قدرت مطلق در یک منصب:
رئیس نیروهای دفاعی (CDF): با اصلاح قانون اساسی، فرمانده ارتش (COAS) به زودی عنوان دوگانه رئیس کل نیروهای دفاعی (CDF) را نیز کسب میکند و اختیارات تازهای در زمینه سازماندهی مجدد و یکپارچهسازی نیروهای نظامی به دست میآورد.
وحدت قدرت در سطح بالا: کارشناسان هشدار میدهند که این ساختار، به جای توزیع قدرت بین سرویسها (ارتش، نیروی دریایی، نیروی هوایی)، اختیارات را در بالاترین سطح و در دفتر رئیس ارتش متمرکز کرده و تعادل قوا را به نفع ارتش تغییر میدهد.
سقوط نهادهای مشترک و چالشهای هستهای:
حذف ریاست ستاد مشترک: این قانون، پست رئیس کمیته رؤسای ستاد مشترک (CJCSC) را که وظیفه هماهنگی بین نیروها را داشت، منحل میکند.
فرماندهی هستهای جدید: فرماندهیهای استراتژیک (هستهای) زیر نظر نهاد جدید فرماندهی استراتژیک ملی (CNSC) یکپارچه میشوند.
مصونیت قضایی: جنجالیترین بخش، مصونیت کامل انتصابات فرمانده CNSC از بررسی و شکایت قضایی است (بند 8E(2)).
نگرانیهای کلیدی منتقدان:
کاهش نقش نیروی هوایی و دریایی: با توجه به اینکه CDF و فرمانده CNSC احتمالاً از ارتش خواهند بود، منتقدان نگران برهم خوردن تعادل ظریف بین سه نیرو هستند.
ریسک وابستگی فردی: اگرچه اصلاح ساختار قدیمی ضروری بود، اما این مدل به جای ایجاد نهادهای قویتر از افراد، قدرت را به یک فرد خاص (CDF) متصل کرده و ریسک وابستگی بیش از حد نظام به ترجیحات و شخصیت او را افزایش میدهد. همچنین، دوره تصدی این مقام تا حداقل سال ۲۰۳۰ تمدید میشود.
تضعیف نقش نیروها در اوج رقابت: این ساختار، درست زمانی که نقش نیروی دریایی و هوایی (به دلیل رقابتهای دریایی و تهدیدات فضای هوایی) باید تقویت شود، اختیارات آنها را در تصمیمگیریها کاهش میدهد.
نقد مدل اصلاحات: در حالی که اصلاحات ضروری بود (زیرا ساختار قدیمی HDO «منسوخ» تلقی میشد)، این مدل به جای کاهش قدرت سرویسهای مجزا و تقویت نهادهای مشترک، قدرت را به یک دفتر واحد (CDF) میکشد و ریسک وابستگی به شخصیت فردی را بالا میبرد.
نقش ضعیفشده نیروی هوایی و دریایی: منتقدان استدلال میکنند که این ساختار، درست زمانی که نقش نیروی هوایی و دریایی به دلیل رقابت دریایی و تهدیدات فضای هوایی باید تقویت شود، نقش آنها را در تصمیمگیریها تضعیف میکند.