ترکمنستان و پاکستان؛ از تاپی تا معماری نوین همکاری‌ها

ترکمنستان و پاکستان؛ از تاپی تا معماری نوین همکاری‌ها

نسخه صوتی مقاله

مقدمه

روابط ترکمنستان و پاکستان در دو دهه گذشته عمدتاً با یک طرح راهبردی شناخته شده است: خط لوله گاز ترکمنستانافغانستانپاکستانهند که به اختصار «تاپی» نامیده می‌شود. این طرح با پیش‌بینی ظرفیت انتقال سالانه ۳۳ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی، نه‌تنها مهم‌ترین پروژه انرژی میان آسیای مرکزی و جنوب آسیا به شمار می‌رود، بلکه نماد پیوند ژئوپلیتیکی این دو منطقه نیز محسوب می‌شود. از این رو، هرگونه تحول در روابط عشق‌آباد و اسلام‌آباد معمولاً از دریچه پیشرفت یا توقف پروژه تاپی تفسیر شده است. با این حال، تحولات سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که این چارچوب تحلیلی دیگر برای تبیین روابط دو کشور کافی نیست. مجموعه‌ای از رویدادها همچون دیدارهای دیپلماتیک، توافقات اقتصادی، رایزنی‌های دانشگاهی، همکاری‌های بخش خصوصی، مذاکرات بانکی، تعاملات لجستیکی و برنامه‌های سرمایه‌گذاری، همگی بیانگر آن هستند که روابط دو کشور وارد مرحله نوینی از تنوع‌بخشی کارکردی شده است. البته این روند به معنای کنار گذاشتن پروژه تاپی نیست، بلکه نشان می‌دهد که عشق‌آباد در حال ایجاد پایه‌های جدیدی است تا آینده روابط با پاکستان صرفاً به سرنوشت یک پروژه وابسته نباشد. در همین چارچوب، دیدار سفیر ترکمنستان در اسلام‌آباد و رئیس شرکت پاکستانی «ترانشولد» در 9 ژانویه 2026 را باید حلقه‌ای از راهبرد بزرگ‌تر «دیپلماسی اتصال» ترکمنستان به شمار آورد. این دیدار که در فضایی سازنده و با محوریت توسعه همکاری‌های لجستیکی برگزار شد، نشان از عزم جدی دو طرف برای فراتر رفتن از چارچوب‌های سنتی همکاری دارد و می‌توان آن را به منزله یک نقطه عطف در مناسبات دوجانبه تلقی کرد.

از دیپلماسی انرژی تا دیپلماسی اتصال

واقعیت این است که دیپلماسی اقتصادی ترکمنستان در سال‌های اخیر دستخوش تحولی تدریجی و بنیادین شده است. تا یک دهه پیش، صادرات گاز طبیعی محور اصلی دیپلماسیاقتصادی این کشور به شمار می‌رفت؛ اما کاهش نسبی عواید حاصل از صادرات انرژی ، تغییرات پرشتاب بازارهای جهانی، رقابت فزاینده بر سر مسیرهای انتقال انرژی و ظهور کریدورهای جدید تجاری، همگی عشق‌آباد را به سمت اتخاذ راهبردی چندبعدی سوق داده‌اند. در این راهبرد جدید، ترکمنستان تلاش می‌کند تا علاوه بر حفظ جایگاه خود به عنوان یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان گاز جهان، به یک قطب اتصال منطقه‌ای نیز تبدیل شود. توسعه بندر بین‌المللی ترکمن‌باشی، نوسازی شبکه ریلی، دیجیتالی‌سازی رویه‌های گمرکی، گسترش مراکز لجستیکی و مشارکت فعال در کریدور میانی، کریدور شمالجنوب و سایر مسیرهای ترانزیتی، همگی اجزای این سیاست نوین را تشکیل می‌دهند.

بنابراین، پروژه تاپی دیگر تنها ابزار تحقق اهداف ژئواکونومیک عشق‌آباد نیست، بلکه یکی از مؤلفه‌های راهبرد جدید این کشوربه شمار می‌رود که هدف نهایی آن تبدیل موقعیت جغرافیایی ممتاز ترکمنستان به یک مزیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی پایدار است. این رویکرد نشان می‌دهد که عشق‌آباد به خوبی دریافته است که در جهان امروز، تکیه بر یک منبع یا یک مسیر، راهبردی آسیب‌پذیر و ناکارآمد است و تنوع‌بخشی به همکاری‌های منطقه‌ای، تنها راه تضمین منافع ملی در بلندمدت محسوب می‌شود.

اهمیت پاکستان در راهبرد نوین عشق‌آباد

در این چارچوب نوین، پاکستان جایگاهی فراتر از یک خریدار بالقوه گاز می‌یابد. دسترسی این کشور به بنادر مهمی همچون کراچی، قاسم و گوادر، ظرفیت‌های لجستیکی رو به رشد، بازار بزرگ و پویای داخلی، و نیز موقعیت راهبردی آن در اتصال جنوب آسیا به آب‌های گرم اقیانوس هند، همگی پاکستان را به یکی از شرکای کلیدی ترکمنستان در سیاست اتصال منطقه‌ای تبدیل کرده است. از این‌ رو، طی ماه‌های اخیر شاهد افزایش قابل توجهی در تعاملات دو کشور بوده‌ایم. این تعاملات طیفی وسیع از همکاریها را در بر می‌گیرد که شامل مذاکره با وزیر بازرگانی پاکستان و مسئولان آموزش عالی، همکاری در حوزه سلامت، دیپلماسی پارلمانی و رایزنی با فعالان اقتصادی و دانشگاهی می‌شوند.

این روند پرشتاب نشان می‌دهد که دستورکار روابط دوجانبه به‌تدریج از همکاری‌های تک‌بعدی به همکاری‌های چندبخشی در حال گسترش است و دو کشور بر لزوم عبور از چارچوب‌های سنتی همکاری تأکید دارند. از سوی دیگر، پاکستان نیز به خوبی آگاه است که همکاری با ترکمنستان می‌تواند نیازهای این کشور در بخش انرژی را تأمین کند و در عین حال، شرایط لازم برای دسترسی بازرگانان پاکستانی به کریدورهای ترانزیتی جدید را فراهم آورد. این هم‌افزایی منافع، زمینه‌ساز شکل‌گیری روابطی عمیق‌تر و پایدار میان دو کشور شده است.

لجستیک؛ حلقه جدید همکاری

در این میان، مذاکرات سفیر ترکمنستان با رئیس شرکت پاکستانی «ترانشولد» از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این شرکت یکی از بازیگران مهم صنعت حمل‌ونقل بین‌المللی، ترخیص کالا، انبارداری و مدیریت زنجیره تأمین در پاکستان به شمار می‌رود و ریاست آن را «بابر بدات»، رئیس پیشین فدراسیون بین‌المللی انجمن‌های حمل‌ونقل بین‌المللی کالا، بر عهده دارد. تمرکز گفت‌وگوهای انجام‌شده بر ارتقای کارایی کریدورهای حمل‌ونقل، تبادل تجارب لجستیکی و توسعه ابتکارات مشترک نشان می‌دهد که عشق‌آباد در کنار سرمایه‌گذاری درزیرساخت‌های فیزیکی، در پی اتصال به شبکه‌های بین‌المللی مدیریت زنجیره تأمین نیز است.

این رویکرد هوشمندانه با سیاست کلان ترکمنستان برای تقویت کریدور میانی، کریدور شمالجنوب و مسیرهای منتهی به جنوب آسیا کاملاً همسو است و نشان از درک عمیق این کشور از الزامات ژئواکونومیک نوین دارد. شرکت «ترانشولد» نیز با بهره‌گیری از تجارب گسترده خود در عرصه حمل‌ونقل بین‌المللی، می‌تواند نقش مؤثری در تسهیل ترانزیت کالا میان دو کشور ایفا کند و به عنوان پلی ارتباطی میان بخش‌های خصوصی ترکمنستان و پاکستان عمل نماید. این همکاری می‌تواند الگویی برای سایر شرکت‌های منطقه‌ای باشد و به گسترش شبکه‌های لجستیکی فرامنطقه‌ای کمک شایانی کند.

بخش خصوصی؛ بازیگر نوظهور

یکی دیگر از ویژگی‌های اصلی مرحله جدید روابط، ورود جدیبخش خصوصی به عرصه همکاری‌ها است. حضور هیئت اقتصادی پاکستان به سرپرستی «میان محمد منشا»، رئیس گروه اقتصادی «نیشات» و بانک «ام‌سی‌بی»، در نمایشگاه بین‌المللی نساجی عشق‌آباد و ارائه پیشنهادهایی همچون سرمایه‌گذاری صنعتی، ایجاد مرکز داده، افتتاح شعب بانکی، توسعه حمل‌ونقل هوایی بار و احیای پروازهای مستقیم میان دو کشور، همگی نشان می‌دهند که همکاری‌های اقتصادی دو کشور در حال ورود به مراحلی عملیاتی‌تر هستند.

افزوده شدن شرکت‌هایی مانند «ترانشولد» به این روند، بیانگر آن است که موتور محرکه روابط دیگر صرفاً دولت‌ها نیستند و شرکت‌های بزرگ خصوصی نیز به تدریج به بازیگرانی اثرگذار و تعیین‌کننده در عرصه مناسبات دوجانبه تبدیل شده‌اند. این تحول، نوید دهنده تعمیق و تداوم روابط اقتصادی دو کشوراست؛ امری که در سایه مشارکت بخش خصوصی از تداوم و استحکام بیشتری نسبت به توافقات صرفاٌ دولتی برخوردار است. علاوه بر این، حضور فعال بخش خصوصی  به شفافیت بیشتر مبادلات تجاری، کاهش هزینه‌های ترانزیت و افزایش سرعت جابه‌جایی کالا کمک می‌کند و در نتیجه، منافع ملموسی برای مردم دو کشور به همراه خواهد آورد. انتظار می‌رود در ماه‌های آینده، شاهد افزایش چشمگیر سرمایه‌گذاری‌های بخشخصوصی در دو کشور باشیم؛ امری که خود گامی بلند در جهت تحقق دیپلماسی اتصال ترکمنستان به شمار می‌رود.

تاپی و همکاری‌های نوظهور

آیا تحولات یادشده به معنای پایان نقش و اهمیت پروژه تاپیاست؟ پاسخ به این پرسش قاطعانه منفی است. تاپی همچنان مهم‌ترین پروژه راهبردی میان دو کشور محسوب می‌شود. این پروژه در بخش ترکمنستان به اتمام رسیده و عملیات اجرایی در افغانستان نیز نسبت به گذشته پیشرفت قابل‌توجهی داشته است؛ اما پروژه مذکور همچنان با چالش‌هایی همچون تأمین مالی، تضمین امنیت، تکمیل زیرساخت‌های باقی‌مانده و هماهنگی میان چهار کشور عضو، مواجه است. به همین دلیل، سیاست کنونی عشق‌آباد را باید نه «عبور از تاپی»، بلکه «کاهش وابستگی روابط دوجانبه به یک پروژه خاص» تفسیر کرد. در واقع، ترکمنستان در حال ایجاد سبدی متنوع از همکاری‌های اقتصادی، تجاری، لجستیکی و نهادی است تا در صورت بروز هرگونه تأخیر در بهره‌برداری کامل از پروژه تاپی، روند رو به رشد روابط این کشور با پاکستان متوقف نشود و همکاری‌های استراتژیک دو کشور آسیب‌پذیری کمتری داشته باشند. شایان ذکر است که تکمیل و بهره‌برداری از پروژه تاپی نه‌تنها منافع کلانی برای ترکمنستان و پاکستان خواهد داشت، بلکه می‌تواند به عنوان پروژه‌ای شاخص در عرصه همکاری‌های انرژی در سطح منطقه، الهام‌بخش طرح‌های مشابه باشد. بنابراین، حمایت از تاپی و در عین حال توسعه سایر عرصه‌های همکاری، راهبرد عاقلانه‌ای است که عشق‌آباد با دقت تمام آن را دنبال می‌کند.

پیامدهای منطقه‌ای و جایگاه ایران

گسترش همکاری‌های همه‌جانبه ترکمنستان و پاکستان، بخشی از رقابت‌های ژئواکونومیک در عرصه کریدورهای اوراسیا به شمار می‌رود. این روند می‌تواند به تقویت پیوندهای اقتصادی میان آسیای مرکزی و جنوب آسیا، تنوع‌بخشی به مسیرهای تجاری و افزایش تاب‌آوری اقتصادی منطقه کمک شایانی کند. برای جمهوری اسلامی ایران نیز این تحولات صرفاً جنبه رقابتی و تهدیدآمیز ندارد. اگر تهران بتواند توسعه کریدور شمالجنوب، ظرفیت‌های بندر شهید رجایی، بندر چابهار و شبکه ریلی شرق کشور را با سیاست اتصال ترکمنستان هماهنگ و همراستا سازد، امکان شکل‌گیری همکاری‌های مکمل و سودمند  میان ایران، ترکمنستان و پاکستان به خوبی وجود خواهد داشت. با این حال، تحقق این امر‌ مستلزم رفع موانع زیرساختی، تسهیل رویه‌های گمرکی، انجام هماهنگی‌های حقوقی ، و ایجاد سازوکارهای مشترک حمل‌ونقل و لجستیکیاست. همچنین، فعال‌سازی دیپلماسی اقتصادی در سطوح استانی و شهری و تشویق بخش خصوصی به حضور در این کریدورهای نوظهور، می‌تواند به تسریع این فرایند کمک کند و منافع ملموسی برای سه کشور به همراه آورد. ایران با توجه به موقعیت منحصربه‌فرد جغرافیایی خود، می‌تواند نقش پل ارتباطی میان ترکمنستان و پاکستان را ایفا کند و از این طریق، سهم قابل‌توجهی از ترانزیت منطقه‌ای را به خود اختصاص دهد. البته تحقق این چشم‌انداز نیازمند اراده سیاسی قوی و همکاری نزدیک نهادهای مرتبط در هر سه کشور است.

جمع‌بندی

شواهد و قرائن موجود به روشنی نشان می‌دهد که روابط ترکمنستان و پاکستان وارد مرحله نوینی از  همکاری‌ها شده است. پروژه تاپی همچنان ستون اصلی این روابط باقی مانده، اما دیگر تنها روایت و محور مناسبات دوجانبه نیست. عشق‌آباد با توسعه همکاری‌ها در حوزه‌های لجستیک، تجارت، سرمایه‌گذاری، بانکداری، آموزش و تعاملات بخش خصوصی، در حال طراحی نوعی معماری گسترده‌تر برای همکاری با پاکستان است که با راهبرد کلان «دیپلماسی اتصال» این کشور همخوانی کامل دارد و نشان از بلوغ دیپلماسی اقتصادی ترکمنستان دارد. اگر این روند پرشتاب با پیشرفت تدریجی پروژه تاپی، توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل و تقویت همکاری‌های منطقه‌ای همراه شود، روابط عشق‌آباد و اسلام‌آباد می‌تواند از یک مشارکت مبتنی بر انرژی به الگویی چندبعدی و پایدار از همکاری ژئواکونومیک میان آسیای مرکزی و جنوب آسیا تبدیل شود. در چنین شرایطی، موفقیت این راهبرد هوشمندانه نه در جایگزینی تاپی، بلکه در تکمیل و پشتیبانی آن از طریق ایجاد شبکه‌ای متنوع، منعطف و پایدار از همکاری‌های اقتصادی و ترانزیتی خواهد بود. از این رو، آینده روابط دو کشور بیش از هر زمان دیگری به توانایی آن‌ها در مدیریت همزمان پروژه‌های کلان انرژی و توسعه کریدورهای نوین حمل‌ونقل و تجارت گره خورده است. بی‌تردید، اگر هر دو طرف با همین عزم و اراده پیش بروند، منطقه‌ آسیای جنوبی و مرکزی شاهد تحولی بنیادین در الگوی همکاری‌های اقتصادی و ترانزیتی خود خواهد بود که دستاوردهای آن نه‌تنها به نفع دو کشور، بلکه به سود تمام کشورهای همسایه و حتی فراتر از آن خواهد بود.

نویسنده این مقاله

مصطفی زندیه

مصطفی زندیه

رایزن درجه‌یک وزارت امور خارجه؛ دارای کارشناسی تاریخ از دانشگاه تهران و کارشناسی‌ارشد روابط بین‌الملل از دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکزی. دارای سابقه مأموریت‌های دیپلماتیک در کراچی، اسلام‌آباد، مینسک و عشق‌آباد در حوزه‌های سیاسی، دیپلماسی عمومی، امور کنسولی و اقتصادی است .

مشاهده پروفایل

مرتبط

جدیدترین

نظرات

دیدگاه
1000کاراکتر باقی‌مانده
هنوز نظری ثبت نشده.