استراتژی شکست خورده؛ چرا سرکوب نظامی بحران بلوچستان را حل نمیکند؟
ایالت بلوچستان پاکستان در ژوئیه ۲۰۲۶ شاهد یکی از خونین ترین ماههای تاریخ خود بود. افزایش بیسابقه تلفات نیروهای ارتش و غیرنظامیان نشان میدهد که استراتژی اسلامآباد در مهار این بحران با…
تحلیل هوش مصنوعی
ایالت بلوچستان پاکستان در ژوئیه ۲۰۲۶ شاهد یکی از خونین ترین ماههای تاریخ خود بود. افزایش بیسابقه تلفات نیروهای ارتش و غیرنظامیان نشان میدهد که استراتژی اسلامآباد در مهار این بحران با ناکامی مواجه شده است.
اتکای یک جانبه بر ابزار سرکوب و نادیده گرفتن ریشه های سیاسی و نارضایتی های بومی، بلوچستان را در آستانه ورود به یک «شورش ابدی» قرار داده است.
طارق پرویز، هماهنگ کننده پیشین سازمان ملی مبارزه با تروریسم پاکستان (ناکتا)، در این مقاله دلایل ناکارآمدی راهکار نظامی و لزوم بازنگری در ارزیابی تهدید را بررسی میکند.
۱. عدم توازن میان ابزار نظامی و راهکار سیاسی
طی ده ها سال گذشته، دولت پاکستان برای سرکوب شورش بلوچستان عمدتاً بر نیروی قهریه متمرکز بوده است.
بر اساس نظریه های مدرن مبارزه با شورشگری (مانند دیدگاه های دیوید گالولا و روپرت اسمیت)، ۸۰ درصد موفقیت در مهار شورش ها به اقدامات سیاسی و جلب رضایت مردم بومی بستگی دارد و نیروی نظامی تنها ۲۰ درصد نقش ایفا میکند.
استفاده از زور بدون پشتیبانی سیاسی، تنها به انزجار بیشتر مردم محلی از حاکمیت میانجامد.
۲. تقابل دو روایت؛ نگاه سیاسی در برابر نگاه امنیتی
دلیل اصلی اتکای مداوم بر سرکوب، وجود دو دیدگاه کاملاً متضاد درباره ریشه بحران است:
روایت رهبران سیاسی بلوچ:
افرادی چون اختر مینگل و دکتر عبدالمالک بلوچ معتقدند این بحران ماهیتی کاملاً سیاسی دارد و تنها از طریق گفتگو و رفع تبعیض ها حل میشود.
روایت نهادهای امنیتی و ارتش: ارتش پاکستان شورش بلوچستان را یک «جنگ نیابتی» هدایت شده از سوی سرویس های اطلاعاتی بیگانه (بهویژه هند) میداند. این نگاه امنیتی، هرگونه پاسخ غیرنظامی را رد کرده و صرقاً مداخله سخت افزاری را توجیه میکند.
۳. انکار نقش عوامل و نارضایتی های بومی
اگرچه مداخله و حمایت خارجی در بلوچستان غیرقابل انکار است، اما ارجاع تمام مسئله به دشمنان خارجی، نوعی نادیده گرفتن واقعیت است. تاریخ نشان میدهد تمامی موج های قبلی شورش (از سال ۱۹۴۸ تا ۱۹۷۳) به دلیل تصمیمات تمرکزگرایانه و سرکوب های داخلی شکل گرفتهاند.
علاوه بر این، تداوم ۲۰ ساله موج اخیر شورش بدون داشتن پایگاه مردمی و شبکه پشتیبانی محلی غیرممکن بوده است.
۴. شتاب زدگی و عدم تداوم در طرح های سیاسی
تلاشهای جسته و گریخته حکومت مرکزی پاکستان برای حل سیاسی مسئله — مانند طرح «بلوچستان پرامن» در سال ۲۰۱۵ — به دلیل نبود اراده واقعی، تغییر دولت ها و رها کردن گفتگوها با رهبران معترض، بینتیجه مانده و خیلی زود متوقف شدهاند.
نتیجهگیری:
بحران بلوچستان تنها زمانی حل خواهد شد که تصمیم گیرندگان اسلامآباد ارزیابی خود را از ماهیت این جنگ تغییر دهند؛ ناآرامی های بلوچستان صرفاً یک داد و ستد اطلاعاتی بیگانه نیست، بلکه فوران نارضایتی های عمیق داخلی است که توسط دشمنان خارجی سوءاستفاده میشود.
دربارهٔ نویسنده
محمد هاشم دولتی
خبرنگار مقیم اندیشکده در اسلامآباد پاکستان
- اقتصاد و تجارت
- سیاست
- فرهنگ
شیوه ارجاع به این مقاله
محمد هاشم دولتی. «استراتژی شکست خورده؛ چرا سرکوب نظامی بحران بلوچستان را حل نمیکند؟.» اندیشکده اقبال، ۲۴ مهر ۱۴۰۵. https://iqbalforum.org/fa/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d9%86%d8%a7%da%a9%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d9%87%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85%db%8c-%d9%be%d8%a7%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85/.
نظرات