تحلیل هوش مصنوعی
پایان زود هنگام مذاکرات اسلامآباد با واکنش های متفاوتی روبرو شد؛ برخی آن را شکست قطعی و برخی آغاز یک مسیر طولانی میدانند. اما واقعیت چیست؟
نقاط کور و گرههای اصلی مذاکرات:
مسئله هستهای: جی.دی ونس (معاون ترامپ) تنها بر موضوع هستهای تمرکز کرد و توپ را به زمین ایران انداخت.
تنگه هرمز: ترامپ در فضای مجازی بر مسدودسازی این آبراه استراتژیک تأکید دارد که نشان میدهد هرمز یکی از اصلیترین بن بستهای واشنگتن است.
جبهه لبنان: آتشبس در لبنان همچنان به عنوان یک متغیر بحران ساز در حاشیه مذاکرات باقی مانده است.
چرا طرفین به تداوم آتشبس نیاز دارند؟
آمریکا: ترامپ با شبح افزایش قیمت نفت و انتخابات میاندورهای کنگره روبروست؛ او نمیتواند هزینههای یک جنگ فرسایشی را به پایگاه رای خود تحمیل کند.
ایران: علیرغم عملکرد نظامی خیره کننده، تهران با چالش تحریمها، اقتصاد ضعیف و ضرورت بازسازی پس از جنگ مواجه است.
تغییر موازنه قدرت در منطقه:
محدودیت قدرت آمریکا: این واقعیت که یک ابرقدرت تنها چند هفته پس از آغاز جنگ، بدون دستیابی به اهداف نظامی اش (برخلاف عراق و افغانستان) پای میز مذاکره نشست، نشاندهنده ضعف آمریکاست است.
آرایش جدید در خلیجفارس: ناتوانی
واشنگتن در حفاظت کامل از متحدانش در برابر حملات ایران، کشورهای عربی را به سمت ائتلاف های جدید سوق داده است (مانند همکاریهای دفاعی اخیر عربستان و امارات با پاکستان و هند).
چشمانداز آینده:
شکاف در شورای همکاری خلیج فارس: تضاد رویکرد امارات (همسو با اسرائیل) و عربستان (حمایت از مذاکرات اسلامآباد) آشکارتر شده است.
خطر انفجار «خیابانهای عربی»: اگرچه افکار عمومی منطقه فعلاً آرام است، اما فقدان یک راهکار سیاسی پایدار میتواند به زودی باعث خیزش های مردمی شود.
نتیجهگیری: منطقه در حال تجربه یک «ریست» بزرگ است. چه جنگ از سر گرفته شود و چه نشود، نفوذ ایران و بازتعریف ائتلاف های امنیتی، واقعیت جدید خاورمیانه خواهد بود.
نویسنده این مقاله
مرتبط
نیروهای امنیتی پاکستان در یک عملیات مبتنی بر اطلاعات (IBO) در منطقه «پینگ»، واقع در حوزه استحفاظی ایستگاه پلیس احمدزی در منطقه بنو، پنج شبهنظامی را به هلاکت رساندند.