دیپلماسی تقابلی پاکستان در برابر هند: کارزار کشمیر، پرونده سامجوتا اکسپرس و معمای بحران آب در ژوئن ۲۰۲۶

دیپلماسی تقابلی پاکستان در برابر هند: کارزار کشمیر، پرونده سامجوتا اکسپرس و معمای بحران آب در ژوئن ۲۰۲۶

نسخه صوتی مقاله

مقدمه

ژوئن ۲۰۲۶ را باید نقطه عطفی در سیاست خارجی پاکستانبه‌ویژه در قبال همسایه شرقی خود، هند، تلقی کرد. هم‌زمان باایفای نقش بی‌سابقه اسلام‌آباد به عنوان میانجی‌ در مناقشهایران و آمریکا و تقویت وجهه بین‌المللی این کشور، بُعد دیگری ازسیاست خارجی پاکستان با شدت تمام در حال دنبال شدناست: کارزار فشرده و چندلایه علیه هند در عرصه‌هایدیپلماتیک، حقوقی و امنیتی. در ماه گذشته، اسلام‌آباد یکجبهه سه‌ضلعی را علیه دهلینو گشوده است که شاملمحکومیت روند «تعیین حدود» در جامو و کشمیر، اعتراض بهترفیع یک مظنون پرونده تروریستی قطار سامجوتا اکسپرس،و هشدار درباره تشدید بحران فرامرزی آب می‌شود. این مقالهدر پی آن است تا با اتخاذ رویکردی تحلیلی و با استناد بهجدیدترین تحولات رخ داده در ژوئن ۲۰۲۶، ابعاد گوناگون اینرویارویی دیپلماتیک را مورد واکاوی قرار دهد. پرسش اصلیاین نوشتار آن است که دلیل فشار حداکثری پاکستان بر هند درشرایط کنونی چه می‌باشد و ابزارهای اسلام‌آباد در این مسیرچیست و این سیاست با چه چالش‌ها و چشم‌اندازی روبه‌رواست؟ در این راستا، ضمن بررسی پیشینه مناقشات دو کشور،وضعیت کنونی موازنه قوا در عرصه دیپلماسی عمومی،چالش‌های پیش روی هر دو طرف و چشم‌انداز آتی این منازعهتبیین خواهند شد.

ریشه‌های یک تقابل بی پایان

ریشه‌های تقابل پاکستان و هند را نمی‌توان بدون در نظر گرفتنفرایند تقسیم شبه‌قاره در سال ۱۹۴۷ و میراث تلخ آن درک کرد. مناقشه بر سر منطقه کشمیر، که تا امروز دست‌مایه پنج جنگتمام‌عیار (۱۹۴۸، ۱۹۶۵، ۱۹۷۱ ، 1999 و 2025) میان دوکشور بوده است، هسته سخت این خصومت دیرینه را تشکیلمی‌دهد. قطعنامه ۴۷ شورای امنیت سازمان ملل متحد در سال۱۹۴۸ که بر لزوم برگزاری همه‌پرسی برای تعیین سرنوشت مردمکشمیر تأکید داشت، هرگز به طور کامل اجرایی نشد. دردهه‌های اخیر، سیاست‌های هند در تغییر بافت جمعیتی وساختار سیاسی کشمیر، به ویژه پس از لغو ماده ۳۷۰ قانوناساسی هند در اوت ۲۰۱۹ که خودمختاری ویژه جامو و کشمیررا ملغی کرد، به اوج خود رسید. این اقدامات یک‌جانبه، ازسوی پاکستان نقض آشکار قوانین بین‌المللی و قطعنامه‌هایسازمان ملل تلقی شد.

در عرصه میدانی، اقدامات تروریستی فرامرزی نیز هموارهمناسبات دو طرف را تیره‌تر ساخته است. حمله به قطارسامجوتا اکسپرس در فوریه ۲۰۰۷ که منجر به کشته شدنده‌ها غیرنظامی پاکستانی شد، یکی از نقاط عطف در این زمینهاست. ترفیع اخیر یکی از مظنونان این پرونده در نیروهای مسلحهند، اسلام‌آباد را بر آن داشت تا بار دیگر ادعای «تروریسمدولتی» از سوی هند را مطرح کند. همچنین، بحران آب ومعاهده آب‌های سند (۱۹۶۰) که به واسطه آن استفاده از آبرودهای شرقی به هند و رودهای غربی به پاکستان اختصاصیافته است، بُعد حقوقی دیگری از این منازعه را شکل می‌دهد. پروژه‌های جدید آبی هند در حوزه رودهای غربی، پاکستان را باتهدید «سلاح آب» و خطر خشکسالی عمدی روبه‌رو ساختهاست. این پیشینه پیچیده نشان می‌دهد که سیاست پاکستان درژوئن ۲۰۲۶ نه یک واکنش مقطعی، که ادامه یک راهبرد کلانمبتنی بر مهار و محدودسازی قدرت منطقه‌ای هند از کانالافکار عمومی جهانی و نهادهای بین‌المللی است.

تحلیل وضعیت کنونی؛ سه جبهه یک کارزار

در ژوئن ۲۰۲۶، پاکستان یک کارزار دیپلماتیک هماهنگ وپرشتاب را در سه جبهه مرتبط و در عین حال مجزا علیه هند بهراه انداخته است. اولین و نمادین‌ترین جبهه، موضوع جامو وکشمیر است. وزارت خارجه پاکستان به صراحت روند «تعیینحدود» توسط هند در این منطقه را کاملاً غیرقانونی و فاقدارزش سیاسی دانسته است. سخنگوی این وزارتخانه تأکیدکرده که سرنوشت کشمیر تنها از طریق اجرای قطعنامه‌هایشورای امنیت و برگزاری همه‌پرسی زیر نظر سازمان ملل تعیینمی‌شود. فراتر از اعلامیه‌های سیاسی، پاکستان موفق شدهاست در جلسات اخیر مجمع عمومی سازمان ملل و شورایامنیت، بندهایی در انتقاد از اقدامات هند در کشمیر را بهاسناد نهایی از جمله مقدمه گزارش سالانه شورای امنیتاضافه نماید. هر چند این توفیقات بیشتر نمادین هستند، اما ازمنظر افکار عمومی بین‌المللی ارزش راهبردی بالایی دارند؛ چراکه روایت تاریخی پاکستان را در محافل چندجانبه زنده نگهمی‌دارند.

دومین جبهه، احیای پرونده امنیتی قطار سامجوتا اکسپرساست. اعلام ترفیع سرهنگ پروهیت، متهم اصلی این حادثهتروریستی، در نیروهای مسلح هند، خشم اسلام‌آباد رابرانگیخته است. تحلیلگران سیاسی در پاکستان این اقدام را نهیک حرکت مقطعی، که بخشی از یک الگوی رفتاری از سوی هندتوصیف می‌کنند که در آن خشونت علیه شهروندان پاکستانی نهتنها پاسخ کیفری نمی‌یابد، بلکه پاداش نهادی و سازمانیدریافت می‌کند. دولت پاکستان با انتشار یک یادداشتدیپلماتیک شدیداللحن، خواستار محاکمه فوری عاملان این حملهو به اشتراک‌گذاری نتایج تحقیقات شده است. در مقابل، دولتهند موضعی انفعالی اتخاذ کرده و اعلام داشته که هنوز «زمانمناسبی برای به اشتراک‌گذاری اطلاعات» فرارسیده است. اینموضع‌گیری، از نگاه اسلام‌آباد، به معنای تأیید ضمنی ادعایتروریسم دولتی است.

سومین و شاید حیاتی‌ترین جبهه، بحران آب است. مقاماتهندی در واپسین روزهای ماه می ۲۰۲۶ اعلام کرده‌اند که قصددارند ظرفیت مخازن موجود را افزایش داده و سدهای جدیدی رابر روی رودهای غربی بسازند. یکی از مقامات بلندپایه هندی دربیانیه‌ای که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های پاکستان داشت،گفته است: «اطمینان می‌دهیم که در سال‌های آینده حتی یکقطره آب به پاکستان نرودپاکستان بلافاصله این اظهارات رانقض آشکار پیمان آبهای سند (۱۹۶۰) خواند و آن را مصداق«اعلام جنگ آبی» تلقی کرد. وزارتخانه‌های منابع آب وامور برق پاکستان با تشکیل جلسات اضطراری، ضمن تهیه یکپرونده کامل حقوقی، خواستار مداخله فوری ضامنان این معاهده (از جمله بانک جهانی) شدند.

در سطح قدرت‌های بزرگ، واکنش‌ها متفاوت اما عمدتاً محتاطانهبوده است. ایالات متحده آمریکا که خود مدیون میانجی‌گریپاکستان در مناقشه با ایران است، در بیانیه‌ای از هر دو طرفخواسته است تا ضمن حفظ خویشتن‌داری، اختلافات را ازطریق گفتگو حل و فصل کنند. چین به عنوان شریک استراتژیکپاکستان در کریدور اقتصادی چین و پاکستان، ضمن ابرازنگرانی از تشدید تنش‌ها، مستقیماً هند را مورد سرزنش قرارنداده است. تحلیلگران این سکوت نسبی را ناشی از منافعاقتصادی پکن در هر دو کشور ارزیابی می‌کنند. روسیه نیز کهدر سال‌های اخیر روابط خود با هند را عمیقاً تقویت کرده است،موضعی بی‌طرفانه اتخاذ کرده و بر لزوم پایبندی به قوانینبین‌المللی تأکید کرده است. اتحادیه اروپا نیز در چارچوبگفتگوی استراتژیک خود با پاکستان، به «حمایت از حل و فصلمسالمت‌آمیز مناقشات از طریق گفتگو و دیپلماسی» اشارهکرده است.

آنچه پیچیدگی وضعیت کنونی را دوچندان می‌کند، موفقیت‌هایموازی پاکستان در عرصه دیپلماسی منطقه‌ای است. این کشوردر حالی که به عنوان «صلح‌ساز» در مناقشه ایران و آمریکاشناخته می‌شود، در قبال هند شدیدترین لحن و عمل را در پیشگرفته است. این دوگانگی ناشی از درک پاکستان از تهدیدوجودی ناشی از سیاست‌های خصمانه دهلی نو است.

در یک ارزیابی جامع بایستی گفت که پاکستان در وضعیتکنونی سعی دارد تا از سرمایه سیاسی به دست آمده از نقشمیانجی‌گرانه خود برای جلب حمایت بازیگران بین‌المللی علیه هنداستفاده کند، هرچند تاکنون موفقیت چندانی در تغییر موازنهقدرت به نفع خود به دست نیاورده است. همچنین باید به نقشارتش پاکستان در شکل‌دهی به این کارزار اشاره کرد. فیلدمارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در جلساتمتعدد کابینه امنیت ملی بر ضرورت حفظ فشار دیپلماتیک برهند تأکید کرده است. در نظام سیاسی پاکستان، ارتش هموارهمتولی اصلی سیاست خارجی به ویژه در قبال هند بوده است ووضعیت کنونی نیز از این قاعده مستثنی نیست.

تنگناهای راهبردی

سیاست فشار حداکثری پاکستان علیه هند در ژوئن ۲۰۲۶ باچالش‌های عمده و بعضاً بنیادینی روبه‌رو است. نخستین ومهم‌ترین چالش، عدم تقارن قدرت سخت و نرم میان دو کشوراست. هند با بهره‌مندی از رشد اقتصادی سالانه بالای ۷ درصدو تولید ناخالص داخلی بیش از ۴ هزار میلیارد دلار، موقعیتخود را به عنوان یک قطب نوظهور اقتصادی در نظام بین‌المللتثبیت کرده است. در مقابل، اقتصاد پاکستان با تولید ناخالصداخلی حدود ۳۵۰ میلیارد دلار و وابستگی شدید به صندوقبین‌المللی پول، از آسیب‌پذیری بالایی برخوردار است. هندهمچنین حمایت استراتژیک قدرت‌های بزرگ از جمله آمریکا وروسیه را جلب نموده است، در حالی که پاکستان به طورفزاینده‌ای به چین متکی شده است. این عدم توازن قوا به دهلینو اجازه می‌دهد تا بدون نگرانی از تحریم یا فشار جدی،سیاست‌های یک‌جانبه خود در کشمیر و حوزه آب را دنبال کند.

دومین چالش، ناکارآمدی نسبی نهادهای بین‌المللی در مناقشاتدوجانبه است. شورای امنیت سازمان ملل که زمانی بستراصلی حل و فصل مناقشه کشمیر بود، به دلیل حق وتویقدرت‌های بزرگ و فقدان اراده سیاسی جمعی، عملاً از ارائههرگونه راهکار الزام‌آور عاجز مانده است. پاکستان حتی اگرموفق به تصویب قطعنامه‌ای در مجمع عمومی شود، قدرتاجرایی آن در برابر مخالفت هند ناچیز خواهد بود. بحران آبنیز از این قاعده مستثنی نیست؛ پیمان آب‌های سند هرچندیک معاهده حقوقی معتبر است، اما سازوکارهای نظارتی آنفاقد ضمانت اجرایی کافی برای جلوگیری از نقض‌ آن از سویهند می‌باشد. بانک جهانی به عنوان ضامن اصلی معاهده، درعمل نقش حداقلی ایفا کرده و نتوانسته است مانع از ساختسدهای جدید در هند شود.

سومین چالش جدی، وضعیت نابسامان سیاست داخلیپاکستان است. هم‌زمان با فشرده‌ترین روزهای کارزار دیپلماتیکعلیه هند، صحنه سیاسی داخلی پاکستان نیز با بحرانی عمیقمواجه است. حزب تحریک انصاف به رهبری عمران خانبازداشت شده، تهدید کرده است که فرآیند تدوین بودجه‌ را درایالت خیبر پختونخوا فلج خواهد کرد. این وضعیت، پیام ضعفحاکمیت و دوپارگی ملی را به جامعه بین‌المللی مخابره می‌کند وچهره یکپارچه و مصمم پاکستان در برابر هند را خدشه‌دارمی‌سازد. دولت اسلام‌آباد برای اثبات اعتبار کارزار خارجی ،ناچار است نخست ثبات داخلی خود را بیشتر کند.

چالش چهارم به افغانستان و تداوم حمایت طالبان از گروه‌هایتروریستی همچون تحریک طالبان پاکستان (TTP) بازمی‌گردد. هند از دیرباز از ناامنی در مرزهای غربی پاکستان به عنوانابزاری برای فشار بر این کشور استفاده کرده است. تا زمانیکه اسلام‌آباد نتواند کنترل کاملی بر مرز ۲۳۰۰ کیلومتری خودبا افغانستان برقرار کند، هند همواره این نقطه آسیب‌پذیر راهدف قرار خواهد داد.

چالش پنجم، فشار فزاینده اقتصادی ناشی از هزینه‌هایدیپلماسی است. حفظ یک کارزار دیپلماتیک گسترده در سطحبین‌المللی مستلزم صرف منابع مالی قابل توجهی است. در شرایطی که بودجه سالانه پاکستان با کسری جدی روبه‌روست،این کشور ناچار است هزینه‌های لابی‌گری در مراکزتصمیم‌گیری جهانی را تأمین کند. برخی تحلیلگران اقتصادیهشدار داده‌اند که ادامه این سیاست با اولویت دادن بهدیپلماسی تقابلی به جای دیپلماسی اقتصادی، می‌تواند روند جذب سرمایه‌گذاری خارجی توسط پاکستان را بیش از پیشکاهش دهد. در نهایت، جامعه بین‌المللی از پاکستان انتظار داردتا نقش «صلح‌ساز منطقه‌ای» خود را حفظ کند. هرگونه تشدیدغیرضروری تنش با هند، به ویژه با استناد به پرونده‌هایتروریستی قدیمی، می‌تواند اعتبار تازه‌کسب‌شده اسلام‌آباد درخاورمیانه را خدشه‌دار کند. لذا دولت پاکستان در تنگنایراهبردی میان «مهار هند» و «حفظ وجهه میانجی‌گر» گرفتارشده است.

افق‌ها و سناریوهای پیش‌رو

چشم‌انداز آینده روابط پاکستان و هند در کوتاه‌مدت و میان‌مدت،حاکی از تداوم وضعیت موجود با شدت و ضعف‌های تاکتیکیاست. برای ترسیم دقیق‌تر مسیر پیش رو، می‌توان سه سناریویاصلی را مطرح کرد. سناریوی نخست، سناریوی خوش‌بینانهاست. در این سناریو، امکان دارد که فشار دیپلماتیک مستمرپاکستان همراه با میانجی‌گری قدرت‌های بزرگ به ویژه چین وآمریکا، سرانجام دهلی نو را به پای میز مذاکره بکشاند. در اینحالت، احتمال دستیابی به یک تفاهم حداقلی درباره مدیریتبحران آب و توقف تشدید حملات یک‌جانبه در کشمیر وجود دارد. هر چند با توجه به مواضع کنونی هند، وقوع این سناریو درکوتاه‌مدت بسیار بعید به نظر می‌رسد.

سناریوی دوم( محتمل‌ترین سناریو) «تداوم تنش سرد» است. وضعیتی که در آن نه جنگی تمام‌عیار رخ می‌دهد و نه گفتگویمعناداری آغاز می‌شود. پاکستان به کارزار دیپلماتیک خود درنهادهای بین‌المللی، به‌ویژه در مورد بحران آب، ادامه خواهد دادو سعی خواهد کرد تا با کمک کارشناسان حقوقی بین‌المللی،نقض پیمان سند از سوی هند را در محافل قضایی جهانپیگیری کند. با این حال، به دلیل نبود مرجع قضایی الزام‌آوربرای حل اختلافات آب‌های فرامرزی، احتمال موفقیت قاطعپاکستان اندک است. در عوض، انتظار می‌رود که پاکستانپروژه‌های جایگزین برای تأمین امنیت آبی خود، از جملهذخیره‌سازی آب‌های سطحی و مدیریت مصرف در بخشکشاورزی را با جدیت بیشتری دنبال کند. در مورد کشمیر نیز بهنظر نمی‌رسد دولت هند عقب‌نشینی محسوسی انجامدهد.دهلی‌نو روند یک‌جانبه تعیین حدود و تغییر ساختار سیاسیاین منطقه را مطابق میل خود ادامه خواهد داد و پاکستان نیزدر واکنش به آن، از تریبونهای بین‌المللی برای افشای نقضآشکار حقوق بشر توسط دولت هند، استفاده خواهد کرد.

سناریوی سوم( سناریوی بدبینانه«تشدید غیرمنتظره» بحراناست. در این سناریو، تشدید بحران کم‌آبی در فصول گرمسالهای آینده، همراه با یک حادثه امنیتی در کشمیر یا یکحمله تروریستی بزرگ در خاک پاکستان که ردپای هند در آنشناسایی شود، می‌تواند موازنه شکننده موجود را برهم بزند. درچنین شرایطی، امکان درگیری نظامی محدود یا رویارویینیابتی تشدیدشده در افغانستان وجود دارد. هر چند هر دوکشور به دلیل برخورداری از تسلیحات هسته‌ای، از هرگونهدرگیری تمام‌عیار اجتناب می‌کنند، اما احتمال تشدید تنش‌هایفرعی و جنگ‌های نیابتی بسیاربالاست.

در سطح کلان‌تر، شاید مهم‌ترین تحول آتی، نقش‌آفرینیقدرت‌های خارجی به ویژه چین باشد. چین به عنوان شریکاستراتژیک حیاتی پاکستان و در عین حال رقیب اصلی هند درآسیا، می‌تواند نقش میانجی‌گر یا حتی حامی پاکستان را ایفاکند. پکن تاکنون سیاست متعادلی را دنبال کرده، اما تشدیدبحران آب در رودهای غربی که به مرزهای چین نیز نزدیکهستند، ممکن است محاسبات این کشور را تغییر دهد. درسطح منطقه‌ای، موفقیت پاکستان در میانجی‌گری مناقشه ایرانو آمریکا، این کشور را به یک بازیگر غیرقابل‌انکار در ترتیباتامنیتی جنوب آسیا تبدیل کرده است. اسلام‌آباد احتمالاً سعیخواهد کرد از این سرمایه سیاسی برای باز کردن فضاهایجدید دیپلماتیک علیه هند استفاده کند، اما تحقق این مهم منوطبه حفظ انسجام داخلی و بهبود وضعیت اقتصادی است. همچنین، مقایسه وضعیت پاکستان با هند نشان می‌دهد کهدهلی نو با سرعت بیشتری در حال تبدیل شدن به یک هابلجستیکی و تولیدی جهانی است. هند با جذب مقادیر عظیم سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی (بیش از ۸۰ میلیارد دلار درسال)، توانسته است جایگاه خود را به عنوان یکی از قدرت‌های برتر اقتصادی جهان تثبیت کند. در مقابل، پاکستان با وجودپتانسیل‌های فراوان، به دلیل بی‌ثباتی سیاسی و چالش‌هایامنیتی، نتوانسته است سهم قابل توجهی از جریانسرمایه‌گذاری جهانی را به خود جذب کند. این شکافاقتصادی، قدرت چانه‌زنی پاکستان را در بلندمدت کاهش خواهدداد.

نتیجه‌گیری

کارزار دیپلماتیک چندلایه پاکستان علیه هند در ژوئن ۲۰۲۶ راباید در چارچوب یک راهبرد بلندمدت برای مهار قدرت منطقه‌ایدهلی نو و زنده نگه‌داشتن پرونده‌های تاریخی تعریف کرد. اسلام‌آباد با هوشمندی تمام، سه جبهه به‌ظاهر متفاوت اماعمیقاً مرتبط با یکدیگر( مناقشه کشمیر، پرونده حادثهتروریستی سامجوتا اکسپرس و بحران آب) را به طور همزمان بهپیش می‌برد. این راهبرد چندبعدی نشان‌دهنده درک صحیحپاکستان از ماهیت سیاست در نظام بین‌الملل معاصر است کهدر آن قدرت نرم، روایت‌سازی حقوقی و بسیج افکار عمومیاهمیت روزافزونی یافته‌اند. با این حال، موفقیت این کارزار تاکنون عمدتاً در سطح نمادین باقی مانده و نتوانسته است درعمل تغییرات اساسی در سیاست‌های یک‌جانبه هند در کشمیریا برنامه‌های آبی آن ایجاد کند. مانع اصلی، عدم تقارن عمیققدرت اقتصادی دو کشور و ناکارآمدی سازوکارهای بین‌المللیدر منازعات دوجانبه است. گذشته از این، چالش‌های داخلیپاکستان از جمله بی‌ثباتی سیاسی، بحران اقتصادی و ناامنیدر مرزهای غربی، کارآیی سیاست خارجی دولت را به شدتکاهش داده است. واکنش محتاطانه قدرت‌های بزرگ به جزاعلامیه‌های کلی، نشان می‌دهد که دهلی نو از حمایت ضمنی یالااقل عدم مخالفت جدی جامعه بین‌المللی برای ادامهسیاست‌های خود برخوردار است.

فارغ از این موانع، آنچه در تحلیل نهایی حائز اهمیت است،تداوم نقش‌آفرینی پاکستان به عنوان صدای اعتراض نسبت بهتبعیض‌ها و بی‌عدالتی‌های ساختاری در نظم منطقه‌ای جنوبآسیاست. این کشور با وجود همه محدودیت‌ها، نشان دادهاست که تسلیم فشارهای خارجی نمی‌شود و با ابتکار عمل،دستور کار سیاست خارجی خود را تدوین می‌کند. اما اگر قرارباشد این سیاست به نتایج ملموس و مؤثر دست یابد، چاره‌ایجز تمرکز بر اصلاحات داخلی و بازسازی پایه‌های اقتصادی وامنیتی خود ندارد. اگر پاکستان نتواند مشکلات اقتصادی-سیاسی داخلی را رفع کند، در رویارویی با هند حرف چندانیبرای گفتن نخواهد داشت. در میان‌مدت، سناریوی محتمل تداومتنش سرد است؛ وضعیتی که در آن پاکستان به فشار دیپلماتیکادامه می‌دهد، هند بر سیاست‌های یک‌جانبه خود اصرارمی‌ورزد و جامعه بین‌المللی نظاره‌گر می‌ماند. تنها یک شوکخارجی بزرگ (مانند خشکسالی شدید ناشی از قطع آب، یا یکحمله تروریستی بی‌سابقه) می‌تواند این وضعیت ایستا را تغییردهد. از این رو، باید منتظر ماند و دید که آیا اسلام‌آباد می‌توانددر ماه‌های پیش رو، موفقیت‌های دیپلماتیک خود را بهدستاوردهای پایدار راهبردی تبدیل کند یا اینکه این کارزار نیزهمچون تلاش‌های گذشته، در تنگنای تضادهای خارجی وبحران‌های داخلی به فراموشی سپرده خواهد شد. آنچه مسلماست، آینده روابط دو کشور بیش از هر عامل دیگری به تحولاتداخلی پاکستان وابسته است؛ تحولاتی که امروز در میدانسیاست، اقتصاد و امنیت این کشور در حال رقم خوردن است.

نویسنده این مقاله

تیم تحریریه اندیشکده اقبال

تیم تحریریه اندیشکده اقبال

تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه

مشاهده پروفایل

مرتبط

جدیدترین

نظرات

دیدگاه
1000کاراکتر باقی‌مانده
هنوز نظری ثبت نشده.