تیم تحریریه اندیشکده اقبال
تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه
مشاهده پروفایل
مقدمه
ارتش پاکستان، به عنوان هفتمین نیروی نظامی بزرگ جهان، نقشی محوری در معادلات امنیتی جنوبآسیا ایفا میکند. این نیرو با حدود ۱٫۵ میلیون نفر پرسنل فعال، ذخیره و شبهنظامی، نهتنها سنگبنای امنیت ملی، بلکه بازیگری تأثیرگذار در صحنۀ سیاسی و اقتصادی پاکستان محسوب میشود. تحولات اخیر(از تغییرات ساختاری در رأس هرم فرماندهی تا انعقاد پیمانهای دفاعی تاریخی و جهش در توانمندیهای تسلیحاتی)، موقعیت این نهاد را دگرگون ساخته است. این نوشتار با رویکردی تحلیلی و با استناد به جدیدترین دادهها ، به بررسی ساختار، پرسنل، تحولات قانونی و همکاریهای دفاعی بینالمللی ارتش پاکستان میپردازد. یافتهها نشان میدهد که ارتش پاکستان، ضمن حفظ تمرکز سنتی خود بر تهدید هند، با تصویب «متمم ۲۷» قانون اساسی، تحولی بنیادین در فرماندهی خود ایجاد کرده و از طریق پیمانهای راهبردی نوین و تنوعبخشی به منابع تأمین تسلیحات، در حال بازتعریف نقش خویش در عرصههای منطقهای و بینالمللی است. این تحولات اگرچه توان عملیاتی و هماهنگی آن را افزایش دادهاند، پرسشهای مهمی دربارۀ تأثیر آنها بر توازن قوای داخلی، نظارت مدنی و ثبات بلندمدت منطقه برانگیختهاند.
ساختار، پرسنل و توانمندیهای رزمی
ارتش پاکستان بر پایۀ سه شاخۀ کلاسیک زمینی، دریایی و هوایی سازمانیافته و توسط نیروهای شبهنظامی گستردهای پشتیبانی میشود. اصلاحات ساختاری سال ۲۰۲۵ نقطهعطفی در تاریخ فرماندهی این نیروها به شمار میرود. بر اساس این اصلاحات، پست سنتی «رئیس کمیته مشترک رؤسای ستاد» حذف و جای خود را به «رئیس نیروهای دفاعی» داد. این مقام که همزمان توسط رئیس ستاد ارتش تصدی میشود، اختیار فرماندهی مستقیم بر هر سه شاخۀ نیروهای مسلح، برنامهریزی راهبردی و تخصیص منابع را برعهده دارد. همچنین، ایجاد «فرماندهی راهبردی ملی» زیر نظر یک ژنرال پنجستاره، کلیۀ داراییهای هستهای و استراتژیک کشور را تحت مدیریت واحدی قرار داده است.
نیروی زمینی با حدود ۵۶۰ هزار پرسنل فعال، ستون فقرات ارتش محسوب میشود. نوسازی ناوگان زرهی از طریق خرید تانکهای پیشرفتۀ «ویتی۴» از چین و توسعۀ نمونههای داخلی، همراه با تمرکز مستمر بر عملیات ضدتروریسم و دفاع از مرزهای شرقی و غربی، در صدر اولویتهای این نیرو قرار دارد. نیروی دریایی با حدود ۴۰ هزار پرسنل، در حال گذار به نیرویی با قابلیت حضور در «آبهای بینالمللی» است. تحویل چهار زیردریایی کلاس «هنگور» از چین،که قابلیت حمل موشکهای کروز هستهای را دارند، هستۀ بازدارندگی دریایی پاکستان را تکمیل کرده است. نیروی هوایی نیز با ۷۰ هزار پرسنل، ناوگانی ترکیبی از جنگندههای «اف۱۶» آمریکایی، «جیاف۱۷» و «جی۱۰سی» چینی را در اختیار دارد. اقدام راهبردی این نیرو، سفارش ۴۰ فروند جنگندۀ نسل پنجم «جی۳۵» از چین است که در صورت تحویل، پاکستان را در جمع محدود دارندگان چنین جنگندههایی قرار خواهد داد.
تحلیل تأثیر متمم ۲۷ قانون اساسی
تصویب «متمم ۲۷» قانون اساسی در نوامبر ۲۰۲۵، مهمترین تغییر در روابط مدنی–نظامی و ساختار درونی ارتش پاکستان در دهههای اخیر تلقی میشود. اهداف اعلامشدۀ این اصلاحات، افزایش کارایی، کاهش بوروکراسی و تقویت هماهنگی در برابر تهدیدات پیچیده بود. ادغام پستهای «رئیس نیروهای دفاعی» و «رئیس ستاد ارتش» در یک فرد، به همراه حذف نهادهای تعدیلکننده، عملاً قدرت تصمیمگیری نظامی را در نقطهای واحد متمرکز ساخته است. این امر اگرچه میتواند سرعت عکسالعمل در بحرانها را افزایش دهد، همزمان مکانیسمهای نظارت و تعدیل درونسازمانی را تضعیف میکند.
سلطۀ سنتی نیروی زمینی بر ساختار ارتش پاکستان، با این تغییر نهادینه و تقویت شده است. این موضوع ممکن است به کمرنگشدن دیدگاههای تخصصی نیروی دریایی و هوایی در برنامهریزی راهبردی کلان و تخصیص بودجه بینجامد. اگرچه رئیسجمهور بهطور رسمی فرماندۀ کل قوا باقی مانده، تمرکز عملیاتی قدرت در دست فرماندهی نظامی، فاصلۀ میان تصمیمگیری نظامی و کنترل سیاسی را افزایش میدهد. اعطای مصونیت قضایی مادامالعمر به افسران پنجستاره نیز نگرانیها دربارۀ پاسخگویی را تشدید کرده است. برخی تحلیلگران بر این باورند که یک فرماندهی متمرکز و قدرتمند میتواند مانع از تشدید تنشهای ناخواسته شود؛ حال آنکه منتقدان هشدار میدهند این ساختار ممکن است فضای تصمیمگیری در بحران را به سوی اقدامهای جسورانهتر سوق دهد.
همکاریهای دفاعی بینالمللی و پیوندهای راهبردی
ارتش پاکستان در سالهای اخیر به شکلی حسابشده، شبکۀ همکاریهای دفاعی خود را متنوع و تعمیق بخشیده است. انعقاد پیمان راهبردی دفاع متقابل با عربستان سعودی در سپتامبر ۲۰۲۵، گامی تاریخی به شمار میرود. بر پایۀ این پیمان، حمله به هر یک از طرفین، حمله به دیگری تلقی خواهد شد. از این رو، عربستان عملاً زیر چتر امنیتی هستهای پاکستان قرار گرفته است.
در حوزۀ تأمین تسلیحات، چین کماکان شریک اصلی پاکستان است. همکاری دو کشور از مرحلۀ خرید به طراحی و تولید مشترک ارتقا یافته و خرید جنگندۀ «جی۳۵» اوج این اعتماد راهبردی محسوب میشود. همکاری با ترکیه نیز مبتنی بر انتقال فناوریهای متوسط و پیشرفته، بهویژه در حوزۀ پهپادها، و مشارکت در ساخت کشتی است. در رابطه با آمریکا، اگرچه روابط سیاسی با تنش همراه است، همکاری در حوزههایی محدود اما حیاتی(مانند ارتقای ناوگان «اف۱۶» و آموزش) ادامه دارد. این امر نشاندهندۀ تمایل واشنگتن به حفظ مجرای تأثیرگذاری خود در پاکستان است.
اقتصاد دفاعی: بودجه، صنایع داخلی و صادرات
اقتصاد دفاعی پاکستان در حال گذار از مرحلۀ مصرف به تولید و صادرات است. بودجۀ نظامی این کشور برای سال مالی ۲۰۲۶–۲۰۲۵ به حدود ۹ میلیارد دلار رسیده بودکه نشاندهندۀ افزایشی ۲۰ درصدی و حاکی از اولویت بالای امنیت در شرایط دشوار اقتصادی است. هواپیمای چندمنظورۀ «جیاف۱۷ تاندر»، به عنوان پرچمدار صادرات دفاعی پاکستان، با انعقاد قراردادهای بزرگی با کشورهایی چون آذربایجان و لیبی، به کالایی معتبر در بازارهای دفاعی «جهان جنوب» تبدیل شده است. عملکرد موفق این جنگنده و پهپادهای پاکستانی در درگیریهای مرزی با هند، به مثابۀ تبلیغی مؤثر برای توانمندیهای آنها عمل کرده و تقاضای جهانی را افزایش داده است.
پاکستان هدفی جاهطلبانه برای دستیابی به صادرات سالانۀ ۵ میلیارد دلار تسلیحات تا سال ۲۰۳۵ تعیین کرده است. تحقق این هدف میتواند وابستگی کشور به کمکهای مالی بینالمللی را کاهش داده و اقتصاد ملی را متنوع سازد. با این حال، چالشهای پیشرو قابل توجه هستند. بودجۀ نظامی سنگین، فشار مضاعفی بر اقتصاد تحتتنش پاکستان وارد میآورد. رقابت با صادرکنندگان بزرگی مانند چین و روسیه دشوار است و بیثباتی سیاسی داخلی میتواند ثبات قراردادهای بلندمدت را تحت تأثیر قرار دهد.
تأثیرات منطقهای تحولات نظامی پاکستان
تحولات اخیر در ارتش پاکستان، تأثیرات گستردهای بر موازنۀ قدرت در منطقۀ جنوبآسیا و خاورمیانه گذاشته است. در جنوبآسیا، تقویت قابلیتهای تهاجمی و دفاعی پاکستان، بهویژه توانمندیهای هستهای دریایی و هوایی، موجب شده هند با محیط امنیتی پیچیدهتری روبهرو شود. این امر میتواند به مسابقۀ تسلیحاتی جدیدی دامن بزند و ثبات راهبردی شکنندۀ منطقه را متأثر سازد. در مرزهای شمالی، توانمندیهای ضدتروریسم و مرزبانی ارتش پاکستان بر روابط با افغانستان و نیز بر پویایی گروههای شبهنظامی در مرز دو کشور تأثیر مستقیم دارد.
در خاورمیانه، پیمان دفاعی با عربستان سعودی، پاکستان را به بازیگری کلیدی در معادلات امنیتی این منطقه تبدیل کرده است. گسترش چتر هستهای پاکستان به عربستان، توازن سنتی قدرت را بهطور بنیادی تغییر داده است. این پیمان، همراه با علاقۀ ترکیه برای پیوستن به آن، میتواند به شکلگیری یک بلوک امنیتی با محوریت پاکستان بینجامد که در تقابل با محور تحت رهبری ایران قرار میگیرد. این تغییرات، نگرانی کشورهایی مانند اسرائیل و امارات متحده عربی را نیز برانگیخته و میتواند به بازآرایی اتحادها و همکاریهای امنیتی در منطقه منجر شود.
تأثیرات ویژه بر ایران
تحولات راهبردی در ارتش پاکستان، بهویژه پیوند امنیتی عمیق با عربستان سعودی، پیامدهای مستقیم و مهمی برای امنیت ملی و راهبردی ایران دارد. نخست، قرار گرفتن عربستان سعودی تحت چتر هستهای پاکستان، محاسبات بازدارندگی ایران در منطقۀ خلیج فارس را دگرگون ساخته است. تهران این اقدام را بخشی از یک استراتژی بلندمدت برای مهار نفوذ منطقهای خود تفسیر میکند و آن را تهدیدی برای موازنۀ قوای منطقه میداند.
دوم، همکاری نزدیک نظامی پاکستان با ترکیه(کشوری که روابط آن با ایران دستخوش فراز و نشیبهای سیاسی است) میتواند از دید تهران بهعنوان تشکیل یک بلوک قدرت علیه منافع خود قلمداد شود. این نگرانی بهویژه در زمینۀ همکاریهای پهپادی و اطلاعاتی مشهود است.
سوم، این تحولات میتواند ایران را به تقویت شراکت راهبردی خود با چین و روسیه سوق دهد تا در مقابل این بلوکبندی نوین موازنه ایجاد کند. همچنین، احتمال تشدید رقابت تسلیحاتی متعارف و نامتعارف در مرزهای شرقی ایران، بهویژه در مناطق مرزی بلوچستان، وجود دارد. در بُعد سیاست خارجی، ایران احتمالاً تلاش خواهد کرد با فعالسازی دیپلماسی و ابزارهای نفوذ خود در اسلامآباد، از عمیقتر شدن شکاف با پاکستان جلوگیری کند، اما ادامۀ همگرایی پاکستان با ریاض و آنکارا، فضای مانور ایران را محدود خواهد ساخت.
نتیجهگیری
ارتش پاکستان در سال ۲۰۲۶، در گذاری تاریخی و چندبعدی قرار دارد. تحولات داخلی، از تمرکزگرایی شدید فرماندهی تا سرمایهگذاری سنگین در فناوریهای پیشرفته، این نهاد را به نیرویی چابکتر و متمرکزتر تبدیل کرده است. در عرصۀ خارجی، پیمان راهبردی با عربستان سعودی و همکاریهای عمیق با چین و ترکیه، پاکستان را از یک بازیگر منطقۀای به کنشگری مؤثر در صحنۀ امنیتی خاورمیانه ارتقا داده است.
با این حال، پیامدهای این تحولات دووجهی است. از یک سو، ممکن است امنیت و قدرت چانهزنی پاکستان را افزایش دهد و از سوی دیگر، با برهمزدن موازنۀ قوا، آن را در معرض رقابتها و درگیریهای جدیدی قرار دهد. تأثیر ویژه بر ایران بهعنوان همسایهای مهم و بازیگری کلیدی در منطقه، یکی از حساسترین ابعاد این تحولات است که میتواند به تشدید رقابتها، بازآرایی اتحادها و بیثباتی در مرزهای شرقی ایران بینجامد.
آیندۀ نقش ارتش پاکستان به مدیریت این تناقضات بستگی خواهد داشت: توانایی اسلامآباد در حفظ تعادل میان تعهدات جدید منطقهای و ثبات مرزهای خود، میان نوسازی نظامی و فشارهای اقتصادی داخلی، و میان همکاری با بلوکهای رقیب بدون درگیرشدن کامل در منازعات آنها. پاسخ به این چالشها نهتنها آیندۀ پاکستان، که ثبات کل منطقۀ جنوبآسیا و خاورمیانه را شکل خواهد داد. نظارت هوشمندانه و دیپلماسی فعال از سوی تمام ذینفعان، برای هدایت این تحولات پیچیده به سوی ثبات، به جای تقابل، ضروری به نظر میرسد.
تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه
مشاهده پروفایل
دستیار هوشمند
پاسخ سریع و دقیق