اتحاد ناتمام: فرصت‌ها و موانع پیوند دفاعی مصر و پاکستان در ۲۰۲۵

اتحاد ناتمام: فرصت‌ها و موانع پیوند دفاعی مصر و پاکستان در ۲۰۲۵

در بین قدرت‌های برتر جهان اسلام، مصر و پاکستان به‌عنوان دو بازیگر کلیدی، در قالب دو مجموعه امنیتی مجزا در خاورمیانه و آسیای جنوبی تعریف می‌شوند. روابط آن‌ها میراثی از دوستی دارد، اما فاقد عمق راهبردی پایدار بوده است. مصر با تأکید بر رویکرد «قدرت برای صلح» و با میزبانی رزمایش‌های بین‌المللی و نمایشگاه‌های پیشرفته دفاعی، در تلاش است تا جایگاه خود را به‌عنوان یک قدرت ثبات‌ساز و مرکز نوآوری دفاعی در خاورمیانه و شمال آفریقا تثبیت کند. در مقابل، پاکستان نیز با بازتعریف اتحادهای خود و عبور از الگوی تاریخی، وارد حوزه‌های بی‌سابقه همکاری دفاعی شده و در پی تنوع‌بخشی به شبکه امنیتی خود است. این تحولات موازی پرسشی کلیدی را مطرح می‌کند: آیا شرایط برای تحکیم و ارتقای روابط دو کشور به سطح شراکتی راهبردی در آینده‌ای نزدیک فراهم شده است؟ پاسخ به این پرسش مستلزم تحلیل موشکافانه همگرایی منافع و چالش‌های ساختاری است؛ از فرصت‌های همکاری در صنایع دفاعی و مقابله با تهدیدهای مشترک گرفته تا موانعی همچون اولویت‌های متفاوت ژئوپلیتیکی، محدودیت‌های منابع و شراکت‌های راهبردی رقیب که مسیر احتمالی این پیوند دفاعی را شکل می‌دهند.

پیشینه تاریخی روابط دفاعی مصر و پاکستان: میراثی از حسن‌نیت و فرصت‌های تحقق‌نیافته

روابط دفاعی مصر و پاکستان را می‌توان میراثی از حسن‌نیت سیاسی دانست که به‌ندرت به همکاری نظامی یا راهبردی عمیق و پایداری تبدیل شده است. بنیان این روابط به دهه‌های آغازین استقلال هر دو کشور بازمی‌گردد. در دوران جنگ سرد، هر دو کشور علی‌رغم عضویت در پیمان‌های متفاوت (پاکستان در سیتو و سنتو و مصر به‌عنوان رهبر جنبش عدم‌تعهد)، روابط سیاسی گرمی داشتند که عمدتاً مبتنی بر اشتراکات فرهنگی و مذهبی بود.

یکی از نقاط عطف تاریخی این روابط، جنگ ۱۹۷۳ اعراب و اسرائیل بود که پاکستان به صورت نمادین، خلبانان داوطلب خود را برای پشتیبانی از نیروهای مصری اعزام کرد. این اقدام، هرچند محدود، نشان‌دهنده‌ نوعی همدلی راهبردی بود. پس از پایان جنگ سرد، تعاملات دو طرف بیشتر بر محور مذاکرات و دیدارهای مقامات ارشد نظامی، رزمایش‌های مشترک در دریای سرخ و تأکید بر «همکاری دفاعی» در بیانیه‌های مشترک متمرکز شد.

بااین‌حال، این تعاملات به دو دلیل عمده هرگز به سطح مشارکت فنی و صنعتیِ قابل‌توجه یا یک توافق دفاعی راهبردی ارتقا نیافت. نخستین عامل، وجود اولویت‌های امنیتی دو کشور در حوزه‌های جغرافیایی متفاوت بود. مصر همواره دغدغه ثبات خاورمیانه، دریای مدیترانه و شمال آفریقا را داشته، درحالی‌که مرکز ثقل امنیت پاکستان بر رقابت با هند و ثبات افغانستان و آسیای جنوبی استوار است. عامل دوم، اتحادهای دیرینه دو کشور با سایر قدرت‌ها است. مصر دارای پیوندهای عمیقی با برخی کشورهای عربی و قدرت‌های غربی است، درحالی‌که پاکستان در چند دهه گذشته روابط راهبردی و پیچیده‌ای با چین و تا اندازه‌ای با عربستان سعودی داشته است. این اتحادها، فضای کمتری برای پیوند انحصاری دوجانبه بین آن‌ها باقی گذاشته‌اند. در مجموع، پیشینه روابط نشان می‌دهد که بستر سیاسی مساعد همواره وجود داشته، اما این بستر بنا به دلایل ژئوپلیتیک و ملاحظات راهبردی، به روابط دفاعی ریشه‌دار منجر نشده است.

روابط دفاعی دو کشور در سال‌های اخیر: تحکیم همکاری‌ها

در سال‌های اخیر روابط دفاعی مصر و پاکستان وارد مرحله‌ای ملموس و اجرایی شده است که از الگوی سنتی روابط مبتنی بر حسن‌نیت سیاسی صرف، فراتر رفته است. این تحول در بستر دیپلماسی فعال و هماهنگی‌های راهبردی نوین در حال شکل‌گیری است. در اوت ۲۰۱۶، منابع پاکستانی از رایزنی‌های نیروی هوایی این کشور با مصر برای خرید ۳۶ فروند جنگنده «میراژ» خبر دادند. اواخر ژانویه ۲۰۱۷ نیز وزارت دفاع پاکستان ۱۶ فروند جنگنده تک‌موتوره و چندمنظوره «جی‌اف ـ ۱۷» ، محصول مشترک چین و پاکستان، را به نیروی هوایی مصر تحویل داد.

در نوامبر ۲۰۲۵، سفر رسمی وزیر امور خارجه مصر به اسلام‌آباد، چارچوب جدیدی را برای این همکاری‌ها ترسیم کرد. در این دیدار که با تأکید بر توسعه همکاری در تمامی حوزه‌های سیاسی، دفاعی و اقتصادی همراه بود، وزیر امور خارجه مصر به طور صریح اعلام کرد که مصر در مبارزه با تروریسم، در کنار پاکستان خواهد ایستاد. این موضع‌گیری روشن، فوریتی تازه به روابط دو کشور و به‌ویژه بعد امنیتی آن بخشید. همچنین، توافق بر سر ایجاد یک مجمع تجاری مشترک و هدف‌گذاری برای افزایش مبادلات اقتصادی بیانگر تلاش برای ایجاد پایه‌هایی گسترده و پایدار بود که همکاری دفاعی نیز بر آن استوار خواهد شد.

این تحرکات در سطح کلان، با رایزنی‌های فنی و تخصصی در حوزه دفاعی تکمیل شد. پیش از سفر وزیر امور خارجه، مقامات سفارت پاکستان در قاهره با مسئولان صنایع نظامی مصر دیدار کردند و بر ضرورت تعمیق همکاری در زمینه‌های فنی، صنعتی و آموزشی تأکید نمودند. این گفت‌وگوها در حقیقت گام بعدی برای عملیاتی‌سازی توافقاتی بود که در نشست کمیته مشترک همکاری نظامی دو کشور در سال ۲۰۲۴ به دست آمده بود. در آن نشست، همکاری در آموزش، تبادل هیأت‌های نظامی و حتی امکان تولید مشترک تجهیزات دفاعی به‌صورت مشخص مورد بحث قرار گرفته بود.

مسائل منطقه‌ای نیز اهمیت و پیچیدگی بیشتری به این رابطه بخشیده است. مصر که میزبان کنفرانس بازسازی غزه است، به طور مشخص از پاکستان درخواست کرده تا نقشی بزرگ و فعال در نیروی بین‌المللی حافظ صلح احتمالی ایفا کند. پاسخ مثبت پاکستان، همراه با تأکید بر ملاحظات امنیتی خاص خود، نقطه اشتراک راهبردی جدیدی بین دو کشور ایجاد کرده است. بااین‌حال، بنا به گزارش برخی تحلیلگران، تحولات دیگر منطقه مانند انعقاد پیمان دفاعی دوجانبه بین عربستان سعودی و پاکستان در سپتامبر ۲۰۲۵ باعث نارضایتی مقامات مصری شده است. این احساس می‌تواند انگیزه قاهره را برای مستحکم‌تر کردن پیوند مستقیم خود با اسلام‌آباد، به‌عنوان عاملی برای متعادل‌سازی نقش‌آفرینی‌های منطقه‌ای، افزایش دهد.

در مجموع، همکاری دفاعی مصر و پاکستان در سال ۲۰۲۵ با ترکیبی از تعهدات سیاسی بلندمدت، برنامه‌های همکاری فنی و صنعتی و هم‌نوایی در مسائل امنیت منطقه‌ای در حال گسترش بوده است. اگرچه رقابت‌های ژئوپلیتیک می‌تواند چالشی در این مسیر ایجاد کند، اما به نظر می‌رسد همین چالش‌ها نیز به نوبه خود، انگیزه‌ای برای تقویت این اتحاد دوجانبه و تبدیل آن به شراکتی با عمق بیشتر فراهم می‌آورد.

پیامدهای منطقه‌ای روابط دفاعی اسلام‌آباد ـ قاهره

روابط دفاعی مصر و پاکستان می‌تواند تأثیرات منطقه‌ای قابل‌توجهی داشته باشد. همگرایی قاهره به‌عنوان قدرت محوری جهان عرب و اسلام‌آباد به‌عنوان تنها قدرت هسته‌ای جهان اسلام، می‌تواند منجر به شکل‌گیری یک محور امنیتی جدید و غیررسمی گردد که بی‌تردید بر معادلات امنیتی منطقه تأثیرگذار خواهد بود.

این پیوند می‌تواند به ابزاری برای افزایش نفوذ مصر در برابر سایر بازیگران مطرح جهان عرب، مانند عربستان سعودی، بدل شود. برای پاکستان نیز، تعمیق شراکت با مصر می‌تواند باعث بهبود وجهه این کشور در جهان عرب گردد و به متنوع‌سازی شبکه اتحادهای آن بینجامد. از نگاه کلان‌تر، این همکاری می‌تواند پاسخ مشترک دو کشور به نگرانی‌های امنیتی گسترده‌تری همچون بی‌ثباتی‌های سیاسی در غرب آسیا و تروریسم فرامرزی باشد و به هماهنگی افزون‌تر بین دو قطب مهم جهان اسلام منجر شود.

بااین‌حال، موانعی نیز بر سر گسترش روابط دفاعی دو کشور وجود دارد. به نظر می‌رسد احتمال ارتقای روابط دو کشور به سطح یک شراکت راهبردی، امری دور از ذهن باشد، زیرا اولویت‌های امنیتی دو کشور (خاورمیانه برای مصر و شبه‌قاره برای پاکستان) متفاوت است و هر یک اتحادهای راهبردی کلیدی دیگری (مانند روابط مصر با امارات و عربستان یا روابط پاکستان با چین) دارند که می‌تواند مانع تعمیق همکاری دوجانبه گردد. در مجموع، این همکاری در صحنه منطقه‌ای، بیشتر یک نیروی تعدیل‌کننده و مکمل است.

ایران و پیامدهای همکاری‌های دفاعی مصر و پاکستان

همکاری دفاعی مصر و پاکستان می‌تواند پیامدهای دوگانه‌ای برای ایران داشته باشد. از جنبه مثبت، اگر این همکاری منجر به افزایش ثبات در شبه‌قاره هند و کنترل بهتر گروه‌های افراطی در منطقه شود، می‌تواند تهدیدات امنیتی غیرمستقیم علیه ایران کاهش دهد. همچنین، این تحول ممکن است انگیزه‌ای برای تحکیم روابط تاریخی ایران و پاکستان ایجاد کند تا اسلام‌آباد بیش‌ازحد به یک سو متمایل نشود. همچنین، تقویت روابط پاکستان با مصر به‌عنوان یک قطب معتدل عرب، می‌تواند تاحدی از شکل‌گیری قطب‌بندی‌های شدید منطقه‌ای بکاهد.

اما تأثیرات منفی بالقوه چشمگیرتر است. بزرگ‌ترین نگرانی ایران، شکل‌گیری محوری امنیتی با محوریت ریاض و مشارکت قاهره و اسلام‌آباد است که موازنه قدرت در منطقه را به ضرر تهران تغییر دهد. این اتحاد می‌تواند منجر به افزایش نظارت و محدودیت بر خطوط حیاتی دریایی ایران در دریای سرخ و تنگه باب‌المندب شود. همچنین، ممکن است توجه و تمرکز منابع امنیتی پاکستان را از مرزهای شرقی ایران و همکاری‌های دوجانبه به سمت دیگری منحرف کند. در نهایت باید گفت که تأثیر این روابط بر تهران به تعادل‌بخشی بین این دو جنبه و پاسخ فعال دیپلماتیک تهران بستگی خواهد داشت.

چشم‌انداز آینده و نتیجه‌گیری

پتانسیل همکاری دفاعی مصر و پاکستان در سال ۲۰۲۵ در حال گذار از مرحله نمادین به عملیاتی است. این رابطه دیگر بر پایه حسن‌نیت تاریخی صرف نیست، بلکه با دیپلماسی فعال، گفت‌وگوهای فنی ـ نظامی و هم‌نوایی در مسائل امنیت منطقه‌ای ازجمله ثبات غزه و مبارزه با تروریسم در حال تکوین است.

بااین‌حال، این مسیر با موانع ساختاری قابل‌توجهی نیز روبه‌روست. تمرکز جغرافیایی متفاوت دو کشور (خاورمیانه در مقابل شبه‌قاره) و اتحادهای مستحکم و رقیب هر یک (مانند روابط مصر با قدرت‌های عربی و غربی و روابط راهبردی پاکستان با چین و عربستان) محدودیت‌های ساختاری بر گسترش همکاری دفاعی دو کشور تحمیل می‌کند. باتوجه‌به موارد یادشده بعید است روابط دو کشور به شراکت راهبردی کاملی بینجامد و این روابط بیشتر در قالب شراکتی محدود در حوزه‌های مشخصی مانند آموزش، صنایع دفاعی و امنیت دریایی ظهور خواهد نمود. آینده‌ این رابطه به توانایی دو طرف برای تبدیل‌کردن نقاط مشترک به پروژه‌های عملی، مدیریت هوشمندانه‌ انتظارات و تعهدات متعارض در شبکه پیچیده اتحادهای منطقه‌ای آن‌ها بستگی خواهد داشت.

به نظر می‌رسد مقامات کشور ایران در مواجهه با این رویداد می‌بایست سیاست «تعامل فعال و متوازن‌ساز» را در پیش بگیرند. در همین راستا، بایستی نخست از طریق کانال‌های مستقیم و غیرمستقیم در اسلام‌آباد، بر عمق و اولویت رابطه دوجانبه تأکید شود و هم‌زمان، همکاری‌های اقتصادی و امنیتی با پاکستان به گونه‌ای تقویت و عینیت یابد که مشارکت جدید اسلام‌آباد با قاهره در حاشیه قرار گیرد. ثانیاً، این موقعیت باید بهانه‌ای برای بازگشایی گفت‌وگوهای امنیتی و اعتمادساز با مصر باشد تا مانع از تبدیل‌شدنش به جبهه کاملاً مخالف شود. ثالثاً، ایران باید با شتاب‌بخشی به همکاری‌های راهبردی با روسیه و چین و تثبیت دستاوردهای خود در منطقه، کارت‌های اقناعی خویش را در صحنه منطقه‌ای تقویت نگاه دارد. در پایان باید گفت که کلید موفقیت، تبدیل تهدید ادراک‌شده به محرکی برای خروج از بن‌بست دیپلماتیک و تنوع‌بخشی به روابط منطقه‌ای است.

نویسنده این مقاله

تیم تحریریه اندیشکده اقبال

تیم تحریریه اندیشکده اقبال

تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه

مشاهده پروفایل

مرتبط

جدیدترین

نظرات

دیدگاه
1000کاراکتر باقی‌مانده
هنوز نظری ثبت نشده.