تیم تحریریه اندیشکده اقبال
تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه
مشاهده پروفایل
مقدمه
سیاست حمایت از گروههای شبهنظامی به مثابه ابزاری برای تأمین اهداف راهبردی،همواره بازی خطرناکی در عرصۀ روابط بینالملل بوده است. تاریخ منطقۀ ما پر از نمونههایی است که در آنها، حامیان خارجی برای مهار رقبا یا دشمنان، به تقویت جریانهای ایدئولوژیک و مسلح روی آوردهاند، اما در گذر زمان خود قربانی عواقب ناخواستۀ این تصمیم شدهاند. اکنون، ترکیه بهعنوان بازیگری کلیدی در صحنۀ پیچیدۀ سوریه، در حال تکرار الگویی است که پیشتر پاکستان در قبال طالبان افغانستان تجربه کرد. پاکستان که سالها با پشتیبانی همهجانبه از طالبان، آن را بهعنوان عمق استراتژیک خود در افغانستان پرورش داد، امروز اصلیترین معضل امنیتی خود را در قالب «تحریک طالبان پاکستان» میبیند که از پناهگاه امن طالبان در افغانستان تغذیه میشود. اینک پرسش جدی این است: آیا ترکیه که با حمایت از گروههایی مانند هیئت تحریر الشام به رهبری محمد الجولانی در سوریه، به دنبال تأمین منافع امنیتی و ژئوپلیتیک خود بود، در دام پارادوکسی مشابه خواهد افتاد؟ با توجه به سقوط دولت اسد در سال ۲۰۲۴ و استقرار حکومت الجولانی در دمشق، این پرسش ابعاد عینیتری یافته است. این مقاله با بررسی تطبیقی این دو تجربه، در پی تحلیل این فرضیه است که ذات غیرقابلکنترل سیاستهای نیابتی، در بلندمدت ترکیه را نیز با چالشهای امنیتی عمیقی روبهرو خواهد کرد، هرچند تفاوتهای ساختاری مهمی میان دو صحنه وجود دارد.
تجربۀ پاکستان: درس یک بومرنگ امنیتی
سیاست پاکستان در قبال افغانستان برای دههها مبتنی بر جستوجوی«عمق استراتژیک» بود. اسلامآباد از زمان جنگ شوروی در افغانستان، با حمایت از مجاهدین و سپس متمرکز کردن حمایتها بر طالبان، در پی ایجاد دولتی دوست و مطیع در کابل بود تا از این طریق هم جلوی نفوذ رقیب دیرینه، هند، را بگیرد و هم حامیانی در بین اقوام مرزی خود داشته باشد. سازمان اطلاعات پاکستان نقش معمار و حامی بیچونوچرای طالبان در دهۀ ۱۹۹۰ و پس از آن بود. با سقوط کابل در سال ۲۰۲۱ و بازگشت طالبان به قدرت، در نگاه اول به نظر میرسید که استراتژی پاکستان به پیروزی رسیده است. اما واقعیت به سرعت چهرهی دیگری نشان داد. طالبان افغانستان، بهعنوان یک جنبش با اهداف و اولویتهای مستقل، خود را متعهد به منافع پاکستان ندانست. مهمتر آنکه، حضور و قدرت طالبان به گروه هماندیش ولی جداگانهای به نام «تحریک طالبان پاکستان» جان تازهای بخشید. این گروه که مبارزۀ مسلحانه علیه دولت مرکزی پاکستان را دنبال میکند، پس از ۲۰۲۱ با استفاده از پناهگاه امن در خاک افغانستان، قدرتمندتر و بیپرواتر شده و موجی از حملات مرگبار را در خاک پاکستان سازمان داده است. نتیجه آن شده که پاکستان اکنون با یک تهدید امنیتی وجودی در مرزهای غربی خود روبهرو است که مستقیمترین ریشۀ آن را باید در سیاستهای گذشتۀ همین کشور جستوجو کرد. این تجربه به وضوح نشان میدهد که گروههای ایدئولوژیک محلی، زمانی که قدرتمند شوند، در نهایت منطق و اولویتهای خود ( نه منافع کوتاهمدت حامیان خارجی) را دنبال میکنند.

استراتژی ترکیه در سوریه و صعود الجولانی
پس از آغاز بحران سوریه،ترکیه با اهدافی چندگانه وارد معادلات این کشور شد: تغییر رژیم اسد، مهار تهدید کردی که با حزب کارگران کردستان پیوند خورده بود و جلوگیری از شکلگیری حکومتی خودمختار در مرزهای جنوبی. در این مسیر، آنکارا از طیف گستردهای از گروههای مخالف مسلح سنی حمایت کرد. در میان این گروهها، جبههالنصره (که بعدها با تغییر نام به «هیئت تحریر الشام» تبدیل شد)، به رهبری محمد الجولانی، به دلیل قدرت رزمی و انسجام سازمانی به شریک عملیاتی مهمی برای ترکیه بدل گشت. رابطۀ ترکیه و این گروه بر پایۀ معاملهای استراتژیک استوار بود. ترکیه با ایجاد پایگاههای نظامی در سوریه و حمایت لجستیکی، بقا و پیشروی این گروه را ممکن میساخت. در مقابل، هیئت تحریر الشام بهعنوان سپری انسانی در مرز ترکیه عمل میکرد و با گروههای کرد مورد نظر ترکیه میجنگید. سناریوی مورد نظر ترکیه، به قدرت رسیدن دولتی دوست و تحت نفوذ در دمشق بود. با سقوط دولت اسد در سال ۲۰۲۴ و استقرار حکومت الجولانی (احمد الشرع) در دمشق، به نظر میرسید در کوتاهمدت این هدف محقق شده است. سازمان اطلاعات ترکیه نفوذ عمیقی در ساختار فرماندهی این گروه داشت و سعی کرده بود با این نفوذ، اقدامات مستقل آن را محدود و جهت آن را مدیریت کند. این سطح از وابستگی عملیاتی و کنترل، نقطۀ تمایز مهمی با رابطهی پاکستان و طالبان در مراحل اولیه بود.
تحلیل تطبیقی: چرا ترکیه ممکن است سرنوشت پاکستان را تکرار کند؟
با وجود تفاوتهای آشکار،شباهتهای بنیادینی وجود دارد که زنگ خطر را برای ترکیه در دوران پسااسد به صدا درمیآورد. نخستین و مهمترین شباهت، ذات ایدئولوژیک گروههای مورد حمایت است. حکومت الجولانی ریشه در جریان سلفی-جهادی القاعده دارد و هدف نهایی آن ایجاد حکومتی اسلامی بر اساس قرائت خاص خود از شریعت است. این آرمان با ساختار دولت-ملت سکولار ترکیه و حتی با مدل اسلام سیاسی حزب حاکم عدالت و توسعه در تضاد است. هرگونه تغییر در سیاستهای ترکیه که با تفسیر این حکومت از اسلام یا منافع حاکمیت ملی آن در تعارض باشد، میتواند به سرعت اتحاد دیرینه را به تقابل تبدیل کند. دوم، مسئلۀ بازگشت جنگجویان و شبکههای فراملی است. حکومت جدید دمشق میزبان هزاران جنگجوی ترک و خارجی است که حالا در موقعیتی رسمیتر قرار گرفتهاند. این شبکه میتواند بهراحتی برای تأثیرگذاری یا ایجاد تهدید در خاک ترکیه مورد استفاده قرار گیرد. سوم، ترکیه اکنون با یک دولت متمرکز و قدرتمند ایدئولوژیک در جنوب خود روبهرو است که قسمت اعظم قلمرو سوریه را تحت کنترل خود دارد. این دولت میتواند به پناهگاه یا حامی گروههای مخالف ترکیه تبدیل شود، همانگونه که طالبان با تحریک طالبان پاکستان رفتار کرد. وابستگی عملیاتی که پیشتر ابزار کنترل ترکیه بود، با به قدرت رسیدن الجولانی تا حد زیادی از بین رفته است.

تفاوتهای کلیدی: سپرهای محافظ ترکیه در شرایط جدید
با این حال،نمیتوان تفاوتهای عمدهای را که ممکن است از شدت بحران برای ترکیه بکاهد، نادیده گرفت. مهمترین تفاوت، قدرت نهاد دولت و موقعیت ژئوپلیتیک ترکیه است. ترکیه برخلاف پاکستان، از یک دولت-ملت متمرکز، نهادهای امنیتی بسیار قدرتمند و اقتصادی نسبتاً بزرگ برخوردار است که اهرمهای فشار بیشتری در اختیار آن قرار میدهد. پاکستان همواره با چالش مناطق قبیلهای خودمختار در مرز افغانستان دست به گریبان بود، اما ترکیه چنین ضعف ساختاری آشکاری ندارد. تفاوت دوم، ماهیت رابطۀ پیشین است. ترکیه نهتنها یک حامی، بلکه یکی از عوامل تعیینکننده در به قدرت رسیدن الجولانی بود. این تاریخچۀ مشترک و دین سیاسی، ممکن است در کوتاهمدت مانع از بروز خصومت آشکار شود. و درنهایت، حکومت جدید سوریه با چالش مشروعیت بینالمللی و نیاز مبرم به بازسازی ویرانههای سوریه روبهروست. این وابستگی به کمکهای خارجی و روابط دیپلماتیک، میتواند اهرم مؤثری برای ترکیه باشد تا رفتار دمشق را مهار کند. با این حال، این اهرم در درازمدت و با تثبیت موقعیت الجولانی ضعیفتر خواهد شد.
سناریوهای محتمل
آیندۀ رابطهی ترکیه با حکومت الجولانی در دمشق به چند شکل ممکن است رقم بخورد.سناریوی محتملتر در کوتاهمدت، همکاری ظاهری همراه با رقابت پنهان است. در این حالت، ترکیه سعی میکند با استفاده از اهرم اقتصادی و سیاسی خود، حکومت جدید را تا حد امکان در جهت منافع خود هدایت کند، در حالی که الجولانی نیز سعی در حفظ استقلال عمل و اجرای برنامهی ایدئولوژیک خود دارد. تنش بر سر مسائلی مانند وضعیت کردهای سوریه، قیمومیت بر مناطق شمالی و جهتگیریهای منطقهای میتواند افزایش یابد. سناریوی خطرناکتر، وقوع گسست و رویارویی مستقیم است. اگر حکومت الجولانی احساس کند امنیت یا ایدئولوژی آن توسط ترکیه تهدید میشود، ممکن است بهطور فعال از گروههای مخالف ترکیه (مانند سازمانهای اسلامی رادیکال یا حتی شاخههایی از PKK) حمایت کند. این امر میتواند تهدیدی مشابه تحریک طالبان پاکستان ایجاد نماید. همچنین، حکومت جدید سوریه میتواند به ابزاری در دست رقبای منطقهای ترکیه یا بازیگران فرامنطقهای، تبدیل شود تا از طریق آن فشار بر آنکارا افزایش یابد. در سطح داخلی ترکیه نیز، تثبیت یک حکومت سلفی-جهادی در همسایگی میتواند به رادیکالتر شدن بخشهایی از جامعه و تشدید دوقطبی سیاسی بینجامد.
نتیجهگیری
تجربۀ پاکستان و طالبان حکایتی هشدارآمیز از خطرات بلندمدت سیاستهای نیابتی،بهویژه وقتی با گروههای ایدئولوژیک رادیکال درآمیخته شود، ارائه میدهد. ترکیه هرچند با آگاهی نسبی از این خطرات و با برخورداری از نهادهای دولتی قویتر و اهرمهای ابتدایی مؤثرتر، پا به این عرصه گذاشت و در کوتاهمدت به هدف ظاهری خود (سقوط اسد و روی کار آمدن دولتی همسو) دست یافته است، اما اکنون در آستانۀ مرحلۀ جدید و خطرناکتری قرار دارد. با استقرار محمد الجولانی (احمد الشرع) در دمشق، وابستگی عملیاتی گروه به ترکیه کاهش یافته و جای خود را به رابطهای بین دو حاکمیت مستقل داده است. ذات حکومتهای برآمده از ایدئولوژیهای فراملی و رادیکال، آنها را موجوداتی غیرقابلپیشبینی و در نهایت مستقل میسازد که اولویت خود را بر منافع حامیان سابق ترجیح میدهند. بنابراین، احتمال آن که ترکیه در آینده با چالشهای امنیتی جدی ناشی از اقدامات حکومتی که روزی حامی آن بود مواجه شود، دور از ذهن نیست. این چالش ممکن است به اشکال حمایت از گروههای مخالف، رقابت بر سر نفوذ در سوریه یا تشدید رادیکالیسم داخلی ظاهر شود. راه برونرفت از این معمای امنیتی، نه در اتکای بیشتر به ابزارهای نیابتی گذشته، که در هوشمندی دیپلماتیک، تقویت امنیت ملی و تلاش برای شکلدهی به رفتار حکومت جدید سوریه از طریق اهرمهای اقتصادی و سیاسی پایدار نهفته است. درس پاکستان نشان میدهد که پیروزی در کوتاهمدت میتواند بهای گزافی در بلندمدت داشته باشد؛ آزمون ترکیه اکنون مدیریت همین پیروزی ظاهری است.
تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه
مشاهده پروفایل
دستیار هوشمند
پاسخ سریع و دقیق