روابط سیاسی مصر و پاکستان: تلاش برای همگرایی راهبردی در کشاکش تحولات منطقه‌ای

روابط سیاسی مصر و پاکستان: تلاش برای همگرایی راهبردی در کشاکش تحولات منطقه‌ای

مقدمه

روابط مصر و پاکستان،به عنوان دو قدرت تأثیرگذار در جهان اسلام و بازیگران محوری در خاورمیانه و آسیای جنوبی، همواره از پیچیدگی‌ها و ظرفیت‌های قابل توجهی برخوردار بوده است. این مناسبات که ریشه در تاریخ مشترک، اشتراکات فرهنگی و هویت اسلامی دارد، در دوران معاصر تحت تأثیر تحولات داخلی هر کشور و پویایی‌های نظام بین‌الملل، فراز و نشیب‌های متعددی را پشت سر گذاشته است. در سال‌های اخیر، به ویژه با ظهور چالش‌های امنیتی مشترک و ضرورت‌های اقتصادی نوین، نشانه‌هایی از احیای سیاسی و تعمیق همکاری‌های راهبردی میان قاهره و اسلام‌آباد مشاهده شده است. این تحول در بستر رقابت فزاینده قدرت‌های منطقه‌ای، تلاش برای تنوع‌بخشی به اتحادها و نیاز مبرم به توسعه اقتصادی شکل گرفته است. این نوشتار به تحلیل همه‌جانبه ابعاد سیاسی این رابطه با تمرکز بر تحولات ساختاری اخیر می‌پردازد و در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که آیا این دو کشور در حال شکل‌دهی به یک اتحاد سیاسی نوین با قابلیت اثرگذاری پایدار بر معادلات خاورمیانه و جهان اسلام هستند، یا همکاری‌های آنان صرفاً در چارچوب منافع مقطعی و واکنشی قابل تفسیر است. بررسی این پویایی، نه تنها برای درک جهت‌گیری‌های آینده دو کشور، بلکه برای ترسیم نقشه راه همکاری‌های راهبردی در منطقه‌ای پُرتلاطم، حائز اهمیت فراوانی است.

پیشینه تاریخی

پایه‌های روابط نوین مصر و پاکستان به دهه‌های نخست پس از استقلال پاکستان در سال ۱۹۴۷ بازمی‌گردد و در چارچوب گفتمان همبستگی جهان اسلام و مبارزه با استعمار قابل تحلیل است.هر دو کشور به عنوان اعضای مؤسس جنبش عدم‌تعهد، در صحنه بین‌المللی نقشی فعال ایفا می‌کردند و در بسیاری از موضوعات جهانی، از جمله مسئله فلسطین، مواضعی همسو و هماهنگ داشتند. در دهه ۱۳۵۰ خورشیدی (۱۹۷۰ میلادی)، با قدرت‌گیری ذوالفقار علی بوتو در پاکستان و انور سادات در مصر، روابط دو کشور تحت تأثیر تحولات تاریخی خاورمیانه وارد مرحله‌ای تازه، عمیق و تعیین‌کننده شد. تصمیم مصر برای انعقاد پیمان صلح کمپ دیوید با اسرائیل در سال ۱۹۷۸، که با مخالفت شدید و محکومیت اکثریت جهان عرب روبرو شد، نقطه عطفی در روابط دو‌جانبه بود. در این برهه حساس، اسلام‌آباد برخلاف جریان غالب، حمایت سیاسی و دیپلماتیک فراوانی از مصر در این تصمیم‌گیری ارائه داد. این موضع‌گیری باعث شد تا درنهایت پیوندی راهبردی میان رهبران دو کشور شکل گیرد.

در دوران طولانی حکومت حسنی مبارک، این رابطه در سطحی بالا تداوم یافت و همکاری‌های نظامی، اطلاعاتی و آموزشی، به ویژه در حوزه آموزش نیروهای ویژه و تبادل تجربیات امنیتی، به طور چشمگیری گسترش یافت. با این حال، تحولات پس از بهار عربی در سال ۲۰۱۱ و به ویژه کودتای سال ۲۰۱۳ در مصر که به قدرت‌گیری عبدالفتاح السیسی انجامید، دورانی تازه همراه با چالش‌های دیپلماتیک را رقم زد. پاکستان با رویکردی محتاطانه و مبتنی بر واقع‌گرایی، سعی در حفظ موازنه‌ای ظریف بین حمایت از ثبات مصر و حفظ روابط سنتی و اقتصادی خود با دیگر بازیگران عربی مانند قطر و ترکیه داشت که از اخوان‌المسلمین حمایت می‌کردند. این دوره اگرچه به قطع روابط نیانجامید، اما فاقد آن عمق راهبردی، صمیمیت و پیش‌بینی‌پذیری دهه‌های گذشته بود. دولت پاکستان در این مقطع عملاً سیاست خارجی چندمحوری را در پیش گرفت و تلاش کرد با پرهیز از ورود به اختلافات ایدئولوژیک درونی جهان عرب، روابط خود را با تمامی جناح‌ها مدیریت کند.

تحلیل وضعیت کنونی

در سال‌های آغازین دهه ۲۰۲۰،همزمان با تثبیت دولت السیسی در مصر و تشدید چالش‌های چندبعدی اقتصادی-امنیتی در پاکستان، زمینه برای بازنگری اساسی در اولویت‌ها و ظرفیت‌های روابط دو‌جانبه فراهم شد. عواملی چون افزایش نفوذ و فعالیت‌های منطقه‌ای ایران و ترکیه، نگرانی‌های مشترک در قبال بی‌ثباتی فزاینده در افغانستان و خاورمیانه، و فشارهای اقتصادی ناشی از پیامدهای همه‌گیری جهانی کرونا و سپس جنگ در اوکراین، باعث شد نخبگان دو کشور به شرکای سنتی خود با نگاهی نوین و مبتنی بر محاسبات سخت منفعتی بنگرند. افزایش تدریجی تماس‌ها و دیدارهای مقامات عالی‌رتبه، زمزمه‌های احیای رابطه‌ای با محتوای راهبردی را قوت بخشید. تحولات سال ۲۰۲۵ به عنوان یک نقطه عطف، شتاب و جهت‌گیری جدیدی به این روند بخشید و آن را از سطح گفت‌وگوهای کلی و اعلامیه‌های نمادین به سطح توافق‌های عملیاتی، زمان‌بندی شده و دارای چارچوب اجرایی مشخص ارتقا داد.

در حوزه سیاسی و دیپلماتیک، سفر تاریخی نخست‌وزیر پاکستان به قاهره در فوریه ۲۰۲۵، که نخستین سفر در این سطح در طول یک دهه گذشته بود، فضایی کاملاً متفاوت ایجاد کرد. دستاورد محوری این سفر، امضای سند «بیانیه مشترک قاهره برای همکاری راهبردی» بود. این بیانیه تنها یک اعلامیه سیاسی نبود، بلکه چارچوبی جامع، جزئی‌نگر و دارای ضرب‌الاجل برای همکاری در حوزه‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و فناوری ترسیم نمود. محور گفتمانی این بیانیه، تأکید مجدد و صریح بر «وحدت جهان اسلام در برابر تهدیدات فرقه‌ای، افراطی و مداخلات خارجی» و «حمایت قاطع و بدون تنازل از تمامیت ارضی و حاکمیت ملی کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی» بود. این مضامین، به طور ضمنی اما کاملاً شفاف، حمایت متقابل دو کشور از مواضع حساس یکدیگر، از جمله مسئله کشمیر برای پاکستان و موضوعات مرتبط با حوضه نیل و ثبات لیبی برای مصر را تقویت و نهادینه کرد. همچنین، برای نخستین بار موافقت عملی بر سر فعال‌سازی دبیرخانه دائمی کمیسیون مشترک وزیران با بودجه و کارکنان اختصاصی حاصل شد تا پیگیری و نظارت بر اجرای توافقات از حالت تشریفاتی خارج گردد.

در حوزه امنیتی و دفاعی، مهم‌ترین تحول عملیاتی، امضای «قرارداد همکاری جامع دفاعی و امنیتی» در مه ۲۰۲۵ بود. این قرارداد پنج‌ساله، که حاصل ماه‌ها مذاکره فنی بود، همکاری‌های دوجانبه را به سطحی بی‌سابقه ارتقا داد. مفاد آن شامل تشدید تبادل اطلاعات بلادرنگ و عملیاتی در زمینه تروریسم، افراط‌گرایی و جرائم سازمان‌یافته فرامرزی، آموزش مشترک و دوره‌های تخصصی برای نیروهای ویژه در زمینه ضدشورش، گروگان‌گیری و عملیات شهری، و توسعه همکاری‌های صنعتی دفاعی با تمرکز بر تعمیرات اساسی، نوسازی و نگهداری ناوگان هوایی و همچنین مشارکت در تولید برخی قطعات یدکی و مهمات بود. نماد عینی این تحول امنیتی، برگزاری نخستین رزمایش سه‌جانبه دریایی مصر، پاکستان و عربستان سعودی با نام «محافظان دریای سرخ» در سپتامبر ۲۰۲۵ در آب‌های جنوب این آبراه حیاتی بود. این رزمایش که شامل مانورهای ضدزیردریایی، امنیت کشتیرانی و مقابله با تهدیدات نامتقارن بود، پیامی راهبردی درباره شکل‌گیری محور امنیتی جدیدی متشکل از قدرت‌های میانه‌رو جهان اسلام با توانمندی عملیاتی مشترک به منطقه و جهان ارسال کرد.

در عرصه اقتصادی و انرژی، بحران‌های زنجیره‌ای جهانی و نیاز مبرم مصر به تنوع‌بخشی به واردات کالاهای اساسی، فرصتی تاریخی برای پاکستان به عنوان یک تولیدکننده بزرگ کشاورزی ایجاد کرد. در ژوئیه ۲۰۲۵، موافقت‌نامه بلندمدت پنج‌ساله تأمین گندم و برنج پاکستان برای مصر با قیمت‌های ترجیحی و با استفاده از سازوکار مبادله ارزهای ملی (پوند مصر و روپیه پاکستان) به امضا رسید. این توافق که ثبات‌بخش بود، هم فشار بر ذخایر ارزی خارجی مصر را کاهش داد و هم بازاری پایدار و با ارزش افزوده بالا برای تولیدات راهبردی کشاورزی پاکستان فراهم نمود. پروژه زیرساختی شاخص این دوره، توافق اولیه برای توسعه «کریدور تجاری مستقیم دریایی کراچی-پورت سعید» بود. هدف این کریدور که قرار است با افزایش ظرفیت کشتی‌های مسیر، ایجاد خط کشتیرانی منظم و ساده‌سازی یکپارچه رویه‌های گمرکی و لجستیکی محقق شود، کاهش ۳۰ درصدی زمان و ۲۰ درصدی هزینه حمل‌ونقل کالاهای اساسی و غیراساسی عنوان شده است. در صورت تکمیل، این مسیر نه تنها امنیت غذایی و تجاری مصر را افزایش می‌دهد، بلکه دسترسی کارآمدتر پاکستان به بازارهای حیاتی آفریقا و اروپا از طریق کانون لجستیکی مصر را ممکن می‌سازد.

تأثیرات منطقه‌ای

تحکیم و تعمیق روابط مصر و پاکستان،تأثیرات گسترده، چندلایه و پایداری بر معادلات ژئوپلیتیک دو منطقه کلیدی خواهد داشت. در جهان عرب و خاورمیانه، این همگرایی عملاً به تقویت و انسجام بیشتر جبهه کشورهای میانه‌رو، دولت‌محور و معتقد به اولویت ثبات دولتی (نظیر مصر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی) می‌انجامد. پاکستان با گرایش بیشتر به سمت این محور، عملاً از محور رقیب قطر-ترکیه، که از جنبش‌های اسلام سیاسی اخوانی حمایت می‌کند، فاصله معناداری می‌گیرد. این تغییر موازنه می‌تواند وزن دیپلماتیک، رسانه‌ای و ایدئولوژیک مصر را در رقابت دیرینه با ترکیه بر سر رهبری معنوی و سیاسی جهان اسلام به طور قابل توجهی افزایش دهد.

در صحنه آسیای جنوبی، اعلام حمایت صریح‌تر و مستند مصر از مواضع پاکستان در مسئله کشمیر، که در متن بیانیه ۲۰۲۵ گنجانده شد، می‌تواند فشار دیپلماتیک چندجانبه بر هند را افزایش دهد. مصر به عنوان یکی از اعضای مؤسس و تأثیرگذار جنبش عدم‌تعهد و سازمان همکاری اسلامی، با استفاده از نهادهای بین‌المللی می‌تواند با مشروعیت‌بخشی به مواضع اسلام‌آباد و جلب توجه مجامع جهانی، به حل این مناقشه دیرینه کمک شایانی کند. این پشتیبانی می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در متوازن‌سازی در برابر روایت هندی در مجامعی مانند سازمان ملل متحد داشته باشد.

افزون بر این، این اتحاد نوپا و در حال تکوین می‌تواند ظرفیت بی‌بدیلی برای ایفای نقش «میانجی‌گری مشترک » توسط دو کشور در برخی بحران‌های پیچیده منطقه‌ای، مانند افغانستان یا یمن، فراهم آورد. ترکیب نفوذ و اعتبار نسبی هر دو کشور در میان طیف‌های مختلف؛ مصر در بین برخی دولت‌ها و گروه‌های عربی سنی و پاکستان در بین گروه‌های مختلف افغان و بازیگران آسیای مرکزی، می‌تواند زمینه را برای ارائه ابتکارهای صلح جامع‌تر و پذیرفتنی‌تر فراهم کند. همکاری اطلاعاتی و امنیتی مشترک آن‌ها در مورد این بحران‌ها نیز می‌تواند کارآمدتر باشد.

تأثیر بر ایران

برای ایران،به عنوان یک بازیگر کلیدی منطقه‌ای، تحکیم روابط مصر و پاکستان پیامدهایی دوگانه، پیچیده و در عین حال قابل مدیریت و تبدیل به فرصت دارد. از بُعد فرصت، ایران می‌تواند از طریق پاکستان، که علیرغم همه تحولات همچنان روابط نسبتاً مستحکم، کانال‌های گفت‌وگوی مستقیم و منافع مشترک امنیتی با تهران را حفظ کرده، به عنوان یک مجرای ارتباطی غیرمستقیم، قابل اطمینان و کم‌حاشیه با مصر عمل کند. قاهره و تهران در سال‌های اخیر، علیرغم اختلافات عمیق، تلاش‌هایی محتاطانه و گام به گام برای کاهش تنش و کشف زمینه‌های همکاری محدود داشته‌اند. گزارش‌های معتبر از برگزاری یک دور گفت‌وگوی امنیتی سه‌جانبه غیرعلنی و کارشناسی در مسقط بین مقامات ارشد امنیتی ایران، پاکستان و مصر در اواخر ۲۰۲۵ در مورد تهدیدات مشترک ناشی از بی‌ثباتی افغانستان و گسترش فعالیت‌های گروه تروریستی داعش خراسان گواه این مدعا است. این نشان می‌دهد که همگرایی جدید مصر و پاکستان لزوماً و ذاتاً به معنای ایجاد یک بلوک یکپارچه، خصومت‌آمیز و تمام‌عیار ضدایرانی نیست و فضایی عمل‌گرایانه برای همکاری‌های فنی و مبتنی بر منافع امنیتی مشترک در زمینه‌های خاص وجود دارد.

از بُعد چالش، همکاری امنیتی و نظامی فزاینده و نهادینه شده قاهره و اسلام‌آباد، به ویژه هنگامی که در چارچوبی وسیع‌تر با محوریت و احتمالاً حمایت مالی-تسلیحاتی عربستان سعودی قرار می‌گیرد، به طور طبیعی نگرانی و رصد دقیق تهران را برمی‌انگیزد. ایران، رزمایش مشترک دریایی در دریای سرخ را بخشی از روند کلان‌تر «نظامی‌سازی» و «ائتلاف‌سازی» در این آبراه حیاتی جهانی می‌بیند که هدف نهایی آن تحت فشار قرار دادن این کشور و محدود کردن دامنه مانور و نفوذ منطقه‌ای ایران است. همچنین، هرگونه تلاش هماهنگ و بلندمدت این محور برای تضعیف ساختاری اخوان‌المسلمین و دیگر گروه‌های اسلام‌گرای سنی در منطقه، می‌تواند به طور غیرمستقیم اما مؤثر بر معادلات پیچیده قدرت که ایران در آن‌ها دارای متحدان و شرکای راهبردی است، تأثیرگذار باشد.

چشم‌اندازآینده

چشم‌انداز روابط مصر و پاکستان در سال‌های آینده تحت تأثیر درهم‌تنیدگی مجموعه‌ای از متغیرهای داخلی،منطقه‌ای و بین‌المللی قرار دارد. تحلیل روندها حاکی از آن است که مسیر پیش‌رو نه بازگشت به سردی نسبی و انفعال گذشته است و نه حرکت شتابان به سوی تبدیل شدن به یک اتحاد نظامی-سیاسی تمام‌عیار. بلکه، سناریوی محتمل‌تر، حرکت تدریجی، پایدار و مبتنی بر ارزیابی مستمر به سمت یک مشارکت راهبردی جامع و انعطاف‌پذیر است که بر چند رکن اساسی استوار خواهد بود.

نخست، تثبیت، تحکیم و عادی‌سازی سازوکارهای نهادی ایجادشده، کلید موفقیت است. نهادهایی مانند دبیرخانه دائمی کمیسیون مشترک، گروه‌های کاری تخصصی حوزه‌ای و کمیته‌های نظارتی باید از حالت اسمی خارج شده و با برگزاری جلسات منظم، تعیین سنجه‌های عملکردی و گزارش‌دهی شفاف، دستاوردهای ملموس و دور از حاشیه تولید کنند. تبدیل توافق‌نامه‌های کلان به پروژه‌های عملیاتی کوچک، متوسط و دارای زمان‌بندی مشخص، اعتماد متقابل و انگیزه ادامه همکاری را تقویت خواهد کرد.

دوم، مدیریت مؤثر چالش‌های بزرگ اقتصادی داخلی هر دو طرف، آزمونی سرنوشت‌ساز است. مصر با کوهی از بدهی خارجی، تورم فزاینده و نیاز به جذب سرمایه‌گذاری عظیم روبروست. پاکستان نیز درگیر چالش‌های مشابهی از جمله بحران بدهی، کمبود ذخایر ارزی و نااطمینانی سیاسی است. توانایی واقعی دو کشور برای تخصیص بودجه و تحقق تعهدات مالی در پروژه‌های مشترک بلندمدت (مانند کریدور دریایی) و حفظ جریان پایدار تجارت ترجیحی در شرایط بحرانی، معیار اصلی پایداری و عمق رابطه خواهد بود. در این مسیر، همکاری مشترک برای جلب و هدایت سرمایه‌گذاری سوم (به ویژه از طرف عربستان سعودی، امارات یا چین) به سمت پروژه‌های مشترک می‌تواند راه‌گشا و تسهیل‌کننده باشد.

سوم، هدایت هوشمندانه، ظریف و غیرایدئولوژیک بازی چندجانبه پیچیده منطقه‌ای، نیازمند دیپلماسی فعال است. پاکستان باید همچنان موازنه حساس تاریخی خود را بین تقویت روابط با محور مصر-عربستان و حفظ روابط اقتصادی، امنیتی و مردمی با ترکیه مدیریت کند. مصر نیز باید این همکاری راهبردی را به گونه‌ای سامان دهد که به فضای مانور دیپلماتیک آن و فرآیند احتمالی و تدریجی عادی‌سازی روابط با ایران در آینده، که می‌تواند به ثبات منطقه بینجامد، لطمه اساسی نزند. توانایی دو کشور در طراحی و اجرای همکاری سه‌جانبه سازنده و غیرحاشیه‌ساز با بازیگران مختلف حتی متعارض، نشان‌دهنده بلوغ سیاسی و اوج هنر دیپلماتیک این اتحاد خواهد بود.

چهارم، هماهنگی و هم‌صدایی بیشتر در صحنه بین‌المللی و نهادهای چندجانبه می‌تواند به این رابطه هویت و بعدی فرامنطقه‌ای ببخشد. همسویی در سازمان‌هایی مانند سازمان همکاری اسلامی در موضوعاتی چون مقابله با اسلام‌هراسی سیستماتیک، دفاع از حقوق قانونی مردم فلسطین، و حمایت از اصلاح ساختار ناعادلانه نظم اقتصادی و سیاسی جهانی، می‌تواند آن را از یک همکاری دوجانبه صرفاً منفعت‌محور به یک شراکت با آرمان‌های مشترک ارتقا دهد.

در این چارچوب، سناریوی محتمل، تعمیق تدریجی، گام به گام و متمرکز بر حوزه‌های منتخب دارای مزیت آشکار متقابل است. در این سناریو، همکاری امنیتی و اطلاعاتی به دلیل ماهیت تهدیدات مشترک و غیرقابل انکار، پایدارترین و مقاوم‌ترین بخش رابطه باقی خواهد ماند. همکاری اقتصادی عمدتاً بر حوزه‌های دارای مزیت مطلق و نسبی آشکار (مانند کشاورزی، لجستیک، دارو و مهندسی) متمرکز شده و از پروژه‌های پرریسک و بلندپروازانه پرهیز خواهد شد. در سطح سیاسی کلان، هماهنگی در موضوعات حساس و حیاتی جهان اسلام تقویت می‌شود، اما هر کشور در بسیاری دیگر از پرونده‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، استقلال عمل و حق انتخاب خود را حفظ خواهد کرد.

نتیجه‌گیری

روابط سیاسی مصر و پاکستان در سال ۲۰۲۵ شاهد تحولی کیفی،ساختاری و نشان‌دار بود که از سطح روابط دوستانه معمولی، احترامی و فاقد عمق عملیاتی فراتر رفته و به سمت یک همکاری راهبردی ساختاریافته، نهادینه شده و صریحاً مبتنی بر منافع ملی ملموس و محاسبه‌شده حرکت کرد. محرک این تحول تاریخی، ترکیبی هوشمندانه و ضروری از فشارهای امنیتی (مقابله با تروریسم فرامرزی و بی‌ثباتی ناشی از خلأ قدرت)، نیازهای اقتصادی فوری و روزافزون (امنیت غذایی، امنیت انرژی و ثبات تجاری) و در عین حال، آرمان‌ها و بلندپروازی‌های سیاسی بلندمدت (بازیابی نقش رهبری و ابتکار عمل در جهان اسلام و تنوع‌بخشی به شبکه اتحادها و شرکای راهبردی در جهان چندقطبی) بوده است.

این همگرایی در حال تکوین، اگرچه هنوز در مراحل اولیه تثبیت، آزمون و تردید است، اما از پتانسیل تبدیل شدن به محوری میانه‌رو، عمل‌گرا و تأثیرگذار با هسته مرکزی قاهره-اسلام‌آباد برخوردار است که امکان گسترش آرام و داوطلبانه به دیگر بازیگران کلیدی منطقه مانند عربستان سعودی را دارد. شکل‌گیری چنین محوری می‌تواند به تدریج بر موازنه قوا در جهان اسلام و خاورمیانه تأثیر گذاشته، معادلات را پیچیده‌تر کرده و گزینه‌های جدیدی پیش روی بازیگران منطقه بگذارد.

برای ایران، این تحول همزمان هم پنجره‌ای برای دیالوگ غیرمستقیم، اعتمادسازی تدریجی و همکاری‌های امنیتی هدفمند و محدود از طریق کانال پاکستان می‌گشاید و هم چالشی جدی برای دیپلماسی فعال، هوشمندی و انعطاف‌پذیری منطقه‌ای آن در غرب آسیا ایجاد می‌کند. در نهایت، پایداری، مقاومت و عمق واقعی این رابطه انعطاف‌پذیر به توانایی نهادینه شده دو کشور در ترجمه قراردادها و بیانیه‌ها به پیشرفت‌های محسوس در زندگی مردم، مدیریت منطقی و غیرعاطفی اختلافات با شرکای ثالث، و ارائه الگویی موفق، مسالمت‌آمیز و توسعه‌محور از همکاری بین‌المنطقه‌ای در جهان پرآشوب و در حال گذار امروز بستگی خواهد داشت. موفقیت این الگوی آزمایشی می‌تواند برای دیگر کشورهای اسلامی با اقتصادهای در حال توسعه، ظرفیت‌های مکمل و آرزومند بازیابی جایگاه تاریخی خود، بسیار الهام‌بخش و راهگشا باشد.

نویسنده این مقاله

تیم تحریریه اندیشکده اقبال

تیم تحریریه اندیشکده اقبال

تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه

مشاهده پروفایل

مرتبط

جدیدترین

نظرات

دیدگاه
1000کاراکتر باقی‌مانده
هنوز نظری ثبت نشده.