تحلیل هوش مصنوعی
دشواریهای دیپلماسی در مقایسه با تاریخ
پایان دادن به جنگ ویتنام ۵ سال طول کشید و شامل ۶۸ دور مذاکره مخفیانه و پیچیده بود. اگرچه جنگ فعلی (ایران و آمریکا) تنها دو ماه است که آغاز شده و هنوز وارد نبرد زمینی گسترده نشده، اما نباید پیچیدگیهای دیپلماتیک آن را دستکم گرفت. برخلاف ویتنام، اینجا تنها دو طرف اصلی وجود دارند که باید به توافق برسند، اما چالش اصلی جای دیگری است: اهرم فشار.
اهرم اقتصادی ایران: بحرانی که در راه است
به نظر میرسد ایران هنوز از اصلیترین اهرم فشار خود یعنی «شوک اقتصادی» بهطور کامل رونمایی نکرده است. نشانههای فروپاشی زنجیره تأمین سوخت در جهان در حال ظهور است:
ذخایر جهانی: ذخایر نفت خام و محمولههای در حال حرکت روی آب به شدت کاهش یافته است.
بحران در آسیا: در پاکستان قطع برق گسترده رخ داده؛ در بنگلادش صفهای ۱.۵ کیلومتری بنزین به درگیریهای مرگبار منجر شده؛ و در سریلانکا ارتش برای کنترل پمپبنزینها مستقر شده است.
اروپا: ذخایر سوخت هواپیماهای جت در حال اتمام است و خریدِ از روی ترس آغاز شده است.
کشورهای حاشیه خلیج فارس: قطر و امارات با مشکلات نقدینگی جدی روبرو شدهاند و برای جبران خروج سرمایه، درخواست وامهای اضطراری کردهاند.
استراتژی صبر در برابر استیصال
ایران احتمالاً منتظر لحظهای است که قیمتها و کمبود فیزیکی نفت، اقتصاد جهانی را به زانو درآورد؛ بحرانی که میتواند رکود سال ۲۰۰۸ را در مقایسه با خود، شبیه به یک «پیکنیک» ساده جلوه دهد.
منطق ایران ساده است:
۱. آنها میدانند که با گذشت زمان، استیصال و عجلهی دونالد ترامپ برای پایان جنگ بسیار سریعتر از فشارهای ناشی از محاصره بر ایران رشد میکند.
۲. تاریخ نشان داده که قدرت تحمل ایرانیها بسیار بالاست، اما آیا رأیدهندگان آمریکایی هم آمادهاند هزینههای سنگین اقتصادی این جنگ را تحمل کنند؟
تا این لحظه، آمریکا در جبهه دیپلماسی و استراتژیک پیشرفتی نداشته است. مذاکرات زمانی به نتیجه میرسد که واشنگتن واقعیتِ شکست را بپذیرد. ترامپ بیش از رقیب خود به دنبال راه خروج از این جنگ است، اما برای رسیدن به این هدف، مجبور خواهد شد امتیازات راهبردی بزرگی بدهد و خود را برای یک «خروج بینظم و کامل از خاورمیانه» آماده کند.
نویسنده این مقاله