احیای اقتصادی گوادر: طلوع یک غول خفته در سایه بحران خلیج فارس

احیای اقتصادی گوادر: طلوع یک غول خفته در سایه بحران خلیج فارس

مقدمه

در فروردین‌ماه ۱۴۰۵، بندر گوادر پاکستان رکورد تاریخی بارگیری ۱۱ هزار کانتینر در یک ماه را ثبت کرد ؛ این در حالی است که در سال ۱۴۰۴ این بندر تنها ۸ هزار و ۳۰۰ کانتینر را بارگیری کرده بود. این جهش بی‌سابقه، نقطه عطفی در فعالیت اقتصادی این بندر راهبردی پس از نزدیک به دو دهه  رکود محسوب می‌شود. آنچه این تحول را از یک رونق زودگذر متمایز می‌کند، هم‌زمانی آن با تشدید بحران در تنگه هرمز و گشایش کریدورهای زمینی جدید به ایران است. بندر یکی از ارکان اساسی “کریدور اقتصادی چین-پاکستان” (CPEC) ، محسوب می‌گردد، و به‌رغم انجام برخی اقدامات زیربنایی در ساله‌ای گذشته، رونق چندانی در فعالیتهای اقتصادی  آن  مشاهده نشده بود. زیرساخت‌های مدرن ساخته شد و فرودگاه بین‌المللی جدید افتتاح گردید، اما کشتی‌ها تجاری با فواصل طولانی  در آن پهلو می‌گرفتند. با این حال، تشدید تنش‌های ژئوپلیتیک در خلیج فارس و متعاقب آن مختل شدن مسیرهای سنتی دریایی، پنجره‌ای تاریخی به روی این بندر گشوده است. کارشناسان معتقدند که بندرگوادر سرانجام «جایگاه خود» را یافته است و جهش ۳۳۰۰ درصدی در حجم ترانزیت کالا فقط در یک ماه، نشان‌دهنده یک تغییر ساختاری در الگوهای تجارت منطقه‌ای است که ریشه در تحولات ژئوپلیتیک منطقه‌ دارد.

فرصت‌ها و چالش‌های پیش روی گوادر

مهم‌ترین محرک رونق کنونی بندرگوادر، بحران ژئوپلیتیک در تنگه هرمز است. تنگه هرمز به عنوان مسیر عبور یک‌سوم نفت جهان، همواره کانون رقابت‌های ژئوپلیتیک بوده است. با تشدید تنش‌های اخیر میان ایران و آمریکا و ایجاد محدودیت‌های شدید دریایی، زنجیره تأمین کالا در این نقطه با اختلال جدی مواجه شده و کشتی‌های تجاری برای امنیت محموله‌های خود ناگزیر به جستجوی مسیرهای جایگزین شده‌اند. در این شرایط، گوادر با فاصله تنها ۸۷ کیلومتر از مرز ایران و دسترسی به آب‌های آزاد اقیانوس هند، به گزینه‌ای بی‌بدیل تبدیل شده است. علاوه بر این، تصمیم دولت پاکستان  برای افتتاح رسمی مسیرهای تجاری زمینی به ایران در فروردین ماه 1405، نقطه عطفی در این تحول بود.

در میان 6 مسیر تعیین‌شده، “کریدور گوادر-گبد” از اهمیت راهبردی ویژه‌ای برخوردار است. این مسیر که گوادر را مستقیماً به استان سیستان و بلوچستان ایران متصل می‌کند، زمان حمل بار از بنادر پاکستان به مرز ایران را از ۱۸-۱۶ ساعت به تنها ۲ تا ۳ ساعت کاهش داده است. این کاهش چشمگیر در زمان و هزینه حمل‌ونقل، برگ برنده اصلی گوادر در رقابت با سایر بنادر منطقه است و عملاً یک کریدور چندبعدی (Multi-modal Corridor) ایجاد کرده که تلفیقی از مسیرهای دریایی و زمینی به سمت ایران و فراتر از آن را ممکن می‌سازد. برای کشورهای محصور در خشکی مانند افغانستان و جمهوری‌های آسیای مرکزی، این کریدور می‌تواند زمان‌بر و طاقت‌فرسا باشد. نکته حائز اهمیت آنکه در آستانه گشایش این مسیرها، پاکستان نقش میانجی کلیدی در برقراری آتش‌بس میان ایران و آمریکا را ایفا کرده بود. این هم‌زمانی نشان می‌دهد که اسلام‌آباد با بهره‌گیری از دیپلماسی فعال، موقعیت خود را به عنوان «پل ثبات» منطقه تثبیت کرده است و با این استراتژی، از یک سو با تهران به عنوان دروازه ورود به بازارهای غرب آسیا همکاری می‌کند و از سوی دیگر با واشنگتن به عنوان شریکی قابل اعتماد در مدیریت بحران تعامل دارد. تحلیلگران این اقدام را نه یک رویکرد جانبدارانه از یک طرف مناقشه ، بلکه ایجاد یک کریدور ترانزیتی پایدار برای کاهش آسیب‌پذیری در برابر اختلالات ژئوپلیتیک توصیف می‌کنند.

از منظر فرصت‌های ژئواکونومیک، بندر گوادر می‌تواند پاکستان را از  وابستگی مطلق به مسیرهای تجاری افغانستان خارج کند. پیش از این، مسیرهای زمینی پاکستان به آسیای مرکزی عملاً به خاک افغانستان گره خورده بود و اوج‌گیری مجدد تنش‌ها با طالبان، عملاً این مسیرها را مسدود کرده بود. کریدور ایران از طریق بندرگوادر، پاکستان را از قید این انحصار رها می‌سازد و مسیری مستقیم‌تر و امن‌تر را به روی تجار گشوده است. این واقعیت جدید، افغانستان را در موقعیت ضعیف‌تری در مذاکرات تجاری با پاکستان قرار می‌دهد.

ازسوی دیگر، کارشناسان ارشد صنعت کشتیرانی معتقدند که مهم‌ترین پتانسیل گوادر، تبدیل آن  به یک هاب انرژی است. عمق آبخور نسبتاً مناسب این بندر (حدود ۱۲.۵ متر به صورت عملیاتی) در کنار موقعیت امن آن در سواحل دریای عمان، گزینه ایده‌آلی برای احداث انبارهای نفت استراتژیک فراهم می‌کند. کشورهایی مانند چین یا حتی ژاپن می‌توانند ذخایر انرژی خود را در گوادر متمرکز کنند تا در زمان بحران‌های منطقه‌ای مانند مسدود شدن  تنگه هرمز از آن استفاده کنند. دولت پاکستان نیز بسته تشویقی جذابی برای سرمایه‌گذاران خارجی در منطقه آزاد گوادر تدارک دیده است که شامل معافیت مالیاتی، واردات ماشین‌آلات بدون عوارض گمرکی و مهم‌تر از همه، ۳۰ روز انبارداری رایگان می‌شود. این مزایا، گوادر را به مقصدی جذاب برای شرکت‌های لجستیک بین‌المللی تبدیل کرده است و منطقه آزاد گوادر هم‌اکنون شاهد جذب حدود ۲.۴ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خارجی در بخش‌هایی مانند فرآوری فلزات، بسته‌بندی مواد غذایی و لجستیک است.

با وجود رونق اخیر، تحلیلگران هشدار می‌دهند که گوادر هنوز از تبدیل شدن به یک قطب تجاری منطقه‌ای فاصله زیادی دارد و موانع ساختاری اساسی بر سر راه تبدیل این بندر به یک هاب تجاری قرار دارند. مهم‌ترین مشکل در مورد گوادر، محدودیت عمق آبخور آن است. عمق آبخور طراحی‌شده گوادر ۱۴ متر است، اما به دلیل هزینه‌های بالای لایروبی مستمر و رسوب‌گذاری، عمق عملیاتی فعلی آن حدود ۱۲.۵ متر است. برای مقایسه، بندر قاسم در کراچی دارای آبخور ۱۶ متری است. بسیاری از کشتی‌های بزرگ کانتینری مدرن با آبخور ۱۳ تا ۱۴ متر، در حال حاضر قادر به پهلوگیری در گوادر نیستند و این محدودیت فیزیکی، مهم‌ترین دلیل تردید خطوط بزرگ کشتیرانی بین‌المللی برای انتقال عملیات خود به این بندر است.

گوادر در حال حاضر صرفاً برای کالاهایی همچون فولاد و محموله‌های مربوط به پروژه‌های صنعتی کوچک مناسب است. علاوه بر این، بحران امنیت انسانی در بلوچستان نیز همچنان پابرجاست. این منطقه شاهد درگیری‌های نظامی و حملات پراکنده گروه‌های جدایی‌طلب است و حتی در هفته‌های اخیر نیز حملاتی به نیروهای گارد ساحلی صورت گرفته است. صنعت کشتیرانی نسبت به مناقشات منطقه‌ای و ناامنی‌های مرتبط با آن به شدت آسیب‌پذیر است و قطعی مکرر اینترنت و ارتباطات در منطقه به دلیل ناامنی، همراه با کمبود نیروی کار محلی آموزش‌دیده که موجب وابستگی شدید به کارگران مهاجر از پنجاب شده، تردیدهایی جدی برای سرمایه‌گذاران خارجی ایجاد کرده است. همچنین، گوادر نه تنها با بنادر خارجی، بلکه با بنادر داخلی پاکستان همچون بندر کراچی و بندر قاسم  دررقابت است. بندرکراچی با زیرساخت‌های قدیمی اما جاافتاده خود، هنوز هم ماهیانه حدود ۱۱ هزار کانتینر را بارگیری می‌کند و تا زمانی که گوادر نتواند اتصال ریلی و جاده‌ای مطمئن به شهرهای صنعتی پنجاب را تکمیل کند، بخش عمده کالاها همچنان مسیر طولانی‌تر اما باثبات‌تر کراچی را ترجیح خواهند داد.

چشم‌انداز آینده

سؤال کلیدی در مورد آینده گوادر این است که آیا رونق فعلی یک «رونق ناشی از شرایط جنگی» موقتی است یا طلوع یک غول اقتصادی پایدار؟ برای پاسخ به این سؤال، می‌توان سه سناریوی محتمل را تصور کرد. در سناریوی اول ، گوادر شاهد یک تحول ساختاری خواهد گردید. در این حالت، دولت پاکستان و چین سرمایه‌گذاری هنگفتی را برای لایروبی مستمر بندر آغاز می‌کنند و عمق آبخور را به ۱۶ متر می‌رسانند. هم‌زمان، با حل نسبی بحران امنیتی از طریق توسعه اقتصادی که یکی از راهبردهای اصلی دولت است، سرمایه‌گذاران بین‌المللی به منطقه هجوم می‌آورند. در این صورت، گوادر ظرف ۵ سال آینده به رقیب جدی بنادر امارات تبدیل خواهد شد و پتانسیل اقتصادی تخمینی آن بین ۱۸ تا ۲۵ میلیارد دلار در سال خواهد بود. در سناریوی دوم، وضعیت به حالت سابق بازمی‌گردد. اگر تنش‌های ژئوپلیتیک در هرمز فروکش کند و مسیرهای دریایی قبلی مجدداً احیا شوند، محرک اصلی تقاضا برای بندرگوادر از بین خواهد رفت. در این وضعیت، مادامی که مشکلات آبخور و امنیت حل نشده باشند، کانتینرها به سرعت به مسیرهای کوتاه‌تر و قدیمی بازخواهند گشت و گوادر بار دیگر به «بندری کم فروغ » تبدیل خواهد شد.

اما محتمل‌ترین سناریو، سناریوی سوم یعنی بقای متوازن است. در این سناریو، حتی اگر بحران تنگه هرمز پایان یابد، کریدور زمینی گوادر-گبد مزایای رقابتی خود را برای تجارت با ایران و آسیای مرکزی حفظ خواهد کرد. پاکستان در حال نهایی‌سازی موافقت‌نامه‌ای است که بر اساس آن، کالاهای صادراتی به سمت کشورهای آسیای مرکزی از این مسیر عبور کنند. در این سناریو، گوادر به جای رقابت مستقیم با کراچی، به عنوان یک هاب تکمیلی عمل خواهد کرد و جایگاه خود را به عنوان بندری تخصصی برای ترانزیت زمینی به غرب آسیا و آسیای مرکزی تثبیت می‌نماید. آنچه مسلم است، ماهیت تجارت جهانی در حال تغییر است و گوادر برای نخستین بار، به عنوان گزینه‌ای جدی برای ترانزیت کالا  مطرح شده است.

نتیجه‌گیری

احیای اقتصادی بندر گوادر در بهار ۱۴۰۵، نتیجه هم‌زمانی سه عامل کلیدی بود: شوک ژئوپلیتیک ناشی از بحران  انسداد تنگه هرمز، دیپلماسی فعال پاکستان در گشایش کریدور زمینی به ایران و وجود زیرساخت‌های مرتبط با “کریدور اقتصادی چین و پاکستان” . پاکستان اکنون در یک «لحظه تاریخی» قرار دارد و عبور از این وضعیت و تبدیل یک رونق موقتی به یک جهش دائمی، مستلزم تصمیمات سخت در دو جبهه است. جبهه اول، جبهه فنی است که شامل لایروبی مستمر بندر برای افزایش عمق آبخور و حذف گلوگاه‌های بوروکراتیک در فرآیندهای گمرکی و ترانزیتی می‌شود. جبهه دوم، جبهه امنیتی و اجتماعی است که در آن دولت باید از طریق توسعه اقتصادی و اشتغال‌زایی برای بومیان بلوچ، آن‌ها را به چرخه تولید ثروت وارد کند تا ریشه‌های ناامنی خشکانده شود. گوادر  همانند غول خفته‌ایست که سرانجام بیدار شده است و اکنون این سؤال پیش روی اسلام‌آباد و پکن قرار دارد که آیا می‌توانند این بیداری را به «تکامل» تبدیل کنند یا خورشید گوادر پس از عبور ابرهای بحران، بار دیگر در پشت کوه‌های مکران غروب خواهد کرد. آنچه امروز روشن است، این است که گوادر برای اولین بار در تاریخ خود، به عنوان گزینه‌ای جدی و قابل اتکا در معادلات ژئواکونومیک آینده منطقه ظاهر شده و سرنوشت آن می‌تواند الگویی برای سایر پروژه‌های زیرساختی در مناطق حساس ژئوپلیتیکی باشد.

نویسنده این مقاله

تیم تحریریه اندیشکده اقبال

تیم تحریریه اندیشکده اقبال

تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه

مشاهده پروفایل

مرتبط

جدیدترین

نظرات

دیدگاه
1000کاراکتر باقی‌مانده
هنوز نظری ثبت نشده.