روابط پاکستان و عراق: همگرایی در چالش‌ها و فرصت‌های نوین

روابط پاکستان و عراق: همگرایی در چالش‌ها و فرصت‌های نوین

مقدمه

روابط پاکستان و عراق،که متأثر از پیوندهای تاریخی، مذهبی و فرهنگی است، همواره از ظرفیت قابل توجهی برای گسترش برخوردار بوده‌اند. با وجود فراز و نشیب‌های ناشی از تحولات پرتلاطم منطقه‌ای، این روابط در سال‌های اخیر شاهد روندی تدریجی به سوی احیا و تعمیق بوده است. این تحول، نه تنها برآمده از ضرورت‌های اقتصادی و امنیتی دو کشور، بلکه بازتابی از تغییر در راهبرد کلان هر یک برای تنوع بخشی به شرکای منطقه‌ای و بین‌المللی خود است. این نوشتار به بررسی ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی روابط اسلام‌آباد و بغداد می‌پردازد و تحولات اخیر را در چارچوب منافع ملی و پویایی‌های منطقه‌ای تحلیل می‌کند. پرسش محوری این است که چگونه این دو کشور، با وجود چالش‌های داخلی و خارجی، در پی تعریف نقش جدیدی برای یکدیگر در سیاست خارجی خود هستند و این همکاری نوظهور چه تأثیری بر معادلات غرب آسیا و به‌ویژه بر موقعیت ایران می‌تواند داشته باشد.

پیشینه و بسترهای همکاری

روابط پاکستان و عراق به دوره تأسیس پاکستان در سال ۱۹۴۷ بازمی‌گردد و در چارچوب همبستگی جهان اسلام قابل تحلیل است.این روابط در دوران جنگ سرد عموماً مثبت بود و پاکستان، به عنوان کشوری با اکثریت مسلمان، همواره حساسیتی ویژه نسبت به مسائل جهان اسلام و از جمله عراق داشت. پس از سال ۲۰۰۳ و دگرگونی نظام سیاسی در عراق، روابط دو کشور وارد مرحله‌ای جدید شد. پاکستان با ارسال کمک‌های بشردوستانه و ارائه آموزش‌های نظامی و امنیتی، تلاش کرد در فرآیند بازسازی عراق مشارکت کند. اشتراکات مذهبی (وجود جمعیت قابل‌توجه شیعه در پاکستان و اکثریت شیعه در عراق) و همبستگی در مقابله با پدیده تروریسم، از مهم‌ترین زمینه‌های تقویت مناسبات در دو دهه اخیر به‌شمار می‌روند. با این حال، این رابطه تا سال‌های آغازین دهه ۲۰۲۰ عمدتاً در سطحی نمادین و با عمق عملیاتی محدود باقی مانده بود.

تحلیل وضعیت کنونی

در سال‌های اخیر،افزایش سطح تماس‌های دیپلماتیک و تشکیل کمیسیون مشترک همکاری، بیانگر اراده سیاسی دو طرف برای احیا و گسترش روابط دوجانبه است. تمرکز اصلی بر حوزه‌های اقتصادی، به‌ویژه انرژی و زیرساخت، و نیز همکاری‌های امنیتی و آموزشی قرار دارد.

در سال ۲۰۲۵،با سفر رسمی نخست‌وزیر پاکستان به بغداد، “موافقتنامه جامع همکاری انرژی” میان دو کشور به امضا رسید. بر پایه این توافق، پاکستان متعهد شد شرکت‌های مهندسی و ساخت خود را در پروژه‌های بازسازی پالایشگاه‌ها و شبکه‌های توزیع نفت و گاز عراق مشارکت دهد. در مقابل، بغداد قراردادی بلندمدت برای تأمین نفت خام با شرایط ترجیحی به اسلام‌آباد اعطا کرد. این توافق، ستون فقرات جدیدی برای همکاری اقتصادی دو کشور ایجاد نمود و می‌تواند الگویی برای دیگر کشورهای واردکننده نفت با ظرفیت‌های فنی باشد.

در حوزه امنیتی نیز همکاری‌ها دو کشور رو به گسترش است.در بهار ۲۰۲۵، پاکستان و عراق نخستین رزمایش مشترک ضدتروریسم خود را با نام «رعد الحزم» در پایگاهی آموزشی در غرب عراق برگزار کردند. این رزمایش که بر تبادل تجربیات در جنگ شهری و مقابله با تهدیدات امنیت سایبری متمرکز بود، گامی فراتر از همکاری‌های آموزشی گذشته محسوب می‌شود و عزم دو کشور برای ایجاد پیوندهای عملیاتی را نشان می‌دهد. همکاری‌های فرهنگی و دانشگاهی دوطرف نیز رشدی نسبی داشته‌اند. برنامه بورسیه‌های مشترک دانشگاهی که در سال ۲۰۲۵ آغاز به کار کرد، امکان تبادل سالانه ۲۰۰ دانشجو را فراهم آورده که به تقویت پیوندهای نسل آینده خواهد انجامید.

چالش‌ها و فرصت‌ها

به رغم موارد ذکر شده، این رابطه با چالش‌های ساختاری مهمی نیز روبه‌روست.ناامنی مزمن و بی‌ثباتی سیاسی در عراق، سرمایه‌گذاری بلندمدت شرکت‌های پاکستانی را با ریسکی بالا مواجه می‌کند. بوروکراسی پیچیده و فساد اداری در هر دو کشور نیز می‌تواند زمان و هزینه اجرای پروژه‌های مشترک را افزایش دهد. از سوی دیگر، رقابت منطقه‌ای ایران و عربستان سعودی، پاکستان را در موضعی حساس قرار می‌دهد. اسلام‌آباد روابط سنتی عمیقی با ریاض دارد و همزمان نمی‌خواهد با تهران، که نفوذی قابل‌توجه در بغداد دارد، دچار تنش شود. حفظ این موازنه ظریف، دیپلماسی هوشمندانه‌ای را می‌طلبد.

در سال ۲۰۲۵،پاکستان با میانجیگری بین برخی گروه‌های سیاسی عراقی و بازیگران منطقه‌ای، میزبانی دوری از گفت‌وگوهای غیرمستقیم میان آنها در اسلام‌آباد را بر عهده گرفت. اگرچه این نقش‌آفرینی محدود بود، اما تلاش پاکستان برای تبدیل شدن به بازیگری مؤثر در حل مناقشات منطقه‌ای فراتر از محیط سنتی خود (آسیای جنوبی) را نشان می‌داد و اعتماد بغداد را به عنوان یک میانجی بالقوه بی‌طرف افزایش داد.

فرصت اصلی برای پاکستان،دسترسی به بازار نیروی کار و پروژه‌های عظیم بازسازی عراق و نیز تنوع‌بخشی به منابع انرژی وارداتی خود است. برای عراق نیز، پاکستان می‌تواند منبعی برای جذب سرمایه‌گذاری در بخش‌های غیرنفتی، استفاده از تجارب امنیتی گسترده و حمایت سیاسی در مجامعی مانند سازمان همکاری اسلامی باشد. پاکستان با جمعیتی نزدیک به ۲۵۰ میلیون نفر، خود بازاری بزرگ برای کالاهای عراق در آینده به شمار می‌رود.

تأثیر بر ایران

تحکیم روابط پاکستان و عراق،تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم متعددی بر ایران، به عنوان همسایه، شریک تجاری اصلی و بازیگر با نفوذ در عراق، دارد. این تأثیرات دارای وجوه هم‌افزایی و رقابتی پیچیده‌ای است.

در سال ۲۰۲۵، پویایی‌های جدیدی در روابط دو کشور شکل گرفت که بی‌گمان تأثیرات فراوانی بر ایران خواهد گذاشت. از یک سو، موفقیت پاکستان در کسب سهمی عظیم از پروژه‌های بزرگ بازسازی در عراق، رقابت شرکت‌های ایرانی فعال در این بازار را تشدید کرد( به‌ویژه در بخش‌هایی مانند برق و ساخت‌وساز که شرکت‌های پاکستانی به دلیل هزینه نیروی کار پایین‌تر، رقیبی جدی به‌شمار می‌آیند)؛ از سوی دیگر، موافقت‌نامه انرژی پاکستان و عراق، اگرچه مستقیماً به صادرات نفت ایران لطمه نمی‌زند، اما بیانگر تلاش راهبردی بغداد برای متنوع‌سازی شرکای تجاری و کاهش وابستگی انحصاری به مسیرهای سنتی از جمله ایران است.

از بُعد فرصت، ایران می‌تواند از این رابطه به عنوان پلی برای گسترش همکاری‌های سه‌جانبه بهره‌برداری کند. اشتراکات امنیتی سه کشور در مبارزه با تروریسم و قاچاق، زمینه مناسبی برای همکاری‌های فنی فراهم می‌کند. در نیمه دوم سال ۲۰۲۵، پیشنهاد ایران برای تشکیل «کارگروه سه‌جانبه امنیت مرزی» بین ایران، عراق و پاکستان جهت مقابله با قاچاق سوخت و مواد مخدر، با استقبال اولیه دو طرف مواجه شد. همچنین، ایران می‌تواند از ظرفیت پاکستان، به عنوان شریکی دارای روابط خوب با غرب و جهان عرب، در نقش میانجی برای تسهیل گفت‌وگو با بازیگران مختلف در پرونده‌های منطقه‌ای استفاده نماید.

با این حال، چالش‌های بالقوه‌ای نیز برای تهران وجود دارد. نفوذ فزاینده پاکستان در عراق، به‌ویژه در حوزه‌های امنیتی و اقتصادی، می‌تواند در بلندمدت بر سهم سنتی ایران از نفوذ در این کشور اثر بگذارد. همچنین، هرگونه همکاری امنیتی نزدیک پاکستان و عراق که با تحریک یا حمایت مالی قدرت‌های ثالث (مانند عربستان سعودی) همراه باشد، می‌تواند از دید تهران تهدیدآمیز تلقی شود. واکنش ایران به رزمایش مشترک سال ۲۰۲۵ احتیاط‌آمیز بود و دیپلمات‌های ایرانی در پس‌زمینه، نگرانی خود را درباره احتمال «امنیتی‌سازی» بیش از حد روابط دو کشور ابراز داشتند. به طور کلی، سیاست ایران احتمالاً ترکیبی از تعامل سازنده برای بهره‌برداری از فرصت‌های همکاری سه‌جانبه و تقویت همزمان روابط دوجانبه با هر یک از دو کشور خواهد بود.

آینده روابط و پیامدهای منطقه‌ای

چشم‌انداز روابط پاکستان و عراق در گرو ثبات داخلی عراق و توانایی پاکستان برای تداوم سرمایه‌گذاری سیاسی و اقتصادی است.تعمیق این رابطه می‌تواند پنجره‌ای جدید به سوی غرب آسیا برای پاکستان بگشاید و وابستگی سنتی آن به بازیگران اصلی منطقه را کاهش دهد. برای عراق نیز، گسترش شرکای بین‌المللی فراتر از همسایگان مستقیم، در راستای بازیابی حاکمیت ملی و کاهش وابستگی به بلوک‌های قدرت منطقه‌ای است.

یک پروژه راهبردی که در اجلاس ۲۰۲۵ مورد توافق اصولی قرار گرفت،ایجاد «کریدور لجستیک بصره–کراچی» است. در صورت اجرایی شدن این طرح که هدف آن کاهش زمان حمل و نقل دریایی کالا میان دو کشور از طریق توسعه زیرساخت‌های بندری و ایجاد خط کشتیرانی منظم است،  پیوند اقتصادی دو کشور متحول خواهد شد. کارشناسان، اجرای کامل این کریدور را تا سال ۲۰۳۰ پیش‌بینی می‌کنند.

از نظر منطقه‌ای، همگرایی فزاینده پاکستان و عراق می‌تواند به ایجاد محوری سیاسی-اقتصادی در میان کشورهای اسلامی با گرایش میانه‌رو بینجامد. این امر می‌تواند تأثیراتی بر معادلات قدرت در منطقه داشته و حتی زمینه‌ساز شکل‌گیری الگوهای جدید همکاری سه‌جانبه (مانند با مشارکت ترکیه یا اردن) شود. این محور بالقوه ممکن است در بلندمدت به عنوان وزنه‌ای متعادل‌کننده در برابر اتحادهای سنتی عمل نماید.

نتیجه‌گیری

روابط پاکستان و عراق در آستانه تحولی قرار دارد که از الگوی سنتی مبتنی بر همبستگی اسلامی فراتر رفته و به سوی شراکتی راهبردی مبتنی بر منافع اقتصادی و امنیتی ملموس در حرکت است.موفقیت این مسیر، افزون بر اراده نخبگان سیاسی، مستلزم مدیریت چالش‌های امنیتی در عراق، بهبود فضای کسب‌وکار و یافتن راه‌حلی پایدار برای معضلات داخلی این کشور است. تحولات سال ۲۰۲۵، از جمله توافق تاریخی انرژی و طرح کریدور لجستیک، نشان می‌دهد که دو کشور با نگاهی بلندمدت و عمل‌گرایانه در حال بنا نهادن شالوده‌ای مستحکم برای رابطه‌ای با عمق منطقه‌ای هستند.

این رابطه اگر با ثبات باشد، می‌تواند مدلی برای دیگر کشورهای اسلامی باشد که در جست‌وجوی تنوع‌بخشی به اتحادها و شرکای خود در جهانی چندقطبی هستند. برای ایران، به عنوان ناظر و ذی‌نفع کلیدی، درک این پویایی جدید و تعامل فعال با آن از طریق تقویت همکاری‌های سه‌جانبه و حفظ روابط دوجانبه قوی، امری ضروری است. با این روش  نه تنها  می توان از چالش‌های آن در امان ماند، بلکه از فرصت‌های همکاری گسترده‌تر در معماری امنیتی و اقتصادی جدید غرب آسیا بهره‌مند شد. در نهایت، استحکام این اتحاد نوپا به توانایی آن در ارائه منافعی ملموس برای مردم دو کشور و کمک به ثبات کلی منطقه گره خورده است.

نویسنده این مقاله

تیم تحریریه اندیشکده اقبال

تیم تحریریه اندیشکده اقبال

تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه

مشاهده پروفایل

مرتبط

جدیدترین

نظرات

دیدگاه
1000کاراکتر باقی‌مانده
هنوز نظری ثبت نشده.