تحلیل هوش مصنوعی
مذاکرات برای نهایی کردن توافق هستهای ۲۰۱۵ ایران نزدیک به دو سال طول کشید. بنابراین، انتظار اینکه ایران و آمریکا بتوانند ظرف چند روز به توافقی برای پایان دادن به جنگ (که توسط آمریکا و اسرائیل آغاز شده) دست یابند — آن هم در حالی که موضوعات پیچیدهای مثل غرامت و آزادی کشتیرانی در خلیج فارس روی میز است — غیر واقع بینانه است.
زمانبر بودن دیپلماسی: در حالی که اقتصاد جهانی از جنگ و محاصره تنگه هرمز توسط آمریکا ضربه خورده، نباید سفر وزیر خارجه ایران، عباس عراقچی، به اسلامآباد را شکست خورده دانست.
سیگنالهای متناقض از واشنگتن: اگرچه دونالد ترامپ پس از خروج عراقچی از پاکستان، از فرستادن نمایندگان خود خودداری کرد، اما اعتراف کرد که پیشنهاد ایران «مطالب زیادی داشت اما کافی نبود». این نشان میدهد هنوز روزنهای برای گفتگو وجود دارد.
نقش کلیدی پاکستان: تلاش های شبانه روزی دولت پاکستان برای جلوگیری از فروپاشی مذاکرات و ممانعت از وقوع جنگی که میتواند اقتصاد جهان را فلج کند، قابل تقدیر است.
توهم تسلیم ایران: آمریکا نباید تصور کند ایران تسلیم میشود. ایرانی ها آستانه تحمل بالایی دارند و دهه هاست در برابر تحریمها و بمبارانهای سنگین مقاومت کردهاند.
توصیههای راهبردی:
بهتر است آمریکا به عنوان ژست صلح طلبانه، محاصره بنادر ایران را لغو کرده و تخفیف واقعی در تحریم ها اعمال کند. همچنین باید تضمین عدم تجاوز بدهد و شریک جنگ طلب خود، اسرائیل، را کنترل کند.
مقامات آمریکایی همچنین باید ترامپ و وزیر جنگ تندروی او را متقاعد کنند که از تهدید ایران در فضای مجازی و نشستهای خبری دست بردارند؛ چرا که یک اظهارنظر نسنجیده میتواند تمام تلاش های پشت پرده برای صلح را نابود کند.
نتیجهگیری:
اگرچه رسیدن به یک توافق جامع در چند روز آینده بعید است، اما دستکم میتوان بر سر یک «چارچوب برای صلح» به توافق رسید.
نویسنده این مقاله