جنگ در خلیج فارس
جنگ در خلیج فارس ✍اعزاز احمد چودهری، رئیس مؤسسه «صنوبر» و دیپلمات ارشد و قائم مقام سابق وزارت امور خارجه پاکستان نویسنده در این مقاله به تحلیل ناکامی آمریکا و اسرائیل در…
تحلیل هوش مصنوعی
جنگ در خلیج فارس
✍اعزاز احمد چودهری، رئیس مؤسسه «صنوبر» و دیپلمات ارشد و قائم مقام سابق وزارت امور خارجه پاکستان
نویسنده در این مقاله به تحلیل ناکامی آمریکا و اسرائیل در جنگ علیه ایران و پیامدهای منطقه ای آن میپردازد. به گفته وی، هدف اعلام شده واشنگتن و تلآویو متوقف کردن برنامه هسته ای ایران بود؛ اما واقعیت نشان میدهد ایران همواره تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی عمل کرده و خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ توسط ترامپ آغازگر تشدید بحران بوده است. از این رو، موضوع هستهای صرفاً بهانهای برای هدف اصلی یعنی «تغییر رژیم» در ایران بوده است.
پس از حمله ژوئن ۲۰۲۵ اسرائیل و حملات مشترک ۲۸ فوریه امسال که با بمباران ۴۰ روزه زیرساخت ها و جان باختن بخش مهمی از رهبری ایران همراه بود، حکومت ایران سرنگون نشد و برنامه موشکی آن نیز برپای ماند، اگرچه «محور مقاومت» تا حدی تضعیف شد.
محاسبات اشتباه ترامپ و نتانیاهو بر پایه اعتراضات داخلی ایران و تجربه سرنگونی دولت ونزوئلا شکل گرفته بود که در عمل به شکست انجامید.
این جنگ برای آمریکا نیز یک فاجعه به بار آورده است: شکاف در روابط با اسرائیل، بیاعتمادی کشورهای خلیج فارس به چتر حمایتی آمریکا، تخریب پایگاه های منطقه ای و شکستن ابهت نظامی ایالات متحده. ناامنی در تنگه هرمز و بابالمندب، حملات حوثی ها و شبه نظامیان عراقی به زیرساخت های نفتی عربستان و جهش قیمت جهانی نفت، اقتصادهای متکی بر انرژی و گردشگری منطقه را متزلزل کرده است.
در پاسخ به این بحران، پاکستان، عربستان و ترکیه به سمت یک پیمان دفاعی منطقهای سوق یافتهاند.
در آستانه انتخابات اسرائیل و کنگره آمریکا، واشنگتن دو راه در پیش دارد: بازگشت به توافق ژوئن که با میانجی گری پاکستان امضا شد اما در داخل آمریکا به تسلیم تعبیر گردید، یا آغاز یک حمله نظامی جدید که بعید است نتیجه متفاوتی داشته باشد.
نویسنده تأکید میکند تنها راهکار واقعی، دیپلماسی است و علاوه بر تلاش های پاکستان و قطر، چین باید به عنوان میانجی اصلی وارد میدان شود تا واشنگتن را به پذیرش ناکارآمدی گزینه نظامی متقاعد کند.
دربارهٔ نویسندگان
نظرات