پیامدهای جنسیتی عدم تعادل جمعیتی پاکستان بر زندگی و کار زنان

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

تحلیل ذیل بر این نکته تأکید دارد که نرخ بالای رشد جمعیت در پاکستان (۲.۵۵ درصد در سال یا ۳.۶ فرزند به‌ازای هر زن) ارتباط مستقیمی با فقدان شدید برابری جنسیتی و غلبه ساختار پدرسالاری دارد. هر سیاست جمعیتی مؤثری باید رفاه، استقلال مالی و خودمختاری زنان را در مرکز برنامه‌ریزی قرار دهد.

۱. بار سنگین اقتصادی و کار زنان

نرخ پایین مشارکت اقتصادی:

 پاکستان در شاخص‌های جهانی مشارکت اقتصادی زنان همواره در میان ۱۰ کشور با بدترین عملکرد قرار دارد. تنها حدود ۲۵ درصد از زنان در شغل‌های با دستمزد فعالیت دارند و فقط ۱۸ درصد از درآمد کار به زنان می‌رسد.

کار بدون دستمزد (Unpaid Labour): 

این نرخ بالای زادوولد مستقیماً با افزایش بار کار بدون دستمزد زنان در خانه گره خورده است. بر اساس گزارش سازمان ملل، به‌ازای هر یک ساعتی که یک مرد صرف کار خانگی و مراقبت بدون دستمزد می‌کند، زنان پاکستانی ۱۱ ساعت وقت صرف می‌کنند.

وابستگی و امنیت: 

تنها ۳ درصد از زنان (در مقایسه با ۷۲ درصد مردان) مالک خانه هستند و تنها ۲ درصد از زنان (در مقایسه با ۲۷ درصد مردان) مالک زمین هستند. این وضعیت وابستگی، زنان را به داشتن فرزندان پسر به عنوان یک تضمین امنیتی ترغیب می‌کند که خود، انگیزه‌ای برای داشتن فرزندان بیشتر است.

۲. چالش‌های بهداشت باروری و خودمختاری

میل به فرزند پسر:

 یک پیوند واضح میان تمایل به داشتن فرزند پسر بیشتر و نرخ بالای زادوولد وجود دارد. طبق بررسی‌ها، ۶۰ درصد از زنانی که سه پسر داشتند دیگر فرزندی نمی‌خواستند، در حالی که تنها ۲۱ درصد از زنانی که سه دختر داشتند، چنین احساسی داشتند.

نسبت جنسیتی نگران‌کننده: 

پاکستان در رده‌بندی جهانی بهداشت و بقای زنان و دختران (شامل حقوق باروری) در جایگاه ۱۴۹ از ۱۵۳ قرار دارد. نسبت جنسیتی نگران‌کننده ۹۲ درصد (نسبت دختران متولدشده به پسران) نشان‌دهنده ترجیح فرزند پسر است که به نوبه خود نرخ باروری را بالا می‌برد.

مرگ و میر مادران: 

پاکستان یکی از بالاترین نرخ‌های مرگ و میر مادران را در منطقه دارد (۱۱,۰۰۰ مورد سالانه). در صورت افزایش استفاده از وسایل پیشگیری از بارداری از ۳۴٪ به ۵۲٪، می‌توان سالانه جان ۳,۸۰۰ مادر را نجات داد.

محدودیت در تصمیم‌گیری: 

فقط ۱۰ درصد از زنان تصمیم‌گیری‌های مربوط به سلامتی خود را خودشان انجام می‌دهند. ۴۱ درصد همراه با همسر و ۳۷ درصد صرفاً توسط همسر تصمیم‌گیری می‌کنند. این عدم خودمختاری مستقیماً بر توانایی زنان برای استفاده از خدمات بهداشت باروری تأثیر می‌گذارد.

۳. شکست در برنامه‌ریزی خانواده و راه حل‌ها

کمبود دسترسی به وسایل پیشگیری: 

دلیل اصلی نرخ پایین استفاده از وسایل پیشگیری (۳۵٪) نه مخالفت مذهبی، بلکه فقدان دسترسی به این امکانات است. در حالی که نرخ استفاده ۳۵ درصد است، تقاضای کلی ۵۵ درصد است. اگر این نیاز برآورده شود، نرخ باروری می‌تواند به ۳.۱ زایمان به‌ازای هر زن کاهش یابد.

ازدواج زودهنگام: 

نرخ بالای ازدواج زودهنگام (۱۴ درصد زنان ۱۵-۱۹ ساله در مقابل ۳ درصد مردان) سال‌های باروری را افزایش داده و توانایی زنان برای اعمال حق انتخاب در مورد باروری را کاهش می‌دهد.

چرخه مفید:

 موفقیت درازمدت سیاست تنظیم خانواده به توانمندسازی زنان و دختران بستگی دارد و این توانمندسازی تنها با کاهش سطح باروری ممکن می‌شود.

تغییر رویکرد: 

سیاست‌گذاران باید از تعیین هدف‌های کلی فاصله بگیرند و بر بهبود فرصت‌های اقتصادی و آموزشی برای زنان و دختران، همراه با بهبود دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی با کیفیت، تمرکز کنند. این تلاش‌ها یک “چرخه مفید” را آغاز کرده و هم نرخ رشد جمعیت را تثبیت می‌کند و هم پاکستان را به برابری جنسیتی نزدیک می‌سازد.

مقالات پیشنهادی:

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *