تیم تحریریه اندیشکده اقبال
تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه
مشاهده پروفایل
بیستوپنجمین دوره «گفتوگوی شانگریلا» از ۲۹ تا ۳۱ مه ۲۰۲۶ (۸ تا ۱۰ خرداد ۱۴۰۵) در هتل “شانگریلای” سنگاپور برگزار شد؛ رویدادی که طی دو دهه گذشته به مهمترین مجمع امنیتی آسیا و یکی از اثرگذارترین نشستهای راهبردی جهان تبدیل شده است.
این نشست سالانه به ابتکار “مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی” (IISS) برگزار میشود و هر سال دهها وزیر دفاع، فرمانده ارشد نظامی، مقام امنیتی، دیپلمات و پژوهشگر برجسته از سراسر جهان را گرد هم میآورد. در سال ۲۰۲۶ نیز بیش از 40 هیئت عالیرتبه از آسیا، اروپا، آمریکای شمالی، اقیانوسیه و خاورمیانه در این رویداد شرکت کردند.
اهمیت “شانگریلا” تنها در تعداد شرکتکنندگان آن نیست، بلکه در جایگاهی است که طی سالها به عنوان یکی از مهمترین تریبونهای اعلام سیاستهای امنیتی جهان به دست آورده است. بسیاری از مواضع راهبردی کشورهای ایالات متحده، چین، ژاپن، هند، استرالیا و نیز کشورهای جنوب شرق آسیا نخستین بار از همین تریبون اعلام شدهاند و به همین دلیل رسانهها و مراکز مطالعاتی جهان، سخنرانیهای این نشست را با دقتی مشابه اجلاسهای سران دنبال میکنند.
نشست امسال نیز در شرایطی برگزار شد که جهان با همزمانی چند بحران مهم مواجه بود؛ از تشدید رقابت میان آمریکا و چین گرفته تا ادامه جنگ اوکراین، پیامدهای امنیتی تحولات خاورمیانه، گسترش هوش مصنوعی نظامی، رقابت فضایی و ظهور نسل جدیدی از جنگهای سایبری و شناختی. در چنین فضایی، موضوع محوری نشست «مدیریت تهدیدها علیه ثبات راهبردی» انتخاب شد؛ موضوعی که مستقیماً به آینده امنیت بینالملل در عصر فناوریهای نوظهور میپردازد.
در میان شخصیتهای برجسته حاضر در این رویداد، “پیت هگست”، وزیر دفاع ایالات متحده، وزرای دفاع کشورهای عضو “آسهآن”، فرماندهان ارشد نظامی چین، ژاپن، استرالیا، هند و همچنین “ژنرال نعمان ذاکریا” از پاکستان حضور داشتند. مجموعه مباحث مطرحشده در این نشست نشان داد که رقابت قدرتهای بزرگ همچنان محور اصلی تحولات امنیتی آسیاست، اما در کنار آن، موضوعاتی همچون هوش مصنوعی، امنیت سایبری، جنگ اطلاعاتی و عملیات چنددامنهای نیز به سرعت در حال تبدیل شدن به مؤلفههای اصلی قدرت در قرن بیستویکم هستند.
در نظام بینالملل معاصر، همه نشستهای امنیتی از اهمیت یکسان برخوردار نیستند. برخی رویدادها صرفاً محل تبادل دیدگاههای دانشگاهی هستند و برخی دیگر به صحنهای برای ارسال پیامهای راهبردی میان قدرتهای جهانی تبدیل میشوند. «گفتوگوی شانگریلا» بدون تردید در زمره دسته دوم قرار میگیرد؛ نشستی که طی بیش از دو دهه گذشته به مهمترین مجمع امنیتی آسیا و یکی از تأثیرگذارترین تریبونهای راهبردی جهان تبدیل شده است.
در حالی که «کنفرانس امنیتی مونیخ» عمدتاً بازتابدهنده نگرانیها و محاسبات امنیتی اروپا و جهان غرب است، “شانگریلا” به مهمترین صحنه گفتوگو درباره آینده امنیت آسیا بدل شده است؛ قارهای که امروز مرکز ثقل اقتصاد جهانی، کانون رقابت قدرتهای بزرگ و یکی از مهمترین میدانهای شکلگیری نظم بینالمللی آینده محسوب میشود.
این نشست از سال ۲۰۰۲ به ابتکار “مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی” (IISS) در سنگاپور آغاز به کار کرد. انتخاب سنگاپور نیز تصادفی نبود. این کشور در نقطه اتصال شرق و غرب آسیا قرار دارد و همزمان روابط نزدیک خود با آمریکا، چین، هند، ژاپن و کشورهای جنوب شرق آسیا را حفظ کرده است. برگزارکنندگان امیدوار بودند که این موقعیت ویژه، “شانگریلا” را به بستری بیطرف برای گفتوگوهای امنیتی تبدیل کند؛ هدفی که تا حد زیادی محقق شده است.
در طول دو دهه گذشته، بسیاری از مهمترین پیامهای امنیتی جهان نخستین بار از تریبون “شانگریلا” مطرح شدهاند. از اعلام راهبرد «چرخش به آسیا» توسط آمریکا گرفته تا هشدارهای چین درباره حضور نظامی واشنگتن در منطقه، افزایش بودجه دفاعی ژاپن، نگرانیهای کشورهای آسهآن درباره دریای جنوبی چین و دیدگاههای هند و پاکستان درباره ثبات جنوب آسیا، همگی در مقاطع مختلف در این نشست بازتاب یافتهاند.
به همین دلیل، “شانگریلا” تنها یک کنفرانس عادی نیست؛ بلکه بخشی از سازوکار غیررسمی مدیریت رقابتهای راهبردی در آسیاست. در اینجا فرماندهان ارتشها، رؤسای ستادهای مشترک، وزرای دفاع، مقامات اطلاعاتی و سیاستگذاران ارشد در فضایی نسبتاً غیررسمی اما بسیار جدی، درباره حساسترین مسائل امنیتی جهان به گفتوگو میپردازند.
جهانی که با سرعتی بیسابقه در حال تغییر است
نشست سال ۲۰۲۶ در شرایطی برگزار شد که نظام بینالملل با چندین بحران همزمان مواجه است. رقابت روزافزون میان آمریکا و چین، استمرار جنگ اوکراین، تنشهای خاورمیانه، گسترش توانمندیهای سایبری، رقابت فضایی، ظهور هوش مصنوعی نظامی و توسعه سامانههای خودمختار رزمی، همگی در حال تغییر بنیانهای سنتی امنیت جهانی هستند.در چنین فضایی، موضوع اصلی نشست امسال «مدیریت تهدیدها علیه ثبات راهبردی» بود؛ مفهومی که در دوران جنگ سرد عمدتاً به بازدارندگی هستهای میان آمریکا و شوروی اشاره داشت، اما امروز ابعاد بسیار پیچیدهتری پیدا کرده است.
اکنون پرسش اصلی این نیست که کدام کشور موشکهای بیشتری در اختیار دارد؛ بلکه این است که چگونه هوش مصنوعی، دادههای عظیم، فناوریهای فضایی، جنگ سایبری و عملیات شناختی میتوانند موازنه قدرت را تغییر دهند.
حضور وزیر جنگ آمریکا در این نشست نیز اهمیت موضوع را دوچندان کرد. واشنگتن که آسیا را مهمترین صحنه رقابت ژئوپلیتیکی قرن بیستویکم میداند، تلاش دارد اطمینان متحدان خود را حفظ کند و در عین حال پیام بازدارندگی روشنی به رقبای خود ارسال نماید. در مقابل، بسیاری از کشورهای آسیایی نگران آن هستند که تشدید رقابت میان قدرتهای بزرگ، منطقه را به میدان رویاروییهای پرهزینه تبدیل کند.
پاکستان و تلاش برای بازتعریف نقش خود در معماری امنیتی آسیا
در میان شرکتکنندگان، حضور هیئت پاکستانی و سخنرانی ژنرال “نعمان ذاکریا” از اهمیت خاصی برخوردار بود. او نه تنها به نمایندگی از ارتش پاکستان سخن میگفت، بلکه در واقع روایت اسلامآباد از آینده جنگ، بازدارندگی و ثبات منطقهای را ارائه میکرد.
اهمیت این سخنرانی از آن جهت دوچندان بود که پس از بحران نظامی میان هند و پاکستان در سال ۲۰۲۵، برای نخستین بار یکی از فرماندهان ارشد پاکستانی در یک مجمع جهانی به تشریح برداشت خود از تحولات جدید امنیتی پرداخت. به همین دلیل، سخنان او را میتوان فراتر از یک ارائه فنی و در قالب نوعی بیانیه راهبردی پاکستان درباره آینده امنیت منطقه ارزیابی کرد.در ادامه ترجمه کامل فارسی سخنرانی ژنرال نعمان ذاکریا در این کنفرانس تقدیم میگردد:
بسمالله الرحمن الرحیم
عالیجنابان، نمایندگان محترم، بانوان و آقایان،
مایه افتخار است که در این جمع ارزشمند از دولتمردان باتجربه، دیپلماتها و متخصصان نظامی از سراسر جهان سخن میگویم.از “مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی” (IISS) صمیمانه سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار داد تا درباره چالشهای فزایندهای که فناوریهای نوظهور، عملیات چنددامنهای و محیط در حال تحول اطلاعاتی برای ثبات راهبردی ایجاد کردهاند، دیدگاههای خود را مطرح کنم.
بانوان و آقایان،
ورود عملیاتی حوزههای نوظهور در کنار حوزههای سنتی جنگ، چشمانداز ثبات راهبردی را بهطور قابل توجهی پیچیدهتر ساخته است. پیشرفتهای سریع در حوزه هوش مصنوعی، سامانههای خودمختار، توانمندیهای سایبری، فناوریهای کوانتومی و عملیات چنددامنهای، در حال دگرگون کردن فرآیند تصمیمگیری نظامی، ساختارهای فرماندهی و کنترل و ماهیت رقابتهای راهبردی هستند.
این تحولات، در عین حال که فرصتهای جدیدی ایجاد میکنند، آسیبپذیریهای تازهای نیز به همراه آوردهاند و خطر محاسبات نادرست، دشواری در انتساب مسئولیت حملات و احتمال تشدید ناخواسته بحرانها را افزایش دادهاند.همزمان با آنکه دولتها، جوامع و زیرساختهای حیاتی بیش از پیش به اکوسیستمهای فناورانه بههمپیوسته وابسته میشوند، کاهش قابلیت پیشبینی و فشردهتر شدن زمان تصمیمگیری، ماهیت منازعات میان دولتها و بازدارندگی راهبردی را به شکلی بنیادین تغییر میدهد.
عالیجنابان،
محیط اطلاعاتی نیز بهطور فزایندهای دچار چندپارگی شده است. پلتفرمهای دیجیتال، محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی و کارزارهای سازمانیافته اطلاعات نادرست، اعتماد عمومی را فرسایش میدهند، روایتها را تحریف میکنند و زمان تصمیمگیری را کوتاهتر میسازند.در چنین فضایی، کنترل اطلاعات و حفظ یکپارچگی دادهها، در کنار موازنه سنتی قدرت نظامی، به یکی از مهمترین مؤلفههای ثبات راهبردی تبدیل شده است.
بانوان و آقایان،
ثبات راهبردی در جنوب آسیا همچنان تحت تأثیر بازدارندگی هستهای، عدم توازن متعارف، تنشهای سیاسی پایدار و اختلافات سرزمینی و ایدئولوژیک حلنشده میان هند و پاکستان قرار دارد. با وجود پیچیدگیهای ناشی از رقابت قدرتهای بزرگ، چین همچنان یک عامل سازنده و ثباتبخش محسوب میشود؛ کشوری که در تقویت توازن راهبردی، توسعه ارتباطات منطقهای و گسترش همکاریهای اقتصادی نقش مهمی را ایفا میکند.
درگیری مه ۲۰۲۵ میان هند و پاکستان، نمونهای روشن از توانمندی پاکستان در اجرای عملیات چنددامنهای بود. این موفقیت از طریق همافزایی سه نیروی مسلح، بهرهگیری یکپارچه از قابلیتهای سایبری، جنگ الکترونیک، شناسایی و مراقبت اطلاعاتی (ISR)، توانمندیهای فضایی و همچنین مانور هماهنگ اطلاعاتی که آثار متقابلی را در حوزههای مختلف ایجاد میکرد، حاصل شد.
پاسخ قاطع پاکستان عملاً این تصور را که در جنوب آسیا هنوز فضایی برای جنگ متعارف وجود دارد، باطل کرد. تحولات پس از این درگیری نیز چشمانداز وقوع جنگ متعارف را بیش از پیش محدود ساخته است. با این حال، تداوم روند نظامیسازی در هند، همراه با استمرار لفاظیهای خصمانه و فقدان سازوکارهای مؤثر مدیریت بحران، همچنان ثبات منطقهای را با چالش مواجه میسازد. در چنین محیطی، حفظ توازن راهبردی در جنوب آسیا بیش از هر زمان دیگری به کنترل تشدید تنشها و وجود چارچوبهای مؤثر ارتباطات بحران وابسته است.
بانوان و آقایان،
مواجهه با چالشهای پیچیده ژئوپلیتیکی جهان که با سرعت در حال دگرگونی است، مستلزم عبور از رویکرد صرفاً رقابتی و حرکت به سوی مدیریت مشارکتی مخاطرات در حوزههای مختلف است؛ البته در چارچوب پایبندی به هنجارها و قواعد بینالمللی.
نخست آنکه دولتها باید حکمرانی مسئولانه بر فناوریهای نوظهور را در اولویت قرار دهند. نوآوری فناورانه نمیتواند از مسئولیت اخلاقی و پاسخگویی راهبردی جدا باشد.کشورها باید برای دستیابی به هنجارهای مورد پذیرش بینالمللی درباره کاربرد نظامی هوش مصنوعی، سامانههای خودمختار، عملیات سایبری و فناوریهای فضایی همکاری کنند. نظارت انسانی باید همچنان عنصر اصلی تصمیمگیری در کاربرد زور باقی بماند؛ بهویژه در سامانههایی که دارای پیامدهای راهبردی هستند. اقدامات اعتمادساز، سازوکارهای شفافیت و گفتوگوهای فنی میان کشورها برای کاهش سوءبرداشتها و جلوگیری از رقابتهای تسلیحاتی بیثباتکننده ضروری هستند.
دوم آنکه سازوکارهای نهادینه مدیریت بحران و کانالهای ارتباطات راهبردی باید تقویت شوند. در جهانی که زمان تصمیمگیری بهطور فزایندهای فشرده شده است، ارتباط مستقیم میان دولتها اهمیتی مضاعف پیدا میکند. حتی در دوران رقابتهای ژئوپلیتیکی نیز گفتوگو نباید هرگز متوقف شود. تاریخ بارها نشان داده است که ثبات راهبردی تنها از طریق بازدارندگی حفظ نمیشود؛ بلکه ارتباط و گفتوگو نیز نقشی اساسی در آن دارند.
سوم آنکه کشورها باید برای تدوین قواعد مشترک درباره آزمایشهای فضایی، ممنوعیت حمله به زیرساختهای غیرنظامی و الزامات نظارت انسانی بر سامانههای تسلیحاتی خودمختار همکاری کنند.
بانوان و آقایان،
هنجارها و قواعد، مانع رقابت نمیشوند؛ بلکه مرزهایی تعیین میکنند که موجب میشود بازدارندگی قابلپیشبینیتر و قابلمحاسبهتر شود. حقوق بینالملل و نهادهای چندجانبه نیز باید خود را با واقعیتهای جدید تطبیق دهند. تحول فناوری با سرعتی بسیار بیشتر از چارچوبهای حقوقی و نهادی موجود در حال پیشروی است. تقویت همکاریهای جهانی در حوزه حکمرانی سایبری، توسعه مسئولانه هوش مصنوعی، امنیت فضایی، اخلاق دیجیتال و سلامت فضای اطلاعاتی برای حفظ توازن ژئواستراتژیک ضروری است.
هیچ کشوری، صرفنظر از اندازه یا میزان پیشرفت فناوری خود، به تنهایی قادر به مدیریت مخاطرات پیچیده و چندوجهی عصر جدید نیست. چالشهایی که امروز با آنها روبهرو هستیم ماهیتی فراملی دارند و در نتیجه به پاسخهایی مبتنی بر همکاری جمعی نیازمندند. ثبات راهبردی صرفاً به توانمندی نظامی محدود نمیشود؛ بلکه به میزان تابآوری جوامع نیز وابسته است. کشورها باید مقاومت سایبری خود را افزایش دهند، از زیرساختهای حیاتی محافظت کنند، سطح سواد فنی و دیجیتال را ارتقا دهند و اعتبار و کارآمدی نهادهای خود را تقویت کنند.
اعتماد عمومی نیز یک سرمایه راهبردی است. جوامع تابآور بسیار کمتر در معرض دستکاری خارجی و بیثباتسازی داخلی از طریق اطلاعات نادرست، قطبیسازی اجتماعی و اختلالات فناورانه قرار میگیرند. در نهایت، ثبات راهبردی بیش از هر چیز به حکمرانی مسئولانه وابسته است.
فناوری ذاتاً عامل بیثباتی نیست. چالش اصلی در نحوه مدیریت، ادغام و بهکارگیری این فناوریها نهفته است. قضاوت انسانی، خرد سیاسی و همکاریهای بینالمللی در خدمت خیر عمومی، همچنان عناصری غیرقابلجایگزین هستند. ما باید در برابر این وسوسه مقاومت کنیم که هر پیشرفت فناورانه را صرفاً از دریچه رقابت و نظامیسازی بنگریم. ثبات راهبردی در واقع حاصل برقراری توازن میان نوآوری و مسئولیتپذیری است؛ میان امنیت ملی و ثبات جهانی؛ و میان رقابت راهبردی و بقای جمعی.
اجازه دهید به یاد داشته باشیم که صلح و ثبات هرگز پیامد خودکار پیشرفت فناوری نبودهاند. صلح و ثبات همواره به مسئولیتپذیری سیاسی، خویشتنداری راهبردی و تعامل مستمر بینالمللی وابسته بودهاند.
تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه
مشاهده پروفایل
دستیار هوشمند
پاسخ سریع و دقیق