تحلیل هوش مصنوعی
نسخه صوتی مقاله
مقدمه
اقتصاد جهانی در آستانۀ دورانی نو قرار دارد که در آن، قدرت ملی کشورها بیش از هر زمان دیگری به پیشرفتهایتکنولوژیک، بهویژه در زمینۀ کنترل منابع محاسباتی، تولیدنیمههادیها و توسعۀ مراکز داده، گره خورده است. در اینعصر که با عنوان «عصر ژئواکونومیک» شناخته میشود،شرکتهای فناوری به سطحی بیسابقه از قدرت اقتصادیدست یافتهاند که ستونهای اصلی آن را اکوسیستمهای هوش مصنوعی تشکیل میدهند.
از سال ۲۰۲۵، کشورهای جهان، بهویژه ایالات متحده و چین،رقابتی فشرده را بر سر توسعۀ هوش مصنوعی مولد در پیشگرفتهاند. با این حال، این رقابت تنها به پیشرفت فناورانه محدود نمیشود، بلکه به عرصهای مهم برای اعمال قدرت ملی تبدیل شده است. برخلاف فناوریهای هستهای و فضایی در دوران جنگ سرد که عمدتاً در انحصار دولتها بود، فناوری هوش مصنوعی عمدتاً توسط بخش خصوصی هدایت میشود و دولتها، دانشگاهها و سرمایهگذاران در قالب یک اکوسیستمنوآورانه پیچیده با یکدیگر همکاری میکنند.
با وجود چالشهای ساختاری در زمینۀ ارائه خدمات عمومی،فشارهای مالی و تنشهای زیستمحیطی، پاکستان از اکوسیستم دیجیتالی رو به رشدی برخوردار است. جمعیت جوان و فعال این کشور، همراه با طرحهای آزمایشی امیدوارکننده،میتواند به تقویت ظرفیتهای نهادی، اصلاح ساختارهایحاکمیتی و توسعۀ اکوسیستمهای داده کمک شایانی کند. بهطورکلی، اکوسیستم هوش مصنوعی پاکستان در سال ۲۰۲۶ در یک نقطۀ عطف واقعی قرار گرفته است. صادرات این بخش روندی صعودی دارد، شرکتهای مرتبط از حمایت جهانیبرخوردارند و دولت نیز ضمن داشتن تعهد رسمی، بودجه معینیرا به حمایت از شرکتهای نوپا در این حوزه تخصیص داده است.
نقش دولت در اکوسیستم هوش مصنوعی
پاکستان در تلاش است تا “کریدور اقتصادی چین و پاکستان“را بهسمت همکاریهای صنعتی-معدنی،فناوری هوش مصنوعی و توسعۀ مناطق ویژهاقتصادی سوق دهد. در این چارچوب، برنامهریزیهای لازم برای توسعه فناوریهای مرتبط با هوش مصنوعی(بهعنوان یکی از اولویتهای راهبردی) دردولت “شهباز شریف“ انجام شده است.
دولت پاکستان پیوسته در حال بهبود چارچوب سیاست اقتصاد دیجیتال خود بوده و از طریق ایجاد مناطق ویژه اقتصادی و فناوری، مشوقهای مالیاتی و پشتیبانی زیرساختی لازم را در این زمینه ارائه میدهد. همچنین سیاستهای رقابتی در زمینۀتحقیق و توسعه، صادرات و انتقال فناوری، زمینۀ مناسبی برایتوسعۀ صنعت دیجیتال فراهم کرده است.
در همین راستا، دولت پاکستان اعلام کرده که قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ مبلغ یک میلیارد دلار در زمینۀ هوش مصنوعیسرمایهگذاری کند و بخشهایی همچون کشاورزی، مراقبتهایبهداشتی، امور مالی و زیرساختهای هوشمند را تقویت نماید. این اقدام در ادامه «سیاست ملی هوش مصنوعی ۲۰۲۵» استکه در آن۳۰ درصد از صندوق تحقیق و توسعه بهطور دائمی به حوزۀ هوش مصنوعی اختصاص یافته و در همین راستا،«صندوق ملی توسعۀ هوش مصنوعی» نیز ایجاد شده است.
نقش چین در اکوسیستم هوش مصنوعی پاکستان
پاکستان بهدلیل موقعیت جغرافیایی ممتاز خود در تقاطع خلیجفارس، چین و قارۀ آفریقا، پتانسیل بالایی برای ایفای نقش بهعنوان قطب منطقهای در زمینۀ تجارت دیجیتال، تجارت الکترونیک فرامرزی و خدمات فناوری دارد. در این بستر، همسویی سیاستها و همکاری صنعتی میان چین و پاکستان در بخش دیجیتال بهطور مستمر در حال تعمیق است که زمینۀادغام کارآمدتر فناوری، سرمایه و نیروی کار را فراهم میآورد.
این همکاری برای پاکستان از اهمیتی راهبردی برخوردار است؛ از یکسو به افزایش ظرفیت تولید داخلی و ارزشافزودۀ صنعتیاین کشور کمک میکند و از سوی دیگر، فرصتهای جدیدی نیزبرای اشتغال و کارآفرینی جوانان ایجاد مینماید. شرکتهایکوچک و متوسط نیز بهعنوان نقاطی کلیدی در همکاریهایگستردۀ دو کشور مطرح هستند.
از منظر چین نیز این مشارکت دارای اهمیت استراتژیکفراوانی است. با گسترش فناوریها و سیستمهای تولیدیدیجیتال به بازارهای خارجی، شرکتهای چینی ضمن تقویتقابلیتهای بومیسازی خود در بازارهای جدید، به ارتقای سطحفناوری و بهینهسازی مدلهای کسبوکار در محیطهای تازه دست مییابند.
بهطورکلی، پاکستان به دنبال افزایش همکاری با چین در زمینۀهوش مصنوعی است و برنامههایی برای ایجاد بستری مشترک با محوریت نوآوری در بخشهایی همچون کشاورزی و پزشکیدر دست اجرا دارد. هدف از این طرح، بهرهگیری از تخصص و پیشرفتهای فناورانه چین در جهت پیادهسازی هوش مصنوعیدر صنایع مختلف پاکستان عنوان شده است.
چرخش سرمایه به سمت ارزش افزوده بیشتر
در پنج ماه نخست سال 2026، مجموعاٌ مبلغ ۹۳.۵ میلیون دلارسرمایه از طریق پنج دور تأمین مالی از طریق سهام، جذب شرکتهای نوپای پاکستانی شده است. اگرچه این رقم چندان قابلتوجه نیست، اما نشانه یک روند معنادار و جهتدار است. سرمایۀ خطرپذیر به تدریج به سمت شرکتهایی با محصولات و درآمد واقعی، و نه صرفاً طرحهای فاقد پشتوانه، در حال حرکت است.
رشد پیشبینیشده در سال ۲۰۲۶ به نفع شرکتهایی خواهد بود که بهجای توسعۀ سریع یا معیارهای سطحی، بر عمق محصول و قابلیت مقیاسپذیری در سطح منطقهایسرمایهگذاری میکنند؛ چراکه اکوسیستم دیجیتال وارد مرحلهایشده که اولویتِ کسبوکار بر اولویتِ جمعآوری سرمایه غلبهدارد.
ذکر این نکته ضروری است که جامعۀ توسعهدهندگان پاکستان یکپارچه نیست. در یک سوی این طیف، افرادی قرار دارند که سایتهای ساده برای مشتریان خارجی میسازند و در سویدیگر، متخصصینی قرار دارند که در زیرساختهای بنیادینهوش مصنوعی و در شرکتهای کمترشناختهشده فعالیتمیکنند.
برای نمونه، بنیانگذار و مدیرعامل شرکت «تکسجیتی»گزارش داد که این شرکت نوپا مبلغ ۴.۶ میلیون دلار را به توسعۀابزارهای هوش مصنوعی در زمینههای مالیاتی و حسابداریاختصاص داده است. همچنین بنیانگذار شرکت «ریموتبیس» از جذب ۳.۵ میلیون دلار برای کمک به توسعهدهندگان بومی و همکاری با شرکتهای نوپا در ایالاتمتحده خبر داد و صریحاً اعلام کرد که هدف، گذار از “مدل سنتی صادرات خدمات نرمافزاری “ به سمت خلق محصولات نوآورانه است. شهرهایی همچون لاهور، کراچی و اسلامآباد نیزبه اکوسیستمهای کامل نرمافزاری( شامل پارکهای فناوری،مراکز رشد و زیرساختهای همکاری دیجیتال) تبدیل شدهاند.
اکوسیستم کنونی هوش مصنوعی در پاکستان
اکوسیستم هوش مصنوعی پاکستان در حال گذار از مدل سنتی صادرات خدمات نرمافزاری به سمت توسعۀ محصولات بومی و شرکتهای نوپای هوش مصنوعی است. پیشبینی میشودصادرات فناوری اطلاعات در سال مالی 2026-2027 بین ۴.۵ تا ۴.۶ میلیارد دلار باشد. شرکتهای نوپای هوش مصنوعی نیزدر حال جذب سرمایههای خطرپذیر بینالمللی از صندوقهایمطرحی همچون «اِیاندزد» و «وایکامبیناتور» هستند.
برای نمونه، شرکت «متریک متال» با پشتیبانی این دو صندوق، در حال ساخت یک سیستمعامل هوش مصنوعی برای جمعآوریکمکهای مالی است. شرکت «نیوتون» نیز ابزارهای مالیمبتنی بر هوش مصنوعی را برای شرکتهای کوچک و متوسط توسعه میدهد و «تکسجیتی» از هوش مصنوعی برایسادهسازی گردشهای کاری در حوزۀ مراقبتهای بهداشتیاستفاده میکند. این شرکتها از جمله فعالترین شرکتهایپاکستانی هوش مصنوعی هستند که هماکنون در بازارهایجهانی نیز فعالند.
برنامههایی همچون «مهارتهای دیجیتال» و شبکۀ در حال توسعۀ مراکز رشد ملی با پشتیبانی «ایگنایت» (بازوی نوآوریوزارت فناوری اطلاعات)، از دیگر ظرفیتهای فناورانه این کشور به شمار میروند. همچنین پاکستان میزبان شرکتهای نوپایمتعددی در حوزههای“ فینتک“، آموزش و فناوری سلامت است و صادرات فناوری اطلاعات در سالهای ۲۰۲۴-۲۰۲۵ رشد ۲۳.۷ درصدی را تجربه کرده است.
تا اواسط سال مالی ۲۰۲۶، آزادکاران(فریلنسرها) پاکستانیبیش از ۵۰۰ میلیون دلار درآمد ارزی کسب کردند که نشاندهندۀ رشد ۵۸ درصدی نسبت به سال پیش است. پاکستان هماکنون در میان پنج بازار برتر آزادکاری جهان قرار دارد و بیش از ۲.۳ میلیون آزادکار فعال در صادرات و اشتغال دیجیتال مشارکت دارند. این کشور با داشتن نقاط قوت در توسعۀ نرمافزارها، پشتیبانی و خدمات خلاقانه، به دومینتأمینکنندۀ بزرگ نیروی کار دیجیتال در جهان تبدیل شده است.
مزیتهای رقابتی و ظرفیتهای مغفول
پاکستان قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ یک میلیارد دلار در صنعت هوش مصنوعی و در بخشهای کلیدی همچون کشاورزی،مراقبتهای بهداشتی، مالی و زیرساختهای هوشمند سرمایهگذاری کند. هوش مصنوعی برای این کشور فرصتیبرای جهش از خدمات پایه به محصولات با ارزش افزودهمحسوب میشود و شرکتهای پاکستانی را قادر میسازد تا بر اساس تخصص، نوآوری و تواناییهای حلمسئله و نه صرفاً هزینههای نیروی کار، رقابت کنند.
شرکتهای کوچک و متوسط پاکستانی، یکی از جذابترینبازارها برای پذیرش هوش مصنوعی در آسیا به شمار میآیند. برای این شرکتها، هوش مصنوعی یک کالای لوکس نیست،بلکه ابزاری برای بقا محسوب میشود.
اگرچه صنعت نرمافزار پاکستان همواره بر سر قیمت رقابت میکرد، اکنون بهتدریج بر سر توانایی ساخت و تولید رقابت میکند. تقاضای جهانی به سمت خدماتی همچون ادغام هوش مصنوعی، تحلیل دادهها، انطباق با امنیت سایبری و مهاجرت ابری تغییر یافته و خریداران بینالمللی به دنبال متنوعسازیسبد خرید خود و کاهش وابستگی به یک کشور خاص هستند.
در سال 2025، پاکستان در شاخص جهانی استعدادهاینیروی کار دیجیتال، در میان ۱۹۳ کشور، رتبۀ ۱۶ را کسب کرد و در زمرۀ کشورهای برتر جهان قرار گرفت. این جایگاه ممتاز، همراه با توسعه هوش مصنوعی، توان رقابتی شرکتهای پاکستانی را در بازارهای بینالمللی به نحو چشمگیری افزایش داده است؛ به گونهای که بنگاههایی که از این مزیت ترکیبی بهره بردهاند، با سرعت بیشتری در حال رشد هستند.
۶۴ درصد از جمعیت پاکستان را جوانان تشکیل میدهند،مزیتی که این کشور را برای گسترش فناوریهای مرتبط با هوش مصنوعی در موقعیتی ممتاز قرار داده است. نیروی کار جوان، دقیقاً همان چیزی است که در زمان تغییرات فناورانه و نیاز به یادگیری سریع مهارتهای جدید، میتواند مزیت رقابتی ایجادکند.
چالشها و شکافهای ساختاری
با وجود فرصتهای فراوان، پاکستان برای توسعۀ پایدار هوش مصنوعی با سه چالش ساختاری مواجه است:
بر اساس آخرین شاخص آمادگی هوش مصنوعی دولتها که توسط «آکسفورد اینسایت» محاسبه شده، پاکستان در میان۱۷ کشور آسیای جنوبی و مرکزی در رتبۀ هشتم قرار دارد ودر رتبه پایینتری نسبت به کشورهایی همچون هند، بنگلادش و سریلانکا قرار دارد. این شاخص کشورها را بر اساس پارامترهایی همچون چشمانداز دولت، ظرفیت دیجیتال و زیرساخت دادهها مورد ارزیابی قرار میدهد.
علاوه بر این، اکوسیستم دیجیتال پاکستان همچنان توسعهنیافتهاست. دادههای اداری در سازمانهای دولتی نظیر ادارۀ ملیپایگاه داده و ثبت، هنوز بهطور کامل دیجیتالی نشده و مقررات مربوط به اشتراکگذاری دادههای بینسازمانی محدود است. تا سال ۲۰۲۵، حدود ۱۱۶ میلیون پاکستانی به اینترنت دسترسیداشتند که نشاندهنده نرخ نفوذ ۴۵.۷ درصدی در این کشور است. و بیانگر آن است که بیش از نیمی از جمعیت هنوز به اینترنت دسترسی مناسب ندارند.
مسئلۀ فرار مغزها نیز یکی از نگرانکنندهترین مباحث در حوزه فناوری پاکستان است. با وجود اینکه مدیران شرکتهای نوپا بهطور فزایندهای به تیمهای مهندسی و توسعه محصولات بومیروی آوردهاند، اما همچنان شمار زیادی ازمتخصصین، پس ازطی دوران آموزشی خود در پاکستان، به مناطقی همچون سانفرانسیسکو، لندن و دبی مهاجرت میکنند. در این میان، اگرچه بخشی از درآمد آنان از طریق حوالههای ارزی به کشور بازمیگردد اما مهمترین دستاورد آنها یعنی مالکیت معنوی و داراییهای فکری تولید شده، همچنان در خارج از مرزها باقی میمانند. با این حال، چندین شرکت پاکستانی موفق شدهاند که سیستمهای اختصاصی هوش مصنوعی را در مقیاس جهانی توسعه دهند؛ رویدادی که بهوضوح گویای ظرفیت بالای این کشور در خلق و تولید مالکیت معنوی است.
در مجموع، استعداد در پاکستان وجود دارد، اما اکوسیستمهاخودبهخود شکل نمیگیرند. شکافهای زیرساختی واقعیهستند و کمبود مهارتهای هوش مصنوعی نیز بههمان اندازه جدی است. همچنین چارچوب نظارتی هنوز در حال تدوین است و فاصلۀ معناداری میان سیاست ملی هوش مصنوعی و واقعیتهای عینی زیستبوم شرکتهای نوپا در شهرهاییمانند لاهور وجود دارد.
نتیجهگیری
مشخصه عصر ژئواکونومیک، استفاده از هوش مصنوعی و ابزارهای دیجیتال برای گسترش در بازارها و اعمال نفوذ اقتصادی است. در این دوران، قدرت بیسابقۀ غولهای فناوری،رقابت استراتژیک برای دستیابی به دادهها و دانش مرتبط، تجارت جهانی و زنجیرههای تأمین، همگی میتوانند قدرت ملی و حاکمیت کشورها را تحت تأثیر قرار دهند. هوش مصنوعی،شکلی نوین از قدرت را معرفی کرده که با قدرت محاسباتی در مقیاس گسترده سنجیده میشود.
پاکستان با سرمایهگذاری در بخشهای متنوع هوش مصنوعی و از همه مهمتر، همکاری با شرکتهای چینی نظیر “هواوی“،گامهای مؤثری برای تحکیم حاکمیت اقتصادی خود برداشته است، هرچند همچنان به تنوعبخشی در مشارکتهای فناورانه با دیگر کشورها نیز توجه دارد.
اگرچه پاکستان هنوز در مراحل ابتدایی توسعۀ هوش مصنوعیمولد قرار دارد، اما دیگر نمیتوان صرفاً از «پتانسیل» آن سخن گفت. توسعهدهندگان اکوسیستم دیجیتال این کشور محصولات واقعی ساختهاند و از آنها در بازارهای ملی و جهانیدرآمدزایی کردهاند. آنها در زمینههایی همچون توسعۀنرمافزارها، فرآیندهای تجاری، خدمات آزاد و تقویت شرکتهاینوپای هوش مصنوعی به موفقیتهای چشمگیری دست یافتهاند.
با وجود این، پاکستان هنوز سه رکن کلیدی برای اقتصاد هوش مصنوعی خود را بهطور کامل در اختیار ندارد: زیرساختهای کافی برای اجرای سیستمها، نیروی متخصص کافی برایساخت و استقرار آنها، و ظرفیتهای نهادی برای مدیریتمسئولانه این فناوری. با این حال، تلاش برای ارتقای دادههایباز، توسعۀ محاسبات پایدار، تقویت نیروی کار ماهر و تدوینمقررات مناسب، همگی در چارچوب سیاست ملی توسعۀ هوش مصنوعی مورد حمایت دولت قرار دارند و میتوانند پاکستان را برای تقویت اقتصاد دیجیتال و همگامسازی با بازیگران نوظهور در اکوسیستم جهانی دیجیتال آماده کنند.
در عین حال، نباید نگرانیها در زمینۀ حاکمیت دیجیتال و تهدیدات امنیتی همچون نقض امنیت دادهها، حملات سایبری،پویاییهای ژئوپلیتیکی و خطرات نظارتی را نادیده گرفت. مدیریت این مخاطرات، بهویژه در همکاری با قدرتهای بزرگ فناوری، نیازمند چارچوبی شفاف و نظارتی پویا خواهد بود که بتواند همزمان با توسعۀ فناوری، از منافع ملی و حاکمیتدیجیتال پاکستان نیز صیانت کند.
نویسنده این مقاله
دکتر مریم وریج کاظمی
دارای دکترای جغرافیای سیاسی از دانشگاه علوم و تحقیقات تهران؛ پژوهشگر حوزههای ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و بنیادگرایی اسلامی با تمرکز ویژه بر مسائل پاکستان، و نویسنده چندین کتاب و مقاله تخصصی در این حوزهها.
مشاهده پروفایل