تحلیل هوش مصنوعی
به قلم: ملیحه لودهی (سفیر سابق پاکستان در آمریکا و سازمان ملل)
وضعیت مذاکرات ایران و آمریکا:
گرچه مذاکرات اخیر در اسلامآباد به توافق نهایی منجر نشد، اما نفس برگزاری آن پس از ۵ هفته جنگ، بسیار بااهمیت بود. نه شکستی در کار بود و نه گشایشی؛ اما هر دو هیئت برای مشورت به پایتخت های خود بازگشتند. احتمال تداوم دیپلماسی از طریق کانالهای پشتی و تمدید آتش بس شکننده فعلی همچنان وجود دارد.
نقش ویژه پاکستان:
پاکستان در این بحران نقش بی سابقهای به عنوان میانجی ایفا کرد. این کشور توانست با نزدیک کردن مواضع تهران و واشنگتن، از ورود جنگ به خطرناک ترین فاز خود جلوگیری کند. این موفقیت، جایگاه پاکستان را به عنوان یک «قدرت متوسط» تأثیرگذار در ژئوپلیتیک جهانی تثبیت کرد.
چالشها و کارشکنی ها:
تنها چند ساعت پس از اعلام آتش بس، حملات شدید اسرائیل به لبنان آغاز شد. این موضوع باعث شد ایران دوباره تنگه هرمز را ببندد. تضاد روایتها (ادعای ترامپ مبنی بر عدم شمول لبنان در آتش بس در مقابل تاکید شهباز شریف بر شمول آن) نشاندهنده سختی حفظ این صلح است؛ به ویژه با وجود اسرائیلی که قصد دارد با خرابکاری، مانع از هرگونه توافق بین ایران و آمریکا شود.
شکاف در مطالبات:
خواسته های دو طرف همچنان فاصله زیادی دارد:
ایران: تضمین عدم حمله به خاک خود و متحدان، رفع تحریمها، آزادسازی دارایی ها و به رسمیت شناختن حق غنی سازی.
آمریکا: تعهدات قطعی درباره عدم دستیابی به سلاح هستهای، محدودیت در برنامههای موشکی و بازگشایی دائم تنگه هرمز.
تحلیل نهایی و پیروزی استراتژیک:
نویسنده معتقد است این جنگ نشان داد که قدرت نظامی لزوماً تعیین کننده نیست. ایران با وجود قدرت نظامی کمتر، از طریق «مقاومت» و «جنگ اقتصادی» (کنترل تنگه هرمز)، بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار داد.
نتیجهگیری:
رسانههایی مثل گاردین و اکونومیست این وضعیت را یک شکست استراتژیک برای آمریکا و شخص دونالد ترامپ میدانند. این بحران، پایان دوران هژمونی مطلق آمریکا در خاورمیانه و آغاز عصر چند قطبی را نوید میدهد؛ جایی که واشنگتن دیگر قادر به کنترل یک جانبه وقایع جهانی نیست.
نویسنده این مقاله