خیزش نسل زد در پاکستان؛ زمینه‌ها، موانع و چشم‌انداز آینده

خیزش نسل زد در پاکستان؛ زمینه‌ها، موانع و چشم‌انداز آینده

نسخه صوتی مقاله

مقدمه

خیزش سلسله‌وار” نسل زد” در جنوب آسیا ، بحث‌های زیادی را در مورد شرایط “نسلِ‌‌زد” در پاکستان و امکان پیوستن آن‌ها به این خیزش عمومی به وجود آورده است. انعکاس اخبار مربوط به ایستادگی جوانان هندی در برابر دولت مودی در شبکه‌های اجتماعی، به‌سرعت به فضای مجازی پاکستان راه یافت و با ابراز همبستگی و انتشار ویدئوهای حمایتی از سوی جوانان پاکستانی همراه شد. این پدیده به‌خوبی نشان‌دهنده نگرش نسل زد پاکستان نسبت به این جنبش‌ها و نیز درک آن‌ها از موقعیت خود است. در عین حال، به نظر می‌رسد که فروپاشی نظام‌های سیاسی در سری‌لانکا، نپال و بنگلادش و چالش جدی دولت مودی در برابر خیزش نسل زد، زنگ‌های خطر را برای دولت اسلام‌آباد نیز به صدا در آورده است؛ به‌ویژه آن که دولت با چالش‌های عمده‌ای در حوزه‌های مختلف مواجه بوده و نسبت به آسیب‌پذیری خود در برابر تحرکات مشابه، آگاه است.

اما با عنایت به آن که تاکنون تحرک و خیزشی جدی از جانب نسل زد در پاکستان مشاهده نشده است، این سؤال مهم و اساسی مطرح می‌شود که آیا ممکن است نسل زدِ پاکستان نیز در آینده‌ای نزدیک به این جنبش‌ها ملحق شود؟ در راستای پاسخگویی به این پرسش نیاز است تا در کنار آشنایی با ویژگی‌های عمومی نسل زد و همچنین جنبه‌های مختلف جنبش فراگیر آن‌ها در جنوب آسیا، به زمینه‌ها و موانع موجود بر سر راه خیزش  احتمالی نسل زد در پاکستان پرداخته و در نهایت چشم‌اندازی از آینده آن در این کشور ترسیم شود.

نسل‌زد؛ سرخوردگی اقتصادی و زیست دیجیتال

“نسلِ زد” در واقع تعبیری جدید برای نسل جوانی است که محدوده سنی 15 تا 30 سال را در برمی‌گیرد. اما “نسلِ زد” ویژگی‌هایی دارد که آن را از نسلِ جوان قدیم متمایز می‌سازد؛ نخستین ویژگی این نسل، وابستگی شدید به گفتمان دیجیتال و زیست در دنیای مجازی است. به تعبیر برخی پژوهشگران اجتماعی، آن‌ها را باید بومیان عصر دیجیتال نامید. آن‌ها در جهان دیجیتالی زندگی می‌کنند که در آن مرجعیت‌های سنتی همچون خانواده، مدرسه، محل کار، رسانه‌های رسمی و حتی سیاست رسمی، جای خود را به مراجع جدیدی همچون فضای مجازی و شبکه‌های  اجتماعی داده‌ و هویت بخشی در بسترهای اغلب فراملی و بین‌المللی شکل می‌گیرد.

در عین حال، نسلِ زد در یک شکاف نسلی عمیق با نسل قدیم به سر می‌برد و در دنیایی جداگانه و موازی زندگی می‌کند که نسل‌ قدیم تقریباٌ به آن راهی ندارد. ارزش‌های نسلِ زد نیز اغلب با ارزش‌های قدیمی متفاوت است؛ چنان‌که برای این نسل رؤیای خروج از فقر با ادامه تحصیل(با توجه به انبوه فارغ‌التحصیلان)، شکست خورده تلقی شده و بر همین مبنا، اهمیت و قدرت اقتصادی را نه در زندگی کارمندی، بلکه در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی جستجو می‌نمایند. با این حال قرار گرفتن جامعه در میانه مرزهای سنتی و دیجیتال، نسل زد را با سرخوردگی و بی‌ثباتی اقتصادی دائمی مواجه کرده است. در نهایت، نسلِ زد در شرایط عدم قطعیت نسبت به آینده و شک و تردید نسب به کارآمدی نهادهای موجود قرار دارد و ازاین‌رو،  بسترهای نارضایتی، طغیان و مطالبه‌گری برای آنان مهیا است. این موضوع به ویژه در کشورهایی با بافت جمعیتی جوان، بسیار چالش برانگیز است، کما این‌که خیزش‌های اخیر نسل زد در کشورهای آفریقایی و جنوب آسیا را باید در همین راستا مورد ارزیابی قرار داد؛ «نارضایتی عمومی» از طریق «هماهنگی دیجیتال» (در بستر شبکه‌های اجتماعی)، در نهایت می‌تواند به «اقدامی جمعی» از جانب نسل زد منجر شود.

بررسی خیزش‌های نسلِ زد در جنوب آسیا

منطقه جنوب آسیا در مدتی کمتر از 5 سال، با حداقل 4 خیزش موفق نسلِ زد مواجه بوده است. نخستین خیزش در سال 2022 و در سری‌لانکا رخ داد. بحران انرژی، تورم و بیکاری محرک‌های این خیزش به شمار می‌آمدند که در نهایت به اتحاد همه جانبه جوانان برعلیه حکومت منجر شد. مهم‌ترین دستاورد این خیزش فرار رئیس‌جمهور و سقوط دولت بود.

دومین خیزش نسل زد در بنگلادش و در سال 2024 رخ داد، جایی که نخستین اعتراضات نسلِ‌زد بر سر سهمیه‌بندی ناعادلانه مشاغل رقم خورد. با این حال، این موضوع صرفاٌ نقش کاتالیزور را ایفا می‌کرد و خیزش به‌واسطه عواملی همچون نارضایتی‌ از وضعیت اقتصادی، تورم و انبوه فارغ‌التحصیلان بیکار پدید آمد. این جنبش نیز با سقوط دولت “شیخ حسینه” و فرار وی از کشور به اتمام رسید.

خیزش سوم جنوب آسیا در سال 2025 و در نپال رخ داد. در نپال مجموعه‌ای از بحران‌ها همچون فساد، بیکاری، سرکوب شدید و ممنوعیت شبکه‌های اجتماعی، باعث شورش نسلِ زد شدند. همانند سری‌لانکا و بنگلادش، این جنبش نیز موفق به ساقط کردن دولت شد، البته با این تفاوت که نمایندگان نسل ِزد با تشکیل یک حزب سیاسی و پیروزی در انتخابات سراسری، توانستند قدرت را نیز در دست بگیرند.

در نهایت خیزش چهارم نسلِ زد در هند و در شرایطی رخ داد که اعتراضات پیرامون لغو یک آزمون پزشکی به درگیری‌های خشونت‌بار میان دولت و معترضان انجامید. این جنبش با استعفای وزیر آموزش و عقب نشینی آشکار دولت فروکش کرد.

با نگاه به خیزش‌های نسلِ زد در جنوب آسیا، می‌توان به چند نکته پی برد. در وهله اول باید به نقش فضای مجازی و به طور خاص شبکه‌های اجتماعی در شکل‌گیری این جنبش‌ها اشاره کرد. در این فضا، نسلِ زد به خوبی از ظرفیت‌ها و توانایی‌های خود در حوزه دیجیتال، برای سازمان‌دهی یک خیزش فراگیر استفاده نمود. استقبال و مشارکت 20 میلیون نفری هندی‌ از تشکیل “حزب مردمی سوسک”(CJP)در فضای مجازی (بدون برخورداری از ماهیت واقعی و قانونی)، را باید جلوه خاصی از این ویژگی تلقی کرد.

اما در وهله دوم،  نقش عناصر اقتصادی در این خیزش‌ها غیر قابل انکار است؛ نابسامانی‌های اقتصادی، فساد،  بی‌عدالتی و بیکاری ، نقش مهمی در این خیزش‌ها داشتند. در نهایت بی‌اعتمادی به نهادهای اجتماعی و سیاسی و سرخوردگی و ناامیدی از دولت‌ها در میان “نسلِ زد” را باید از دیگر ویژگی‌های مهم این خیزش‌ها برشمرد. فقدان رهبر و یا ساختار رهبری منسجم و همچنین اتحاد بر سر یک هدف مشخص و مشترک(بدون ترسیم نقشه راهی برای آینده)، را شاید بتوان از دیگر ویژگی‌های مهم این قیام‌ها ارزیابی کرد.

زمینه‌های خیزش نسلِ زد در پاکستان

پاکستان یکی از جوان‌ترین کشورهای جهان به شمار می‌آید که جمعیت نسلِ زد آن در حدود 70 میلیون نفر است. مقایسه اجمالی ویژگی‌های نسلِ زد پاکستان با خصوصیات عمومی این نسل و نیز ویژگی‌های نسلِ زد در جنوب آسیا، نشان می‌دهد که این نسل از زمینه‌های مناسبی برای ایجاد یک جنبش فراگیر در پاکستان برخوردار است. بر این اساس، مهم‌ترین ویژگی نسلِ زد پاکستان ( همانند همتایان خود در دیگر نقاط جهان) این است‌که در زمره بومیان عصر دیجیتال محسوب می‌شوند که به شدت به فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی وابسته هستند.  این نسل حتی تجربه فعالیت و مشارکت سیاسی آنلاین را نیز دارد، کما این که در جریان برکناری” عمران خان” و حوادث  متعاقب آن، نقش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی در بسیج جوانان بسیار پررنگ بود.

در عین حال نسلِ زد پاکستان مشکلات ساختاری دیرینه‌ای در حوزه اقتصاد از جمله ازدیاد جمعیت، بیکاری، انبوه فارغ‌التحصیلان سرخورده و فاقد شغل مناسب، تورم، کمبود منابع و به طور کلی ضعف و آشفتگی اقتصادی مداوم را به ارث برده است. مشخصه دیگر این نسل، شرایط و درک آن‌ها از بازار کار است. این نسل برخلاف تفکر سنتی، نمی‌خواهد میراث‌دار مشاغل پدری باشد. در این راستا، آمارها نشان می‌دهند که برخلاف گذشته، تعداد اندکی از فرزندان نظامیان، سیاستمداران و یا کارمندان اداری پاکستان، تمایل دارند شغلی همانند پدران خود داشته باشند که این امر منجر به  شکل‌گیری برخی تفاوت‌های ارزشی عمیق، شده است. فروکش کردن احساسات میهن‌پرستانه و نیز عدم ضدیت با هندوها، ازدیگر ویژگی‌های  نسل زد در پاکستان است. در واقع نسلِ‌زد در پاکستان  از این جهت شرایطی تقریباٌ مشابه با همتایان خود در بنگلادش را تجربه می‌کند؛ نسلی از جوانان بنگلادشی که در شورش2024 حتی از حمله به نمادهای ملی‌گرایانه، ابایی نداشتند و تابوی ارتباط با پاکستان را نیز شکستند.

باور به بی عدالتی اجتماعی، بی‌اعتمادی شدید نسبت به دولت و پایه‌های مشروعیت سیاسی آن و عدم قطعیت در مورد آینده، ازدیگر ویژگی‌های مهم نسلِ زد در پاکستان است. این ویژگی‌ها، نسل زد پاکستان را در موقعیتی مشابه با همتایان خود در دیگر نقاط جهان و به‌ویژه جنوب آسیا قرار می‌دهد و بسترهای مشترکی را برای مطالبه‌گری از دولت و ساختارهای سیاسی فراهم می‌آورد.

موانع خیزش نسلِ زد در پاکستان

با توجه به وجود خصایص ‌مشترک میان نسلِ زد پاکستان و همتایان آن در جنوب آسیا، این پرسش مطرح می‌گردد که چرا تاکنون شاهد خیزشی فراگیر در میان نسلِ زد این کشور نبوده‌ایم؟ در پاسخ بایستی گفت که دو عامل بازدارنده، شکل‌گیری خیزشی فراگیر از سوی نسل زد در پاکستان را غیرممکن کرده است؛ نخستین عامل، چالش‌های مرتبط با ماهیت وجودی خیزش نسلِ زد در این کشور است و عامل دوم، اقدامات و عملکرد دولت و نظامیان پاکستان برای خنثی‌سازی و پیشگیری از تحرکات احتمالی این نسل در حال حاضر و آینده، می‌باشد.

چالش‌های مرتبط با ماهیت وجودی نسل زد در پاکستان: نسلِ زد در پاکستان از بسیاری جهات با همتایان خود در دیگر نقاط جهان و به‌ویژه جنوب آسیا، اشتراکات مهمی دارند، با این حال چند تمایز اساسی در ماهیت وجودی آن، باعث عدم خیزش و یا حداقل تأخیر در شکل‌گیری جنبش‌های مرتبط با آن شده است. در تمامی خیزش‌های نسل زد در جنوب آسیا، پای یک مسئله یا چالش عمومی بزرگ و مهم در میان بوده است؛ در سری‌لانکا وضعیت انرژی و ضعف مدیریت اقتصادی، در بنگلادش نظام سهمیه‌بندی ناعادلانه مشاغل، در نپال فساد و ممنوعیت شبکه‌های اجتماعی و سرانجام در هند اعتراض سراسری به لغو آزمون پزشکی، عامل اصلی خیزش این نسل محسوب می‌شدند. اما به نظر می‌رسد که در پاکستان هنوز «مسئله» و یا دلیلی که بتواند نسلِ زد را به اجماع برای خیزش ترغیب کند، جنبه عینی پیدا نکرده است.

اما این پرسش که چرا نسلِ زد پاکستان به رغم  انباشت مشکلات ساختاری و اقتصادی، موفق به شکل‌دهی یک جنبش اعتراضی فراگیر نشده است، ریشه در چند عامل بنیادین دارد؛ در وهله نخست می‌توان به تداوم وابستگی نسلِ زد این کشور به برخی ساختارهای سنتی و یا بازیگران سیاسی حقیقی اشاره کرد؛ به‌گونه‌ای‌که برخی افراد همچون عمران خان و حزب متبوع وی، هنوز می‌توانند بخش مهمی از نسل زد را از طریق شبکه‌های اجتماعی هدایت و در راستای منافع خود به حرکت در آورند. از طرف دیگر، مشکلات نسلِ زد در امتداد شکاف‌های قومی- قبیله‌ای-جغرافیایی تقسیم می‌شوند که همین امر می‌تواند به عنوان مانعی بزرگ در شکل‌گیری یک خیزش عمومی توسط این نسل، عمل کند. دنباله‌روی  نسل ِزد و عدم پیشگامی آن در جنبش‌هایی همانند اعتراضات سراسری حامیان عمران خان در نوامبر 2024، را باید در چنین بستری مورد توجه قرار داد. در نهایت اغلب اهداف این جنبش‌ها شخصی، سازمان یافته و در امتداد شکاف‌های سنتی حزبی هستند که با جذب انرژی نسلِ زد، مانع از اجماع و خیزش آن‌ها پیرامون مسائل کلان‌تر می‌شوند.

واکنش و اقدامات دولت پاکستان در مواجهه با خیزش احتمالی نسلِ زد: بخش مهمی از ناکامی نسلِ زد پاکستان در ایجاد یک جنبش فراگیر، به نحوه عملکرد دولت و اقدامات پیشگیرانه آن، ارتباط دارد. تجربه استقلال بنگلادش و نقش مهم جوانان در این جنبش استقلال طلبانه، موجب شده تا دولت برخی اقدامات پیشگیرانه را برای جلوگیری از وقوع اتفاقات مشابه، انجام دهد. ممنوعیت ایجاد اتحادیه‎ها و تشکل‌های دانشجویی بخشی از این اقدامات پیشگیرانه به شمار می‌آیند که از حدود 40 سال پیش تاکنون به شکل محدودیتی پایدار و مؤثر، همچنان برقرار مانده است.

اما دولت علاوه بر محدودیت‌های نهادی ذکر شده، از نظام کنترل، نظارت و اعمال سانسور شدید بر رسانه‌های سنتی، فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی نیز به عنوان اقدامات دیگری در راستای مقابله با خیزش‌های عمومی و به طور خاص خیزش احتمالی نسلِ زد، استفاده می‌کند. در این راستا، به محض بروز هر گونه آشفتگی سیاسی و اجتماعی، اینترنت به‌صورت سراسری قطع و یا با اختلالات جدی مواجه می‌شود، به ناراضیان برچسب و انگ ضد ملی، وابسته به خارج و تروریسم زده شده و هر اقدام اعتراضی، به بهانه مسائل امنیتی، به‌شدت سرکوب می‌شود. با وقوع شورش‌های گسترده در جنوب آسیا و فروپاشی چندین دولت مستقر، واکنش‌ دولت اسلام‌آباد نیز نسبت به هرگونه ناآرامی، تشدید شده است.

در عین‌حال، دولت با نفوذ در پایگاه‌های اصلی قدرت نسلِ زد، یعنی شبکه‌های اجتماعی، به روایت سازی گسترده روی آورده است؛ روایت‌هایی که بر موفقیت‌های نظامی، تهدیدات خارجی، مدیریت مؤثر بحران‌ها و نقش رو به رشد بین‌المللی پاکستان تأکید دارند. دولت با ایجاد این روایت‌ها می‌کوشد تا تمرکز عمومی و به ویژه نسلِ‌زد را از مشکلات و چالش‌های سیاسی و اقتصادی منحرف سازد و از این رهگذر، اعتبار ساختاری خود را تقویت کند. در نهایت، ابزار سرکوب آخرین اهرم فشار دولت است که در مواقع لزوم به دفعات مورد استفاده قرار گرفته و هر جنبشی (چه از جانب احزاب سنتی و چه در بسترهای نوپدیدی همچون خیزش نسل زد) را در نطفه خفه کرده است.

چشم‌انداز آینده و نتیجه‌گیری

در سایه چالش‌های وجودی نسل زد و رویکرد دولت در تقابل با هرگونه خیزش احتمالی از جانب این نسل، در حال حاضر چشم‌انداز روشنی برای وقوع یک خیزش عمومی در میان نسلِ زد پاکستان وجود ندارد. در مقابل، نسلِ زد در فضایی از ناامیدی و سرکوب، به رویکردهایی همچون انفعال،سکوت و مهاجرت گسترده روی آورده‌اند. در این چارچوب و بر مبنای برخی گزارش‌ها، بیش از 800 هزار جوان پاکستانی در دو سال گذشته این کشور را ترک کرده‌اند و آخرین نظرسنجی‌ها نیز حکایت از آن دارند که حداقل 67 درصد از جوانان پاکستانی سودای مهاجرت دارند.

اما این موضوع که انفعال و ناامیدی نسلِ زد و موفقیت دولت در مهار خواسته‌ها و نارضایتی‌های آن، تا چه زمان ادامه خواهد داشت، به طور دقیق روشن نیست؛ اگرچه بنابه گفته یک تحلیلگر پاکستانی، این دیوار بالاخره زمانی ترک خواهد برداشت، کما این که نشانه‌هایی از آن نیز بروز پیدا کرده است. وقایع کشمیر پاکستان را اگر چه نمی‌توان با خیزش سراسری نسلِ زد مرتبط دانست، اما به جهت نقش جوانان در آن، تأکید بر ماهیت مسئله(نارضایتی‌های کلان اقتصادی) و گسست از بسترهای سنتی سیاسی، می‌تواند تا حدی در پیوند با خیزش محدود و منطقه‌ای نسلِ زد در نظر گرفته شود . بازتاب گسترده مقاله یک دانشجوی دکترا در شبکه‌های اجتماعی و در میان نسلِ زد که در رابطه با ملی‌گرایی سفارشی و اجباری دولت نوشته شده بود، و شاید مهم‌تر از آن، شورش موفق دانشجویان یک دانشگاه در شهر کراچی برعلیه حکم ناعادلانه اخراج دانشجوی این دانشگاه را شاید بتوان بخشی از مهم‌ترین تحولات در این زمینه ارزیابی کرد.

نویسنده این مقاله

ميراحمدرضا مشرف

ميراحمدرضا مشرف

دانش آموخته كارشناسى ارشد علوم سياسى دانشكاه شهيد بهشتى تهران؛ بِرُوهشكَر حوزه افغانستان و شبه قاره، همكاريروهشى مؤسسه مطالعات شرق وبيش ازدودهه همكارى مستمر بارسانهها و خبر كزارى هايى همجون: قدس، فرهيختكَان، جام جم، خراسان، سياست روز، همشهرى و...

مشاهده پروفایل

مرتبط

جدیدترین

نظرات

دیدگاه
1000کاراکتر باقی‌مانده
هنوز نظری ثبت نشده.