نشست دفتر بیضی و معمای واشنگتن: آیا روابط پاکستان و آمریکا در آستانه «بازتنظیم بزرگ» است؟

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

 

در قیاس با سردی مشهود روابط در دوران دولت بایدن، مناسبات دوجانبه پاکستان و ایالات متحده تحت نظارت دونالد ترامپ به میزان قابل توجهی رو به گرمی نهاده است. دیدار اخیر نخست‌وزیر و فرمانده ارتش پاکستان در کاخ سفید با رهبر آمریکا، که بنا به بیانیه رسمی دفتر نخست‌وزیری عمدتاً بر مسائل امنیتی، مبارزه با تروریسم و سرمایه‌گذاری متمرکز بود، این تقارن گرم را به کانون توجه آورده است. این اولین تعامل دوجانبه اختصاصی میان نخست‌وزیر پاکستان و رئیس‌جمهور آمریکا پس از شش سال محسوب می‌شود.

ماهیت ظاهری: تمجید متقابل و نقش صلح‌آفرینی

جدای از تصاویر رهبران خندان و تبادل تمجیدهای متقابل – ترامپ از نخست‌وزیر به عنوان «یک رهبر بزرگ» یاد کرد و شهباز شریف او را «شجاع» خواند – جزئیات دقیق مذاکرات در پرده‌ای از ابهام باقی مانده است. طرف پاکستانی از طرح موضوعاتی چون تنش‌های خاورمیانه و آسیای جنوبی، در کنار فرصت‌های سرمایه‌گذاری، سخن به میان آورده است. نخست‌وزیر با ستایش از تلاش‌های ترامپ برای پایان دادن به جنگ در غزه، او را «مرد صلح» خطاب کرد.

اما حقیقت آن است که صرف نظر از تمجیدهای دیپلماتیک، ترامپ با سابقه حمله به ایران در ماه جون و عدم توقف انتقال تسلیحات و منابع مالی آمریکا به اسرائیل برای پایان دادن به کشتار غزه، در عمل نمی‌تواند یک صلح‌ساز واقعی تلقی شود. از این رو، این امیدواری وجود دارد که در پشت درهای بسته، نخست‌وزیر پاکستان لزوم پایان دادن فوری به کشتار غزه و یافتن راه‌حلی عادلانه برای مناقشه کشمیر را به طور قاطع مطرح کرده باشد.

تحلیل عمیق: چالش میراث معاملاتی و واگرایی‌های سیاسی

سؤال محوری اینجاست: آیا این تحولات را باید «بازتنظیم بزرگ» در روابط اسلام‌آباد و واشنگتن تلقی کرد، یا صرفاً یک مرحله موقت از مثبت‌گرایی در یک رابطه با ماهیت معاملاتی؟ تاریخ روابط دو کشور گواه آن است که حمایت‌ها و کمک‌های آمریکا در مقاطع کلیدی (جنگ سرد، جهاد افغانستان و «جنگ علیه ترور») تنها به دلیل منافع ایالات متحده صورت گرفته و به محض برآورده شدن اهداف ژئوپلیتیک آمریکا، این روابط به سرعت دستخوش بی‌تفاوتی یا حتی خصومت شده است.

دوران بایدن نمونه‌ای بارز از بی‌اعتنایی آمریکا به پاکستان بود. علاوه بر این، از آنجایی که رئیس‌جمهور کنونی ایالات متحده به تغییر مواضع ناگهانی شهرت دارد، بنا نهادن سیاست‌های آتی بر اساس چند تعامل زودگذر، اقدامی محتاطانه نخواهد بود. مهم‌تر از آن، اولویت‌های سیاست خارجی اسلام‌آباد و واشنگتن در حوزه‌های حیاتی، مانند مسئله فلسطین، روابط با ایران و تعامل با چین، به میزان قابل توجهی واگرا هستند.

نتیجه‌گیری: لزوم هوشیاری در برابر تغییر مسیر

با توجه به این پیشینه تاریخی و واگرایی‌های کنونی، درسی که پاکستان باید از تاریخ بگیرد، واضح است: در حالی که پیگیری روابط بهتر با ایالات متحده ضروری است، اسلام‌آباد باید هوشیاری خود را حفظ کرده و برای تغییر مسیرهای ناگهانی در سیاست آمریکا آماده باشد. موفقیت بلندمدت در گرو حفظ مواضع اصولی کشور در قبال مسائل بین‌المللی، به ویژه در ارتباط با شرکای منطقه‌ای، و عدم قربانی کردن منافع ملی در قبال منافع کوتاه‌مدت است.

مقالات پیشنهادی:

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *