از گوادر تا چابهار؛ پاکستان و آینده اتصال منطقهای
مقدمه منطقهای که از فلات افغانستان تا سواحل دریای عمان گسترده شده است، امروزه نه تنها شاهد تحولات امنیتی و سیاسی، بلکه ناظر دگرگونیهای عمیق در جغرافیای اتصال و کریدورهای اقتصادی خود…
تحلیل هوش مصنوعی
نسخه صوتی مقاله
مقدمه
منطقهای که از فلات افغانستان تا سواحل دریای عمان گسترده شده است، امروزه نه تنها شاهد تحولات امنیتی و سیاسی، بلکه ناظر دگرگونیهای عمیق در جغرافیای اتصال و کریدورهای اقتصادی خود است. در کانون این دگرگونیها، پاکستان قرار دارد؛ کشوری که با موقعیت ژئوپلیتیکی منحصر به فرد خود، میتواند حلقهای حیاتی در اتصال آسیای مرکزی، چین، جنوب آسیا و خلیج فارس به یکدیگر باشد. پاکستان با داشتن بنادر گوادر و کراچی، دروازه طبیعی دسترسی کشورهای آسیای مرکزی به آبهای آزاد است. در همین حال، ایران با بندر چابهار و شبکه راهآهن خود، مسیری جایگزین را برای این مسیر فراهم میکند. این دو مسیر، به جای رقابت، میتوانند مکمل یکدیگر باشند و شبکهای چندوجهی از اتصالات منطقهای ایجاد کنند که منافع همه کشورهای منطقه را تأمین کند.
پرسش بنیادین این مقاله آن است که پاکستان در معماری در حال ظهور کریدوری منطقه چه جایگاهی خواهد داشت و این تحول چه فرصتها، محدودیتها و پیامدهایی برای ایران، پاکستان و دیگر کشورهای منطقه ایجاد میکند؟ استدلال اصلی مقاله آن است که در شرایط کنونی، پاکستان صرفاٌ کشوری ترانزیتی نیست؛ بلکه این کشور در حال تبدیل شدن به یک گره چندوجهی در معماری اتصال منطقهای است. پیامدهای این تغییر فراتر از پروژههای زیرساختی است و میتواند کل معماری اقتصادی و ژئواکونومیک منطقه را از افغانستان تا سواحل دریای عمان دگرگون کند. با این حال، تحقق این نقشآفرینی مشروط به فراهم شدن سه عامل کلیدی است: تکمیل پروژههای کریدوری نیمهتمام، هماهنگی با ایران به عنوان شریک راهبردی در معماری کریدوری منطقه و پرهیز از تبدیل کریدورها به ابزار رقابتهای ژئوپلیتیک.
چارچوب تحلیلی و زمینههای تاریخی
برای تحلیل نقش پاکستان در معماری نوین کریدوری منطقه، چارچوب سنتی «کریدورهای ترانزیتی» که مبتنی بر انتقال ساده کالا از نقطه A به نقطه B است، دیگر کفایت نمیکند. آنچه امروز در حال رخ دادن است، گذار از یک نظام اتصال مبتنی بر «مسیرهای انحصاری» به سمت معماری چندلایهای است که در آن کریدورها به «شبکههایی درهم تنیده» تبدیل میشوند که حامل جریان کالا، انرژی، داده و حتی افراد هستند. در ادبیات روابط بینالملل، این تحول را میتوان در چارچوب نظریه «ژئواکونومی اتصال» تحلیل کرد؛ نظریهای که بر همپوشانی متغیرهای جغرافیایی، اقتصادی و امنیتی در عرصه فراملی تأکید دارد. بر اساس این چارچوب، این منطقه دیگر یک «مسیر ترانزیتی» به معنای سنتی کلمه نیست، بلکه یک « منظومه اتصال» است که در آن کریدورها به عنوان ستونهای عینی همگرایی منطقهای محسوب میگردند.
پیشینه تحولات کریدوری این منطقه در دو دهه گذشته نشان میدهد که سه روند کلان، زمینهساز شکلگیری این معماری نوین بودهاند. نخست، آغاز پروژه کریدور اقتصادی چین–پاکستان در سال 2013 که پاکستان را به عنوان دروازه ورود چین به دریای عمان و از آنجا به خلیج فارس و اروپا مطرح کرد؛ دوم، تلاش هند برای توسعه بندر چابهار در ایران به عنوان مسیر جایگزین دسترسی به افغانستان و آسیای مرکزی که با هدف کاهش وابستگی به مسیرهای پاکستان طراحی شد؛ و سوم، مطرح شدن پروژههای اتصال آسیای مرکزی به جنوب (از جمله برنامهریزی برای ساخت راهآهن ترانس افغان و توافق قزاقستان با پاکستان برای دسترسی به بنادر کراچی و گوادر). تلاقی این سه روند، زمینهساز ظهور ترتیبات جدیدی شده است که در آن پاکستان نقشی محوری اما پیچیده ایفا میکند.
معماری اتصال در وضعیت کنونی
کریدور اقتصادی چین–پاکستان در سال ۲۰۲۶ وارد مرحله جدیدی از توسعه خود شده است. این پروژه که از یک «کریدور پروژهای» به یک «کریدور عملیاتی و یکپارچه» تحول یافته، بازبینی آن در جدیدترین نشست کمیته مرکزی بررسی پروژههای کریدور و شورای راهبری ملی پاکستان در اوت ۲۰۲۶، در دستور کار قرار گرفت. در این نشست، وزیر برنامهریزی پاکستان بر فرصتهای گستردهای که مرحله دوم این کریدور فراهم میکند، تأکید کرد و خواستار تسریع در روند اجرای پنج کریدور فرعی ازسوی همه وزارتخانهها (کریدور رشد، کریدور معیشت، کریدور نوآوری، کریدور توسعه سبز و کریدور اتصال منطقهای) شد. در مه ۲۰۲۶، نخستوزیر پاکستان، شهباز شریف، به چین سفر کرد و دو کشور بر تعمیق روابط راهبردی دوجانبه تأکید نمودند و خواستار تسریع در راهاندازی کریدور اقتصادی مشترک و تبدیل بندر گوادر به هاب حملونقل و لجستیک منطقهای شدند. این سفر همچنین زمینهساز گذار مرحله دوم کریدور از توسعه زیرساختی به ثبات اقتصادی، کاهش فقر، اشتغالزایی و توسعه اجتماعی گسترده با محوریت بخش خصوصی شد؛ تحولی که حوزههایی مانند هوش مصنوعی، انرژیهای تجدیدپذیر، تولید پیشرفته و تجارت الکترونیک را نیز در بر میگیرد.
در بعد منطقهای، پروژههای اتصال آسیای مرکزی به جنوب در سالهای اخیر پیشرفتهای قابل توجهی داشتهاند. پروژه راهآهن ازبکستان–افغانستان–پاکستان( ترانس افغان) که هدف آن اتصال آسیای مرکزی به بنادر پاکستان است، در سال ۲۰۲۵ وارد مرحله مطالعات فنی و اقتصادی( امکانسنجی) شد. قزاقستان نیز توافقی با پاکستان امضا کرد که به این کشور اجازه دسترسی به بنادر کراچی و گوادر را میدهد. پاکستان همچنین پیشنهاد تشکیل یک کارگروه مشترک اتصال منطقهای را مطرح کرده که هدف آن کاهش ۳۰ درصدی هزینههای لجستیکی در اوراسیا است. این تحولات نشان میدهند که پاکستان در حال تبدیل شدن به «کانون اتصال» میان آسیای مرکزی، چین و جنوب آسیا است.
در این میان، روابط کریدوری ایران و پاکستان از اهمیت ویژهای برخوردار است. بندر چابهار ایران و بندر گوادر پاکستان که تنها حدود ۱۴۰ کیلومتر با یکدیگر فاصله دارند، از نظر جغرافیایی به شکلی طبیعی برای همکاری مناسب هستند. با این حال، عوامل ژئوپلیتیکی، از جمله نقش چین در گوادر و سرمایهگذاری هند در چابهار، این دو بندر را به سمت رقابت با یکدیگر سوق داده است. در تحلیلی که در ژانویه ۲۰۲۶ منتشر شد، بر این نکته تصریح شده است که گوادر و چابهار این قابلیت را دارند که مکمل هم باشند، اما به دلیل رقابت قدرتهای بزرگ، بیش از همکاری در مسیر رقابت قرار گرفتهاند. هند از سال ۲۰۱۸ از طریق “شرکت بندرهای جهانی هند” فعالیت خود در چابهار را آغاز کرد و در مه ۲۰۲۴ قراردادی دهساله به ارزش ۱۲۰ میلیون دلار برای تجهیز این بندر با ایران به امضا رساند. با این حال، در سپتامبر ۲۰۲۵، وزارت خارجه ایالات متحده معافیت تحریمی صادرشده برای چابهار در سال ۲۰۱۸ را لغو کرد؛ اقدامی که در ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵ اجرایی شد و سپس با رایزنیهای صورت گرفته تا ۲۶ آوریل ۲۰۲۶ تمدید گردید.
نکته قابل توجه آن است که ایران در سپتامبر ۲۰۲۶ از تکمیل خط راهآهن چابهار–زاهدان خبر داد. این خط ریلی ۷۳۰ کیلومتری، دسترسی هند به افغانستان، آسیای مرکزی و شرق روسیه را تسهیل خواهد کرد و انتظار میرود طی چند ماه آینده به مرحله تکمیل و بهرهبرداری برسد. وزیر راه و شهرسازی ایران در نشست وزیران حملونقل سازمان همکاری شانگهای در آوریل ۲۰۲۶ تأکید کرد که توسعه بندر چابهار بهعنوان یک عامل کلیدی، دسترسی کشورهای محصور در خشکی عضو این سازمان به آبهای بینالمللی را تسهیل میکند و اتصال این بندر به شبکه راهآهن سراسری ایران نیز در ماههای آینده تکمیل خواهد شد.
با این حال، توسعه بندر چابهار با چالشهایی نیز روبهروست. بر اساس یک ارزیابی تحلیلی، با وجود مزیت جغرافیایی چابهار، فقدان زیرساختهای مناسب و عدم قطعیت در همکاری کشورهای خارجی، فرصتهای توسعه این بندر را محدود کرده است. حتی این احتمال وجود دارد که هند مدیریت عملیاتی این بندر را به یک شرکت ایرانی واگذار کند؛ تحولی که نشاندهنده کاهش تمایل دهلی نو برای ادامه حضور فعال در این پروژه است. در یک تحلیل دیگر نیز اسندلال شده است که پروژه چابهار برای هند توجیه اقتصادی ندارد و انگیزه این کشور بیش از ملاحظات اقتصادی، کاهش وزن راهبردی بندر گوادر در معادلات منطقهای میباشد.
در بعد امنیتی، مسئله افغانستان همچنان متغیری کلیدی در معماری کریدوری منطقه است. در فوریه ۲۰۲۶، تنشها میان پاکستان و افغانستان وارد مرحله جدیدی شد و پاکستان حملات هوایی متعددی را برعلیه اهداف نظامی و پایگاههای گروههای مسلح در خاک افغانستان انجام داد که با پاسخ زمینی ارتش افغانستان مواجه شد. در آوریل ۲۰۲۶، با میانجیگری چین، گفتوگوهای غیررسمی میان مقامات افغانستان و پاکستان در اورومچی برگزار شد. سخنگوی وزارت خارجه چین اعلام کرد که روند گفتوگوها صریح و سازنده بود و دو طرف بر تعهد خود برای حل اختلافات، عادیسازی روابط دوجانبه و پرهیز از اقداماتی که میتواند وضعیت را پیچیدهتر کند، تأکید کردند. علاوهبرآن، چین بر این نکته تأکید کرد که تروریسم مسئله محوری تأثیرگذار بر روابط افغانستان و پاکستان است.
موانع و چالشها
تحقق معماری نوین کریدوری در منطقه و با محوریت پاکستان، با چالشهای متعددی مواجه است که بدون رفع آنها، هیچ همپیوندی پایداری امکانپذیر نیست. نخستین و شاید مهمترین چالش، بحران امنیتی افغانستان است. پروژههای کریدوری که از خاک افغانستان عبور میکنند، همچنان با خطر ناامنی و بیثباتی در این کشور مواجه هستند. بدون تضمین امنیت مسیر، سرمایهگذاری در این پروژهها با تردیدهایی جدی روبهرو خواهد بود. این وضعیت، افغانستان را به یک «گره امنیتی» مزمن در معماری کریدوری منطقهای تبدیل کرده است.
چالش دوم، رقابت هند و پاکستان است. در سال ۲۰۲۶، وزیر خارجه هند تأکید کرد که روابط این کشور با پاکستان تنها در فضایی عاری از تروریسم، خصومت و خشونت بهبود مییابد و اسلامآباد را به ادامه سیاست حمایت ازتروریسم فرامرزی متهم کرد. وزیر دفاع هند نیز در ژوئیه ۲۰۲۶ اعلام کرد که مرز میان ارتش پاکستان و گروههای افراطی از میان رفته و پاکستان تروریسم را به عنوان ابزاری در راستای تحقق اهداف خود به کار میگیرد. این خصومت پایدار، فضای همکاری کریدوری را محدود میکند و مانع از شکلگیری شبکههای اتصال فرامرزی میشود.
چالش سوم، آسیبپذیری اقتصادی پاکستان است. اقتصاد این کشور همچنان با بحرانهای ساختاری جدی مواجه است و توانایی تأمین مالی پروژههای بزرگ کریدوری را ندارد. بهطور مثال، سرمایه لازم برای تکمیل کریدور اقتصادی چین–پاکستان بالغ بر ۶۵ میلیارد دلار برآورد شده است و این پروژه نیازمند سرمایهگذاری خارجی گسترده است؛ اما با توجه به وضعیت اقتصادی پاکستان، جذب این حجم از سرمایهگذاری دشوار خواهد بود.
چهارمین چالش به رقابت قدرتهای بزرگ بازمیگردد. رقابت میان چین، ایالات متحده و دیگر بازیگران خارجی، آزادی عمل کشورهای منطقه را کاهش داده است. پاکستان نیز بهعنوان متحد راهبردی چین، تحت تأثیر مستقیم فشارهای ناشی از این رقابت قرار گرفته است.
افقهای پیشرو
برای ترسیم چشمانداز آینده معماری کریدوری در منطقه، میتوان سه سناریو را در نظر گرفت. در سناریوی نخست که میتوان آن را «منظومه اتصال فراگیر» نامید، کشورهای منطقه با تکیه بر پیوندهای کریدوری، به سمت شکلگیری یک نظم چندجانبه اتصال حرکت میکنند. پروژههایی مانند کریدور اقتصادی چین–پاکستان، کریدور ازبکستان–افغانستان–پاکستان، و اتصال بنادر چابهار و گوادر به یکدیگر میتوانند به عنوان شالودههای عینی این معماری عمل کنند. در این سناریو، ایران نقشی محوری در ارتباط میان خلیج فارس، دریای عمان و آسیای مرکزی خواهد داشت و پاکستان به عنوان پل ارتباطی میان آسیای مرکزی، چین و جنوب آسیا عمل میکند. احتمال تحقق این سناریو مشروط به حل و فصل اختلافات کابل–اسلامآباد، کاهش تنشهای هند–پاکستان و هماهنگی ایران و پاکستان است.
در سناریوی دوم که میتوان آن را «رقابت کریدوری» نامید، منطقه شاهد شکلگیری بلوکبندیهای جدیدی در حوزه اتصال خواهد بود که در آن پاکستان به سمت اتحاد راهبردی با چین و عربستان حرکت میکند، در حالی که هند به سمت تقویت روابط خود با ایران، اسرائیل و برخی کشورهای خلیج فارس خواهد رفت. این سناریو میتواند به «بلوکبندی کریدوری» منجر شود که در آن ایران و پاکستان در دو سوی مختلف یک شکاف راهبردی قرار میگیرند.
در سناریوی سوم که میتوان آن را «واگرایی کریدوری» نامید، تشدید بحرانهای امنیتی، از جمله درگیری مجدد هند و پاکستان، گسترش فعالیت گروههای مسلح در افغانستان و بلوچستان، و افزایش تنشها میان ایران و اسرائیل، منطقه را به سمت یک وضعیت متلاطم سوق میدهد که در آن، هیچ معماری کریدوری پایداری شکل نخواهد گرفت.
نتیجهگیری
تحولات جاری در معماری کریدوری منطقه نشانههایی از حرکت به سوی نظمی متفاوت را آشکار میکند. این نظم نوین، نه یک معماری یکپارچه و از پیش طراحیشده، بلکه مجموعهای از ترتیبات تدریجی و چندلایه است که در پاسخ به نیاز کشورهای منطقه به اتصال و فرصتهای اقتصادی شکل میگیرد. در این میان، نقش پاکستان از یک «مسیر ترانزیتی محدود» به یک «گره چندوجهی در اتصال منطقهای» در حال گذار است و این کشورهمزمان در معادلات کریدوری آسیای مرکزی، رقابت هند و پاکستان، بحران افغانستان و شبکههای اتصال خلیج فارس، حضوری فعال دارد.
در این میان، ایران میتواند با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیک خود به عنوان گره ارتباطی میان خلیج فارس، دریای عمان و آسیای مرکزی، نقشی محوری در معماری نوین کریدوری ایفا کند و از همکاری با پاکستان برای ایجاد منظومه اتصال چندلایه در منطقه بهره ببرد. با اینحال، تشدید تنشها در منطقه میتواند فضای مانور دیپلماتیک ایران را محدود کنند و بندر چابهار به عرصهای برای رقابت با بندر گوادر پاکستان تبدیل گردد.
آینده معماری کریدوری منطقه نه در چارچوب مسیرهای انحصاری، بلکه در همپیوندی شبکهای و چندوجهی رقم خواهد خورد. پاکستان و ایران میتوانند با اتخاذ راهبردهایی هوشمندانه، نقشی تعیینکننده در شکلدهی به آن ایفا کنند.
دربارهٔ نویسنده
تیم تحریریه اندیشکده اقبال
تیم تحریریه اندیشکده اقبال ،ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه
همه نوشتهها و پروفایلشیوه ارجاع به این مقاله
تیم تحریریه اندیشکده اقبال. «از گوادر تا چابهار؛ پاکستان و آینده اتصال منطقهای.» اندیشکده اقبال، ۲۸ مهر ۱۴۰۵. https://iqbalforum.org/fa/%d8%a7%d8%b2-%da%af%d9%88%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%a7-%da%86%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%9b-%d9%be%d8%a7%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%aa/.
نظرات