Balochistan a Conflict of Narratives

پادکست کتاب

نمایه کتاب

بلوچستان: تعارض روایت‌ها

Balochistan a Conflict of Narratives

نویسنده: فدا حسین ملک

کتاب «بلوچستان: تعارض روایت‌ها» به این می‌پردازد که چرا درباره‌ی وضعیت بلوچستان روایت‌ها و برداشت‌های متفاوت و متضادی وجود دارد. نویسنده با مرور تاریخ سیاسی و اجتماعی منطقه، احساس محرومیت بلوچ‌ها، نقش دولت مرکزی، موضوع منابع طبیعی و مسائل امنیتی را توضیح می‌دهد. کتاب نشان می‌دهد که ریشه‌ی اصلی بحران، اختلاف روایت میان دولت و مردم بلوچ است و راه‌حل را در گفت‌وگو، درک متقابل و توجه واقعی به حقوق و توسعه‌ی مردم می‌بیند.

تعداد صفحات ۲۳۹
تعداد تایم‌لاین ۲۴
تایم‌لاین کتاب

تایم لاین این کتاب

3000 قبل از میلاد تا 1000 قبل از میلاد

تمدن مهرگره (تمدن نئولیتیک) در دشت کچی بلوچستان در نزدیکی گردنه بولان توسعه یافت که قدیمی‌تر از تمدن‌های سند و گنداره محسوب می‌شود.

قرن پانزدهم میلادی

ظهور میر چاکر خان ریند به عنوان رهبر قدرتمند بلوچ و قهرمان بزرگ در تاریخ بلوچستان. او تغییرات سیاسی بزرگی را از جمله انتقال پایتخت کنفدراسیون از کچ به سیبی در سال 1487 معرفی کرد و مناطق وسیعی از بلوچستان را تحت کنترل خود درآورد.

قرن شانزدهم میلادی

اوایل قرن شانزدهم شاهد پیشروی میر چاکر به پنجاب و تسخیر مولتان بود.

اواخر قرن هجدهم میلادی

نصیر خان اول (1749-1793)، ششمین خان کلات، به عنوان قدرتمندترین و پویاترین حاکم خانات بر صحنه سیاسی ظاهر شد. او ادعای حاکمیت بر تمام سرزمین‌های بلوچ‌نشین را داشت و مناطق جدیدی مانند قراچی و بخش‌های زیادی از بلوچستان ایرانی را به قلمرو خود اف

اواخر قرن هجدهم

اوایل قرن نوزدهم میلادی: در آغاز قرن نوزدهم، در پنجاب، رانجیت سینگ به قدرت رسید و در غرب، ایران قدرتمندتر شد.

1838

ایران رسماً پیشنهاد تحدید مرز بین قلمرو فارسی و بلوچ را از طریق یک کمیسیون مشترک ارائه کرد. هیئت‌های ایرانی و خانات بلوچ در 1 دسامبر 1869 تحت نظارت ژنرال گلداسمید، کمیسر ارشد کمیسیون مشترک مرز بلوچ، در بامپور ملاقات کردند. هیئت‌های بلوچ به

1854

توافقی بین بریتانیا و خان کلات صورت گرفت که خان کلات متعهد شد بدون تأیید بریتانیا با هیچ کشوری روابط مستقیم برقرار نکند و نیروهای بریتانیایی را در صورت نیاز در قلمرو خود مستقر کند.

1876

مذاکرات دوباره با خان کلات انجام شد و توافق دیگری در جاکوب‌آباد منعقد شد که بریتانیا کنترل کویته و مناطق اطراف آن و همچنین گردنه بولان را از خانات اجاره کرد.

1877

سازمان آژانس بلوچستان با مرکزیت آن در کویته تأسیس شد.

1877

رابرت سندمن به عنوان اولین نماینده فرماندار کل (AGG) و مسئول آژانس بلوچستان منصوب شد. او سیاست "هویج و چماق" را در برخورد با قبایل بلوچ اجرا کرد.

1878

بریتانیا به افغانستان حمله کرد و پس از یک لشکرکشی شش ماهه در می 1879، معاهده گندمک را با حاکم افغانستان منعقد کرد.

1889

سندمن دره ژوب را اشغال کرد و یک مسیر محافظت شده را که کویته را به مناطق قبیله‌ای تحت اداره فدرال (FATA) وصل می‌کرد، امن ساخت.

29 ژانویه 1890

رابرت سندمن در بلا، پایتخت ایالت لاسبلا، درگذشت و همانجا به خاک سپرده شد.

1893

سر مورتیمر دوراند مسئول مذاکره توافقی با امیر عبدالرحمن افغانستان در مورد ترسیم خط مرزی دائمی بین هند بریتانیا و افغانستان شد.

سال‌های 1920

آگاهی ملی‌گرایانه بلوچ در این دهه شروع به رشد کرد. جنبش جوانان بلوچ و انجمانی-اتحاد-بلوچان (همچنین به عنوان ریاستی بلوچستان شناخته می‌شود) از سازمان‌های برجسته برای ایجاد آگاهی در میان مردم بلوچ در مورد حقوق سیاسی و مدنی آنها بودند.

1929

غوث بخش بیزن جو، حزب ملی پاکستان (PNP) را تأسیس کرد، علیرغم مقاومت شدید جوانان بلوچ و قبیله خود او.

1931

حزب انجمانی-اتحاد-بلوچان نام خود را به "سازمان برای وحدت بلوچ" تغییر داد و به یک حزب سیاسی تبدیل شد.

1935

زلزله‌ای عظیم کویته را لرزاند و یوسف عزیز مگسی، رهبر جوان و الهام‌بخش، از جمله کشته‌شدگان بود. پس از مرگ او، جنبش ملی‌گرا سرعت قابل توجهی را از دست داد.

ژوئیه 1939

حزب ملی توسط نخست وزیر کلات ممنوع شد و فعالان آن دستور یافتند که فورا قلمرو کلات را ترک کنند. سپس حزب مقر خود را به کویته منتقل کرد.

15 اوت 1947

بریتانیا هند را به دو کشور پاکستان و هند تقسیم کرد. خان کلات، میر احمد یار خان، استقلال خود را اعلام کرد.

29 مارس 1948

خان کلات به پاکستان پیوست.

سپتامبر 1959

پاکستان منطقه گوادر را که بخشی از سلطان‌نشین عمان بود، خریداری کرد و در سال 1977 آن را بخشی از استان بلوچستان کرد.

1970

دو شورش اولیه رخ داد.

اوت 2006

نواب اکبر شهباز خان بگتی، یک رهبر ارشد بلوچ، در درگیری با نیروهای امنیتی کشته شد. این رویداد منجر به یک موج از فعالیت‌های شبه‌نظامی در هفت سال آینده شد.