فرهنگ استراتژیک پاکستان و متمم بیست و هفتم قانون اساسی

فرهنگ استراتژیک پاکستان و متمم بیست و هفتم قانون اساسی

مقدمه

پاکستان از زمان تأسیس خود در سال ۱۹۴۷، همواره با چالش‌های امنیتی، سیاسی و هویتی مواجه بوده است. تجربه تجزیه هند، خشونت‌های فرقه‌ای و مهاجرت گسترده، شکاف‌های اجتماعی و عدم انسجام ملی را عمیق‌تر کرد و ارتش به‌عنوان تنها نهاد منسجم و قابل اعتماد در مرکز سیاست و امنیت کشور قرار گرفت. “مارک بریسکی” و “کریستین فیر” که در باره فرهنگ استراتژیک پاکستان مطالعه کرده اند، معتقدند که رفتار راهبردی پاکستان، به‌ویژه در حوزه امنیت ملی، صرفاً حاصل محاسبات عقلانی نیست، بلکه محصول تاریخ، اسطوره‌ها و تجارب جمعی است که در قالب فرهنگ استراتژیک ارتش نهادینه شده است. آنها فرهنگ استراتژیک را نحوه مواجهه یک ملت یا نهاد نظامی با تهدید، جنگ و استفاده از زور و شامل ارزش‌ها، باورها، روایت‌های تاریخی و برداشت از دشمن و خود می‌دانند. این نوشتار با مبنا قرار دادن دیدگاه بریسکی و فیر، چهار مؤلفه اصلی فرهنگ استراتژیک پاکستان را  با متمم بیست و هفتم قانون اساسی انطباق داده و به این نتیجه می‌رسد که با متمم بیست و هفتم نوعی ارتباط بین ساختار قانونی و هنجارهای نهادی ارتش برقرار شده است.

چارچوب نظری

فرهنگ استراتژیک مفهومی است که توسط “آلیستر جانستون” و دیگر محققان امنیتی توسعه‌یافته است و به‌عنوان «یک نظام نمادین و نهادی از باورها، اسطوره‌ها، مفاهیم و استعاره‌ها که ترجیحات پایدار یک نهاد درباره نقش و کارآمدی نیروهای نظامی را شکل می‌دهد» تعریف می‌شود. این نظام نمادین دو بخش اصلی دارد:

  • فرضیات بنیادین درباره محیط تهدید که ریشه تاریخی دارند و تجربه گذشته، جنگ و تجزیه کشور در شکل‌گیری آنها نقش دارد.
  • درک عملیاتی از ابزارهای مؤثر برای مدیریت تهدید که نحوه به‌کارگیری نیروهای نظامی، سیاست خارجی و اقدامات امنیتی را تعیین می‌کند.

در پاکستان، این چارچوب با چهار مؤلفه اصلی مشخص می‌شود: باور به «پاکستان ناامن و ناتمام»، افغانستان به‌عنوان منبع دائمی بی‌ثباتی، هند به‌عنوان دشمن ایدئولوژیک و وجودی و درنهایت نقش اسلام و مشروعیت دینی در سیاست و امنیت. این مؤلفه‌ها پایه و اساس رفتار ارتش و تصمیم‌گیری‌های امنیتی کشور پاکستان را تشکیل می‌دهند و نشان می‌دهند که فرهنگ استراتژیک ترکیبی از تجربه تاریخی، باورهای ایدئولوژیک و نهادی است.

  • باور به پاکستان ناتمام: ارتش معتقد است تقسیم هند ناعادلانه بوده و پاکستان به‌طور نهادی و جغرافیایی ناتمام متولد شده است. مسئله کشمیر نماد «تقسیم ناتمام» است و ارتش خود را موظف به تکمیل مأموریت ۱۹۴۷ می‌داند.
  • افغانستان و عمق استراتژیک: افغانستان به‌عنوان منطقه‌ای بی‌ثبات تلقی می‌شود که مرز دیورند را به‌رسمیت نمی‌شناسد و احتمال همدستی با هند وجود دارد. از این‌رو پاکستان به‌دنبال استقرار رژیم‌های همسو در افغانستان برای کاهش تهدید از ناحیه این کشور و درعین‌حال محدودسازی نفوذ هند است.
  • هند به‌عنوان دشمن وجودی و ایدئولوژیک: از ‌دید ‌‌ارتش، هند موجودیت پاکستان را تهدید می‌کند و لذا همه جنگ‌ها با آن به‌عنوان جهاد دفاعی توجیه می‌شوند.
  • اسلام و مشروعیت دینی: دفاع از پاکستان معادل دفاع از اسلام تلقی می‌شود و مشروعیت اقدامات ارتش با چارچوب دینی تأمین می‌شود.

متمم بیست و هفتم قانون اساسی و تقویت فرهنگ استراتژیک

متمم ۲۷ قانون اساسی پاکستان که در نوامبر ۲۰۲۵ تصویب شد، قدرت بی‌سابقه‌ای به ارتش و رئیس ستاد ارتش می‌دهد و بخش‌های کلیدی قوه قضائیه و دولت را تحت کنترل مستقیم قرار می‌دهد. بر اساس این متمم:

  • رئیس ستاد ارتش بر نیروهای هوایی و دریایی و مدیریت زرادخانه هسته‌ای نیز تسلط دارد.
  • برکناری رئیس ستاد ارتش نیازمند دو سوم آرای پارلمان است، در حالی که نخست‌وزیر با اکثریت ساده قابل برکناری است.
  • رئیس ستاد ارتش بصورت مادام العمر از مصونیت پیگرد قانونی برخوردار است.
  • با ایجاد گاه فدرال قانون اساسی، اختیارات قوه قضائیه محدود شده است.

متمم بیست و هفتم قانون اساسی پاکستان ارتباط مستقیم و عمیقی با فرهنگ استراتژیک پاکستان دارد، زیرا این متمم قدرت و اختیارات نهادی ارتش را قانونی و رسمی می‌کند و ابزارهای نهادی لازم برای اجرای باورها و هنجارهای فرهنگ استراتژیک را فراهم می‌آورد. برای روشن شدن، می‌توان این ارتباط را در چند محور زیر تحلیل کرد:

  • تقویت باور به «پاکستان ناتمام و تهدید هند»

فرهنگ استراتژیک ارتش پاکستان شامل این باور عمیق و ریشه‌دار است که هند یک تهدید وجودی است و پاکستان همچنان یک کشور ناتمام است که باید از خود دفاع کند. متمم ۲۷ اختیارات گسترده رئیس ستاد ارتش را برای فرماندهی کل نیروهای نظامی و زرادخانه هسته‌ای فراهم می‌کند و این اختیارات قانونی، توان عملیاتی ارتش را برای مقابله با تهدیدهای هند و مدیریت بحران‌های مرزی افزایش می‌دهد. به‌این‌ترتیب، باور تاریخی و راهبردی ارتش به یک قدرت عملیاتی قانونی تبدیل می‌شود. تصویب متمم بیست و هفتم، آن‌هم حدود سه ماه بعد از درگیری نظامی هند و پاکستان، فرضیه فوق را به واقعیت نزدیک می کند.

  • تثبیت نقش ارتش در سیاست داخلی و خارجی

فرهنگ استراتژیک پاکستان ارتش را به‌عنوان نهادی تعیین‌کننده در امنیت و سیاست خارجی معرفی می‌کند. متمم ۲۷ امکان حفظ رئیس ستاد ارتش در قدرت برای دوره طولانی تا ۲۰۳۰ را می‌دهد وکنترل بر قوه قضائیه و محدودسازی نقش پارلمان و دولت در امنیت را قانونی می‌کند. این اقدامات به ارتش اجازه می‌دهد دیدگاه و سیاست‌های خود در مورد تهدیدها و امنیت ملی را بدون مانع قانونی اعمال کند، که این امر مستقیماً با اصول فرهنگ استراتژیک همخوانی دارد.

  • مشروعیت دینی و امنیتی

فرهنگ استراتژیک پاکستان دفاع از کشور را معادل دفاع از اسلام می‌داند. متمم ۲۷ اختیارات گسترده و مصونیت قانونی به رئیس ستاد ارتش می‌دهد تا اقدامات دفاعی و امنیتی را بدون محدودیت قانونی انجام دهد. این اختیارات به ارتش امکان می‌دهد رویکرد امنیتی خود را با مشروعیت دینی و ملی توجیه کند. به بیان دیگر، ابزار قانونی متمم، به باورهای دفاعی و دینی ارتش اعتبار و مشروعیت نهادی می‌بخشد.

  • امکان تمرکز بر عمق استراتژیک افغانستان

یکی از مؤلفه‌های فرهنگ استراتژیک، نگرانی دائمی از بی‌ثباتی افغانستان و نفوذ هند در آن است. متمم ۲۷ قدرت ارتش برای مدیریت عملیات امنیتی در مناطق مرزی و روابط با افغانستان را رسمی می‌کند. این امر، توان ارتش برای اجرای «عمق استراتژیک سیاسی و نظامی» را قانونی و قابل دفاع می‌سازد. این موضوع از آن نظر حائز اهمیت است که تصویب متمم قانون اساسی بلافاصله پس از یک دوره درگیری بین پاکستان و افغانستان اتفاق افتاد.

نتیجه‌گیری

تحلیل این نوشتار عمدتا بر اساس آن بخش از دیدگاه بریسکی و فیر قرار داشت که رویکردی تاریخی داشتند. اما بریسکی و فیر محاسبات عقلانی را نیز مورد توجه قرار داده اند. محاسبات عقلانی علاوه بر در نظرداشت تاریخ، زمان حال و آینده را نیز در‌برمی‌گیرد. از این منظر ناآرامی های داخلی پاکستان بویژه در بلوچستان و خیبرپختونخواه، تحولات پر تلاطم خاورمیانه، روابط پیچیده پاکستان با کشورهای منطقه از ایران و عربستان سعودی گرفته تا ترکیه و آذربایجان، و دوره انتقال قدرت در سطح بین المللی که ممکن است با رخدادهای خطرناک و پیش‌بینی نشده(تحولات کاتاکلایزمیک) همراه باشد، نیز بعنوان بخشی از فرهنگ استراتژیک پاکستان یا بعنوان عوامل تاثیرگذار بر فرهنگ استراتژیک پاکستان، در تصویب متمم بیست و هفتم موثر بوده اند. به همین دلیل این نوشتار براین باور است که متمم ۲۷ قانون اساسی، از یک سو فرهنگ استراتژیک ارتش را به یک ابزار قانونی-نهادی تبدیل می‌کند و از سوی‌دیگر به ارتش قدرت قانونی-عملی می‌بخشد تا سیاست‌های امنیتی و نظامی کشور را بدون محدودیت مؤثر اعمال کند و آن را به یک بازیگر اصلی در سیاست خارجی تبدیل کند.

نویسنده این مقاله

دکتر نوذر شفیعی

دکتر نوذر شفیعی

دکترای روابط بین‌الملل از دانشگاه تهران؛ عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی. سخنگوی اسبق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و پژوهشگر برجسته حوزه سیاست خارجی، آسیا–پاسیفیک، چین، جنوب آسیا و امنیت منطقه‌ای با سابقه گسترده تألیف و تحلیل در مجامع علمی و رسانه‌ای

مشاهده پروفایل

مرتبط

جدیدترین

نظرات

دیدگاه
1000کاراکتر باقی‌مانده
هنوز نظری ثبت نشده.