ژئواستراتژی ایندو-پاسیفیک و چشم‌انداز امنیتی پاکستان

ژئواستراتژی ایندو-پاسیفیک و چشم‌انداز امنیتی پاکستان

مقدمه

در سال‌های اخیر، اصطلاح «ایندو-پاسیفیک» به یکی از پرکاربردترین عبارات ژئوپلیتیکی در روابط بین‌الملل تبدیل شده است. برای پاکستان، منطقه ایندو-پاسیفیک صحنه‌ای برای رقابت‌های ژئوپلیتیکی، ژئواکونومیکی و ژئواستراتژیکی ایالات متحده آمریکا، چین، هند، ژاپن و استرالیا جهت اعمال قدرت محسوب می‌شود و ازاین‌رو، پاکستان علی‌رغم موقعیت استراتژیکش به عنوان یک کشور ساحلی مهم در منطقه اقیانوس هند، همواره ترجیح داده تا از همسویی با همگرایی‌های استراتژیک در این منطقه کناره‌گیری کند. این‌در‌حالی‌است که ایندو-پاسیفیک که نه کاملاً یک ساختار جدید غربی و نه ذاتاً یک استراتژی ضد چینی است، می‌تواند منجر به صف‌بندی‌های ژئوپلیتیکی متنوع در جنوب آسیا شود که در نتیجه آن پیامدهای بسیار گسترده‌ای برای امنیت و اقتصاد پاکستان به همراه داشته باشد. تحت این شرایط به نظر می‌رسد در سال‌های پیش رو پاکستان جهت ایجاد توازن در چارچوب استراتژی ایندو-پاسیفیک، شراکت‌های امنیتی-نظامی خود را در جهت تقویت چارچوب‌های دفاعی منطقه‌ای افزایش دهد.

محیط‌شناسی

«ایندو-پاسیفیک» یک مفهوم ژئواستراتژیک (و گاهاً ژئواکونومیک) برای نام‌گذاری منطقه‌ای ژئوپلیتیکی است که از سواحل غربی آمریکا تا سواحل شرقی آفریقا و‌ درکل، دو منطقه اقیانوس هند و اقیانوس آرام را در‌بر‌می‌گیرد. در این منطقه کشورهای استرالیا، بنگلادش، بوتان، برونئی، کامبوج، جمهوری دموکراتیک خلق کره، هند، اندونزی، ژاپن، لائوس، مالزی، مالدیو، مغولستان، میانمار، نپال، نیوزیلند، کشورهای جزیره‌ای اقیانوس آرام (تقریباً ۳۲ مجمع‌الجزایر)، پاکستان، جمهوری خلق چین، فیلیپین، کره جنوبی، سنگاپور، سریلانکا، تایوان، تایلند، تیمور شرقی و ویتنام قرار دارند. چین، ژاپن، کره جنوبی، هند و استرالیا پنج اقتصاد بزرگ منطقه ایندو-پاسیفیک را تشکیل می‌دهند. بدین ترتیب ۵۰ درصد تولید ناخالص جهان تا سال ۲۰۴۰، ۵۰ درصد انتشار گازهای گلخانه‌ای، ۶۵ درصد جمعیت کل جهان، ۳۷ درصد از جمعیت فقیر جهان، ۹ بندر پرتردد جهان با ۶۰ درصد تجارت دریایی جهان، ۷ ارتش بزرگ جهان و ۶ کشور دارنده سلاح هسته‌ای در منطقه ایندو-پاسیفیک قرار

دارند.

سیر تحول مفهوم ایندو-پاسیفیک

اولین بار در دهه 1920 آکادمیک این اصطلاح  در محافل آکادمیک مورد استفاده قرارگرفت؛ زمانی‌که «کارل ارنست هاوشوفر»، ژئوپلیتیستین آلمانی، از این قلمرو به عنوان محل تلاقی اقیانوس‌های هند و آرام، که «محدوده دریایی وسیعی از آفریقا، آسیای جنوبی و آسیای شرقی را به هم متصل می‌کند» یاد کرد.

هم‌زمان با شروع فرایند توسعه چین و شروع اصلاحات اقتصادی و فرهنگی این کشور در سال ۱۹۷۸، این منطقه ژئوپلیتیکی به عرصه رقابت میان چین و ایالات متحده آمریکا تبدیل شد. به موازات تصورات ایجاد شده توسط نظم جدید، آمریکا به یک استراتژی جدید در برابر چین نیاز داشت؛ از این رو واشنگتن مفهوم «ایندو-پاسیفیک» را جایگزین «آسیا-اقیانوسیه» کرد. در دولت «باراک اوباما» (سال ۲۰۱۱)، مفهوم ایندو-پاسیفیک تحت عنوان «استراتژی تعادل مجدد در آسیا و اقیانوسیه» بر حفظ رهبری جهانی، تقویت مشارکت در گروه‌های منطقه‌ای و نهادهای اقتصادی، گسترش روابط نظامی با متحدان، مبارزه با تغییرات آب و هوایی، مقابله با گسترش سلاح‌های هسته‌ای، مبارزه با تروریسم و همچنین مقابله با افزایش قدرت چین متمرکز بود.

البته «هیلاری کلینتون» وزیر امور خارجه وقت، برای تعریف برنامه‌های استراتژیک آمریکا برای اتصال اقیانوس هند و اقیانوس آرام با «کریدور اقتصادی هند و اقیانوس آرام»، اصطلاح ایندو-پاسیفیک را جایگزین اصطلاح «استراتژی تعادل مجدد در آسیا و اقیانوسیه» کرد. با این حال، قدرت ‌رو‌به‌رشد چین و هژمونی اقتصادی این کشور، دولت‌های «ترامپ» و «بایدن» را بر آن داشت تا از تعامل با چین فاصله بگیرند؛ زیرا موضع این کشور را چالشی برای رهبری جهانی آمریکا می‌دانستند. بدین ترتیب از دوره «دونالد ترامپ» «استراتژی ایندو-پاسیفیک آزاد و باز» مفهوم‌سازی شد و چین به عنوان کشوری که ارزش‌های لیبرال جهانی و دسترسی آزاد به مشترکات جهانی دریایی را تهدید می‌کند، معرفی گردید.

در مجموع، استراتژی ایندو-پاسیفیک آزاد و باز دولت ترامپ از چین به عنوان رقیب آمریکا در منطقه یاد می‌کند و در سراسر سند استراتژی امنیت ملی، چین را به نظامی‌گری، توسعه و مداخله غیرقانونی، تنش در دریای جنوبی چین و دریای شرقی چین، نقض حقوق بشر و سیاست تله بدهی متهم می‌کند. استراتژی ایندو-پاسیفیک دولت ترامپ، چین را به عنوان یک کشور تهدیدکننده و آمریکا را به عنوان یک بازیگر مسئول در منطقه ایندو-پاسیفیک معرفی کرد و تحت این شرایط با اتخاذ یک استراتژی منسجم درصدد است تا رفاه، امنیت و تأمین منافع خود و متحدانش را در منطقه ایندو-پاسیفیک پیگیری نماید.

دیدگاه پاکستان

پاکستان با وجود موقعیت منحصربه‌فرد خود در دهانه اقیانوس هند، تا حد زیادی در حاشیه گفتمان ایندو-پاسیفیک باقی مانده است. این کشور در گفتمان امنیت ملی خود، منطقه را صرفاً از دریچه امنیت قاره‌ای – هند، افغانستان و تهدیدات سنتی و غیرسنتی زمین‌محور نگریسته و نسبت به ظرفیت‌های دریایی خود بی‌توجه بوده‌ است. شاید یکی از مهم‌ترین تردیدهای پاکستان جهت مشارکت در چارچوب ایندو-پاسیفیک، نگرانی از رفتار نزدیک‌ترین متحد خود یعنی چین بود.

به‌رغم اینکه موقعیت ژئواستراتژیک پاکستان در محل اتصال آسیای جنوبی، غربی و مرکزی، به ویژه برای انرژی و تجارت دریایی در سراسر اقیانوس هند، مطلوب است، با‌این‌حال سیاست امنیت ملی پاکستان (۲۰۲۲-۲۰۲۶) یک تغییر پارادایمی از ژئواستراتژی به ژئواکونومیک را در دستورکار خود قرار داده‌ است که پیامدهای مهمی برای برنامه‌ریزی سیاست دریایی با تمرکز بر اقتصاد دریایی دارد. با توجه به اینکه در سال‌های پیش رو، کریدور اقتصادی چین و پاکستان سواحل پاکستان را به شریان‌های تجارت جهانی متصل می‌کند، دریای عرب به عنوان دروازه غربی ایندو-پاسیفیک نقش مهمی در پیوند شریان حیاتی اقتصادی پاکستان به سراسر منطقه دارد. اگرچه کماکان این کشور در دام تفکر ایدئولوژیک و کوته‌بینی سیاسی گرفتار است، اما تدریجاً شاهد مشارکت پاکستان در گفت‌وگوهای مجامع همکاری علمی دریایی در جهت تقویت منافع ملی با ترویج اتصال و ژئواکونومیک هستیم و گام‌های مؤثری هم در این زمینه برداشته شده است.

این کشور در حال دنبال‌کردن یک استراتژی جهت ایجاد توازن در سیاست داخلی و خارجی است. در داخل، این کشور بر نوسازی نیروی دریایی، خرید سلاح‌های پیشرفته و تدوین استراتژی‌های مرتبط با امنیت دریایی تمرکز دارد؛ در خارج نیز به دنبال همکاری‌های امنیتی عمیق‌تر با روسیه و چین، مانند برگزاری رزمایش‌های مشترک دریایی در اقیانوس هند، تبادل مقامات دریایی و امضای همکاری‌های نظامی و مشارکت‌های استراتژیک برای حفظ تعادل قدرت است. در‌مجموع منطقه ایندو-پاسیفیک به‌ دلیل مسیرهای دریایی گسترده و پتانسیل اقتصادی آن، برای توسعه اقتصادی و امنیت ملی پاکستان بسیار مهم تلقی می‌شود. ضمن اینکه اهمیت پاکستان به عنوان یک بازیگر اصلی منطقه‌ای و متحد ابرقدرت‌ها نیز برجسته شده است و کشورهای مختلف در تلاش برای نفوذ و حفظ حضور مؤثر خود در این کشور با ابزارهای متنوع به‌خصوص اقتصادی-تجاری هستند.

مواضع ایالات متحده آمریکا

پاکستان به دلیل موقعیت استراتژیک و توانایی‌اش در شکل‌دهی به ژئوپلیتیک منطقه‌ای، همچنان برای واشنگتن بسیار مهم است. در گذشته، سیاست ایالات متحده در قبال پاکستان عمدتاً بر بخش‌های امنیتی سنتی همانند اقدامات ضدتروریسم در افغانستان متمرکز بود، به همین دلیل خروج ایالات متحده از افغانستان خلأ بزرگی در روابط دوجانبه ایجاد کرد. از آنجایی که هر دو کشور به دنبال تغییر استراتژیک در روابط خود هستند، واشنگتن می‌تواند پاکستان را از طریق استراتژی ایندو-پاسیفیک با خود همراه نماید.

با متقاعد کردن اسلام‌آباد درباره داشتن یک استراتژی مناسب در مورد تقویت امنیت دریایی در منطقه ایندو-پاسیفیک – که نیازمند رویکردی فراگیر، مشارکتی و یکپارچه در برابر تهدیدات امنیتی غیرسنتی مشترک است – واشنگتن می‌تواند فضایی را برای پاکستان ایجاد کند تا نقش بیشتری در شکل‌گیری یک ائتلاف منطقه‌ای ایفا نماید. این امر به آمریکا این امکان را می‌دهد تا ضمن شکل‌دهی به ژئوپلیتیک دریایی در ابعاد منطقه‌ای از طریق استراتژی ایندو-پاسیفیک، از یک مزیت استراتژیک بهره‌مند شود و آن کاهش نفوذ چین در پاکستان است.

در گذشته، پاکستان به طرز ماهرانه‌ای از روابط استراتژیک خود با ایالات متحده و چین برای تأمین بهتر منافع ملی خود بهره برده است. با‌این‌وجود، فاصله گرفتن روزافزون پاکستان از ایالات متحده و نزدیکی بیشتر به چین، فضای لازم برای سیاست خارجی پاکستان را کاهش داده است. با این حال، برای پاکستان، سیاست خارجی به دلیل افزایش رقابت قدرت‌های بزرگ بین ایالات متحده و چین، که تهدیدی برای تقسیم جهان به بلوک‌های رقیب مشابه جنگ سرد است، همچنان بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.

به نظر می‌رسد با بدتر شدن بحران اقتصادی، پاکستان باید فراتر از کریدور اقتصادی چین-پاکستان نگاه کند و رویکردهای نوآورانه‌ای را برای تنوع‌بخشی به مشارکت‌های اقتصادی اتخاذ نماید. عدم مشارکت پاکستان در ابتکارات اقتصادی منطقه‌ای – چه مشارکت اقتصادی جامع منطقه‌ای، مشارکت ترانس پاسیفیک یا مجمع اقتصادی هند و اقیانوسیه – به ضرر این کشور است.

از سوی دیگر، اگرچه همگرایی منافع بین ایالات متحده آمریکا و هند برای حفظ مشارکت آن‌ها کافی است، اما ممکن است به اندازه کافی جامع نباشد. هند، که متعهد به حفظ استقلال استراتژیک خود است، احتمالاً به روابط خود با سایر قدرت‌های بزرگ، از جمله روسیه، بر اساس منافع ملی خود ادامه خواهد داد. بر‌این‌اساس، ایالات متحده ممکن است ارزش استراتژیک را در حفظ رابطه با پاکستان ببیند. از‌این‌رو ایالات متحده آمریکا فرصت‌های   اقتصادی-تجاری را برای ترغیب اسلام‌آباد جهت همکاری همه‌جانبه در منطقه ایندو-پاسیفیک ایجاد خواهد کرد.

مواضع هند

اگرچه ممکن است به‌واسطه وجود تنش‌های تاریخی ریشه‌دار میان دهلی‌نو و اسلام‌آباد، حضور پاکستان در منطقه ایندو-پاسیفیک باعث ایجاد نگرانی‌هایی در هند شود؛ اما هندی‌ها از یک مشارکت و همکاری دریایی کارآمد بین ایالات متحده و پاکستان سود خواهد برد. این امر مسیری را برای کشوری ثالث باز می‌کند تا از درگیر شدن پاکستان در نفوذ تک‌قطبی پکن، به ویژه در مورد اتحاد دریایی بالقوه چین و پاکستان، جلوگیری کند. دهلی‌نو می‌تواند با ارزیابی عملی مزایای حضور پاکستان در گفتمان ایندو-پاسیفیک، تعهد خود را به این رویکرد ثابت کند. تصمیم اخیر هند برای پیوستن به نیروهای دریایی مشترک بحرین، که به دلیل مشارکت نیروی دریایی پاکستان از نظر تاریخی در مورد آن تردید داشت، نشان‌دهنده تمایل دهلی‌نو برای مقابله با تهدیدات امنیتی غیرسنتی در سطوح چندجانبه است. ضمن اینکه مشارکت بالقوه پاکستان در چارچوب اقتصادی ایندو-پاسیفیک (IPEF) تأثیر منفی بر روابط اقتصادی با هند نخواهد داشت. بااین‌حال، دو کشور پیش‌تر گام‌هایی در راستای آزادسازی تجارت منطقه‌ای در چارچوب توافقنامه منطقه تجارت آزاد جنوب آسیا (SAFTA) برداشته‌اند. برای دهلی‌نو، مشارکت پاکستان در گفت‌وگوها در مورد ایندو-پاسیفیک هیچ‌ یک از ارکان اساسی یا دیدگاه هنجاری آن برای منطقه را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد.

کواد «QUAD» و محاسبات امنیتی پاکستان

گفت‌وگوی امنیتی چهارجانبه موسوم به «کواد» (QUAD) متشکل از ایالات متحده آمریکا، هند، ژاپن و استرالیا، به عنوان یک اتحاد امنیتی و اقتصادی قدرتمند در منطقه ایندو-پاسیفیک ظهور کرد تا به مقابله با طیف وسیعی از چالش‌های ژئوپلیتیکی، به ویژه در جهت مهار چین در منطقه بپردازد. اگرچه هدف اصلی «کواد» حول محور “ایندو-پاسیفیک آزاد و باز” می‌چرخد، اما پیامدهای آن فراتر از ذینفعان مستقیم آن است و بر کشورهایی مانند پاکستان تأثیر می‌گذارد. برای پاکستان، ظهور «کواد» همراه با چالش‌ها و فرصت‌هایی است که محاسبات استراتژیک، اقتصادی و دیپلماتیک این کشور در منطقه را شکل می‌دهد.

به طور مثال، اتحاد قوی پاکستان با چین، به ویژه از طریق «کریدور اقتصادی چین-پاکستان»، آن را در تضاد با اهداف «کواد» قرار می‌دهد. این کریدور اقتصادی، یک پروژه شاخص از طرح کمربند-جاده چین می‌باشد که جزء حیاتی آرمان‌های اقتصادی پاکستان به شمار می‌آید. از آنجایی که «کواد» به طور فعال در تلاش برای محدود کردن نفوذ رو به رشد چین است، از این رو می‌تواند بر جریان سرمایه‌گذاری و پایداری این پروژه تأثیر بگذارد. علاوه‌بر‌این، هرگونه فشار بالقوه بر روابط چین و پاکستان به دلیل تشدید رقابت ایالات متحده و چین می‌تواند بهبود وضعیت اقتصادی پاکستان را پیچیده‌تر کند.

علاوه‌بر‌این، نقش محوری هند در «کواد» نگرانی زیادی را در پاکستان ایجاد کرده است. با درنظرگرفتن اینکه تقویت روابط دفاعی هند و ایالات متحده، همراه با همکاری گسترده‌تر در چارچوب «کواد»، قابلیت‌های استراتژیک هند را افزایش می‌دهد، این امر می‌تواند پویایی قدرت منطقه‌ای را تغییر دهد و پاکستان را مجبور به ارزیابی مجدد استراتژی‌ها و اتحادهای نظامی خود کند. بی‌شک یک هند با قدرت نظامی بیشتر و با حمایت «کواد»، می‌تواند دهلی‌نو را در سیاست‌های منطقه‌ای خود، به ویژه در مورد کشمیر و اختلافات مرزی، جسورتر کند.

آنچه که مشخص است محاسبات امنیتی پاکستان نیز تحت تأثیر فعالیت‌های «کواد» قرار دارد. افزایش همکاری نظامی هند و ایالات متحده و مشارکت‌های دفاعی رو به رشد استرالیا با هند به عدم تعادل استراتژیک در جنوب آسیا کمک می‌کند. این امر می‌تواند پاکستان را به تقویت روابط دفاعی خود با چین و روسیه سوق دهد و احتمالاً رقابت نوظهور در منطقه را تسریع نماید. علاوه بر این، افزایش نقش «کواد» می‌تواند بر استراتژی دریایی پاکستان تأثیر بگذارد. با افزایش اهمیت ایندو-پاسیفیک، پاکستان ممکن است نیاز به بازنگری در سیاست‌های دریایی خود، به ویژه در رابطه با دریای عرب، جایی که کشورهای همسو با «کواد» حضور خود را افزایش داده‌اند، داشته باشد. این امر می‌تواند منجر به رقابت دریایی منطقه‌ای بیشتر شود و پاکستان را مجبور به نوسازی قابلیت‌های دریایی خود کند.

به‌هر‌حال نقش رو‌به‌رشد «کواد» در منطقه ایندو-پاسیفیک، پاکستان را با چالش‌های استراتژیک و همچنین مسیرهای بالقوه‌ای برای تعامل مواجه می‌کند. در‌حالی‌که تعمیق مشارکت هند و آمریکا در «کواد» نگرانی عمده‌ای برای پاکستان است، مخالفت آشکار با «کواد» می‌تواند فرصت‌های دیپلماتیک و اقتصادی اسلام‌آباد را محدود کند.

چشم‌انداز آینده و نتیجه‌گیری

با توجه به این واقعیت که هدف استراتژی ایندو-پاسیفیک افزایش نفوذ دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی ایالات متحده آمریکا و متحدانش در منطقه است، از‌ این‌رو پاکستان با در نظر گرفتن اینکه دریا صرفاً صحنه‌ای برای رقابت نیست؛ بلکه عرصه‌ای از فرصت‌ها – شامل بهره‌برداری از انرژی‌های تجدیدپذیر، بیوتکنولوژی دریایی، منابع بستر دریا و زیرساخت‌های دیجیتال زیر دریا است – تلاش دارد تا منافع ملی خود را همسو با استفاده عادلانه و پایدار از اقیانوس قرار دهد و در این راستا جذب سرمایه‌گذاری و مشارکت‌ها در حیطه فناوری به شکل سرمایه‌گذاری‌های مستقیم خارجی و ظرفیت‌سازی در بخش دریایی، همچنین افزایش رزمایش‌های دریایی مشترک با قدرت‌های منطقه‌ای-فرامنطقه‌ای در اولویت اهداف این کشور قرار خواهد گرفت.

به هر حال حفظ یک سیاست خارجی مستقل و متعادل برای تعامل همه‌جانبه در منطقه ایندو-پاسیفیک منجر به شکل‌گیری بلوک‌های جدید منطقه‌ای خواهد شد و پاکستان علی‌رغم تمام مشکلات ناشی از رقابت‌های ژئوپلیتیکی و حساسیت‌های منطقه‌ای ناشی از سیاست‌های هند، می‌تواند با استفاده از مانورهای استراتژیک قدرت‌های مسلط در ایندو-پاسیفیک، سیاست‌های خود را در توسعه اقتصادی دریایی، حاکمیت بر اقیانوس‌ها و مشارکت‌های ژئواکونومیک به بهترین شکل پیش ببرد؛ که البته لازمه آن شکل‌گیری یک نظم جدید در حوضه دریایی است. ضمن اینکه رویکرد منطقه‌محور به امنیت دریایی که توسط ایالات متحده آمریکا و چین در منطقه ایندو-پاسیفیک پیگیری می‌شود، فضای استراتژیکی را برای پاکستان ایجاد می‌کند که این کشور از طریق آن در توانمندی‌های دریایی و دفاع هوایی همچنین در برنامه مدرن‌سازی نظامی، تقویت دیپلماسی نظامی و همکاری نظامی خود سرمایه‌گذاری بیشتری انجام خواهد داد.

از این رو کشمکش جدید بین قدرت‌های پیشرو منطقه (ایالات متحده – چین؛ هند- چین) صحنه عملیاتی جدیدی را بازگشایی می‌کند که اگرچه فرصت‌های توسعه اقتصادی و فضای مطلوب دیپلماتیک را به وجود می‌آورد، اما می‌تواند به طور ضمنی به منافع کلی و بلندمدت کشورهای منطقه ایندو-پاسیفیک هم آسیب جدی وارد سازد و در نهایت این امر منجر به تغییر قابل توجه در سناریوی ژئوپلیتیک جنوب شرق آسیا خواهد شد.

منابع

1-https://thediplomat.com/2025/10/revisiting-the-indo-pacific-discourse-why-pakistan-must-look-seaward

2-https://www.tandfonline.com/doi/full/10.1080/18366503.2021.1925467

3-https://southasianvoices.org/pakistan-in-the-indo-pacific-framework

4https://journalpsa.com.pk/index.php/JPSA/article/view/98?articlesBySimilarityPage=9

5-https://strafasia.com/the-quad-in-the-indo-pacific-strategic-realities-and-implications-for-pakistan

نویسنده این مقاله

دکتر مریم وریج کاظمی

دکتر مریم وریج کاظمی

دارای دکترای جغرافیای سیاسی از دانشگاه علوم و تحقیقات تهران؛ پژوهشگر حوزه‌های ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و بنیادگرایی اسلامی با تمرکز ویژه بر مسائل پاکستان، و نویسنده چندین کتاب و مقاله تخصصی در این حوزه‌ها.

مشاهده پروفایل

مرتبط

جدیدترین

نظرات

دیدگاه
1000کاراکتر باقی‌مانده
هنوز نظری ثبت نشده.