قرارداد راداری آمریکا و پاکستان؛ مانور راهبردی واشنگتن میان اسلام‌آباد و دهلی نو

قرارداد راداری آمریکا و پاکستان؛ مانور راهبردی واشنگتن میان اسلام‌آباد و دهلی نو

دکتر شهرام پیرانی
دکتر شهرام پیرانی
0 نظر

مقدمه

در دسامبر ۲۰۲۵، وزارت خارجه ایالات متحده دو بسته بزرگ قرارداد نظامی با پاکستان را نهایی کرد که ارزش کلی آنها از مرز ۱.۱۷ میلیارد دلار فراتر می‌رود. هسته اصلی این توافق‌ها، ارتقا و پشتیبانی بلندمدت از رادارهای جنگنده‌های اف‑۱۶ نیروی هوایی پاکستان است. قرارداد نخست به ارزش ۴۸۸ میلیون دلار به صورت «قیمت ثابت – تحویل نامحدود» توسط شرکت “نورتروپ گرامن” برای نگهداری رادارهای مدل” APG‑66 “و” APG‑68″ منعقد شده و تا مارس ۲۰۳۶ معتبر است. قرارداد دوم به ارزش ۶۸۶ میلیون دلار که کمی پیش‌تر به کنگره آمریکا اعلام گردید، شامل ارتقای سامانه‌های جنگ الکترونیک، نرم‌افزارهای ماموریتی، لینک ارتباطی امن (لینک‑۱۶)، سامانه‌های ناوبری و همچنین تأمین قطعات یدکی و آموزش خلبانان و تکنسین‌ها است. این قراردادها در نگاه اول، اقدامی فنی وحمایتی به نظر می‌رسند، اما در تحلیل نهایی، حامل پیام‌های راهبردی مهمی برای موازنه قدرت در جنوب آسیا، مناسبات واشنگتن – دهلی نو و آینده اتحاد استراتژیک پاکستان با غرب هستند. هدف این مقاله، بررسی ابعاد فنی، سیاسی و آینده‌پژوهانه این توافق و تفسیر منطق پنهان آمریکا در امضای آن علی‌رغم مخالفت‌های سنتی هند است.

زمینه‌های تاریخی و نظامی همکاری آمریکا و پاکستان

روابط نظامی آمریکا و پاکستان همواره با فراز و نشیب‌های زیادی همراه بوده است. از دهه ۱۹۸۰ که پاکستان به عنوان متحد راهبردی واشنگتن در برابر شوروی در افغانستان ظاهر شد، رادارهای جنگنده‌های اف‑۱۶ به نماد این همکاری تبدیل گردیدند. اولین محموله رادارهای اف‑۱۶ در سال ۱۹۸۲ به پاکستان تحویل داده شد و از آن زمان تاکنون، نیروی هوایی پاکستان بیش از ۸۰ فروند از این رادارها را در مدل‌های مختلف دریافت کرده است.

اما با پایان جنگ سرد و به ویژه پس از آزمایش‌های هسته‌ای پاکستان در ۱۹۹۸ و همچنین تعلیق همکاری‌های نظامی در دوره پس از ۱۱ سپتامبر، روابط دو کشور دچار افت معناداری شد. با این وجود، رادارهای جنگنده‌های اف‑۱۶ همیشه به عنوان یک «نیروی بازدارنده قابل اتکا» در برابر برتری هوایی هند در قلب دکترین دفاعی پاکستان باقی مانده‌اند. اکنون پس از چند سال تیرگی روابط در دوران نخست‌وزیری” عمران خان” (۲۰۱۸ تا ۲۰۲۲) و اتهامات متقابل درباره دخالت در امور داخلی یکدیگر و افغانستان، به نظر می‌رسد واشنگتن تلاش می‌کند از طریق بسته‌های پشتیبانی فنی، سطح قابل قبولی از تعامل نظامی با اسلام‌آباد را حفظ کند. این رویکرد نه تنها از فروپاشی کامل نفوذ آمریکا در پاکستان جلوگیری می‌کند، بلکه مانع آن می‌شود که پاکستان برای نگهداری ناوگان هوایی خود خود با چالش‌های فلج‌کننده مواجه شود و مجبور گردد به چین یا روسیه روی آورد.

محتوای فنی قرارداد و اهمیت آن برای آمادگی رزمی پاکستان

قرارداد نخست که به امضای نورتروپ گرامن رسیده، بخشی از یک قرارداد گسترده با بیش از ۲۰ کشور از جمله ترکیه، مصر، عربستان و اردن است. اما ارزش آن برای پاکستان در این است که رادارهای” APG‑66″ و “APG‑68 “که قلب حسگری اف‑۱۶های قدیمی‌تر پاکستان به شمار می‌روند، با قطعات اصلی و مهندسی معتبر آمریکایی بازسازی و به‌روزرسانی می‌شوند.

رادار” APG‑68″ (نسخه بهبودیافته APG‑66) قابلیت ردیابی همزمان چند هدف، رهگیری در برد بیش از ۱۰۰ کیلومتر و حالت نقشه‌برداری از زمین با وضوح بالا را دارد. بدون پشتیبانی مداوم، این رادارها به دلیل نبود قطعات و دانش فنی به سرعت از مدار خارج می‌شوند. در سوی دیگر، قرارداد دوم که شامل نصب لینک‑۱۶ و ارتقای سیستم‌های جنگ الکترونیک است، رادارهای جنگنده‌های اف‑۱۶ پاکستان را قادر می‌سازد در یک شبکه داده تاکتیکی با جنگنده‌های ترکیه، ناتو و حتی عربستان هماهنگ شوند. این موضوع به ویژه برای عملیات‌های مشترک احتمالی در خلیج فارس یا عملیات ضد تروریسم در مرز افغانستان اهمیت دارد. همچنین ارتقای نرم‌افزارهای ماموریتی به خلبانان پاکستانی اجازه می‌دهد از مهمات هوشمند باقی‌مانده از دوران کمک‌های نظامی پیشین استفاده کنند. به طور خلاصه، بدون این قراردادها، سطح آمادگی ناوگان اف‑۱۶ پاکستان ظرف پنج تا هفت سال آینده به نحو بارزی افت خواهد کرد. در نتیجه، واشنگتن با امضای این توافق، عملاً از ازکارافتادگی یک بازوی بازدارنده کلیدی خود در جنوب آسیا جلوگیری کرده است.

انگیزه‌های راهبردی آمریکا

در نگاه نخست، منطقی به نظر نمی‌رسد که آمریکا با این قرارداد، روابط خود با هند (که اکنون شریک راهبردی اصلی این کشور در منطقه است)، را تیره کند. دهلی نو به طور سنتی با هرگونه ارتقای توان رزمی پاکستان مخالف بوده و بارها مخالفت خود را با درخواست‌های اسلام‌آباد برای خرید رادارهای اف‑۱۶ ابرازکرده است. اما تحلیلگران ارشد پنتاگون سه دلیل کلیدی برای این اقدام آمریکا ارائه می‌دهند: نخستین عامل، «جلوگیری از خروج کامل پاکستان از مدار غرب» می‌باشد. پاکستان کشوری با ۲۴۰ میلیون جمعیت، دارای زرادخانه هسته‌ای عظیم و در همسایگی مستقیم چین و ایران است. اگر واشنگتن بنا به هر دلیلی پشتیبانی فنی ازهواپیماهای اف‑۱۶ را قطع کند، اسلام‌آباد چاره‌ای جز روی آوردن به پکن برای تعمیر و نگهداری این جنگنده‌ها نخواهد داشت. چنین اقدامی نه تنها فناوری حساس آمریکا در معرض کپی‌برداری چین قرار می‌گیرد، بلکه پاکستان را بیش از پیش به محور چین – روسیه نزدیک‌تر می‌کند.

عامل دوم، «نیازواشنگتن به همکاری اطلاعاتی و ضدتروریسم» است. اگرچه آمریکا از افغانستان خارج شده، اما نظارت بر گروه‌هایی مانند “داعش‑خراسان”، “تحریک طالبان پاکستان” (TTP) و القاعده همچنان نیازمند پروازهای شناسایی و تبادل اطلاعاتی با نیروی هوایی پاکستان است. رادارهای به‌روز شده این هماهنگی را ممکن می‌کنند. و بالاخره عامل سوم، «مدیریت منازعه مهارشده پاکستان با هند»است. آمریکا نمی‌خواهد دهلی نو به قدری قدرتمند شود که دیگر نیازی به میانجی‌گری واشنگتن در مناقشات منطقه‌ای (مانند کشمیر) نباشد. حفظ سطح مشخصی از توان بازدارندگی پاکستان، به هند این پیام را مخابره می‌کند که تنها راه حفظ آرامش در جنوب آسیا، همکاری با آمریکاست.

محاسبات پاکستان: دوچرخه‌سواری بر لبه پرتگاه

اسلام‌آباد از دیرباز به طرز ماهرانه‌ای در میانه رقابت دو قدرت بزرگ (چین و آمریکا) بازی کرده است. اما در شرایط کنونی، پاکستان بیش از هر زمان دیگری به این قراردادها نیاز دارد. نیروی هوایی پاکستان با دو مشکل اساسی روبروست: از یک سو، ناوگان اف‑۱۶ به دلیل تحریم‌های ادواری و کمبود قطعات، آمادگی عملیاتی پایینی دارد. از سوی دیگر، جنگنده‌های چینی “جی‌اف‑۱۷ تاندر “و “جی-‌۱۰سی” از نظر کیفیت سامانه‌های جنگ الکترونیک و یکپارچگی با استانداردهای ناتو به پای رادارهای جنگنده‌های اف‑۱۶ نمی‌رسند. بنابراین، ارتقای راداری و نصب لینک‑۱۶ بر روی آنها برای پاکستان یک «ضرورت حیاتی» است؛ زیرا تنها با این قابلیت‌ها می‌تواند در رزمایش‌های بین‌المللی (مانند رزمایش «شاهین» با ترکیه یا «سازش» با عربستان) شرکت مؤثر داشته باشد و بازدارندگی خود را در برابر برتری هوایی هند حفظ کند.

افزون بر این، دریافت این فناوری‌ها گرچه قدرت تهاجمی پاکستان را به طرز چشمگیری افزایش نمی‌دهد (زیرا موشک‌های دوربرد” AIM‑120C-7/8″ در این بسته گنجانده نشده و رادار AESA نیز از دایره این کمک‌ها خارج است)، اما به اسلام‌آباد اجازه می‌دهد تا قدرت عملیاتی خود را حفظ نموده و تا پایان دهه ۲۰۳۰ ناوگان فعلی را سرپا نگه دارد. پاکستان با هوشمندی تمام، در چند سال اخیر روابط دفاعی خود را با چین در برخی حوزه‌ها (مانند خرید جنگنده‌های جی‌۱۰سی و همکاری در توسعه زیردریایی‌ها) توسعه داده و همزمان از آمریکا پشتیبانی فنی می‌گیرد. به احتمال زیاد، پاکستان قادر خواهد بود که این «چندجانبه‌گرایی دفاعی»  را تا مدت‌ها ادامه دهد.

واکنش هند و پیامدهای موازنه منطقه‌ای

در ابتدا، دهلی نو واکنش رسمی تندی نسبت به این قرارداد نشان نداد، اما دیپلمات‌های هندی در گفت‌وگوهای خصوصی با مقامات آمریکایی نارضایتی خود را از این مسئله ابراز داشته‌اند. منافع هند ایجاب می‌کند که پاکستان هرگز نتواند به فناوری‌های حساسی دست یابد که توان عملیاتی رادارهای جنگنده‌های “اف‑۱۶ ” را به سطح جنگنده‌های رافال یا سوخو‑۳۰ برساند. اما در این قرارداد، دو خط قرمز اصلی حفظ شده است: نخست، خبری از رادارهای آرایه فازی فعال (AESA) (که قابلیت رهگیری اهداف پنهانکار و دوربرد را چند برابر می‌کند) نیست. دوم، موشک‌های( AIM‑120C-7/8) که برد بیش از ۱۶۰ کیلومتر دارند و می‌توانند جت‌های هندی را از پشت مرز هدف قرار دهند، در فهرست فروش قرار ندارند. به گفته منابع آگاه، آمریکا به هند تضمین داده که نسخه قدیمی‌تر( AIM‑120C-5 )نیز تنها برای دفاع نقطه‌ای پاکستان و در شمار محدود تأمین می‌شود.

در مقابل، هند در ماه‌های اخیر موفق شده قراردادهای بزرگ تسلیحاتی خود با فرانسه (نیروگاه هسته‌ای و جنگنده‌های رافال) و آمریکا (موتور جت برای جنگنده بومی TEJAS MK‑2 و سیستم‌های پدافندی) را نهایی کند. بنابراین، برتری کیفی و عددی هند در رقابت هوایی جنوب آسیا نه تنها تضعیف نشده، بلکه با اطمینان بیشتری تداوم یافته است. تنها تغییری که رخ داده، افزایش «هزینه بازدارندگی» برای هند است؛ یعنی هند برای غلبه بر رادارهای اف‑۱۶ به‌روز شده پاکستان، باید منابع بیشتری به جنگنده‌های خود اختصاص دهد. این همان نقطه‌ای است که واشنگتن با مهار آن، هم اسلام‌آباد را راضی نگه می‌دارد و هم از ایجاد حس قدرت شدید در دهلی نو جلوگیری می‌کند.

چشم‌انداز آینده

با نگاه به افق دهه ۲۰۳۰، می‌توان دریافت که رادارهای اف‑۱۶ پاکستان حداکثر تا یک دهه دیگر به پایان عمر عملیاتی خود نزدیک می‌شوند و قرارداد راداری حاضر تنها در حکم یک مسکن موقتی است. با عنایت به موارد ذکرشده، سه سناریو محتمل برای آینده وجود دارد: سناریوی نخست، تداوم وضعیت موجود (محتمل‌ترین گزینه) است که در آن پاکستان به صورت ترکیبی از ناوگان راداری اف‑۱۶ بازسازی شده و جنگنده‌های چینی “جی‑۱۰سی” و “جی‌اف‑۱۷ “بلوک ۳ استفاده می‌کند. در این سناریو، آمریکا هر چند سال یک بار بسته‌های پشتیبانی محدودی را تصویب می‌کند، اما هرگز اجازه فروش اف‑۱۶ جدید یا موشک‌های دوربرد را نمی‌دهد. سناریوی دوم، خروج تدریجی آمریکا از حوزه تسلیحاتی پاکستان است. اگر روابط واشنگتن با دهلی نو به سطح یک اتحاد دفاعی کامل (مشابه ناتو) برسد، پنتاگون ممکن است دیگر نیازی به خشنود نگه داشتن اسلام‌آباد احساس نکند و حتی قراردادهای پشتیبانی فنی را قطع کند. در آن صورت، پاکستان چاره‌ای جز مهندسی معکوس یا خرید سامانه‌های راداری چینی  برای نصب روی باقیمانده رادارهای اف‑۱۶ را  ندارد که کاری پیچیده و هزینه‌بر است.

سناریوی سوم، فشار پاکستان به غرب از طریق بحران‌سازی در افغانستان یا کشمیر برای دریافت امتیازهای بیشتر است. اگر اسلام‌آباد تهدید کند که کنترل گذرگاه‌های هوایی و زمینی مورد استفاده آمریکا در افغانستان را می‌بندد، ممکن است واشنگتن برای جلوگیری از این کار، برخی محدودیت‌های فنی را کاهش دهد. با این حال، با توجه به خروج کامل آمریکا از افغانستان در ۲۰۲۱، این اهرم پاکستان بسیار تضعیف شده است. در جمع‌بندی، می‌توان گفت که محتمل‌ترین مسیر، ادامه وضعیت شکننده موجود است: قراردادهای کوچک و گسسته پشتیبانی که هر بار با مخالفت‌ لابی هند و نیز مخالفت نمادین کنگره همراه می‌شود، اما نهایی می‌گردد. برای پاکستان، این بهترین چیزی است که می‌تواند در شرایط اضطراری به دست آورد؛ چراکه در دنیای دوقطبی نوظهور (آمریکا و متحدان غربی در برابر چین و روسیه)، اسلام‌آباد دیگر آن «اهمیت ضروری» سابق را برای آمریکا ندارد و باید با دستاوردهای حداقلی قانع باشد.

نتیجه‌گیری

قرارداد ارتقای رادارهای جنگنده‌های اف‑۱۶ را نمی‌توان نه «پیروزی کامل دیپلماتیک پاکستان» دانست و نه «خنجر از پشت به هند». این توافق در واقع بازتابی از واقع‌بینی محض آمریکا در قبال مسائل منطقه‌ای است که دیگر قطب‌بندی ساده «متحد در برابر دشمن» در آن کار نمی‌کند. واشنگتن به خوبی دریافته که پاکستان هرگز دست از نزدیکی به چین برنخواهد داشت، اما می‌توان حداقل مانع از وابستگی کامل اسلام‌آباد به پکن شد. از سوی دیگر، هند نیز چنان قدرتی یافته که دیگر نگران چند قرارداد پشتیبانی فنی نباشد. به عبارت روشن‌تر، این قراردادها در حکم دادن اکسیژن به ناوگانی هستند که نفس‌های آخر خود را می‌کشید؛ و در عین حال این قراردادها نه یک جهش تکنولوژیک، بلکه اقدامی برای جلوگیری از فروپاشی موازنه مهارشده در جنوب آسیا می‌باشند. از منظر پاکستان، این توافق موفقیتی تاکتیکی است که کارایی رادارهای اف‑۱۶ را تا اواسط دهه ۲۰۳۰ حفظ می‌کند و زمان خرید جنگنده‌های جدید از چین را به تعویق می‌اندازد. از منظر آمریکا، این معامله نمونه‌ای از «مدیریت افول» است؛ یعنی حفظ حداقلی از نفوذ در منطقه‌ای که رقبایی چون چین با سرعت در حال گسترش نفوذ خود در آن هستند.

نویسنده این مقاله

دکتر شهرام پیرانی

دکتر شهرام پیرانی

دکترای علوم سیاسی از دانشگاه رازی کرمانشاه؛ عضو هیئت علمی و کارمند باسابقه دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه با ۲۴ سال تجربه. ایشان فعال در حوزه سیاست‌پژوهی با تخصص پاکستان و عضو تیم تحریریه اندیشکده اقبال است.

مشاهده پروفایل

مرتبط

جدیدترین

نظرات

دیدگاه
1000کاراکتر باقی‌مانده
هنوز نظری ثبت نشده.