تیم تحریریه اندیشکده اقبال
تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه
مشاهده پروفایلتحلیل فرآیند، کارکرد و چالشهای نامگذاری عملیاتهای نظامی پاکستان
مقدمه
در ساعت ۵:۱۳ بامداد تاریخ دهم مه سال گذشته و در پاسخ به حملات هند، ارتش پاکستان عملیاتی را با نام «بنیانٌ مرصوص» آغاز کرد. تصاویر منتشرشده از “تلویزیون دولتی پاکستان”، آسمانی را نشان میداد که پیش از طلوع خورشید با نور انفجار بمبها و موشکها روشن شده بود و همزمان فریادهای «اللهاکبر» در فضا طنینانداز میشد. جنگ آغاز شده بود و همه درباره آن سخن میگفتند؛ از داخل پاکستان گرفته تا آن سوی مرزها و رسانههای بینالمللی. اما در تحریریه “روزنامه داون” و بسیاری از رسانههای دیگر، نوع دیگری از آشفتگی حاکم بود: آیا باید آن را «بنیانام مرصوص» نوشت؟ «بنیانُن مرصوص»؟ یا «بنیانالمرصوص»؟ این سردرگمی قابل درک بود؛ زیرا نام عملیات از آیهای در سوره صف از کتاب قرآن کریم گرفته شده و به معنای «ساختمانی استوار و بههمپیوسته» است. در بحبوحه جنگ، کسی فرصت چندانی برای بحثهای زبانشناسانه نداشت، اما همین جزییات ظاهراً کوچک، پرسشی اساسی را مطرح میکند: ارتش چگونه برای عملیاتهای خود نام انتخاب میکند؟ چرا نام یک عملیات نظامی تا این حد اهمیت دارد و چه کسی درباره آن تصمیم میگیرد؟ این مقاله تحلیلی میکوشد با تکیه بر برخی گزارشها وگفتوگو با مقامات پیشین و بازنشسته نظامی پاکستان، فرآیند، کارکردها، چالشها و چشمانداز آینده نامگذاری عملیاتهای نظامی پاکستان را بررسی کند. استدلال اصلی آن است که «اسم عملیات» در پاکستان نه یک ابزار تشریفاتی، بلکه قدرتمندترین سلاح راهبردی برای مدیریت افکار عمومی، مشروعیتبخشی به خشونت دولتی و ایجاد انسجام داخلی در فضای بحران به شمار میرود.
روند تاریخی و تحول در شیوه نامگذاری
به باور کارشناسان، بزرگترین تحول در شیوه نامگذاری عملیاتهای نظامی پاکستان پس از استقلال این کشور در سال ۱۹۴۷ رخ داد. در دوران استعمار، عملیاتها عمدتاً بر اساس نام مناطق جغرافیایی یا طرفهای درگیر نامگذاری میشدند؛ نمونههایی چون «جنگ دوم انگلیس و سیکها» یا «عملیات در دره توچی» گویای این رویکرد صرفاً توصیفی و اداری هستند. اما پس از استقلال، هم دشمنان تغییر کردند و هم دلایل جنگیدن. پاکستان تازهتأسیس خود را درگیر منازعات هویتی، رقابتهای منطقهای با هند و بعدها جنگ داخلی در بنگلادش و شورشهای قومی-مذهبی در بلوچستان و مناطق قبایلی دید. در چنین بستری، نام عملیاتها از یک برچسب صرفاً لجستیکی به ابزاری استراتژیک برای انتقال معنا، تقویت روحیه و جلب حمایت عمومی تبدیل شد.
بر اساس برخی گزارشها، یکی از افسران سابق ارتش پاکستان توضیح داده است که نسل اول فرماندهان ارتش عمدتاً در بریتانیا آموزشدیده بودند و طبیعی بود که نامهایی مانند”محافظان شب” (Knight Riders) یا “شاهین نقرهای”(Silver King) برای آنها جذاب باشد. اما با گذشت زمان، ترکیب افسران ارتش دگرگون شد و نسل جدید بیش از گذشته به فرهنگ بومی، سنتهای محلی و ریشههای مذهبی خود علاقمند شدند. این تغییر نسل نه صرفاً یک تحول جمعیتشناختی، بلکه بازتابی از اسلامگرایی فزاینده در جامعه پاکستان از دهه ۱۹۸۰ به بعد بود. در نتیجه، نامهایی چون «راه راست» (در سوات)، «ضرب عضب» (در مناطق قبایلی) و «بنیان مرصوص» (در پاسخ به هند) جایگزین نامهای سکولار یا انگلیسیمآبانه شدند. این تحول نشان میدهد که اسم عملیاتها آینه تمامنمای تغییرات ایدئولوژیک و فرهنگی در نهاد ارتش و جامعه پاکستان است.
فرآیند تصمیمگیری: چه کسی اسم عملیات را انتخاب میکند؟
فرآیند نهادی انتخاب نام عملیاتها در پاکستان بسیار حائز اهمیت است. بر اساس گفتوگو با سپهبد بازنشسته” نعیم خالد لودهی”، فرمانده سابق “سپاه بهاولپور” و وزیر پیشین تولیدات دفاعی پاکستان، عملیاتهای نظامی، رزمایشها و حتی برخی اقدامات اداری مهم، پیش از آغاز دارای اسم مشخصی هستند. این اسامی از مدتها قبل در اسناد محرمانه و در کنار سناریوهای احتمالی و طرحهای اضطراری ثبت میشوند. به گفته او: «در زمان جنگ نمیتوان نشست و برای عملیات اسم انتخاب کرد.» انتخاب اسم معمولاً بر سه عامل استوار است: ماهیت مأموریت، منطقه جغرافیایی عملیات، و تأثیر روانی اسم عملیات بر نیروها.
سطح عملیات تعیین میکند که چه نهادی مسئول نامگذاری آن است. در عملیاتهای کوچک، ممکن است اسم عملیات توسط فرماندهان تیپ، لشکر یا سپاه نامگذاری شوند، اما در عملیاتهای بزرگ، مسئولیت نامگذاری بر عهده اداره عملیات نظامی ستاد کل ارتش (GHQ) است. سپهبد لودهی میگوید: «این اداره هم عملیات را طراحی میکند و هم درباره اسم آن تصمیم میگیرد.» در عملیاتهایی که دستگاههای اطلاعاتی نیز درگیر هستند، ممکن است سازمان اطلاعات نظامی (MI) یا آژانس اطلاعات پاکستان (ISI) نیز در انتخاب اسم عملیات نقش داشته باشند. در نهایت، تأیید نهایی اسم عملیات در عملیاتهای بزرگ با رئیس ستاد کل ارتش است. نقش دولت غیرنظامی در این فرآیند محدود به نظر میرسد، هرچند از نظر قانونی اجرای عملیاتها نیازمند تأیید دولت است. این ساختار سلسلهمراتب نظامی-اطلاعاتی نشان میدهد که نامگذاری عملیات در پاکستان اساساً یک تصمیم نظامی و فراقانونی است که گاه با مشورت نهادهای اطلاعاتی تکمیل میشود و دولت غیرنظامی تنها نقش تشریفاتی در اعلام رسمی آن دارد.
کارکردهای روانی و ایدئولوژیک اسم عملیاتها
سرلشکر هوایی بازنشسته “فائز امیر” معتقد است که اهمیت اسم عملیات تنها به جنبه اداری آن محدود نمیشود. او میگوید: «نام یک عملیات بخشی از تاریخ است. این همان چیزی است که مردم و جهان بر اساس آن پیروزیها و شکستها را به یاد خواهند آورد.» در عصر رسانههای اجتماعی، مدیریت افکار عمومی اهمیت بسیار بیشتری یافته است. اگر در گذشته جنگها عمدتاً از طریق تلویزیون و روزنامهها روایت میشدند، امروز میدان نبرد رسانهای در شبکههایی مانند ایکس، یوتیوب و واتساپ قرار دارد. به گفته “فائز امیر”، “عملیات پاسخ تند و سریع” (Swift Retort) در سال ۲۰۱۹ نمونهای موفق از هماهنگی اسم و هدف عملیات است: «واژه Retort به معنای پاسخ است و Swift نیز سرعت را تداعی میکند. این نام دقیقاً با پاسخ فوری پاکستان به حمله هند درمنطقه بالاکوت هماهنگ بود.»
اما فراتر از کارکرد رسانهای، اسامی مذهبی نقشی حیاتی در مشروعیتبخشی به خشونت دولتی در جنگهای داخلی دارند. یکی از افسران سابق ارتش دراینباره گفته بود: «وقتی ارتش در سوات و مناطق قبایلی وارد نبرد شد، سربازان احساس میکردند با مردم خودشان میجنگند. بنابراین لازم بود برای آنها روشن شود که این جنگ علیه اسلام نیست، بلکه علیه کسانی است که علیه اقتدار قانونی دولت سلاح برداشتهاند.» در چنین فضایی، اسمهایی چون «راه نجات»، «راه راست» و «ضرب عضب» از نظر روانی و ایدئولوژیک بهمراتب مؤثرتر از اسمهایی همچون «رعد سیاه» یا «تندر سیاه» بودند. این اسمها با ایجاد یک دوگانگی اخلاقی (ما مسلمانان راستین در برابر افراطیون گمراه) به سربازان کمک میکنند تا با آرامش خاطر بیشتری با هموطنان خود بجنگند. به عبارت دیگر، نام عملیات به سلاحی برای «جذب مخاطب داخلی» تبدیل میشود که هم نیروهای مسلح و هم غیرنظامیان را در یک روایت مشترک از جهاد مشروع متحد میکند.
چالشهای پیش رو
با وجود کارایی ظاهری این رویکرد، استفاده گسترده از زبان دینی در نامگذاری عملیاتهای نظامی پاکستان با چالشهایی جدی و تا حدی متناقض همراه است. نخستین چالش، مسأله اختلاف در قرائت، نگارش و تلفظ این نامها است. همانطور که در مورد «بنیان مرصوص» دیده شد، حتی نهادهای رسمی دولت و ارتش نیز در یکسانی شیوه نگارش به توافق نرسیده بودند و خبرگزاریهای بینالمللی هرکدام صورتی متفاوت از این عبارت عربی را به کار میبردند. این امر نه تنها اعتبار پیام را کاهش میدهد، بلکه در مواردی میتواند به سوءتفاهمهای استراتژیک منجر شود.
چالش دوم، تناقض ذاتی استفاده از نمادهای دینی در جنگی است که طرفین آن هر دو به اسلام متعهد هستند. یکی از افسران ارتش در پاسخ به این سؤال که پیش از خروج از خانه برای محافظت از خود چه دعایی میخواند، با خنده گفته بود: «آیةالکرسی. اما احتمالاً کسی که قرار است خود را جلوی ماشین من منفجر کند هم همان دعا را خوانده است!» این تناقض نشان میدهد که اسامی مذهبی در درازمدت ممکن است اثر مشروعیتبخشی خود را از دست بدهند، زیرا هر دو طرف درگیری از یک زبان نمادین استفاده میکنند.
چالش سوم به کنارگذاشته شدن دولت غیرنظامی و نهادهای مدنی در فرآیند نامگذاری بازمیگردد. از آنجا که تأیید نهایی نام عملیاتهای بزرگ با رئیس ستاد کل ارتش است و دولت غیرنظامی نقشی محدود و تشریفاتی در این روند دارد، در مواردی ممکن است اسامی انتخابشده بازتاب دهنده اولویتهای نظامی باشند نه منافع ملی یا ملاحظات دیپلماتیک. این مسأله در شرایطی که پاکستان با فشارهای بینالمللی در خصوص تروریسم و شفافیت عملیات نظامی روبهر است، میتواند به اختلاف میان قوای نظامی و سیاسی دامن بزند.
چالش چهارم، ظهور رسانههای اجتماعی و امکان روایتسازی متقابل توسط دشمن است. در گذشته، ارتش پاکستان کنترل نسبتاً کاملی بر روایت جنگ در تلویزیون و روزنامههای داخلی داشت، اما امروز هر شهروندی با یک گوشی هوشمند میتواند روایت خود را در یوتیوب و ایکس منتشر کند. این امر باعث میشود که حتی هوشمندانهترین اسامی نیز در معرض برچسبگذاری مجدد و طنز عمومی قرار گیرند، موردی که در عملیات «ضرب عضب» با خلق میمهای فراوان در شبکههای اجتماعی پاکستان به وضوح دیده شد.
چشمانداز آینده
با توجه به روندهای موجود، میتوان چهار سناریو را برای آینده نامگذاری عملیاتهای نظامی پاکستان پیشبینی کرد. سناریوی اول، تداوم وضع موجود است: استفاده از اسامی مذهبی و نمادین با تأکید بر قرآن و تاریخ اسلام، که همچنان محبوبیت بالایی در میان عامه مردم دارد. این سناریو محتملترین وضعیت در کوتاهمدت و میانمدت به نظر میرسد، زیرا ارتش پاکستان در سالهای اخیر بیش از پیش به هویت اسلامی خود به عنوان اصلیترین منبع مشروعیت متکی شده است.
سناریوی دوم، افزایش تنوع در نامگذاری با توجه به مخاطبان بینالمللی است. با رشد قدرتهای اقتصادی غیرغربی مانند چین و تقویت همکاریهای پاکستان با کشورهای آسیای مرکزی و خاورمیانه، ممکن است نامهایی با بار نمادین فراملی و بیطرفانهتر (مانند نامهای جغرافیایی یا اقتباس شده از طبیعت) نیز وارد گردونه شوند. سناریوی سوم، واکنش در برابر چالش رسانههای اجتماعی است. ارتش پاکستان احتمالاً ناگزیر خواهد شد که واحدهای تخصصی مدیریت روایت در فضای مجازی را تقویت کند و نام عملیاتها را با کمپینهای هماهنگ رسانهای در ایکس، یوتیوب و تیکتاک همراه سازد. در این مسیر، ممکن است شاهد استفاده از اسامی کوتاهتر و با جذابیت بصری بیشتر باشیم.
سناریوی چهارم و بلندمدت، تغییر بنیادین در ایدئولوژی نظامی پاکستان است. اگر در دهههای آینده جامعه پاکستان از رویکرد صرفاً ایدئولوژیک به سمت رویکردهای دیگری حرکت کند، ممکن است اسم عملیاتها نیز از محتوای صریح دینی به سمت ارزشهای ملی و مدنی (مانند «دفاع از میهن» یا «وحدت ملی») تغییر جهت دهند. با این حال، با توجه به ریشهدار بودن اسلام در ساختار قدرت و جامعه پاکستان، این سناریو کمترین احتمال وقوع را دارد. به هر روی، آنچه مسلم است این است که اسم عملیات در پاکستان همچنان قدرتمندترین سلاح در زرادخانه این کشور خواهد ماند؛ سلاحی که نه در میدان نبرد بلکه در ذهن سربازان و غیرنظامیان شلیک میشود و گاه حتی از موشکها و بمبها نیز مؤثرتر عمل میکند.
نتیجهگیری
تحلیل فرآیند، کارکردها و چالشهای نامگذاری عملیاتهای نظامی پاکستان نشان میدهد که انتخاب اسم عملیات صرفاً یک تشریفات اداری یا یک مسئله زبانشناختی حاشیهای نیست، بلکه بخشی جداییناپذیر از راهبرد امنیت ملی و جنگ روایتها در این کشور به شمار میرود. از عملیات «بنیان مرصوص» که ریشه در آیهای قرآنی دارد تا عملیات «راه راست» در سوات که برای بازگرداندن مردم «گمراه» به مسیر صحیح طراحی شد، همه حکایت از آن دارند که ارتش پاکستان همواره کوشیده است تا از اسم عملیات به عنوان ابزاری برای ایجاد انسجام داخلی، مشروعیتبخشی به خشونت و تقویت روحیه نیروهای خود استفاده کند. این کارگرچه در کوتاهمدت موفق بوده است، اما با چالشهایی جدی همچون اختلاف در نحوه نگارش، تناقض ذاتی در استفاده از نمادهای دینی در جنگ میان مسلمانان، به حاشیه رانده شدن دولت غیرنظامی و ظهور رسانههای اجتماعی روبهرو است.
در نهایت، مهمترین درسی که این تحلیل به ما میدهد این است که قدرت اسم عملیات نظامی نه در معنای لغوی یا ریشه قرآنی آن، بلکه در توانایی آن برای ایجاد اجماع و طرد همزمان نهفته است.اسم عملیات در پاکستان خط مقدم جنگی را ترسیم میکند که پیش از شلیک هر گلوله، در ذهن ها و قلب ها شروع میشود. تا زمانی که ارتش پاکستان خود را آینه جامعه دینی این کشور بداند، اسامی مقدس و مذهبی همچنان قدرتمندترین سلاح زرادخانه آن باقی خواهند ماند؛ سلاحهایی که با کمترین هزینه، بیشترین تأثیر را بر ادراک جمعی میگذارند. اما اگر روزی جامعه پاکستان از روایتهای ایدئولوژیک فاصله بگیرد، آنگاه نام عملیاتها نیز ناگزیر از «بنیان مرصوص» به «پل راوی-۱» و «مأموریت بازیابی اقتصادی» تغییر خواهند کرد. تا آن روز، سردرگمی خبرنگاران در تحریریه داون بر سر نگارش «بنیانام مرصوص» یا «بنیانالمرصوص» تنها نوک کوه یخ منازعه عمیقتری بر سر معنا، قدرت و حقیقت در پاکستان است.
تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه
مشاهده پروفایل
دستیار هوشمند
پاسخ سریع و دقیق