تیم تحریریه اندیشکده اقبال
تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه
مشاهده پروفایل
مقدمه
در ۲۳ می ۲۰۲۶، فرماندهان نیروی هوایی پاکستان و ترکیه در دیداری رسمی، بار دیگر بر «همگرایی راهبردی در زمینه دفاع، نوآوری هوافضا و فناوریهای نوظهور» تأکید کردند. این رویداد که در چارچوب رزمایشهای مشترک و نشستهای دوجانبه برنامهریزی شده بود، نقطه عطفی در مسیر همکاریهای رو به رشد دو کشور به شمار میرود. در شرایطی که نظم امنیتی منطقه جنوب آسیا و غرب آسیا دستخوش دگرگونیهای عمیقی شده است، بازتولید این همکاریهای راهبردی از سوی فرماندهان ارشد نظامی دو کشور، فراتر از تشریفات دیپلماتیک، حامل پیامهای روشنی برای بازیگران منطقهای و فرامنطقهای است. پاکستان و ترکیه اکنون در آستانه شکلدهی به یک محور فناورانه ـ امنیتی قرار دارند. این مقاله در پی آن است تا با رویکردی تحلیلی، ابعاد، انگیزهها، چالشها و چشمانداز این همکاری را بررسی کرده و جایگاه آن را در معادلات قدرت منطقهای تبیین کند.
پیشینه و زمینههای شکلگیری همکاری
همکاری نظامی پاکستان و ترکیه ریشه در چندین دهه روابط دوستانه و اشتراکات فرهنگی، مذهبی و ژئوپلیتیکی دارد. دو کشور از دهه ۱۹۹۰ تاکنون چندین قرارداد همکاری در زمینه تولید جنگنده، سامانههای پهپادی، نوسازی ناوگان هوایی و تبادل کارشناسان دفاعی امضا کردهاند. اما نقطه عطف این روابط را باید در دهه ۲۰۱۰ جستجو کرد، زمانی که ترکیه به دلیل تحریمهای اعمال شده توسط غرب، به طور جدی به سمت توسعه صنایع دفاعی مستقل و همکاری با کشورهایی مانند پاکستان روی آورد. از سوی دیگر، پاکستان نیز که با فرسودگی ناوگان هوایی خود مواجه و از دسترسی به فناوریهای پیشرفته غربی محروم شده بود، ترکیه را به عنوان شریکی قابل اعتماد و فاقد پیشینه استعماری برگزید. پروژههای مشترکی مانند مشارکت دو کشور در برنامه ساخت جنگندههای رادارگریز” کان”، همکاری در توسعه پهپادهای تهاجمی ، و برگزاری منظم رزمایشهای هوایی نظیر « عقاب آناتولی» و «آتاتورک-12» همه نشانههایی از تعمیق این رابطه هستند.دیدار فرماندهان نیروی هوایی دو کشور در ۲۳ می ۲۰۲۶ در واقع تأکیدی دوباره بر ادامه این مسیر و ارتقای آن به سطح همگرایی در فناوریهای نوظهور مانند هوش مصنوعی، جنگ سایبری و سامانههای بدون سرنشین بود.
ابعاد فناورانه و صنعتی همکاریهای هوایی
آنچه همکاری هوایی پاکستان و ترکیه را از بسیاری از مشارکتهای دفاعی مشابه در منطقه متمایز میکند، عمق انتقال فناوری و اشتراک در زنجیره تأمین است. در حالی که بسیاری از کشورها صرفاً به خرید تجهیزات نظامی روی میآورند، دو طرف بر بومیسازی و تولیدات مشترک تأکید دارند. در حوزه جنگندههای پیشرفته، پاکستان نه تنها به عنوان خریدار بالقوه جنگندههای “کان” (که نخستین پرواز آن در ۲۰۲۴ انجام شد) مطرح شده، بلکه در تأمین برخی سامانههای الکترونیکی و موتورهای پیشران نیز مشارکت دارد. نیروی هوایی پاکستان با تجربه چندین دهه عملیات رزمی واقعی (از جمله درگیریهای مرزی با هند و افغانستان)، بازخوردهای میدانی ارزشمندی به صنایع دفاعی ترکیه میدهد.
در زمینه پهپادها، پاکستان نه تنها پهپادهای شناسایی ـ تهاجمی” بایراکتار” را از ترکیه خریداری کرده، بلکه خط تولید مشترک پهپادهای” انکا” با ترکیه را در پایگاههای هوایی “کامرا” راهاندازی نموده است. این پهپادها در عملیات ضدتروریستی پاکستان بر علیه گروههایی همچون “ارتش آزادیبخش بلوچ” و “تحریک طالبان پاکستان”عملکرد قابل قبولی داشتهاند. همچنین دو کشور در حال توسعه یک پهپاد جدید با قابلیت حمل مهمات نقطهزن و پرواز در ارتفاع بالا هستند. فراتر از همکاریهای مذکور، همکاری دو کشور در حوزه نرمافزارهای نبرد شبکهمحور، سامانههای جنگ الکترونیک و رمزنگاری ارتباطات نیز گسترش یافته است. با عنایت به موارد ذکرشده، میتوان گفت که همکاری دو کشور از سطح خرید و فروش تسلیحات نظامی فراتر رفته و به یک شراکت راهبردی عمیق تبدیل شده است.
چالشهای پیش رو
با وجود پیشرفتهای چشمگیر، مسیر ادامه این همکاریها با چالشهای متعددی مواجه است که میتواند آینده آن را با چالشهایی مواجه سازد. نخستین چالش، محدودیتهای مالی و بودجهای پاکستان است. اقتصاد شکننده پاکستان که با کسری مزمن ، تورم بالا و وابستگی به وامهای صندوق بینالمللی پول دست و پنجه نرم میکند، توان تأمین مالی پروژههای سنگین تسلیحاتی را به آسانی ندارد. هزینه توسعه جنگنده “کان “(که بالغ بر ۱۵ میلیارد دلار است)، برای اسلامآباد بسیارسنگین است.
دومین چالش، فشارهای خارجی اعمال شده از سوی کشورهایی همچون ایالات متحده و هند است. واشنگتن که پاکستان را متحد اصلی خود در جنگ با تروریسم میداند، به هیچ وجه از تعمیق همکاری نظامی اسلامآباد با آنکارا ( به ویژه در حوزه فناوریهای حساس ) استقبال نمیکند. هند نیز به عنوان رقیب دیرینه پاکستان و شریک راهبردی جدید ترکیه در حوزههای اقتصادی و دفاعی (مانند همکاری در ساخت زیردریایی و کشتیهای جنگی)، ترجیح میدهد که روابط آنکارا و اسلامآباد توسعه چندانی نداشته باشد.
سومین چالش، تفاوت در اولویتهای داخلی و ساختار صنعتی دو کشور است. ترکیه به دنبال صادرات محصولات دفاعی خود به بازارهای جهانی از جمله کشورهای عربی و آفریقایی است، در حالی که تمرکز عمده پاکستان بیشتر بر مقابله با تهدیدهای امنیتی داخلی و رویارویی با هند است. گاه این تفاوت در مشخصات فنی مورد نیاز، اختلافاتی را در طراحی محصولات مشترک ایجاد میکند.
چالش چهارم، مسائل مربوط به حقوق مالکیت فکری و انتقال فناوری است که همچنان یکی از نقاط مورد اختلاف در مذاکرات دو کشور است. ترکیه تمایل دارد هسته فناوریهای پیشرفته (مانند موتور توربوفن و رادارهای ایسا) را در انحصار خود نگه دارد، اما پاکستان خواهان دسترسی کامل به این فناوریها برای بومیسازی آنهاست. آخرین چالش، بیثباتی سیاسی داخلی پاکستان است. تغییر مکرر دولتها و اولویتهای دفاعی متفاوت احزاب سیاسی (به ویژه تنش میان حزب مسلم لیگ (ن) و تحریک انصاف) میتواند تداوم بلند مدت پروژههای مشترک را با اخلال مواجه سازد. در سال ۲۰۲۶ نیز با آغاز موج جدید اعتراضات مخالفان، کابینه شهباز شریف ممکن است نتواند بودجه لازم برای همکاری با ترکیه را به طور کامل تأمین کند.
چشمانداز آینده
با وجود چالشهای یادشده، شواهد و روندها نشان میدهد که همکاری هوایی پاکستان و ترکیه در افق ۲۰۳۰ نه تنها تداوم خواهد یافت بلکه عمیقتر و گستردهتر نیز خواهد شد. پیشبینی میشود حجم تجارت دفاعی دو طرف تا پایان این دهه از مرز ۶ میلیارد دلار عبور کند که بیش از دو برابر رقم کنونی است. از نظر همکاریهای فناورانه، انتظار میرود همکاری دو کشور در سه حوزه همچنان توسعه یابد: نخست، ورود جنگنده “کان” به نیروی هوایی پاکستان از اوایل دهه ۲۰۳۰ که میتواند جانشینی برای میراژها و حتی جنگندههای اف-16 قدیمی باشد. دوم، ایجاد یک کنسرسیوم مشترک برای تولید پهپادهای پیشرفته قارهپیما با قابلیت سوختگیری هوایی و حمل مهمات دوربرد که میتواند به کشورهای ثالث نیز صادر شود.
سوم، همکاری در حوزه جنگ فضایی شامل ساخت ماهوارههای کوچک شناسایی که پاکستان پیشتر در آن با چین همکاری داشته، اما اکنون تنوعبخشی به شرکا را در دستور کار خود قرار داده است. از منظر ژئوپلیتیک، تعمیق این همکاری به پاکستان اجازه میدهد وابستگی خود به غرب (به ویژه آمریکا) و تا حدی چین را کاهش داده و یک رکن سوم در سیاست دفاعی خود ایجاد کند. برای ترکیه نیز پاکستان به عنوان دروازه ورود به جنوب آسیا و بازار ۸۰۰ میلیون نفری مسلمانان شبهقاره عمل میکند.
در سطح چندجانبه نیز، احتمال ایجاد یک نهاد هماهنگکننده میان نیروهای هوایی کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی با محوریت پاکستان و ترکیه وجود دارد که بتواند در بحرانهایی مانند غزه یا کشمیر واکنش مناسبی نشان دهد. در میانمدت، مانورهای هوایی مشترک با حضور نیروی هوایی عربستان، قطر و آذربایجان میتواند به یک ائتلاف غیررسمی هوایی تبدیل شود که توازن قدرت را در خلیج فارس و قفقاز تحت تأثیر قرار دهد. البته این تحقق این سناریوها منوط به حل مسئله تأمین مالی از طریق خطوط اعتباری و مشارکت بخش خصوصی است. پروژههایی نظیر «وام تسلیحاتی در برابر صادرات محصولات کشاورزی» یا «تأسیس منطقه ویژه فناوری دفاعی مشترک در سیالکوت» میتوانند در این قضیه بسیارراهگشا باشند.
نتیجهگیری
بازتأکید فرماندهان هوایی پاکستان و ترکیه بر همکاری راهبردی در سال ۲۰۲۶، نه یک رویداد تشریفاتی، بلکه نشانهای از تکامل یک الگوی جدید در همکاریهای دفاعی میان کشورهای در حال توسعه با اشتراکات فرهنگی و ژئوپلیتیکی است. در جهانی که قطبهای قدرت به سرعت در حال تغییرند، اسلامآباد و آنکارا دریافتهاند که هیچیک به تنهایی نمیتوانند نیازهای امنیتی خود را تأمین کنند؛ اما در کنار هم میتوانند وابستگی به قدرتهای سنتی را کاهش دهند و بخشی از زنجیره ارزش فناوریهای برتر را در اختیار بگیرند. همکاری هوایی دو کشور از سطح مبادلات تسلیحاتی فراتر رفته و به مشارکت در طراحی، تحقیق، توسعه و حتی صادرات مشترک رسیده است. با این حال، چالشهایی مانند محدودیتهای مالی پاکستان، فشارهای خارجی (به ویژه از سوی آمریکا و هند)، تفاوت در اولویتهای صنعتی و بیثباتیهای سیاسی داخلی پاکستان، این مسیر را با چالشهایی جدی مواجه ساخته است. چشمانداز افق ۲۰۳۰ نشان میدهد که در صورت مدیریت هوشمندانه این چالشها ( از جمله از طریق تنوعبخشی به منابع مالی و انعطاف در مالکیت فکری و انتقال فناوری) همکاریهای دو کشور میتواند به یکی از الگوهای موفق همکاری دفاعی در جهان اسلام تبدیل شوند. تأثیرات منطقهای چنین همکاری عمیقی فراتر از مرزهای پاکستان و ترکیه خواهد بود و توازن قوا در جنوب آسیا، خلیج فارس و حتی قفقاز را به نفع محور اسلامآباد ـ آنکارا تغییر خواهد داد. برای تحلیلگران سیاسی، پیگیری سرنوشت پروژه جنگندههای “کان”، خط تولید مشترک پهپادها و میزان موفقیت دو کشور در جذب شرکای ثالث (مانند آذربایجان، مالزی و اندونزی) مهمترین شاخصهای عینی برای ارزیابی آینده این رابطه خواهد بود. در مجموع میتوان گفت که روند همکاریهای هوایی پاکستان و ترکیه در حال گذار از یک اتحاد تاکتیکی به یک مشارکت راهبردی است؛ تحولی که معادلات قدرت هوایی در اطراف ایران و خلیج فارس را دستخوش دگرگونیهای عمیق خواهد کرد.
تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه
مشاهده پروفایل
دستیار هوشمند
پاسخ سریع و دقیق