روابط پاکستان و ایالات متحده آمریکا

قسمت اول
روابط پاکستان و ایالات متحده آمریکا
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید
روابط پاکستان و ایالات متحده آمریکا

 

رابطه بین پاکستان و ایالات متحده در ۱۵ اوت ۱۹۴۷، یک روز پس از استقلال پاکستان، زمانی که ایالات متحده یکی از اولین ملت هایی بود که پاکستان را به رسمیت شناخت، آغاز شد.

با این حال، رابطه بین  این دو کشور به عنوان “ترن هوایی” توصیف شده است ،هرچند دارای هماهنگی  بسیار نزدیک با هم هستند اما در عین حال یک  بیگانگی عمیق دوطرفه  بین آنها وجود دارد.

در طول جنگ سرد (۱۹۴۵-۱۹۹۱)، پاکستان با بلوک غرب به رهبری ایالات متحده علیه بلوک شرق به رهبری اتحاد جماهیر شوروی متحد شد. پس از کودتای نظامی پاکستان در سال ۱۹۵۸، رئیس جمهور محمد ایوب خان یک اتحاد نظامی قوی با ایالات متحده ایجاد کرد. در طول جنگی که برای آزادی  در بنگلادش  درگرفت و همچنین در جنگ  هند و پاکستان در سال ۱۹۷۱، ایالات متحده به پاکستان در برابر دولت موقت بنگلادش و هند کمک کرد. پس از شکست پاکستان، رهبر پاکستان، ذوالفقار علی بهتو، که  ضد آمریکا بود ، روابط خود را با شوروی بهبود بخشید.

در سال ۱۹۷۷ بهتو در یک کودتای نظامی به رهبری محمد ضیاءالحق سرنگون شد. پس از تهاجم شوروی به افغانستان در سال ۱۹۷۹، پاکستان و ایالات متحده در سرمایه گذاری و تأمین مالی مجاهدین ضد کمونیست افغان و سپس در جنگ داخلی اول افغانستان همکاری کردند.

تحریم ها در سال ۱۹۹۴ با تمایلی که پاکستان  برای شرکت در جنگ های سومالی و بوسنی به همراه ایالات متحده داشت ، لغو شد . اما ایالات متحده بار دیگر کمک ها را به حالت تعلیق درآورده و تحریم ها را همراه با هند در سال ۱۹۹۸ اعمال کرد، و دوباره این تحریم ها با مشارکت ایالات متحده در افغانستان در سال ۲۰۰۱ لغو شد.

عواملی که  می توانست  در عملیات های احتمالی و تصادفی  دخیل باشد  و همچنین  بی اعتمادی نسبت بهم و اولویت های مختلف هر دو کشور در جنگ افغانستان به انتقادهای جدی منجر شد زیرا هر دو طرف شروع به انتقاد از استراتژی یکدیگر برای دستیابی به اهداف مشترک در جنگ علیه تروریسم کردند. ایالات متحده همچنان ارتش پاکستان را به دلیل حمایت از عوامل غیردولتی، از جمله طالبان، مقصر می‌دانست. علاوه بر این، حملات هواپیماهای بدون سرنشین توسط هر دو کشور، یک حادثه آتش سوزی در سلاله، و یک حادثه مربوط به دستگیری یک جاسوس در لاهور روابط را پیچیده تر کرد.

با وجود این اتفاقات  و زمانهای سختی که سپری شد ، ارتش پاکستان زمانی جایگاه مهمی در استراتژی ژئوپلیتیک آمریکا داشت و از سال ۲۰۰۲ متحد اصلی غیر ناتو بود. پس از مشارکت پاکستان در روند صلح افغانستان و قدرت گرفتن مجدد طالبان در افغانستان در سال ۲۰۲۱، تعداد قابل توجهی از سیاست گذاران ایالات متحده در حال بازنگری در روابط ایالات متحده با پاکستان هستند. در عین حال، همگرایی و نزدیکی  استراتژیک ایالات متحده و هند فشار بیشتری را بر دیپلماسی پاکستان وارد کرده است.

 

درگیری ها به شدت افکار عمومی را  نسبت به این  دو کشور متشنج کرده است، به طوری که در بین رتبه بندی که توسط  ملت های مختلف با توجه به افکار عمومی که وجود دارد صورت می گیرد آنها جزو کم طرفدارترین ها  در سال ۲۰۱۳ قرار گرفتند . در سال ۲۰۱۴، ۵۹ درصد پاکستانی ها ایالات متحده را دشمن  خود می دانستند که  این عدد از ۷۴ درصد  در سال ۲۰۱۲ کاهش پیدا کرده است.

پاکستانی ها در مقایسه با ۳۹ کشور جهان که توسط  ) Pew  مرکز تحقیقات پیو یک اندیشکده آمریکایی غیر حزبی مستقر در واشنگتن دی سی است که اطلاعاتی در مورد مسائل اجتماعی، افکار عمومی و روندهای جمعیتی شکل دهنده ایالات متحده و جهان ارائه می دهد ( مورد بررسی قرار گرفته اند، کمترین دیدگاه مطلوب را نسبت به ایالات متحده دارند. میزان مطلوبیت ایالات متحده  در پاکستان  بین جایگاه  ۲۳ (۲۰۰۵) تا ۱۰ (۲۰۰۲) طی سال های ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۳ متغیر بوده است. نظرسنجی گالوپ نشان داده است  که بیش از ۷۲ در صد   از پاکستانی ها فکر می کردند که ایالات متحده به جای اینکه  دوست پاکستان باشد ، دشمن آنهاست.

 

تخمین زده می شود که ۵۵۴۲۰۲ آمریکایی- پاکستانی در ایالات متحده زندگی می کنند و حدود ۵۲۴۸۶ آمریکایی ساکن پاکستان هستند. علاوه بر این، پاکستان همچنین میزبان یکی از بزرگترین سفارتخانه های ایالات متحده در اسلام آباد، و بزرگترین کنسولگری، هم از نظر پرسنل و هم از نظر امکانات، در شهر کراچی است.

 

تاریخچه

 

   ۱۹۵۸-۱۹۴۷ : روابط بین ایالات متحده و دولت تازه استقلال یافته

 

پس از ایجاد پاکستان از امپراتوری هند بریتانیایی، این کشور نوپا تلاش کرد تا خود را به عنوان عضوی غیر متعهد در جامعه بین المللی قرار دهد. نیروهای طرفدار کمونیست پاکستان از حمایت قابل توجهی در شرق پاکستان برخوردار بودند، در حالی که در غرب پاکستان، حزب سوسیالیست پاکستان که  طرفدار شوروی  بود عمدتاً در حاشیه باقی مانده بودند. حزب مسلمان لیگ پاکستان که طرفدار آمریکا بود، بر بسیاری از چشم اندازهای سیاسی پاکستان غربی، به ویژه در منطقه ی مرفه پنجاب، تسلط داشت، در حالی که پایگاه حمایتی آنها در پاکستان شرقی بسیار کمتر بود.

 

لیاقت علی خان، که در آن زمان نخست وزیر بود ، تلاش کرد روابط دوستانه ای  را با اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده برقرار کند و امیدوار بود که پاکستان بتواند از اتحاد با هر دو ابرقدرت سود ببرد. هم ارتش پاکستان و هم سرویس خارجی پاکستان در مورد اینکه آیا شوروی اراده و ظرفیت سیاسی برای ارائه کمک های نظامی، فنی و اقتصادی به همان میزانی که به همسایه سوسیالیست پاکستان، یعنی هند  در حال ارائه بود را  دارد یا خیر، تردیدهایی را مطرح کردند. با این وجود، پاکستان از اتحاد جماهیر شوروی درخواست کمک نظامی کرد، که به‌طور پیش‌بینی‌شده با مخالفت مواجه شد، زیرا اتحاد جماهیر شوروی ازقبل  خود را به سمت هند سوق داده بود.

پیشنهادات دولت به اتحاد جماهیر شوروی توسط طبقات متوسط محافظه‌کار پاکستان که اتحاد جماهیر شوروی را یک متحد  ملحد و سوسیالیست برای هند می‌دانستند مورد توجه قرار نگرفت.

 

در سال ۱۹۵۰، ایالات متحده با دعوت از نخست وزیر خان برای یک سفر رسمی دولتی، پیشنهادی را به پاکستان ارائه داد. از آنجایی که اتحاد جماهیر شوروی با پاکستان سرمایه داری مخالفت کرده بود و خود را با رقبای پاکستان همسو کرده بود، سیاست گذاران این کشور دریافتند که حفظ روابط دوستانه با هر دو ابرقدرت غیرممکن است. نخست وزیر خان دعوت آمریکا را پذیرفت و در تاریخ ۳ مه ۱۹۵۰ یک سفر رسمی ۲۳ روزه به ایالات متحده انجام داد.

این رویداد در پاکستان به شدت سیاسی شده و چپ گراها را خشمگین کرده بود و همچنین  به عنوان رویداد مهمی که برای چندین دهه منجر به گرم شدن روابط دیپلماتیک شده بود، تلقی می شد.

با این حال، گفته می‌شود که در اولین سفر نخست‌وزیر خان به ایالات متحده، رئیس جمهور ترومن از نخست‌وزیر پاکستان درخواست کرد که به سیا اجازه دهد تا پایگاهی را در پاکستان ایجاد کند تا کاملاً فعالیت‌های اتحاد جماهیر شوروی را زیر نظر داشته باشد ، درخواستی که توسط خان پذیرفته نشد.

در بین  سالهای  ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۳، چندین شخصیت سیاسی و نظامی مهم پاکستان از ایالات متحده بازدید کردند. در طول این مدت، ایوب خان، فرمانده ارتش، از ایالات متحده بازدید کرد ، شخصیتی که بعداً یک دولت نظامی  که بسیارطرفدار آمریکا  بود را تشکیل داد. محمد ظفرالله خان وزیر امور خارجه، اکرام الله خان وزیر  خارجه، مالک غلام محمد وزیر دارایی و اسکندر میرزا وزیر دفاع، همگی به طور رسمی از ایالات متحده بازدید کردند.

 

روابط دفاعی بین دو کشور تقریباً بلافاصله پس از سفر خان به ایالات متحده تقویت شد. حسن نیت شخصی نسبت به پاکستان حتی زمانی که لیاقت علی خان در سال ۱۹۵۱ ترور شد، مشهود بود. در حکومت خواجه ناظم الدین، مقامات پاکستانی و آمریکایی نگرش مثبتی نسبت به یکدیگر پیدا کردند.

چنین حسن نیت شخصی زمانی مشهود بود که جان فاستر دالس، وزیر امور خارجه، در حالی که در سال ۱۹۵۳ در مورد کمک گندم به پاکستان بحث می کرد، طی جلساتی که داشتند به کمیته فرعی کشاورزی و جنگلداری گفت که “مردم پاکستان سنت نظامی فوق العاده ای دارند” و اینکه او در کراچی با یک گارد افتخاری ملاقات کرده بود که بهترین گاردی بود که او تا به حال دیده بود. روابط نزدیک بین کشورها با یک معاهده دفاعی متقابل که در ماه مه ۱۹۵۴ امضا شد، تقویت شد و پس از آن صدها افسر ارتش پاکستان شروع به آموزش منظم در ایالات متحده کردند.

یک گروه  از مشاوران کمک نظامی ایالات متحده (MAAG) نیز در راولپندی، پایتخت آن زمان پاکستان تأسیس شد. افسران پاکستانی نه تنها در زمینه تاکتیک های نظامی آموزش دیدند، بلکه به آموزش رهبری، مدیریت و تئوری اقتصادی نیز پرداختند.

 

در سال ۱۹۵۶، رئیس جمهور دوایت آیزنهاور از حسین سهروردی، که نخست وزیر جدید پاکستان بود،  درخواستی را برای اجاره ایستگاه هوایی پیشاور(PAS)  مطرح کرد  ، که قرار بود  از این ایستگاه در جمع آوری اطلاعات موشک های بالستیک قاره پیما شوروی استفاده شود . این درخواست پذیرفته شد و  خیلی زود  ایالات متحده قبل از شروع عملیات، یک فرودگاه، ایستگاه فرماندهی و کنترل در این مکان ساخت. این پایگاه بسیار محرمانه تلقی می شد و حتی از ورود  مقامات عالی رتبه عمومی پاکستان مانند ذوالفقار علی بهتو به این مرکز خودداری می شد.

 

منافع آمریکا در پاکستان که  برای مقابله با گسترش کمونیسم  با هم متحد شده بودند  در درجه اول بر حفظ روابط عالی با تشکیلات نظامی پاکستان متمرکز بود.

نخست وزیر حسین سهروردی چندین سفر رسمی به ایالات متحده داشت که معمولاً فرمانده ارتش خود، ایوب خان را در کنار خود به همراه داشت .

پس از یک کودتای نظامی در سال ۱۹۵۸، ایوب خان اثبات کرد که فعالان جناح چپ می توانند با به خطر انداختن منافع آمریکا در منطقه، قدرت را در پاکستان به دست گیرند. او با موفقیت مقامات آمریکایی را متقاعد کرد که ارتش پاکستان قوی ترین و تواناترین نهاد برای اداره کشور است.

 

 ۱۹۷۱-۱۹۵۸: روابط در دوران  نظام  دیکتاتوری ایوب خان و یحیی خان

 

در زمان حکومت ایوب خان، پاکستان رابطه نزدیکی با ایالات متحده داشت. ایوب خان شدیداً طرفدار آمریکا بود و در سال ۱۹۵۴، قبل از اینکه رئیس دولت شود، در سفری که به ایالات متحده داشت به سرتیپ آمریکایی هنری ای بایرود گفت: اگر ما را بخواهید،  ارتش ما می تواند ارتش شما باشد.اما بیایید در این باره با هم تصمیم بگیریم.

دیدگاه او نسبت به ایالات متحده تا زمانی که قدرت را به دست گرفت، مثبت باقی مانده بود. و در طول دهه ۱۹۶۰، جمعیت پاکستان عموماً طرفدار آمریکا بودند و دیدگاه مثبتی نسبت به ایالات متحده داشتند.

در سال ۱۹۶۰، ایوب خان به ایالات متحده اجازه داد تا اولین مأموریت جاسوسی خود را از پایگاه هوایی پیشاور در مورد  اتحاد جماهیر شوروی انجام دهد، پایگاهی که اخیراً با بودجه آمریکا ارتقا یافته بود. در می ۱۹۶۰، حادثه U-2 رخ داد که در آن خلبان گری پاورز توسط اتحاد جماهیر شوروی دستگیر شد. در حالی که ایوب خان برای یک دیدار دولتی در لندن بود، سازمان سیا این حادثه را به او اطلاع داد: طبق گزارش ها، او شانه هایش را بالا انداخته و اظهار داشت که انتظار داشته که چنین حادثه ای در نهایت رخ دهد.

در سال ۱۹۶۱، خان برای اولین بار به عنوان رئیس دولت به ایالات متحده سفر کرد. حسن نیت آمریکا نسبت به خان با شام دولتی مفصلی که در مونت ورنون برگزار شد و رژه ی افتخاری که برای خان در شهر نیویورک ترتیب داده بودند ، مشهود بود.

 

کمک نظامی آمریکا در غرب پاکستان متمرکز بود و منافع اقتصادی آن توسط پاکستان غربی کنترل  می شد و تقریباً به طور انحصاری مورد استفاده قرار می گرفت.

 

خشم پاکستان شرقی نسبت به عدم توسعه اقتصادی به سمت ایالات متحده و همچنین پاکستان غربی معطوف شد. پارلمان شرق پاکستان با تصویب قطعنامه ای پیمان نظامی ۱۹۵۴ با ایالات متحده را محکوم کرد.

 

کمک های اقتصادی به پاکستان توسط ایالات متحده از طریق شرکت ها و اتحادیه ها بیشتر شد. نرخ بالای رشد اقتصادی در پاکستان غربی در این دوره  باعث شد که پاکستان به عنوان الگویی از اجرای موفقیت آمیز سرمایه داری در یک کشوری که  در حال توسعه بود ، مورد توجه قرار گیرد. در سال ۱۹۶۴ رشد تولید ناخالص ۳۸/۹ درصد بود.

 

در سال ۱۹۶۲، روابط آنها  رو به سردی رفت . پس از شکست بزرگ هند در جنگ با چین ، ایالات متحده تسلیحاتی را به هند ارسال کرد. ونه تنها پاکستان را در این مورد مطلع نکرد ، بلکه نگرانی های پاکستان  را در مورد  اینکه ممکن است هند از این سلاح ها علیه پاکستان  استفاده کند را هم نادیده گرفت.

علاوه بر این، ایوب خان از این که تصمیم پاکستان برای اینکه از آسیب‌پذیری هند در طول جنگ با چین استفاده نکرده، با تلاش‌های جدی ایالات متحده در مذاکرات برای حل مناقشه کشمیر پاداش داده نشد، ناامید شد.

 

پاکستان با اعتقاد به اینکه راه حل های دیپلماتیک به نفع پاکستان نخواهد بود، عملیات جبل الطارق را علیه هند آغاز کرد که به جنگ هند و پاکستان در سال ۱۹۶۵ منجر شد که نتیجه ای جز رسیدن به بن بست نداشت.

رشد اقتصادی در سال ۱۹۶۵ تنها ۰.۸۸ درصد بود. اقتصاد به سرعت با رشد تولید ناخالص داخلی ۲.۳۲ درصد در سال ۱۹۶۶ و ۹.۷۹ درصد در سال ۱۹۶۹ احیا شد. با این حال، با توجه به هزینه اقتصادی هنگفت جنگ بدون هیچ پیروزی (یا شکست) ، خان قدرت ریاست جمهوری خود را به فرمانده ارتش یحیی خان در سال ۱۹۶۹ تسلیم کرد.

 

رئیس جمهور آمریکا لیندون جانسون روابط شخصی گرمی را با رهبران هند و پاکستان ایجاد کرد، این سیاست پیامدهای منفی ناخواسته ای داشت. از سال ۱۹۵۴، اتحاد آمریکا با پاکستان باعث شد هند به اتحاد جماهیر شوروی نزدیکتر شود. جانسون امیدوار بود که یک سیاست یکنواخت تر در قبال هر دو کشور تنش ها را در جنوب آسیا کاهش داده و هر دو کشور را به ایالات متحده نزدیک تر کند.

جانسون با حضور گسترده در ویتنام، به تقسیم بندی قدیمی  آمریکا که  کشورهای  جنوب آسیا را به “متحدان” و “بی طرف ها” تقسیم می کرد،  پایان داد. او برنامه‌ای برای توسعه روابط خوب با هند و پاکستان داشت و برای هر دو سلاح و پول تهیه می‌کرد و سعی می کرد دردشمنی‌های شدید مرزی بی‌طرف باقی بماند. اما نتیجه ی این رفتار باعث شد تا پاکستان به چین کمونیستی و هند به اتحاد جماهیر شوروی نزدیکتر شود.

 

نقش پاکستان در روابط آمریکا و چین

 

رئیس جمهور ریچارد نیکسون و هنری کیسینجر از روابط نزدیک پاکستان با جمهوری خلق چین برای برقراری تماس های مخفیانه استفاده کردند که منجر به سفر مخفیانه هنری کیسینجر به چین در جولای ۱۹۷۱ پس از بازدید از پاکستان شد. این تماس ها منجر به دیدار نیکسون در سال ۱۹۷۲ از چین و در نتیجه عادی سازی روابط بین ایالات متحده و جمهوری خلق چین شد.

 

   ۱۹۷۱: روابط در طول جنگ

 

در آغاز خصومت ها بین هند و پاکستان که منجر به جنگ دو هفته ای در دسامبر ۱۹۷۱ بین هند و پاکستان شد، رئیس جمهور نیکسون از یحیی خان خواست تا نیروهای پاکستانی را مهار کند تا از تشدید جنگ جلوگیری کند و از منافع پاکستان محافظت کند.

نیکسون می ترسید که حمله هند به پاکستان غربی منجر به تسلط هند سوسیالیستی بر شبه قاره شود و در نتیجه موقعیت اتحاد جماهیر شوروی را تقویت کند. یحیی خان هم  می ترسید که بنگلادش  دارای استقلال، منجر به تجزیه پاکستان غربی شود. با این حال، حمایت نظامی هند از چریک های بنگالی و سیل عظیم پناهندگان بنگالی به هند منجر به تشدید خصومت ها و اعلام جنگ بین هند و پاکستان شد.

 

ایالات متحده مخفیانه ارسال تجهیزات نظامی از طریق شاه ایران، ترکیه و اردن به پاکستان را تشویق کرد و علیرغم مخالفت کنگره، هزینه حمل آن را به  کشورها پرداخت کرد. با این حال، ایالات متحده همچنین تهدید کرد که کمک های خود را قطع خواهد کرد  تا بتواند با فشار بر پاکستان به خصومت ها پایان دهد ، اما از طرفی  هم مایل نبود که هند بر چشم انداز سیاسی جدید در جنوب آسیا تسلط پیدا کند.

 

نزدیک به  پایان جنگ بود که  دولت نیکسون شکست قریب‌الوقوع پاکستان را به رسمیت شناخت، اما از طرفی ناو هواپیما بر نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا و  گروه ضربت ۷۴  از ناوگان هفتم ایالات متحده را به اقیانوس هند فرستاد ، که هشداری به هند برای مقاومت در برابر تشدید حملات علیه غرب پاکستان تلقی می شد. از آنجایی که اوج جنگ ویتنام بود، نمایش قدرت ایالات متحده به عنوان نشانه ای از حمایت آنها  از نیروهای مسلح پاکستان غربی که  در محاصره  بودند ،تلقی می شد.

 

اسناد اطلاعاتی سیا که از طبقه بندی خارج شده بودند بیان می کردند که “هند قصد داشت پاکستان را تجزیه کند و نیروهای مسلح آن را نابود کند، و این یعنی از دست دادن احتمالی متحد امریکا  در جنگ سرد ، که ایالات متحده توان از دست دادن  آن را نداشت.” نیکسون قبل از اینکه ناو هواپیما بر اینترپرایز را  سفارش دهد تا گروه ضربت۷۴ را رهبری کند، هند را ” دست نشانده ی شوروی” نامید.

در بررسی های انجام شده  توسط ایالات متحده، در صورتی که هند از حمایت کامل اتحاد جماهیر شوروی برخوردار می شد، می توانست پاکستان را شکست دهد،  نیکسون پیامی به اتحاد جماهیر شوروی فرستاد و از روس ها خواست که از حمایت  کردن هند دست بردارند. به قول نیکسون: «به قوی ترین حالت ممکن باید هندی ها   که شوروی در آن نفوذ زیادی دارد مهار شوند و مسئولیت اعمالشان را به عهده بگیرند.»

 

روابط پاکستان و ایالات متحده آمریکا (قسمت دوم) ←

 

نوشته های مرتبط:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *