزمایشگاه منتورینگ مجازی بسازد تا داستانش را به یک آغازگر گفتگو تبدیل کرده و در نهایت به آزمایشهای بیشتری ازسوی پاکستان در فضا منجر شود.
او برای اثبات دیدگاه خود، از ستارهشناس فیزیکدان و نویسنده مورد علاقهاش، نیل دگراس تایسون، نقل قول میکند: “درک کنید که همان مولکولهایی که بدن شما را تشکیل میدهند و اتمهایی که این مولکولها را میسازند، قابل ردیابی به کورههایی هستند که زمانی مرکز ستارگان پرجرم بودند و مواد غنی شیمیایی درون خود را به کهکشان پاشیدند و ابرهای گازی بکر را با شیمی حیات غنی ساختند.”
بنابراین، ما از نظر زیستی به یکدیگر، از نظر شیمیایی به زمین و از نظر اتمی به بقیه جهان پیوند خوردهایم. این واقعاً فوقالعاده است! همین باعث میشود لبخند بزنم و در نهایت حس بزرگی به من دست بدهد. مسئله این نیست که ما از جهان برتریم، بلکه ما بخشی از آن هستیم. ما در جهانیم و جهان در ما.