پاکستان و بازتعریف دیپلماسی بحران در نبرد ایران و آمریکا

پاکستان و بازتعریف دیپلماسی بحران در نبرد ایران و آمریکا

محمد هاشم دولتی
محمد هاشم دولتی
0 نظر

​ عبور از لبه پرتگاه

​در حالی که تنش‌ها میان دولت دونالد ترامپ و ایران به نقطه جوش رسیده بود، پاکستان موفق شد با میانجی‌گری میان تهران و واشنگتن، آتش‌بسی شکننده اما حیاتی برقرار کند. این در حالی است که دور اول مذاکرات در اسلام‌آباد با حضور جی‌دی ونس (معاون ترامپ) به بن‌بست رسیده بود.

​ دیپلماسیِ رفت و برگشت (Shuttle Diplomacy)

مقامات ارشد پاکستان برای تثبیت صلح، تحرکات بی سابقه‌ای داشتند:

​شهباز شریف (نخست‌وزیر): رایزنی در عربستان، قطر و ترکیه.

​فیلد مارشال عاصم منیر (فرمانده ارتش): سفر غافلگیرانه سه روزه به تهران برای گفتگو با  پزشکیان و عباس عراقچی و فرماندهان سپاه.

​ چرا پاکستان؟ (مدل جدید میانجی‌گری)

​برخلاف مدل‌های سنتی (مثل عمان یا قطر) که بر بی‌طرفی مطلق استوارند، نقش پاکستان ترکیبی از دسترسی سیاسی و قدرت سخت است:

​رابطه شخصی: ترامپ در “تروث سوشال” صراحتاً از شهباز شریف و عاصم منیر تمجید کرده است. (رابطه‌ای که از زمان جنگ پارسال با هند تقویت شد).

​تضمین نظامی: پاکستان برای امنیت تیم مذاکره‌کننده ایران، اسکورت هوایی با جنگنده‌ها فراهم کرد.

​موقعیت ژئوپلیتیک: پیوند عمیق با ایران (به دلیل جمعیت شیعه و همسایگی) در کنار پیمان دفاعی جدید با عربستان و حمایتِ چراغ خاموش چین.

​ واکنش‌های بین‌المللی:

​پپه اسکوبار (تحلیلگریک روزنامه‌نگار، تحلیلگر ژئوپلیتیک و نویسنده برجسته برزیلی متخصص امور ایران و غرب): عاصم منیر احتمالاً تنها فردی در جهان است که همزمان می‌تواند به ترامپ زنگ بزند و در تهران هم مثل یک برادر پذیرفته شود.

آنتونیو گوترش (دبیرکل سازمان ملل): از نقش سازنده اسلام‌آباد در فرآیند صلح قدردانی می‌کنم.

​ نتیجه‌گیری:

​پاکستان ثابت کرد که در دنیای امروز، نفوذ فقط از راه “بی‌طرفی” به دست نمی‌آید؛ بلکه گاهی حضور فعال در میدان و توانایی بازی در نقش “میزبان، ذینفع و تضمین کننده” است که می‌تواند مانع از یک جنگ ویرانگر شود.

نویسنده این مقاله

مرتبط

جدیدترین

نظرات

دیدگاه
1000کاراکتر باقی‌مانده
هنوز نظری ثبت نشده.