شکاف در طالبان پاکستان: تحلیل درگیری جماعت الاحرار و تحریک طالبان پاکستان در منطقه کرم

شکاف در طالبان پاکستان: تحلیل درگیری جماعت الاحرار و تحریک طالبان پاکستان در منطقه کرم

مقدمه

در ۲۱ می ۲۰۲۶، خبری از منطقه “کرم”در ایالت خیبر پختونخواه پاکستان منتشر شد که نشان‌دهنده تغییری عمیق در پویایی گروه‌های  اسلام‌گرا در جنوب آسیا است. درگیری مسلحانه میان دو گروه “جماعت الاحرار” و “تحریک طالبان پاکستان” که تا پیش از آن در ائتلافی نه‌چندان پایدار علیه دولت پاکستان همکاری می‌کردند، به کشته شدن دست‌کم ۲۲ تن از دوطرف انجامید. آنچه این رویداد را از رویدادهای مشابه متمایز می‌کند، نه تنها تلفات انسانی نسبتاً بالا برای یک درگیری داخلی، بلکه ماهیت آن است: جرگه‌ای قبیله‌ای که برای حل اختلافات تشکیل شده بود، به میدان نبرد مستقیم تبدیل شد. این نوشتار تلاش دارد تا با رویکردی تحلیلی، ریشه‌ها، پیامدها و چشم‌انداز این رویداد را بررسی کند. از آنجا که جماعت الاحرار در گذشته از تحریک طالبان پاکستان جدا شده و بار دیگر به آن پیوسته بود، این درگیری را باید نشانه‌ای از فروپاشی انسجام داخلی در ائتلاف طالبان پاکستان دانست. منطقه “کرم “به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود (همسایگی با افغانستان و جمعیت مختلط شیعه و سنی) همواره کانون تنش‌های فرقه‌ای و قبیله‌ای بوده، و اکنون نیز به صحنه جنگ قدرت میان گروه‌های شبه‌نظامی تبدیل شده است.

پیشینه تاریخی و علل شکل‌گیری اختلافات

برای درک این درگیری، ابتدا باید به روابط پرتنش میان جماعت الاحرار و تحریک طالبان پاکستان بازگشت. “تحریک طالبان پاکستان” که در سال ۲۰۰۷ تشکیل شد، ائتلافی متشکل از ده‌ها گروه شبه‌نظامی بود که هدف مشترک آنها سرنگونی دولت پاکستان و اجرای احکام و قوانین شریعت بود. اما این ائتلاف هیچگاه از اختلافات داخلی در امان نبود. نخستین شکاف بزرگ در این گروه در سال ۲۰۱۴ رخ داد، زمانی که بخشی از فرماندهان این گروه به رهبری “عمر خالد خراسانی” از آن جدا شده و “جماعت الاحرار” را تأسیس کردند. دلیل اصلی این انشعاب، اختلاف بر سر راهبرد جنگی و نیز نحوه تعامل با دولت پاکستان و طالبان افغانستان بود. جماعت الاحرار بر انجام عملیات‌ انتحاری گسترده‌تر علیه اهداف نظامی و غیرنظامی و نیز عدم پذیرش هرگونه مذاکره با اسلام‌آباد تأکید داشت، در حالی که بدنه اصلی تحریک طالبان پاکستان گاهی حاضر به آتش‌بس‌های موقت نیز می‌شد.

با گذشت زمان و پس از کشته شدن برخی فرماندهان کلیدی، بار دیگر و در سال ۲۰۲۰، جماعت الاحرار به تحریک طالبان پاکستان پیوست، اما این پیوند نیز مثل گذشته شکننده بود. شورای مرکزی تحریک طالبان پاکستان هرگز به طور کامل به وفاداری فرماندهان جماعت الاحرار اعتماد نکرد و اختلافات بر سر تقسیم قدرت، منابع مالی و مناطق نفوذ به‌ویژه در مناطق قبیله‌ای مانند وزیرستان شمالی و کرم، همچنان باقی بود. در این میان، منطقه کرم به دلیل کوهستانی بودن، مرزهای نفوذناپذیر و جمعیت مختلط، به پناهگاهی استراتژیک برای هر دو جناح تبدیل شده بود. شوراهای قبیله‌ای یا جرگه‌ها که زمانی برای حل اختلافات محلی به کار می‌رفتند، در سال‌های اخیر به ابزاری برای اعمال قدرت گروه‌ها تبدیل شده‌اند.

جزئیات حادثه و ماهیت درگیری

بر اساس گزارش‌های میدانی، در روز حادثه (۲۱ می ۲۰۲۶) قرار بود جلسه‌ای با حضور ریش‌سفیدان محلی و فرماندهان میانی هر دو گروه در منطقه مرکزی کرم تشکیل شود. دستور کار این جلسه، رسیدگی به تخلفات نسبت داده شده به فرماندهان جماعت الاحرار بود. در واقع، شورای مرکزی تحریک طالبان پاکستان از رهبران جماعت الاحرار خواسته بود که یا سلاح‌های خود را زمین بگذارند و تابعیت کامل فرماندهان محلی این گروه را بپذیرند، یا منطقه را ترک کنند. اما با آغاز جلسه، تنش به سرعت بالا گرفت و تبادل آتش مستقیم آغاز شد. گزارش‌ها حاکی از آن است که این نبرد حدود3 ساعت به طول انجامید و در آن از سلاح‌های سنگین مانند “آرپی‌جی” و مسلسل استفاده شده است. در پایان درگیری، ۱۹ تن از جنگجویان جماعت الاحرار و ۳ تن از اعضای تحریک طالبان پاکستان کشته شدند. همچنین فرمانده ارشد جماعت الاحرار به نام «ممتاز عمتی» که از چهره‌های تاریخی این گروه بود، در میان کشته‌شدگان قرار داشت.

از سوی دیگر، منابع نزدیک به تحریک طالبان پاکستان تعداد کشته‌شدگان را ۱۸ تن ذکر کرده و کشته شدن عمتی را تأیید کرده‌اند. آنچه مهم است اینکه هیچیک از طرفین مسئولیت شروع درگیری را نپذیرفته و هر یک دیگری را به خیانت متهم کرده است. در نتیجه، جماعت الاحرار بلافاصله پس از این رویداد هشدار داد که  این اقدامات را بی‌پاسخ نخواهد گذاشت و در نتیجه جنگ داخلی میان دو گروه وارد مرحله جدیدی شده است.

ریشه‌های راهبردی و نقش عوامل خارجی

برای تحلیل عمیق‌تر این رخداد، نمی‌توان از نقش بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی چشم پوشید. پاکستان سال‌هاست که در پی استفده از نفوذ طالبان افغانستان (که اکنون در کابل قدرت را در دست دارد) برای میانجی‌گری میان خود و تحریک طالبان پاکستان است. با این حال، طالبان افغانستان تمایل چندانی به برخورد قاطع با تحریک طالبان پاکستان ندارد، زیرا این گروه را متحد ایدئولوژیک خود می‌بیند. در مقابل، جماعت الاحرار همواره روابط نزدیک‌تری با شبکه‌های شبه‌نظامی مستقر در افغانستان داشت که مستقیماً از کنترل طالبان کابل خارج هستند. برخی تحلیلگران معتقدند که درگیری اخیر، نتیجه سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» از سوی نهادهای اطلاعاتی پاکستان نیست، بلکه محصول طبیعی رقابت بر سر منابع مالی قاچاق، اخاذی و مالیات‌گیری غیرقانونی از مناطق مرزی است.

منطقه کرم مسیر اصلی قاچاق سلاح، مواد مخدر و کالاهای قاچاق از افغانستان به پاکستان است. هر گروهی که کنترل بیشتری بر این مسیرها داشته باشد، درآمد بالاتری خواهد داشت. از این زاویه، “درگیری ۲۱ می” را باید بخشی از نبرد بر سر منابع ارزیابی کرد تا یک اختلاف صرفاً ایدئولوژیک. همچنین،  در این میان نقش دولت پاکستان را نمی‌توان نادیده گرفت: ارتش پاکستان در سال‌های اخیر عملیات گسترده‌ای را در مناطق قبیله‌ای انجام داده که بسیاری از شبه‌نظامیان را مجبور به عقب‌نشینی و درگیری بر سر قلمروهای باقیمانده کرده است. فشار نظامی خارجی، فضای بقا را برای گروه‌ها تنگ کرده و به طور طبیعی، رقابت درونی میان آن‌ها را افزایش داده است.

بحران‌های پیش رو

با توجه به آنچه گفته شد، چند بحران فوری و ساختاری  منطقه را تهدید می‌کند. نخستین بحران، تداوم خشونت‌های تلافی‌جویانه است. پس از این حادثه، جماعت الاحرار رسماً تهدید به تلافی کرده است. در صورت وقوع حملات انتقامی، منطقه کرم شاهد موج جدیدی از کشتارهای داخلی خواهد بود که غیرنظامیان را از این مسئله در امان نخواهند بود.

بحران بعدی ، بحران آوارگان و بی‌ثباتی محلی است. منطقه کرم از دیرباز محل درگیری‌های فرقه‌ای میان شیعیان و اهل سنت بوده و حضور دو گروه شبه‌نظامی سنی متخاصم در منطقه، خطر افزایش طولانی‌مدت جنگ را در پی دارد. شوراهای قبیله‌ای که زمانی نهادهای حل اختلاف بودند، اکنون اعتبار خود را از دست داده‌اند. بحران احتمالی دیگر، احتمال مداخله طالبان افغانستان است. طالبان افغانستان خواهان  دشمنی مستقیم با هیچ‌یک از دو طرف نیست، اما اگر درگیری‌ها گسترش یابد و ثبات مناطق مرزی افغانستان را تهدید کند، ممکن است شاهد مداخله نظامی طالبان باشیم. هرگونه مداخله طالبان افغانستان می‌تواند وابستگی‌های قومی و قبیله‌ای جدیدی ایجاد کند که مرزهای دو کشور را بیش از پیش بی‌ثبات سازد. از سوی دیگر، ورود نیروهای نظامی افغانستان به منطقه، با واکنش شدید دولت پاکستان همراه خواهد بود و در نتیجه آتش جنگ میان دو کشور را شعله‌ور خواهد نمود.

چشم‌انداز آینده

پیش‌بینی آینده این درگیری دشوار است، اما بر اساس الگوهای تاریخی می‌توان چند سناریو را ترسیم کرد. سناریوی نخست که محتمل‌ترین سناریو است، تشدید درگیری‌ها و سپس آتش‌بس شکننده با میانجی‌گری شورای عالی تحریک طالبان پاکستان یا علمای تأثیرگذار افغانستان است. در این سناریو، جماعت الاحرار ممکن است امتیازاتی مانند کنترل بر یک یا دو منطقه محلی به دست آورد، اما استقلال عمل گذشته را بازنیابد.

سناریوی دوم جدایی دوباره جماعت الاحرار از تحریک طالبان پاکستان و اعلام موجودیت مستقل این گروه است. این اتفاق باعث می‌شود منطقه کرم به خط مقدم جنگ داخلی شبه‌نظامیان تبدیل شود و دولت پاکستان بتواند با حمایت از یک طرف (احتمالاً تحریک طالبان پاکستان ضعیف‌شده)، هر دو را مهار کند. سناریوی سوم گسترش درگیری به ولایت‌های همسایه افغانستان مانند خوست و پکتیکا، و ورود بازیگرانی مانند داعش خراسان (ISIS-K) به صحنه نبرد است. داعش همواره از اختلافات میان تحریک طالبان پاکستان و سایر گروه‌ها سود برده است. در این سناریو( که بسیار نامحتمل و در عین‌حال خطرناک‌ است)، منطقه با هرج‌ومرجی کم‌سابقه روبه‌رو می‌شود.

در بلند مدت، چشم‌انداز ثبات در منطقه کرم به سه عامل بستگی دارد: نخست، قدرت شورای مرکزی تحریک طالبان پاکستان در اعمال انضباط بر فرماندهان محلی؛ دوم، میزان فشار ارتش پاکستان بر هر دو گروه؛ و سوم، سیاست طالبان افغانستان در قبال پناه دادن یا خلع سلاح شبه‌نظامیان. درهر صورت، این درگیری می‌تواند زنگ خطری برای تحریک طالبان پاکستان و سرآغاز فروپاشی ائتلافی باشد که سال‌ها امنیت پاکستان را به چالش کشیده است.

نتیجه‌گیری

درگیری خونین میان جماعت الاحرار و تحریک طالبان پاکستان در منطقه کرم، بیش از یک زد و خورد محلی، نشانه‌ای از وجود یک بحران لاینحل در گستره جغرافیایی جنوب آسیاست. آنچه در ۲۱ می ۲۰۲۶ رخ داد، حاصل سال‌ها اختلاف بر سر قدرت، منابع، راهبرد و وفاداری‌های قبیله‌ای بود. جلسه‌ای که قرار بود مسیرصلح را هموار سازد، به جایگاهی برای اعلام جنگ داخلی تبدیل شد. این رویداد ثابت کرد که ائتلاف تحریک طالبان پاکستان، با وجود ظاهر متحد، از درون شکننده و مستعد گسست است. از یک سو، مرگ فرماندهانی مانند ممتاز عمتی می‌تواند جماعت الاحرار را به واکنش‌های تلافی‌جویانه سوق دهد؛ و از سوی دیگر، تحریک طالبان پاکستان برای حفظ انسجام خود ناچار است یا سیاست‌های سرکوبگرانه بیشتری در پیش گیرد و یا امتیازهای بزرگ بدهد. برای مردم منطقه کرم، این درگیری فاجعۀ مضاعف است: هم از خشونت شبه‌نظامیان در امان نیستند و هم از سوی دولت پاکستان تحت فشار هستند که آن‌ها را به حمایت از افراطی‌گری متهم می‌کند.

اما در سطح کلان، این رویداد یک پیام روشن برای سیاست‌گذاران پاکستانی و طالبان افغانستان دارد: تا زمانی که اختلافات درونی این گروه‌ها حل نشود، شاهد تداوم درگیری‌ها در این منطقه خواهیم بود و هیچ پیمان صلحی میان آنها پایدار نخواهد بود.  هوشمندی رهبران تحریک طالبان پاکستان و نیز فشارهای خارجی، چشم‌انداز آینده این درگیری‌ها را مشخص خواهد نمود،  اما آنچه مسلم است، اینست که خون‌های تازه ریخته شده در کرم، آتش اختلافات دیرینه را شعله‌ور ساخته است.

نویسنده این مقاله

تیم تحریریه اندیشکده اقبال

تیم تحریریه اندیشکده اقبال

تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه

مشاهده پروفایل

مرتبط

جدیدترین

نظرات

دیدگاه
1000کاراکتر باقی‌مانده
هنوز نظری ثبت نشده.