لزوم تقویت همکاری‌های ایران، پاکستان، افغانستان و تأثیر آن در منطقه جنوب و غرب آسیا

لزوم تقویت همکاری‌های ایران، پاکستان، افغانستان و تأثیر آن در منطقه جنوب و غرب آسیا

دو کشور دوست و همسایه ایران و پاکستان با برخورداری از حسن همجواری، مناسبات حسنه تاریخی و جایگاه مهم در معادلات سیاسی، اقتصادی و امنیتی منطقه‌ و با تکیه بر اقتصاد مکمل، توانمندی‌ها و منابع موجود، می‌توانند در سایه اراده سیاسی رهبران خود و ورود به عرصه هم‌افزایی و مشارکتی به‌عنوان موتور محرکه صلح، ثبات و توسعه اقتصادی در منطقه جنوب و غرب آسیا ایفای نقش کنند.

یکی از مهم‌ترین عرصه‌های همکاری‌های همه‌جانبه بین ایران و پاکستان، کشور همسایه و مهم این دو کشور یعنی افغانستان است. افغانستان، کشوری مسلمان با پیکری زخمی از سال‌ها ظلم و ستم اهمیت بسیاری در امنیت، منافع اقتصادی و تجارت دو کشور ایران و پاکستان دارد. اشتراکات فرهنگی، امنیتی، اقتصادی، سیاسی و نیز وجود تهدیدهای مشترک در منطقه، جنوب و غرب آسیاف ضرورت همکاری‌های سه‌جانبه بین این سه کشور را در خصوص موضوعات مربوطه افزایش داده است. تاریخ چند دهه گذشته افغانستان نیز حاکی از بروز رقابت‌های مخرب بازیگران خارجی بوده است. علی‌رغم برخی از اختلاف‌نظرها بین ایران و پاکستان درباره افغانستان، هردو کشور باید توجه داشته باشند که در صورت تقابل و تشدید رقابت‌ها و میدان‌دادن به حضور قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در این کشور، پیامدهایی همچون بی‌ثباتی، ناامنی مرزی ناشی از بروز هرج‌و‌مرج، افزایش تحرکات گروه‌های مسلح و اقدامات غیرقانونی آن‌ها به دنبال خواهد داشت.

ایران و پاکستان می‌توانند با رویکرد مشارکتی، ظرفیت‌های پنهان اقتصادی و تجاری افغانستان را به فعلیت در آورند. باید در نظر داشت که امنیت و ثبات در افغانستان بی‌تردید بر امنیت و ثبات ایران و پاکستان، به‌ویژه در مناطق آسیب‌پذیر مرزی همجوار، تأثیرگذار است و از این منظر، همکاری‌ منطقه‌ای اهمیت بیشری خواهد یافت.

ایران و پاکستان با داشتن مرزهای طولانی با افغانستان، همواره نگران تحولات این کشور بوده‌اند. وجود تهدیدهای مشترک همچون احتمال تقویت جریان‌های افراطی، حضور و تحرکات گروه‌های تروریستی همچون داعش و تحریک طالبان پاکستان، مهاجرت‌های گسترده، قاچاق مواد مخدر و انسان می‌توانند بستری مناسب برای همکاری‌های منطقه‌ای به‌ویژه بین سه کشور ایران، پاکستان و افغانستان ایجاد کنند؛ همکاری‌ای که با‌توجه‌به تلاش دیگر بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برای نفوذ در افغانستان اهمیتی دوچندان می‌یابد.

اگرچه تشکیل یک چارچوب و محور راهبردی بین ایران، پاکستان و افغانستان، با مشارکت و حضور برخی کشورهای دیگر منطقه همچون چین، در عمل با ملاحظاتی همراه است ولی نباید نقش چین و توانمندی‌های این کشور را، به‌ویژه با‌توجه‌به حسن مناسبات ایران و پاکستان با آن کشور، در مشارکت‌های منطقه‌ای نادیده گرفت.

افغانستان برای دستیابی به توسعه و ثبات پایدار، علاوه بر اتکای داخلی به منابع معدنی سرشار و نیروی کار، به توانمندی‌ها و ظرفیت‌های همسایگان اصلی خود یعنی ایران و پاکستان نیاز دارد. در این راستا، پیشنهادهایی برای تقویت همکاری‌های سه ارائه می‌شود:

  • بهره‌گیری افغانستان از قابلیت‌های ریلی ایران برای دسترسی به چابهار و آب‌های آزاد؛
  • نقش ایران به‌عنوان مسیر مناسب برای تجارت افغانستان؛
  • استفاده از امکانات دانشگاه‌های ایران برای آموزش دانشجویان افغان؛
  • ارائه خدمات درمانی و بهداشتی به‌ویژه در مناطق مرزی همجوار و تقویت زیرساخت‌های آموزشی؛
  • بهره‌گیری از توان ترانزیتی پاکستان برای اتصال افغانستان به تجارت جهانی؛
  • گسترش تجارت دوجانبه کالا بین پاکستان و افغانستان و ایجاد مناطق اقتصادی ویژه در مرزها؛
  • همکاری در خصوص مدیریت مرزی، حوزه‌های آبی مشترک، و اجرای پروژه‌های مشترک کشاورزی؛
  • مقابله مشترک با تروریسم، کنترل مهاجرت و قاچاق؛
  • تعامل نزدیک‌تر تهران و اسلام‌آباد، با چشم‌پوشی بر زمینه‌های مورد اختلاف با کابل و تفاوت‌های ایدئولوژیک، برای تمرکز بر زمینه‌های عملی همکاری و توسعه
  • حرکت سه کشور به سوی اعتمادسازی با تعریف پروژه‌های مشترک؛ ازجمله همکاری عملی برای مقابله با گروه‌های تروریستی، قاچاق مواد مخدر و مهاجرت غیرقانونی؛
  • تغییر رویکرد از «امنیت‌محوری» به «توسعه‌محوری» در مواجهه با افغانستان و اجتناب از رقابت‌های ایدئولوژیک و الویت‌بخشی به تحقق اهداف توسعه اقتصادی و تجاری؛
  • تبدیل تعاملات و همکاری‌های پراکنده به چارچوب‌های پایدار و گسترده؛
  • تلاش برای فعال‌سازی نقش سازمان‌های منطقه‌ای مثل اکو و سازمان همکاری شانگهای در طرح‌های توسعه جنوب و غرب آسیا؛
  • استمرار اقدامات ایران برای تسهیل دسترسی افغانستان به آب‌های آزاد از طریق چابهار، و اقدامات پاکستان از طریق توسعه گذرگاه اقتصادی خیبر، که می‌تواند پایه توافق‌های بزرگ‌تر سه‌جانبه باشد؛
  • توجه به این واقعیت که طالبانِ امروز، به‌رغم اختلافات ایدئولوژیک با تهران و اسلام‌آباد، تمایل بیشتری به توسعه روابط با همسایگان اصلی خود، در حوزه‌های تجارت، انرژی و امنیت مرزی، نشان می‌دهد و ایران و پاکستان باید از این رویکرد عمل‌گرایانه در جهت تقویت امنیت و توسعه منطقه بهره‌برداری کنند.

نویسنده این مقاله

مهدی هنر‌دوست

مهدی هنر‌دوست

دیپلمات ارشد وزارت امور خارجه، سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در پاکستان و یونان. تجربه ی مسئولیت‌های کلیدی از جمله مدیرکل تشریفات، معاون مدیرکل اروپا، مدیرکل اداری و ریاست اداره شرق آسیا. همچنین سرکنسول ایران در بمبئی و کاردار و معاون سفیر در پکن بوده است.

مشاهده پروفایل

مرتبط

جدیدترین

نظرات

دیدگاه
1000کاراکتر باقی‌مانده
هنوز نظری ثبت نشده.