مقدمه
تحولات اخیر در شبکههای ترانزیتی اوراسیا نشان میدهد که منطقه وارد مرحلهای تازه از بازآرایی ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی شده است. در این میان، تصمیم دولت پاکستان برای فعالسازی مسیرهای جدید حملونقل میان بنادر جنوبی این کشور و مرزهای ایران، همزمان با تلاش اسلامآباد برای توسعه مسیرهای دسترسی به آسیای مرکزی بدون اتکا به افغانستان، از مهمترین رخدادهای سال ۲۰۲۶ به شمار میرود. اجرای «دستور عبور کالا از قلمرو پاکستان» در آوریل ۲۰۲۶ و فعال شدن شش مسیر زمینی میان بنادر گوادر، کراچی و قاسم با گذرگاههای گبد و تفتان در مرز ایران، تنها یک اقدام لجستیکی نیست؛ بلکه بخشی از روند بزرگتر شکلگیری شبکهای جدید از کریدورهای منطقهای است که هدف آن افزایش انعطافپذیری زنجیرههای تأمین، کاهش خطرات ژئوپلیتیکی و ایجاد گزینههای متنوع برای کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی است. شایان ذکر است که اولین محموله این مسیر که حاوی گوشت منجمد بود، در 25 فروردین ماه گذشته به تاشکند ازبکستان حمل و به طور روسمی کریدور ترانزیت پاکستان- ایران را فعال کرد. به این ترتیب، محموله های پاکستان از طریق بندر گوادر (که بخشی از کریدور اقتصادی چین-پاکستاناست) و سپس از طریق ایران به کشورهای آسیای مرکزی منتقل خواهند شد. این اقدام پس از آن صورت گرفت که پاکستان قوانین صادراتی خود را تسهیل و اجازه ارسال محمولههای موادغذایی، دارو و چادر به ایران و سپس به آسیای مرکزی را از طریق این کریدور داده است.
از منطق «کریدور واحد» تا «شبکه مسیرهای موازی»
در دهههای گذشته، افغانستان کوتاهترین و طبیعیترین مسیر اتصال پاکستان به آسیای مرکزی محسوب میشد. با این حال، ناامنیهای مزمن و تنشهای ناشی از مناقشات مرزی میان اسلامآباد و طالبان، فعالیت گروههای مسلح و ضعف زیرساختهای حملونقلی باعث شده است که مزیت جغرافیایی افغانستان به تدریج تحتالشعاع مخاطرات سیاسی و امنیتی قرار گیرد. در چنین شرایطی، پاکستان راهبرد جدیدی را در پیش گرفته است؛ راهبردی که بر تنوعبخشی به مسیرهای ترانزیتی و کاهش وابستگی به خاک افغانستان استوار است.
موفقیت نخستین محموله آزمایشی قرقیزستان که از طریق چین، گذرگاه خنجراب و جاده قراقروم به بندر کراچی رسید، نشانهای از این تغییر رویکرد محسوب میشود. این مسیر، همانند مسیر ایران، افغانستان را به طور کامل دور میزند و دسترسی مستقیمتری به بنادر آبهای گرم جنوب آسیا فراهم میکند. بر این اساس، دو محور جایگزین در حال ظهور هستند: محور شرقی از طریق چین و جاده قراقروم، و محور غربی از طریق ایران. حاصل این روند، گذار تدریجی از الگوی «کریدور واحد» به سمت شبکهای از مسیرهای موازی است. شبکهای که در آن امنیت، ثبات سیاسی و قابلیت پیشبینی بیش از کوتاهترین فاصله جغرافیایی اهمیت پیدا میکند.
کریدور ایران- پاکستان؛ پیوند ظرفیتهای بندری و ترانزیتی
فعالسازی شش مسیر زمینی میان بنادر گوادر، کراچی و قاسم با مرزهای ایران، نخستین تجربه عملیاتی مهم در اتصال ظرفیتهای بندری پاکستان به زیرساختهای حملونقل ایران در مقیاس منطقهای به شمار میرود. در این چارچوب، کامیونهای حمل کالا از مسیرهای بلوچستان پاکستان شامل تربت، پنجگور، خضدار، کویته و دالبندین به سمت گذرگاههای مرزی گبد و تفتان حرکت کرده و پس از ورود به ایران به شبکه جادهای و ریلی داخلی متصل میشوند. این مسیر امکان دسترسی به آسیای مرکزی، قفقاز و حتی “کریدور بینالمللی شمال ـ جنوب” را فراهم میکند. برای پاکستان، این ابتکار میتواند به افزایش درآمدهای ترانزیتی، ارتقای جایگاه بنادر جنوبی و تقویت نقش این کشور به عنوان حلقه اتصال جنوب آسیا و اوراسیا منجر شود. در این میان، بندر گوادر که طی سالهای گذشته با چالش کمبود بار و فاصله گرفتن از اهداف اولیه پروژه “کریدور اقتصادی چین و پاکستان” (CPEC) مواجه بود، از مهمترین ذینفعان این تحول خواهد بود. در مقابل، ایران نیز از رهگذر این همکاری میتواند بخشی از فشارهای ناشی از محدودیتهای تجاری و اختلالات منطقهای را مدیریت کرده و موقعیت خود را به عنوان شاهراه اتصال آسیای مرکزی به آبهای آزاد تقویت کند.
آسیای مرکزی؛ برنده اصلی تنوعبخشی ترانزیتی
تحولات اخیر بیش از هر بازیگر دیگری برای جمهوریهای آسیای مرکزی اهمیت دارد. راهبرد اصلی این کشورها طی سه دهه گذشته، پرهیز از وابستگی بیش از حد به یک مسیر ترانزیتی بوده است. از همین رو، همزمان چندین کریدور مختلف را توسعه دادهاند. از مسیرهای روسیه و چین گرفته تا کریدور میانی از طریق دریای خزر و مسیرهای جنوبی از طریق ایران، افغانستان و پاکستان. در شرایط کنونی، کشورهای آسیای مرکزی در حال حرکت به سمت الگویی هستند که در آن هیچ مسیر واحدی نقش انحصاری نداشته باشد. مسیر ایران ـ پاکستان و همچنین مسیر چین ـ پاکستان، گزینههای جدیدی را در اختیار این کشورها قرار میدهد تا بتوانند تجارت خارجی خود را میان چندین کریدور توزیع کنند. برای کشورهایی مانند قرقیزستان، ازبکستان و حتی تاجیکستان، دسترسی به بنادر کراچی و گوادر از طریق مسیرهای جایگزین میتواند فرصتهای صادراتی تازهای در بازارهای جنوب آسیا، خاورمیانه و شرق آفریقا ایجاد کند.
آیا افغانستان در حال از دست دادن نقش ترانزیتی خود است؟
در نگاه نخست، توسعه مسیرهای جایگزین ممکن است نشانه کاهش اهمیت ژئوپلیتیکی افغانستان تلقی شود. واقعیت آن است که ظهور کریدورهایی جدید، بخشی از مزیت سنتی افغانستان به عنوان کوتاهترین مسیر اتصال آسیای مرکزی به بنادر پاکستان را تحت تأثیر قرار داده است، با این حال، سخن گفتن از حذف افغانستان از معادلات ترانزیتی هنوز زودهنگام است. طرح هایی مانند “راهآهن ازبکستان- افغانستان – پاکستان”، “کریدور ترانسافغان” و “خط لوله تاپی” همچنان در دستور کار برخی بازیگران منطقهای قرار دارند. در صورت بهبود وضعیت امنیتی و افزایش ثبات سیاسی، افغانستان میتواند بخشی از جایگاه ترانزیتی خود را بازیابد. بنابراین، آنچه در حال وقوع است نه حذف افغانستان، بلکه کاهش انحصار ژئوپلیتیکی آن در حوزه ترانزیت منطقهای است. کابل از این پس با مجموعهای از مسیرهای رقیب مواجه خواهد بود و برای حفظ سهم خود ناگزیر به بهبود محیط امنیتی و روابط منطقهای خویش است.
ترکمنستان؛ حلقه کلیدی اتصال آسیای مرکزی
یکی از نکات مغفول در برخی تحلیلها، جایگاه راهبردی ترکمنستان در معماری جدید ترانزیتی اوراسیاست. عشقآباد طی سالهای اخیر سرمایهگذاری گستردهای در توسعه “بندر ترکمنباشی”، خطوط ریلی شرق ـ غرب و اتصال به “کریدور شمال ـ جنوب” انجام داده است؛ در واقع، بخش مهمی از مزیت ژئوپلیتیکی ایران برای کشورهای آسیای مرکزی از طریق پیوند شبکه حملونقل ایران با ترکمنستان شکل میگیرد. کالاهایی که از بنادر پاکستان وارد ایران میشوند، برای رسیدن به بازارهای آسیای مرکزی در بسیاری از موارد ناگزیر از عبور از مسیرهای متصل به ترکمنستان خواهند بود و از این منظر، گسترش همکاریهای ترانزیتی ایران و پاکستان نه تنها جایگاه ترکمنستان را تضعیف نمیکند، بلکه میتواند به افزایش حجم ترانزیت عبوری از خاک این کشور و تقویت نقش آن به عنوان یکی از گرههای اصلی حملونقل اوراسیا منجر شود.
شایان ذکر است که براساس آخرین آمارهای منتشره، بخش حمل و نقل و ارتباطات ترکمنستان در 5 ماه نخست سال 2026 رشد دو رقمی تولید ناخالص داخلی را ثبت کرده است. ضمن این که در سمت ایران نیز براساس برخی آمارهای منتشره تنها عبور ترانزیتی از گذرگاه مرزی “اینچهبرون” واقع در استان گلستان ۳۷ درصد افزایش یافته است. شایان ذکر است که گذرگاه مرزی «اینچهبرون» در استان گلستان، یکی از مهمترین نقاط اتصال شبکه ریلی و جادهای ایران به ترکمنستان و آسیای مرکزی است. افزایش ۳۷ درصدی ترانزیت از این مرز میتواند نشانه چند روند مهم باشد:
- افزایش نقش کریدور شرقی ایران در تجارت با ترکمنستان، ازبکستان و قزاقستان
- رشد تقاضای ترانزیتی میان آسیای مرکزی و خلیج فارس/دریای عمان
- تلاش کشورهای منطقه برای تنوعبخشی به مسیرهای حملونقل در شرایط بیثباتی برخی مسیرهای سنتی اوراسیا
- تقویت جایگاه کریدورهای شرق–غرب و شمال–جنوب که از خاک ایران و ترکمنستان عبور میکنند که البته بخشی از آن می تواند مرتبط با فعال شدن ظرفیت های ترانزیتی از سمت پاکستان باشد.
رقابت کریدورها در اوراسیا
با وجود ظرفیتهای قابل توجه مسیر جدید ایران ـ پاکستان، موفقیت آن چندان تضمینشده نیست. این کریدور باید با مجموعهای از مسیرهای رقیب شامل کریدور میانی، کریدور بینالمللی شمال ـ جنوب، مسیرهای روسیهمحور و شبکههای حملونقلی چین رقابت کند. در نهایت، جذب بارهای تجاری نه صرفاً بر اساس موقعیت جغرافیایی، بلکه بر مبنای مجموعهای از عوامل شامل هزینه حملونقل، سرعت ترانزیت، ثبات مقررات گمرکی، امنیت مسیرها، کیفیت خدمات بندری و میزان اتصال به شبکههای ریلی تعیین خواهد شد.
جمعبندی
تحولات اخیر نشان میدهد که اوراسیا در حال ورود به مرحلهای جدید از رقابت و همافزایی کریدورهای ترانزیتی است. توسعه مسیرهای ایران – پاکستان و چین – پاکستان بخشی از راهبرد گستردهتر منطقه برای کاهش مخاطرات ناشی از وابستگی به مسیرهای محدود و افزایش تابآوری زنجیرههای تأمین محسوب میشود. در این چارچوب، افغانستان با چالش کاهش انحصار ترانزیتی مواجه است، اما همچنان از ظرفیت بازگشت به معادلات منطقهای برخوردار خواهد بود. در مقابل، ایران، پاکستان و ترکمنستان میتوانند از مهمترین برندگان نظم جدید ترانزیتی باشند. نظمی که در آن مزیت رقابتی نه در مالکیت یک کریدور، بلکه در توانایی اتصال به شبکهای گسترده از مسیرهای مکمل و متنوع نهفته است. در واقع، آنچه امروز در اوراسیا در حال شکلگیری است، نه جایگزینی یک کریدور با کریدور دیگر، بلکه ظهور معماری جدیدی از اتصال منطقهای است که بر مبنای تنوع، انعطافپذیری و چندمسیره بودن استوار شده و کشورهای آسیای مرکزی را در موقعیتی قرار میدهد که بتوانند با آزادی عمل بیشتری راهبرد سنتی خود در تنوعبخشی به شرکای خارجی و مسیرهای ترانزیتی را دنبال کنند.