تحلیل هوش مصنوعی
«جاوید احمد غامدی، متفکر، فیلسوف و نواندیش اسلامس (مشهور ) پاکستانی در واکنش به موج گسترده انتقادات رسانهای و مردمی این کشور، سکوت خود را شکست. وی که اخیراً حملات ایران به مواضع آمریکا در منطقه و راهبرد ضد اسرائیلی و آمریکایی تهران را زیر سؤال برده و آن را فاقد توجیه عقلانی دانسته بود، با شرکت در یک پادکست به تشریح مواضع جنجالی خود پرداخت.
کاربران پاکستانی در فضای مجازی آقای غامدی را به حمایت از رژیم صهیونی و آمریکا در برابر ایران متهم کردند.
غامدی در این برنامه به تقابل میان “ایدهآلیسم انقلابی” و “واقعگرایی سیاسی” پرداخته و از لزوم تغییر استراتژی جمهوری اسلامی در برابر قدرتهای جهانی سخن گفت.
۱. عقلانیت در برابر احساسات
وی معتقد است که انسان نباید تنها بر اساس احساسات و غرایز (مانند خشم یا انتقام) و یا اراده معطوف قدرت تصمیم بگیرد. تفاوت انسان با سایر موجودات در «عقل» است. رهبران یک کشور(از جمله جمهوری اسلامی) وظیفه دارند به جای واکنشهای تند و احساسی، با نگاه به واقعیت ها و نتایج احتمالی، بهترین تصمیم را برای حفظ جان و مال مردم بگیرند.
۲. استراتژی و حکمت در مواجهه با قدرت
غامدی صراحتاً میگوید که بحث او بر سر «درست یا غلط بودن اخلاقی» اشغالگری نیست، بلکه بر سر «سیاستهای راهبردی» است. او مثالی میزند: اگر دزدی(رژیم صهیونی) با اسلحه وارد خانه شما شود، همه میدانند او مجرم است؛ اما اگر شما با دست خالی به او حمله کنید و کشته شوید، فقط خود را به کشتن دادهاید. حکمت حکم میکند که در آن لحظه با صبر و تدبیر، ابتدا جان خود و خانوادهتان را نجات دهید و سپس در فرصت مناسب به فکر بازپسگیری حق خود باشید.
۳. مسئله فلسطین و اسرائیل
پذیرش واقعیت: وی معتقد است در زمانی که اسرائیل تشکیل شد، مسلمانان در موقعیت ضعف نظامی بودند. بهتر بود در همان زمان، تقسیم بندی سازمان ملل (که ۴۵ درصد خاک را به فلسطینیها میداد) پذیرفته میشد.
فرصتسازی: اگر آن زمان توافق میشد، فلسطین دارای مرزهای قانونی و بینالمللی میشد و میتوانست از طریق دیپلماسی و بازسازی داخلی، قدرت خود را بازیابی کند.
نتیجه تأخیر: غامدی میگوید لجاجت و شعارهای تند اعراب مانند یهودیان را به دریا بریزید باعث شد که نه تنها اسرائیل به رسمیت شناخته شود، بلکه بهانه به دست قدرتهای بزرگ بیفتد تا همان ۴۵ درصد خاک را هم در طی جنگهای بعدی بتدریج از چنگ فلسطینیها درآورند.
۴. نقد سیاستهای ایران
وی سه مورد در سیاستهای بعد از انقلاب ایران را نقد کرد:
نوع حکومت: معتقد است تمرکز تمام قدرت در دست روحانیون و ایجاد نهادهای موازی (مانند سپاه در کنار ارتش) برای ثبات ملی چالش برانگیز است.
مداخلات در زندگی خصوصی: وی بر این باور است که مسائلی مثل پوشش و سبک زندگی، امور شخصی میان انسان و خداست و ورود جمهوری اسلامی به این حوزهها باعث ایجاد فساد و فاصله میان مردم و حکومت میشود.
صدور انقلاب و شعارهای تند: غامدی معتقد است شعارهایی مثل «مرگ بر آمریکا» یا تلاش برای سرنگونی اسرائیل در زمانی که نظام در ابتدای راه بود و نیاز به بازسازی و تقویت داشت، باعث شد قدرتهای جهانی و کشورهای منطقهای علیه ایران متحد شوند و فرصتهای توسعه از این کشور گرفته شود.
۵. تعریف درست «مقاومت»
از نظر غامدی، مقاومت فقط به معنای تفنگ به دست گرفتن و جنگیدن نیست. او معتقد است مقاومت میتواند از طریق:
پیشرفت علمی و اقتصادی: (مانند مسیری که ژاپن و چین طی کردند).
ادبیات، هنر
دیپلماسی فعال.
صورت بگیرد.
وی میگوید ملتی که از نظر علمی و اقتصادی ضعیف باشد، حتی اگر در جنگ هم پیروز شود، نمیتواند هویت خود را حفظ کند.
نویسنده این مقاله