خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، فرصتی بزرگ برای چین بود تا نفوذ منطقه‌ای خود را گسترش داده، به منابع معدنی دست یابد و مرزهایش را در برابر گروه‌های افراطی مستحکم کند.

خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، فرصتی بزرگ برای چین بود تا نفوذ منطقه‌ای خود را گسترش داده، به منابع معدنی دست یابد و مرزهایش را در برابر گروه‌های افراطی مستحکم کند.

اما با وجود افزایش حضور سیاسی و اقتصادی پکن در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، منافع چین با تهدیدهای جدی روبرو شده است:

تشدید تنش کابل-اسلام‌آباد: 

درگیری‌های خونین اخیر بین افغانستان و پاکستان (که به کشته شدن ده‌ها نفر و بسته شدن مرزها انجامید) تهدیدی مستقیم برای ثبات منطقه و پروژه‌های زیربنایی چین است.

اتهام‌زنی:

 پاکستان، طالبان را به پناه‌دادن به شبه‌نظامیان تحریک طالبان پاکستان (TTP) متهم می‌کند.

حمله هوایی: 

چند هفته پیش، طالبان، پاکستان را به انجام حملات هوایی در داخل خاک افغانستان متهم کرد که منجر به کشته شدن دست‌کم ۱۰ نفر شد.

خطر پروژه‌های زیربنایی: 

چین میزبان کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC) به ارزش ۶۰ میلیارد دلار است و هزاران کارگر چینی در پاکستان مشغول به کار هستند. کارشناسان معتقدند بروز یک جنگ تمام‌عیار، نقشه‌های زیرساختی پکن در هر دو کشور را به خطر می‌اندازد.

هدف قرار گرفتن شهروندان چینی: 

هفته گذشته، حمله‌ای که از استان بدخشان افغانستان منشأ گرفته بود، جان پنج کارگر چینی را در یک پروژه استخراج طلا در جنوب تاجیکستان گرفت. این حادثه، پکن را ناگزیر به خارج کردن شهروندانش از منطقه مرزی کرد.

نگرانی پکن از تبدیل شدن بدخشان به “پایگاه شبه‌نظامیان”

پکن به‌شدت نگران آن است که استان کوهستانی بدخشان (که تنها راه ارتباطی زمینی افغانستان به استان سین‌کیانگ چین است) به پایگاهی برای گروه‌های شبه‌نظامی از جمله حزب اسلامی ترکستان (TIP) که چین آن‌ها را متهم به دست داشتن در ناآرامی‌های سین‌کیانگ می‌کند، تبدیل شود.

به اعتقاد کارشناسان، کلید دستیابی چین به بلندپروازی‌هایش، استقرار ثبات نسبی در روابط پاکستان و افغانستان از طریق همکاری‌های اقتصادی است. اما ماروین وِین‌باوم، مدیر مطالعات افغانستان و پاکستان در انستیتو خاورمیانه، تأکید می‌کند:

«تحقق بلندپروازی‌های چین، مشروط به استقرار ثبات نسبی در روابط پاکستان و افغانستان است؛ چیزی که نشانه‌ای از تحققش به چشم نمی‌خورد.»

جمع‌بندی:

در نهایت، پکن برای مهار بحران‌هایی که مستقیماً منافع منطقه‌ای و حتی جهانی‌اش را تهدید می‌کنند، ابزار قدرتمندی در اختیار ندارد و هرچند تلاش می‌کند با تشویق به گفتگو و خویشتن‌داری، تنش‌ها را مدیریت کند، اما موفقیت آن به‌شدت به اراده سیاسی و امنیتی کابل و اسلام‌آباد بستگی دارد که تاکنون تحقق نیافته است.

نویسنده این مقاله

تیم تحریریه اندیشکده اقبال

تیم تحریریه اندیشکده اقبال

تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه

مشاهده پروفایل

مرتبط

جدیدترین

نظرات

دیدگاه
1000کاراکتر باقی‌مانده
هنوز نظری ثبت نشده.