مقامات پاکستان تمایلی به رفع ناکارآمدی‌های ساختاری که دهه‌ها اقتصاد کشور را فلج کرده، ندارند؛ در عوض، ترجیح می‌دهند با این معضلات «زندگی کنند» و برای این کار، در حال افزایش قدرت‌های قهری و اجباری دولت هستند.

مقامات پاکستان تمایلی به رفع ناکارآمدی‌های ساختاری که دهه‌ها اقتصاد کشور را فلج کرده، ندارند؛ در عوض، ترجیح می‌دهند با این معضلات «زندگی کنند» و برای این کار، در حال افزایش قدرت‌های قهری و اجباری دولت هستند.

توقف اصلاحات و ریشه‌های بحران

دهه‌هاست که دستور کار اصلاحات برای نجات اقتصاد پاکستان شامل موارد زیر است:

گسترش پایه مالیاتی و صادرات.

تقویت محیط نظارتی و مستندسازی اقتصاد.

بهبود نتایج قضایی و چارچوب قانونی کسب‌وکار.

مثال بخش انرژی: سیاست برق خصوصی در دهه ۱۹۹۰ قرار بود یک راه‌حل موقت باشد تا ظرفیت تولید برق را سریعاً افزایش دهد و پس از آن با اصلاحات دیگر، بوروکراسی دولتی را کاهش داده و نیروهای بازار را برای تعیین قیمت وارد کند.

واقعیت: تنها اتفاقی که افتاد، ورود تولیدکنندگان برق خصوصی با سودهای کلان تضمین شده توسط دولت بود. نتیجه این شد که بخش برق به جای تولید و توزیع انرژی، بیشتر به تولید بدهی چرخشی می‌پردازد.

 کاهش بهره‌وری و بازده نزولی

این شکست‌ها در تمام حوزه‌ها، از مالیات گرفته تا پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، تکرار شده است. نتیجه این است که:

اقتصاد پاکستان بیشتر در تولید بدهی (داخلی و خارجی) موفق است تا تولید شغل و کالا و خدمات.

مطالعات نشان می‌دهد که بهره‌وری در حال کاهش است؛ یعنی اقتصاد به سمت بازدهی نزولی (Diminishing Returns) پیش می‌رود. ورودی‌های مشابه کار و سرمایه، نسبت به یک یا دو دهه قبل، امروز خروجی کمتر، شغل کمتر و تعداد افراد کمتری را از فقر نجات می‌دهد.

 چالش‌های آینده و پیروزی اسلحه بر اقتصاد

 اصلاحات اساسی دیگر در راه نیست و دولت خود را برای مقابله با چالش‌های آینده آماده می‌کند:

ژئوپلیتیک و امنیت: پس از خروج آمریکا از افغانستان، نیاز به منابع عظیم برای مقابله با تهدید تروریسم فزاینده از غرب (افغانستان) و تجاوزگری هند از شرق وجود دارد.

اشتغال‌زایی: نیاز به منابع عظیم برای ایجاد شغل برای ارتش رو به رشد جوانان، از طریق مشوق‌های مالی و پولی.

نتیجه قاطع: در پاکستان، بحث بین «اسلحه» و «معیشت» وجود ندارد؛ اسلحه‌ها همیشه پیروز می‌شوند.

 تمرکز و عقب‌نشینی دولت

برای مواجهه با این آینده متلاطم، دولت در حال حرکت به سمت یک ساختار متمرکز است:

متمرکزسازی قدرت: دولت در حال متمرکز کردن قدرت در یک رأس، افزایش سهم خود از منابع مشترک و مهم‌تر از همه، افزایش مصونیت رهبران از هرگونه پیامد اعمالشان است.

افزایش سرکوب: در ترکیب مشروعیت دولت (که با سرکوب و رضایت به دست می‌آید)، نقش سرکوب در حال افزایش است.

پایان تلاش برای اصلاح: شواهد نشان میدهد تلاش برای متقاعد کردن دولت‌های پاکستان به اصلاحات به پایان رسیده است؛ زیرا حاکمان تصمیم گرفته‌اند با ناکارآمدی‌های اقتصادی، قانونی و سیاسی کشور زندگی کنند و آینده خود را بر این اساس جهت‌دهی خواهند کرد.

نویسنده این مقاله

تیم تحریریه اندیشکده اقبال

تیم تحریریه اندیشکده اقبال

تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه

مشاهده پروفایل

مرتبط

جدیدترین

نظرات

دیدگاه
1000کاراکتر باقی‌مانده
هنوز نظری ثبت نشده.