مقدمه
در میانه دور جدید تحولات گسترده و پرشتاب خاورمیانه، نقشآفرینی فزاینده پاکستان در منطقه و بهویژه در خلیج فارس، توجه بسیاری از ناظران را به خود جلب کرده و تحلیلهای گوناگونی را برانگیخته است. امضای توافقنامه دفاع راهبردی مشترک میان پاکستان و عربستان، انتشار برخی گزارشها درباره اعزام هزاران نیروی نظامی، یک اسکادران هوایی و استقرار سامانه دفاع هوایی از سوی پاکستان در منطقه، و بالاتر از همه، تلاشهای بیوقفه اسلامآباد برای میانجیگری میان ایران و آمریکا در فضای غبارآلود و شرایط «نه جنگ، نه صلح» منطقه، همگی حکایت از آن دارند که «سایه پاکستان» بیش از پیش بر خاورمیانه و خلیج فارس گسترده شده است.
با این حال، برخی منابع داخلی پاکستان، بهویژه نهادهای مرتبط با حاکمیت (نظامیان)، میکوشند از ایجاد حساسیتها نسبت به این نقشآفرینی فزاینده جلوگیری کرده و این تحولات را نه پدیدهای جدید و دور از انتظار، بلکه ادامه سیر روابط راهبردی چنددههای میان پاکستان و خاورمیانه ارزیابی کنند. در این شرایط، مجموعه تحولات یادشده پرسشهایی اساسی درباره فرایند نقشآفرینی جدید پاکستان در خاورمیانه ایجاد میکند:
- روابط میان پاکستان و خاورمیانه در چه بستر تاریخی و ژئوپلیتیکی شکل گرفته است؟
- آیا تحولات اخیر را میتوان سرآغاز عصر جدیدی از ارتباط پاکستان با خاورمیانه و بهطور خاص، تبدیل این کشور به یک بازیگر کلیدی منطقهای ارزیابی کرد؟
- چه عواملی بر نقشآفرینی جدید پاکستان در خاورمیانه تأثیر خواهند گذاشت؟
نگاهی به پیوند ژئوپلیتیکی پاکستان و خاورمیانه
پاکستان از نظر جغرافیایی در نقطه تلاقی دو حوزه مهم قاره آسیا یعنی جنوب آسیا و خاورمیانه قرار دارد. از منظر تاریخی، فرهنگی و نژادی، این کشور را میتوان در محدوده ژئوپلیتیکی جنوب آسیا جای داد. در این چارچوب، تنشها وتعاملات این کشور با کشورهای هند و چین و بهطور خاص مسئله کشمیر، در هویتبخشی داخلی و نیز در جهت دهی به سیاست خارجی این کشور در عرصه بینالمللی نقشی تعیینکننده ایفا کرده است.
در نقطه مقابل، تعاملات پاکستان و خاورمیانه نه بر اساس موقعیت جغرافیایی، بلکه در چارچوب احساسات دینی و مذهبی، منافع و الزامات راهبردی و وابستگی متقابل تعریف میشود. بنیان دینی و اسلامی کشور پاکستان باعث شده است نوعی احساس پیوند معنوی با کشورهای عربی و بهویژه عربستان سعودی در آن شکل گیرد. از بُعد امنیتی نیز این روابط برای پاکستان در راستای دفاع از کیان «امت اسلامی» حائز اهمیت است و همزمان در تقابل با هند و در مسئله کشمیر، عمق راهبردی ایجاد میکند. افزون بر این، جنبه اقتصادی این روابط، بهویژه دسترسی به منابع انرژی و مالی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، نیز برای پاکستان اهمیت فراوانی داشته است.
در نهایت، پاکستان در چنین بستر ژئوپلیتیکی همواره با یک دوگانگی هویتی مواجه بوده است؛ هویتی سیال میان جنوب آسیا و خاورمیانه که به تعبیر برخی تحلیلگران، منجر به شکلگیری «سیاست خارجی آونگی» اسلامآباد گشته است. با این وجود، تا پیش از تحولات جدید خاورمیانه یک واقعیت بدیهی وجود داشت: جنوب آسیا در اولویت اصلی و خاورمیانه در جایگاه دوم سیاست خارجی پاکستان قرار داشت. اما با توجه به تحولات اخیر، شاید اکنون دیگر نتوان با قاطعیت در این باره ابراز نظر کرد. آیا پاکستان از نظر هویتی و ژئوپلیتیکی در حال چرخشی آگاهانه و راهبردی از جنوب آسیا به سمت خاورمیانه است؟
سیر تاریخی روابط راهبردی پاکستان و خاورمیانه
اگرچه پیشینه تاریخی روابط و همکاریهای راهبردی پاکستان و خاورمیانه به زمان تأسیس این کشور در سال 1947 بازمیگردد، با این حال این روابط در طی چند دهه گذشته فراز و نشیبهایی را پشت سر گذاشته است که میتوان آن را در قالب سه دوره تاریخی تقسیمبندی کرد:
- دوره اول: از تأسیس پاکستان تا وقوع بهار عربی
تشکیل کشور پاکستان با ماهیتی اسلامی موجب شد این کشور با خاورمیانه بهعنوان مهد تمدن اسلام پیوندی عمیق داشته باشد. مشارکت اسلامآباد در «پیمان بغداد» و مجموعه کشورهای عضو سِنتو، همراهی با کشورهای خاورمیانه در جنگ اعراب و اسرائیل، استقرار بیش از 10 هزار سرباز پاکستانی در عربستان در دوره اول جنگ خلیج فارس و در زمان تهاجم عراق به کویت، امضای قراردادهای دفاعی و آموزشی در سالهای ۱۹۶۷ و ۱۹۸۲، آموزش نظامی و مستشاری هزاران افسر و سرباز از کشورهای مختلف خاورمیانه و در نهایت همکاریها و تبادل نظر وسیع اطلاعاتی در حوزههای مختلف امنیتی، همگی تنها بخشی از این همکاریها به شمار میروند. در این میان، همکاریهای مبتنی بر بنیانها و الزامات «امنیتی» و «ایدئولوژیک» را میتوان شاخص مهم این دوره ارزیابی کرد.
- دوره دوم: از بهار عربی تا پیمان راهبردی مشترک اسلامآباد و ریاض
نقش و تأثیرگذاری پاکستان در تحولات خاورمیانه از زمان وقوع بهار عربی در منطقه به شکل چشمگیری افزایش یافت. بر این اساس، نیاز اعراب و بهویژه سلطاننشینهای حاشیه خلیج فارس به حمایت و تجربه نظامی بیبدیل پاکستان با ضرورتهای اقتصادی رو به رشد اسلامآباد تلفیق شد و دوره جدیدی از همکاریها را رقم زد. در این دوره، دامنه روابط متقابل پاکستان و خاورمیانه نیز گسترش یافت؛ چنانکه شاهد همافزایی هرچه بیشتر میان پاکستان و ترکیه در خلیج فارس و نیز مشارکت فناورانه نظامی پاکستان و ترکیه در حوزه قفقاز و بحران قرهباغ (مانورهای سهجانبه با عنوان «سه برادر» با مشارکت ترکیه، پاکستان و آذربایجان) بودهایم. از شاخصههای مهم این دوره میتوان به تلفیق منافع امنیتی و اقتصادی در روابط اسلامآباد و خاورمیانه و همچنین رویکرد حفظ توازن و پرهیز از مداخله آشکار در چالشهای سیاسی و نظامی خاورمیانه (مانند تجربه جنگ یمن) از سوی پاکستان اشاره کرد.
- دوره سوم: عصر جدید ارتقای همکاریهای راهبردی پاکستان و خاورمیانه
توافقنامه دفاع راهبردی مشترک میان پاکستان و عربستان را میتوان نقطه عطف روابط راهبردی اسلامآباد و خاورمیانه و بهتعبیری نقطه آغاز نقشآفرینی جدید پاکستان بهعنوان یکی از ذینفعان اصلی خاورمیانه ارزیابی کرد. این دوره را با دو شاخص مهم میتوان بررسی کرد: نخست، رویکرد جدید پاکستان در ایفای نقشی فعال و مداخلهجویانه در تحولات خاورمیانه که در بستری مانند میانجیگری این کشور میان تهران و واشنگتن جلوه پیدا کرده است؛ و دوم، «نهادینهسازی» این مداخله در چارچوبهای رسمی، همچون توافق راهبردی با ریاض.
دلایل متعددی وجود دارد که بر اساس آنها میتوان دوره پس از توافق راهبردی اسلامآباد و ریاض را عصر ارتقای نقشآفرینی پاکستان در خاورمیانه تلقی کرد. از جمله:
- پیامدهای جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل (۲۰۲۵) بر خاورمیانه را شاید بتوان در صدر این مسائل قرار داد، بهویژه زمانی که حمله اسرائیل به قطر، وضعیت چتر حمایتی آمریکا بر سر خاورمیانه را با ابهامهای اساسی مواجه کرد. در این میان، افول هژمونی و جایگاه ایالات متحده در سطح بینالمللی نیز مزید بر علت شد تا کشورهای خاورمیانه و بهطور خاص کشورهای حاشیه خلیج فارس به فکر بازنگری در ترتیبات امنیتی و دفاعی خود و منطقه بیفتند. این ترتیبات امنیتی جدید میتوانست در بستر یک نظام چندقطبی جهانی و با اتکا بر ظرفیتهای منطقهای شکل گیرد. طبیعی است که در چنین بستری، پاکستان با توجه به پیشزمینههای مشترک فرهنگی، دینی و سیاسی و مهمتر از همه ظرفیت برتر نظامی، گزینهای مناسب برای شکل دهی به یک معماری جدید منطقهای است..
- اثرگذاری جنگ مه ۲۰۲۵ میان پاکستان و هند را نیز نباید در روند این تحولات نادیده گرفت. اگرچه این جنگ به پیروزی قاطع هیچ یک از طرفین منجر نشد، ولی نتایج آن از برتری نسبی پاکستان حکایت داشت. این موضوع افزون بر افزایش اعتماد به نفس اسلامآباد، برای کشورهای خاورمیانه و بهویژه سلطاننشینهای حاشیه خلیج فارس این اطمینان را ایجاد کرد که در آینده میتوانند به ظرفیتها و تواناییهای نظامی پاکستان اتکا کنند.
بنابراین مجموعه تحولات فوق گواه حرکتی آرام اما سرنوشتساز برای پاکستان است؛ حرکتی از “کشوری حاشیهای” به «یکی از اصلیترین ذینفعان و تصمیمگیرندگان خاورمیانه».
عوامل تأثیرگذار بر نقشآفرینی جدید پاکستان در خاورمیانه
- پاکستان و چالش تداوم سیاست بیطرفی و حفظ توازن در منطقه: راهبرد جدید پاکستان در منطقه با دو نکته ظاهراً چالشبرانگیز مواجه است: نخست، وجود بندی در توافقنامه دفاع راهبردی مشترک میان پاکستان و عربستان که تجاوز به هر یک را تجاوز به دیگری تلقی میکند؛ و دوم، سیاست جدید پاکستان در مداخله فعال در تحولات منطقهای که اکنون در بستر اقدامات میانجیگرانه از سوی این کشور تجلی یافته است. نکته ظریف و مهم آن است که در شرایط تشدید تنش در منطقه، این دو رویکرد میتوانند در تقابل با یکدیگر قرار گیرند. تعهد به مداخله در شرایط تعهد به حمایت از یک طرف، میتواند در نهایت از مداخله میانجیگرانه به سوی برهمخوردن توازن روابط و مداخله به نفع یکی از طرفهای ذینفع سوق پیدا کند.
- ایجاد بستری مناسب برای همکاری درونمنطقهای: اگرچه پیمان دفاع راهبردی میان ریاض و اسلامآباد را میتوان نقطه عطفی در نقشآفرینی جدید پاکستان در خاورمیانه تلقی کرد، برخی بر این باورند که اگر این پیمان در چارچوب دوجانبه باقی بماند و نتواند بستری جدید برای همکاری منطقهای گستردهتر را فراهم آورد، به خودی خود ارزش چندانی نخواهد داشت و نمیتواند از ظرفیت تأثیرگذاری مهمی بر نقش پاکستان در منطقه برخوردار باشد. از این منظر، دوام و ظرفیت این پیمان به «توسعه منطقهای» آن وابسته است. احتمالاً با درک همین نکته، اسلامآباد پیشنهاد باز شدن درهای این توافق به روی کشورهای دیگر را مطرح کرده است و برخی کشورها همچون ترکیه نیز در این مورد ابراز تمایل کردهاند. البته شکلگیری چنین توافق چندجانبهای با توجه به اختلافات گسترده میان اعراب از یک سو و نوع نگرش آنها نسبت به مشارکت کشورهای غیرعرب همچون ترکیه از سوی دیگر، چندان هم آسان نخواهد بود.
- مواضع ایران در قبال نقش جدید پاکستان در خاورمیانه: سیاست سنتی پاکستان در بیطرفی و حفظ توازن در روابط با خاورمیانه، بیش از همه معطوف به حفظ تعادل در روابط همزمان با ایران و عربستان بوده است. در این شرایط، توافقنامه راهبردی اسلامآباد و ریاض و بند دفاع مشترک آن میتواند در برهمزدن این توازن به نفع ریاض نقشی تعیینکننده ایفا کند.
اما مجموعه تحولات خاورمیانه نظیر تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران، مواضع پاکستان در قبال این تهاجم و افول جایگاه آمریکا در منطقه باعث شد ایران نسبت به این توافقنامه و نیز ایفای نقش جدید پاکستان در منطقه واکنشی خوشبینانه نشان دهد. این موضوع چنان حائز اهمیت بود که برخی تحلیلگران سیر تحول ایفای نقش محوری پاکستان در خاورمیانه را به شکلی مستقیم با بازنگری و موافقت ایران در نقش جدید این کشور مرتبط دانستهاند. با این حال، طبیعی است که وقتی تنشها بالا میگیرد و پاکستان مجبور میشود برخی تعهدات خود نسبت به ریاض را اجراکند، موضع ایران نیز دچار تغییر شود. افزون بر این، به نظر میرسد روی خوش ایران به این توافق صرفاً مشروط به قابلیت آن برای زمینهسازی ترتیبات امنیتی گستردهتر درونمنطقهای است.
- مواضع قدرتهای فرامنطقهای: شاید پاکستانیها را باید خوششانس تلقی کرد که در شرایط کنونی هیچ یک از قدرتهای فرامنطقهای مخالف این نقشآفرینی جدید آنها نیستند. در حالی که به نظر میرسد چین و روسیه ذاتاً با این موضوع مشکل اساسی ندارند، مواضع آمریکاییها را باید در چارچوب رضایتی توأم با تردید دید. در شرایط کنونی، روابط حسنه آمریکا و پاکستان این امید را در واشنگتن به وجود آورده است که در شرایط خلأ امنیتی ناشی از عدم حضور احتمالی آمریکا در خاورمیانه، بتواند به پاکستان و ظرفیتهای امنیتی این کشور اتکا کند و حتی نقش ژاندارم منطقه و عامل توازنبخش در برابر قدرت ایران را به اسلامآباد واگذار نماید.
- چالش هستهای: با توجه به قدرت هستهای پاکستان، توافق این کشور با عربستان در مورد مشارکت راهبردی نظامی، نگرانیهایی را درباره بحث اشاعه هستهای ایجاد کرده است. در حالی که در توافقنامه راهبردی دفاع مشترک دو کشور اشاره صریحی به این موضوع نشده است، اظهارات مقامات سیاسی و نظامی اسلامآباد و ریاض نیز در این زمینه متفاوت و بعضاً متناقض بوده است. این چالش زمانی دو چندان خواهد شد که مسئله تبدیل این توافق به یک پیمان چندجانبه منطقهای مطرح میشود. در آن صورت، ممکن است این پیمان یا گسترش آن با انتقادات جدی در حوزه اشاعه هستهای و اصرار بر روشن شدن تکلیف آن مواجه شود.
- مسئله کشمیر: گرچه در ظاهر امر چنین به نظر میرسد که نزدیکی پاکستان با خاورمیانه و کشورهای اسلامی بتواند به نفع مواضع این کشور در مسئله کشمیر تمام شود، اما از بُعدی دیگر، این نزدیکی پاکستان به خاورمیانه و دوری از هویت جنوبآسیایی آن میتواند در تداوم محوریت مسئله کشمیر در سیاست خارجی پاکستان تأثیرات منفی بر جای گذارد. علاوه بر این، وابستگی پاکستان به کمکهای اقتصادی کشورهای عربی از یک سو و گسترش ارتباط این کشورها با هند در زمینههای مختلف سیاسی و اقتصادی از سوی دیگر، ممکن است پیامدهایی منفی بر اعمال فشار پاکستان بر هند در مورد مسئله کشمیر برجای گذارد. در این میان، برخی پیشنهاد ایجاد پلتفرمهای چندجانبه و بینالمللی از سوی پاکستان در مورد مسئله کشمیر را مطرح میکنند تا این ضعف و عدم توجه احتمالی به کشمیر را تا حدی جبران کند.
جمعبندی
فصل جدید روابط راهبردی پاکستان و خاورمیانه با شرایط جدید منطقهای و بینالمللی گره خورده است. پیمان راهبردی دفاع مشترک پاکستان و عربستان و میانجیگری فعال پاکستان در جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل میتواند تجلیبخش این نقشآفرینی جدید پاکستان در خاورمیانه تلقی شود. با این حال، موفقیت پاکستان در نقشآفرینی جدیدش در خاورمیانه در گرو ملاحظات راهبردی و عبور از مجموعهای از چالشهاست. افزون بر این، موفقیت پاکستان تا حد زیادی به مواضع ایران، قدرتهای فرامنطقهای و مهمتر از همه، ظرفیت آن برای تشکیل یک ائتلاف درونمنطقهای وابسته است. در این چارچوب، حمایت پاکستان از طرح خروج نیروهای فرامنطقهای به منظور ایجاد یک بستر امنیتی درونمنطقهای، سهمی تعیینکننده در این موفقیت ایفا خواهد کرد. پاکستان میتواند بر همراهی و مشارکت جمهوری اسلامی ایران در این حوزه اتکا کند. اما اگر فرایند و ترتیبات امنیتی به گونهای شکل گیرد که مشارکت ایران در آن نادیده گرفته شود، یا نقشی همچون ژاندارم منطقه برای پاکستان در نظر گرفته شود، چنین ترتیباتی جز تشدید چالشهای منطقهای ثمری نخواهد داشت.
درباره نویسنده:
میراحمدرضا مشرف؛ دانشآموخته کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی تهران؛ پژوهشگر حوزه افغانستان و شبهقاره، همکار پژوهشی مؤسسه مطالعات شرق و بیش از دو دهه همکاری مستمر با رسانهها و خبرگزاریهایی همچون: قدس، فرهیختگان، جام جم، خراسان، سیاست روز، همشهری و …