اما این گذار، صرفاً یک اصلاح نظارتی نیست، بلکه یک چالش فکری و ساختاری است.
۱. بحران نیروی متخصص: کمبود دانش فقهی-مالی
آیندهٔ مالی اسلامی به جای اتاقهای هیئت مدیره، در کلاسهای درس و مراکز تحقیقاتی ساخته میشود. موفقیت این صنعت نیازمند متخصصانی است که بتوانند فقه اسلامی را با حسابداری، حقوق، مهندسی مالی و فینتک (Fintech) مدرن ترکیب کنند.
وضعیت موجود:
در اکثر مؤسسات آموزش عالی پاکستان، مالی اسلامی به یک یا دو واحد اختیاری محدود شده است.
مشکل HEC:
تلاش کمیسیون آموزش عالی (HEC) برای معرفی یک برنامهٔ درسی ملی با اجرای ناسازگار و مشکل کمبود اعضای هیئت علمی واجد شرایط مواجه است.
۲. راهکار: تغییر پارادایم آموزش
برای ساختن یک اکوسیستم آموزشی پایدار، پاکستان نیاز به یک استراتژی ملی دارد:
تقویت هستهٔ اصلی:
مالی اسلامی باید از یک درس اختیاری، به یک جزء اصلی و اجباری در رشتههای کسبوکار، حسابداری، اقتصاد، حقوق و فینتک تبدیل شود.
همکاری صنعت-دانشگاه:
باید همکاری با بانکها و نهادهای مالی تقویت شود تا مراکز تحقیقاتی مشترک تأسیس شده و پروژههای تحقیق و توسعه تأمین مالی شوند.
تعهد اخلاقی:
مالی اسلامی فراتر از یک سیستم بانکی جایگزین است؛ این یک رویکرد مبتنی بر ارزشها، عدالت، برابری و فعالیت اقتصادی حقیقی است که میتواند راهگشای نابرابری و بدهیهای ناپایدار پاکستان باشد.
نتیجه:
بدون ساختن زیرساختهای فکری قوی و تربیت نسلی از متخصصان که مالی را ابزاری برای رفاه اجتماعی میدانند، گذار مالی پاکستان تنها در سطح نمادین باقی خواهد ماند.