تحلیل هوش مصنوعی
عبور از لبه پرتگاه
در حالی که تنشها میان دولت دونالد ترامپ و ایران به نقطه جوش رسیده بود، پاکستان موفق شد با میانجیگری میان تهران و واشنگتن، آتشبسی شکننده اما حیاتی برقرار کند. این در حالی است که دور اول مذاکرات در اسلامآباد با حضور جیدی ونس (معاون ترامپ) به بنبست رسیده بود.
دیپلماسیِ رفت و برگشت (Shuttle Diplomacy)
مقامات ارشد پاکستان برای تثبیت صلح، تحرکات بی سابقهای داشتند:
شهباز شریف (نخستوزیر): رایزنی در عربستان، قطر و ترکیه.
فیلد مارشال عاصم منیر (فرمانده ارتش): سفر غافلگیرانه سه روزه به تهران برای گفتگو با پزشکیان و عباس عراقچی و فرماندهان سپاه.
چرا پاکستان؟ (مدل جدید میانجیگری)
برخلاف مدلهای سنتی (مثل عمان یا قطر) که بر بیطرفی مطلق استوارند، نقش پاکستان ترکیبی از دسترسی سیاسی و قدرت سخت است:
رابطه شخصی: ترامپ در “تروث سوشال” صراحتاً از شهباز شریف و عاصم منیر تمجید کرده است. (رابطهای که از زمان جنگ پارسال با هند تقویت شد).
تضمین نظامی: پاکستان برای امنیت تیم مذاکرهکننده ایران، اسکورت هوایی با جنگندهها فراهم کرد.
موقعیت ژئوپلیتیک: پیوند عمیق با ایران (به دلیل جمعیت شیعه و همسایگی) در کنار پیمان دفاعی جدید با عربستان و حمایتِ چراغ خاموش چین.
واکنشهای بینالمللی:
پپه اسکوبار (تحلیلگریک روزنامهنگار، تحلیلگر ژئوپلیتیک و نویسنده برجسته برزیلی متخصص امور ایران و غرب): عاصم منیر احتمالاً تنها فردی در جهان است که همزمان میتواند به ترامپ زنگ بزند و در تهران هم مثل یک برادر پذیرفته شود.
آنتونیو گوترش (دبیرکل سازمان ملل): از نقش سازنده اسلامآباد در فرآیند صلح قدردانی میکنم.
نتیجهگیری:
پاکستان ثابت کرد که در دنیای امروز، نفوذ فقط از راه “بیطرفی” به دست نمیآید؛ بلکه گاهی حضور فعال در میدان و توانایی بازی در نقش “میزبان، ذینفع و تضمین کننده” است که میتواند مانع از یک جنگ ویرانگر شود.
نویسنده این مقاله