پاکستان پس از یک دهه، وارد فاز جدیدی از تعامل با ایالات متحده شده است. این فصل جدید با گسترش همکاریهای اقتصادی و تعهدات سرمایهگذاری در بخشهای معدن و انرژی این کشور مشخص میشود. با این حال، این چرخش با توجه به عمق روابط استراتژیک پاکستان با چین، یک چالش جدی در سیاست خارجی برای اسلامآباد ایجاد کرده است.
احیای روابط با واشنگتن: منافع اقتصادی و سیاسی
رویکرد مجدد پاکستان به آمریکا دلایل اقتصادی و سیاسی محکمی دارد:
بازار بزرگ صادرات: ایالات متحده همچنان بزرگترین مقصد صادراتی پاکستان پس از اروپاست و پاکستان با این کشور مازاد تجاری پایداری دارد.
اهرم نهادهای مالی: حمایت واشنگتن به دلیل وابستگی مداوم اسلامآباد به کمکهای مالی صندوق بینالمللی پول (IMF) و بانک جهانی (که تحت کنترل قدرتهای غربی هستند) برای ثبات خارجی، حیاتی تلقی میشود.
همکاری سیاسی: مشارکت اسلامآباد در توافق صلح غزه با میانجیگری واشنگتن، همکاری سیاسی و دیپلماتیک بین دو کشور را تقویت کرده است.
مزایای تجاری: حسن نیت دولت کنونی آمریکا به پاکستان کمک کرده تا توافق تعرفهای بهتری نسبت به رقبای منطقهای کسب کند و سهم صادراتی خود را در بزرگترین بازار کالاهای مصرفی جهان حفظ نماید.
عمق استراتژیک رابطه با پکن
علیرغم این تحولات، وابستگی پاکستان به چین در حال حاضر بسیار عمیقتر و استراتژیکتر است:
بزرگترین شریک تجاری و واردکننده: چین بزرگترین شریک تجاری پاکستان و منبع اصلی واردات (به استثنای انرژی و روغن خوراکی) با ارزشی حدود ۲۰ میلیارد دلار یا بیشتر است.
بزرگترین سرمایهگذار و وامدهنده: بیش از نیمی از بدهی دوجانبه خارجی پاکستان (حدود ۲۴ میلیارد دلار) به چین تعلق دارد. چین با ترتیبهای معاوضه ارزی، سپردههای بانکی نزد بانک مرکزی و تمدید بدهیها، پشتیبانی حیاتی برای تراز پرداختها فراهم میکند.
همکاری نظامی و فناوری: چین تأمینکننده اصلی سختافزار نظامی و فناوری برای پاکستان است.
نگرانیهای پکن و موانع CPEC
این «اقدام متعادلکننده جدید» پاکستان در پکن با دقت رصد میشود و نشانههایی از «ناراحتی و پرسش» ایجاد کرده است:
بندر پسنی: پیشنهاد احتمالی پاکستان به آمریکا برای ساخت یک بندر در پسنی (تنها ۱۰۰ کیلومتر دورتر از بندر گوادر که توسط چین توسعه یافته)، ابهامها را در پکن تقویت کرده است.
امنیت و پرداختها: نشست اخیر کمیته مشترک همکاری (JCC) CPEC بدون حل دو موضوع کلیدی که مانع سرمایهگذاری جدید چین هستند، به پایان رسید:
امنیت پرسنل چینی
پرداخت بدهیهای تولیدکنندگان مستقل برق چین (IPPs).
قابل ذکر است که تعهدات پروژههای بزرگ نیز مانند ارتقاء راهآهن ML-1 به دلیل درخواست چین برای تعهد مالی قاطع از پاکستان (با توجه به برنامه IMF) همچنان معلق مانده است.
معمای سیاست خارجی
پاکستان نمیتواند یک دوست را فدای دیگری کند. دوام شراکت استراتژیک با چین به توانایی اسلامآباد در رفع نگرانیهای پکن بستگی دارد:
خطر محدودیتها: روابط پاکستان و آمریکا ذاتاً تراکُنشی و چرخهای بوده و واشنگتن هرگز در اعمال تحریمها در صورت اختلاف منافع تردید نکرده است. در مقابل، روابط پاکستان با چین استراتژیک، تاریخی و بیدردسر است.
خط قرمز: مهمترین عامل امروز، سیاست مهار چین توسط آمریکاست. دکتر خان نتیجه میگیرد: «پاکستان نمیتواند بخشی از هیچ استراتژی ضد چینی باشد. این محدودیت، دامنه گسترش روابط با واشنگتن را فراتر از یک آستانه مشخص محدود میکند.»
پاکستان باید در یک محیط ژئوپلیتیک که با چندقطبی شدن فزاینده و رقابت فزاینده آمریکا و چین مشخص میشود، به دقت عمل کند تا روابط خود را بدون قربانی کردن منافع بلندمدت استراتژیک خود، متعادل نگه دارد.