تیم تحریریه اندیشکده اقبال
تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه
مشاهده پروفایلمقدمه
سال ۲۰۲۵ برای پاکستان فراتر از یک مقطع زمانی معمولی بود؛ این سال بهعنوان نقطه عطفی در تاریخ معاصر این کشور ثبت خواهد شد که در آن «آب» از حاشیه مباحث فنی به کانون تقابلهای امنیتی، اجتماعی و دیپلماتیک تبدیل شد. پاکستان این سال را با توالی بیسابقهای از بحرانهای هیدرولوژیک پشت سر گذاشت: از زمستانی کمبارش تا موج گرمای کشنده، از سیلابهای ویرانگر موسمی تا تنشهای فرامرزی بیسابقه بر سر منابع آبی. آنچه این سال را تعیینکننده ساخت، نه صرفاً شدت بلایای طبیعی، بلکه انباشت همزمان شکستهای نهادی، فروپاشی اعتماد داخلی و تشدید رقابتهای ژئوپلیتیکی بود. بحران آب در این سال نشان داد که چگونه یک چالش زیستمحیطی میتواند به سرعت به مسئلهای برای امنیت ملی، انسجام فدرال و سلامت جمعی تبدیل شود. این مقاله به تحلیل ریشهها، ابعاد و پیامدهای «سال جنگ آب» میپردازد و نشان میدهد که چرا مدیریت آب در پاکستان دیگر یک گزینه سیاستی نیست، بلکه شرط لازم برای بقای دولت و جامعه است.
زمینههای تاریخی
برای درک اهمیت سال ۲۰۲۵، باید به روندهای چنددههای مدیریت آب در پاکستان توجه کرد. این کشور که زمانی یکی از موفقترین نظامهای آبیاری جهان را داشت، به تدریج در دام بحرانی ساختاری فرو رفته است. رشد سریع جمعیت، توسعه کشاورزی ناپایدار، مدیریت متمرکز و غیرشفاف منابع آبی، و بیتوجهی به حفظ و نگهداری از زیرساختهای عظیم آبی، بنیانهای این نظام را سست کرده بود. افزون بر این، تغییرات اقلیمی الگوهای بارش را غیرقابل پیشبینی کردهاست: بارشهای مونسون شدیدتر و متمرکزتر شدهاند، در حالی که دورههای خشکسالی طولانیتر و دامنه ذوب برفهای هیمالیا،که منبع اصلی رودخانههاست، در نوسان است. در این بستر، سال ۲۰۲۵ تنها جرقهای بود که بر انبار علل انباشته شده افتاد.
فروپاشی چارچوبهای فرامرزی: آزمون دیپلماسی آب
در سال ۲۰۲۵، دو جبهه فرامرزی در شرق و غرب پاکستان به طور همزمان بحرانی شدند و نشان دادند که امنیت آبی این کشور به شدت در گرو روابط با همسایگان است. در مرز شرقی، «معاهده آبهای سند» (۱۹۶۰)،که به عنوان نمادی از همکاری بینالمللی حتی در دوران تنشهای نظامی ستوده میشد، دچار بزرگترین بحران تاریخ خود شد. هند با تعلیق رسمی این معاهده، همکاری حیاتی در زمینه تبادل دادههای هیدرولوژیک را متوقف کرد. این دادهها برای پیشبینی سیلاب، مدیریت مخازن و برنامهریزی آبیاری در پاکستان ضروری هستند. فقدان این اطلاعات در آستانه یک فصل مونسون بسیار نامنظم، کشور را در موقعیت آسیبپذیری بیسابقهای قرار داد. واکنش اسلامآباد نیز بیسابقه بود: مقامات پاکستانی هرگونه انحراف یکجانبه از جریان رودخانهها را به صراحت «اقدام جنگی» اعلام کردند. این اعلام، نشاندهنده امنیتیسازی کامل مسئله آب در روابط دوجانبه و حکایت از عمق بیاعتمادی میان دوکشور داشت. اگرچه فرآیندهای داوری بینالمللی در جریان بود، اما ضربه به اعتبار و کارکرد این معاهده تاریخی جبرانناپذیر به نظر میرسید.
در جبهه غربی، بحرانی آرامتر اما به همان اندازه خطرناک در حال شکلگیری بود. دولت طالبان در افغانستان با اعلام ساخت یک سد بزرگ بر روی رودخانه کنر، نگرانیهای عمیقی را در ایالت خیبرپختونخوای پاکستان برانگیخت. این رودخانه شریان حیاتی بخش بزرگی از شمال پاکستان است و نبود هرگونه معاهده رسمی تقسیم آب با افغانستان، این وضعیت را بیثباتکننده کرده است. اقدام افغانستان نشان داد که در غیاب چارچوبهای حقوقی مشترک، توسعه زیرساختهای آبی میتواند به سرعت به ابزاری در رقابت ژئوپلیتیک تبدیل شود. برخی صداهای تند در پاکستان حتی خواستار اقدام متقابل از طریق انحراف آب رودخانههای مرزی شدند. این روندها حاکی از آن بود که حوزه هیدروپلیتیک منطقه به سرعت در حال تبدیل شدن به میدانی برای تنش و تقابل است.
بحران اعتماد داخلی: آب و آزمون فدرالیسم
در داخل مرزهای پاکستان، سال ۲۰۲۵ شکاف عمیق میان استانها بر سر منابع آبی را به نمایش گذاشت. طرح بلندپروازانه دولت فدرال با عنوان «ابتکار پاکستان سبز» که قصد داشت میلیونها هکتار زمین جدید را زیر کشت آبی ببرد، به کانون بزرگترین مناقشه داخلی دهههای اخیر تبدیل شد. هسته بحران، پروژه کانال چولیستان بود. ایالت سند به طور یکپارچه، از کشاورزان و جامعه مدنی تا نمایندگان مجلس محلی، با این طرح مخالفت کرد. استدلال اصلی مبتنی بر واقعیتی هیدرولوژیک بود: در حوضه آبریز سند، هیچ مازاد آبیِ اثباتشدهای وجود ندارد که بتواند توسعه جدید کشاورزی در بالادست را بدون کاهش فاجعهبار جریان آب به مناطق پاییندست تأمین کند. رهبران سند این طرح را نقض صریح «توافق تقسیم آب ۱۹۹۱» و تهدیدی مستقیم برای بقای کشاورزی، محیط زیست و جامعه خود خواندند.
اعتراضات گسترده و مسدود کردن بزرگراهها، دولت فدرال را مجبور به توقف پروژه کرد. این تصمیم بعداً در «شورای منافع مشترک» تایید شد. اگرچه این اقدام یک پیروزی برای فدرالیسم و حکومت قانون به شمار میآمد، اما زخم بیاعتمادی را درمان نکرد. کشاورزی تجمیعی همچنان یک اولویت ملی است و استانهای پاییندست با ترس دائمی از کاهش سهمیه خود زندگی میکنند. بحران سال ۲۰۲۵ آشکار کرد که حکمرانی آب در پاکستان نیازمند بازسازی کامل بر پایه شفافیت، دادههای علمی قابل دسترسی و اجماع واقعی بین تمام ذینفعان است. بدون این اصلاحات، هر تصمیم فنی میتواند به سرعت به بحرانی سیاسی تبدیل شود.
فاجعه سیلاب ۲۰۲۵: افشای شکست حکمرانی
موسم سیلاب سال ۲۰۲۵ یکی از مخربترین رویدادهای تاریخ پاکستان بود که ضعف سیستماتیک حکمرانی آب و آمادگی برای بلایا را بهخوبی عیان ساخت. این سال شاهد یک سری بلایای زنجیرهای بود: بارشهای بیسابقه، رهاسازیهای ناگهانی آب از سدهای بالادست، رانشهای عظیم زمین و شکست کامل سیستمهای زهکشی شهری. برخلاف سیلابهای گذشته که اغلب ناشی از یک رویداد منفرد بودند، سال ۲۰۲۵ ترکیبی از عوامل را آشکار ساخت که خطر را به صورت تصاعدی افزایش دادند.
در ماه جولای، شهر راولپندی در مدت ۲۴ ساعت شاهد بارشی معادل ۲۳۰ میلیمتر بود(شدت بارندگی به حدی بود که سیستمهای فرسوده زهکشی را کاملاً از کار انداخت و محلههای شهری را به دریاچههایی موقت تبدیل کرد). در ادامه، افزایش ناگهانی سطح آب در رودخانههای اصلی مانند راوی، ستلج و چناب، هزاران هکتار از مزارع حاصلخیز پنجاب را غرق کرد. تصاویر ماهوارهای بعدی نشان داد که بیش از ۱.۳ میلیون هکتار زمین کشاورزی،شامل محصولات استراتژیک مانند برنج، پنبه و نیشکر،تخریب شده است. در ایالت سند، مدیران سدها مجبور به رهاسازیهای اضطراری آب شدند که منجر به تخلیه دستکم ۱۵۰ هزار نفر از مناطق ساحلی گردید.
تلفات انسانی و اقتصادی این فاجعه گسترده بود: بیش از یک هزار کشته، حدود شش میلیون آواره و خسارتی معادل ۰.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی کشور. اما پیامدهای آن فراتر از خسارات فوری بود. آبهای سیلاب، فاضلاب شهری، پساب صنعتی و مواد شیمیایی کشاورزی را با خود حمل کردند و منابع آب آشامیدنی را در نواحی وسیعی آلوده ساختند که منجر به شیوع بیماریهای واگیردار شدند. درس اصلی این بود که سیلابها در پاکستان دیگر صرفاً «بلایای طبیعی» نیستند؛ آنها آزمونهای استرسی هستند که شکستهای مزمن در برنامهریزی، سرمایهگذاری در زیرساختهای انعطافپذیر و حکمرانی یکپارچه را بیرحمانه آشکار میسازند.
تراژدی سند: نماد یک فروپاشی تدریجی
هیچ منطقهای از پاکستان تناقضات و پیامدهای بحران آب را به اندازه ایالت سند تجربه نکرده است. این ایالت سال ۲۰۲۵ را در حالی آغاز کرد که با خشکسالی شدید و کمبود آب آشامیدنی دست به گریبان بود. در بسیاری از مناطق روستایی، زنان و کودکان ساعتها در روز را برای آوردن آب،غالباً از منابع شور و آلوده، هدر میدادند. در مناطق شهری، وابستگی به تانکرهای آب خصوصی به حدی افزایش یافت که از توان مالی بخش بزرگی از جامعه خارج بود. برآوردها نشان میدهد که تنها حدود یک چهارم جمعیت سند به آب سالم و مدیریتشده دسترسی دارند. نتیجه، افزایش خاموش اما گسترده بیماریهای منتقله از آب بوده است.
همزمان، دلتای سندکه زمانی یک اکوسیستم پررونق و مولد بود، در مسیر فروپاشی تدریجی قرار دارد. کاهش جریان آب شیرین به پاییندست، باعث نفوذ آب دریا به زمینهای کشاورزی و سفرههای آب زیرزمینی شده است. این فرآیند شور شدن، زمینهای حاصلخیز را نابود کرده و بیش از ۱.۲ میلیون نفر را در دو دهۀ گذشته آواره ساخته است. نابودی جنگلهای حرا، فروپاشی صنعت ماهیگیری و تبدیل زمینها به بیابانهای نمکی، تصویری هشداردهنده از آیندهای است که در آن تعادل اکولوژیک به کلی برهم خورده است. حتی زمانی که در سال ۲۰۲۵ جریان آب به دلتا افزایش یافت، برخی در بالادست این آب را «هدررفته» نامیدند(نگاهی که نشاندهنده درک محدود و خطرناکی از ارتباط حیاتی بین رودخانهها و سلامت دریاها است).
در کنار این چالشهای زیست محیطی، زیرساختهای حیاتی سند نیز در آستانه فروپاشی هستند. پروژه عظیم تأمین آب کراچی (K-IV) با وجود هزینههای گزاف، تنها ۶۴ درصد پیشرفت دارد در حالی که شکاف میان عرضه و تقاضای آب در این کلانشهر روزبهروز بیشتر میشود. این وضعیت، حکایت از یک شکست حکمرانی در مقیاس بزرگ دارد.
نتیجهگیری
آشوب هیدرولوژیک سال ۲۰۲۵ یک هشدار نهایی بود. گزارشهای معتبر بینالمللی، مانند «چشمانداز توسعه آب آسیا» که توسط بانک توسعه آسیایی منتشر شده، پاکستان را در ردههای پایین شاخص امنیت آب منطقه قرار داده است. این گزارش نشان میدهد که بحران، بیش از آنکه ناشی از کمبود مطلق آب باشد، نتیجه مستقیم شکستهای مزمن در حکمرانی است. امنیت آب روستایی و شهری در سطحی نگرانکننده قرار دارند، و امنیت آب زیستمحیطی به ویژه با توجه به وضعیت دلتای سند به شدت تحلیل رفته است.
درس سال ۲۰۲۵ روشن است: آب در پاکستان دیگر یک «مسئله بخشی» یا یک «چالش فصلی» نیست. آب امروز یک «مسئله امنیت ملی» و یک «محدودیت ساختاری برای توسعه» است. آینده این کشور به طور اجتنابناپذیری به توانایی آن در بازاندیشی اساسی در مدیریت این منبع حیاتی گره خورده است. این بازاندیشی باید چندبعدی باشد: از بازسازی اعتماد میان ایالتها بر پایه عدالت و شفافیت، تا تدوین دیپلماسی آب فعال و مبتنی بر حقوق بینالملل؛ از سرمایهگذاری گسترده در زیرساختهای انعطافپذیر و تطبیقی، تا ادغام کامل ملاحظات تغییرات اقلیمی در تمام برنامهریزیها؛ و از رسمیت شناختن حق دسترسی به آب سالم به عنوان یک حق بنیادین انسانی، تا حفاظت از رودخانهها و دلتاها به عنوان ارکان اکولوژیک حیات جمعی.
سال ۲۰۲۶ میتواند آغازی برای این تحول باشد یا صرفاً تکرار فاجعهبار درسهای نادیده گرفته شده؟. انتخاب پاکستان در این برهه، نه تنها سرنوشت اقتصادی آن، که ثبات سیاسی و انسجام اجتماعی این ملت را برای نسلهای آینده تعیین خواهد کرد. زمان برای اقدام قاطع و جمعی رو به پایان است.
تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه
مشاهده پروفایل
دستیار هوشمند
پاسخ سریع و دقیق