دکتر مریم وریج کاظمی
دارای دکترای جغرافیای سیاسی از دانشگاه علوم و تحقیقات تهران؛ پژوهشگر حوزههای ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و بنیادگرایی اسلامی با تمرکز ویژه بر مسائل پاکستان، و نویسنده چندین کتاب و مقاله تخصصی در این حوزهها.
مشاهده پروفایلپاکستان منابع انرژی محدودی دارد و به همین دلیل برای تأمین نیازهای انرژی خود به واردات وابسته است. در حال حاضر، این کشور حدود ۸۵ درصد نفت خام، ۲۹ درصد گاز طبیعی، ۵۰ درصد گاز نفتی مایع و ۲۰ درصد از زغال سنگ مورد نیاز خود را وارد میکند. طبق پیشبینیها هزینه واردات انرژی که در سال 2023 حدود ۱۷.۵ میلیارد دلار بود، تا سال 2030 تقریباً دو برابر خواهد شد. ازاینرو، پاکستان از سالهای گذشته بررسی زمینشناختی حوضههای هیدروکربنی را شروع کرده است تا نیازهای انرژی خود را با هزینه کمتری برطرف کند. در این راستا، کشف میادین نفت و گاز در حوزههای فراساحلی سند و مکران، منطقه خیرپور در ایالت سند، ایالتهای بلوچستان در جنوب غربی و خیبر پختونخوا در شمال غربی و همچنین مناطق قبیلهای نزدیک مرز افغانستان، چشمانداز روشنی برای اقتصاد این کشور و ورود سرمایهگذاریهای کلان خارجی ایجاد کرده است. اگرچه این شرایط میتواند به جذب سرمایهگذاری بازیگران مهمی همچون ترکیه و آمریکا منجر شود و مسیر اقتصادی کشور را تغییر دهد، اما نگرانیهای امنیتی ناشی از ناامنی قومی ـ مذهبی در ایالتهای نفتخیز و نیز راهبرد «مهار دوگانه» آمریکا، چالشهای ژئوپلیتیکی قابلتوجهی را پیش روی پاکستان قرار میدهد.
برنامه توسعه میادین
طبق اعلام اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، ذخایر اثباتشده نفت پاکستان در حال حاضر حدود ۳۵۳ میلیون بشکه برآورد میشود. کارشناسان همچنین معتقدند که این کشور تا نه میلیارد بشکه نفت شِیل قابلاستخراج در اختیار دارد. تولید فعلی نفت و میعانات گازی پاکستان حدود شصتهزار بشکه در روز است و این کشور را در جایگاه پنجاهم جهان از نظر میزان ذخایر نفت قرار میدهد.
پاکستان عمدتاً سوخت مورد نیاز خود را از عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، کویت، چین و تا حدودی هم از روسیه وارد میکند که سالانه نزدیک به دوازده میلیارد دلار هزینه دارد. ازاینرو، این کشور در سالهای اخیر برای برونرفت از این محدودیتها برنامههای مطالعاتی و تحقیقاتی گستردهای جهت توسعه میادین نفت و گاز در خشکی و فراساحل در اولویت استراتژی اقتصادی خود قرار داده است.
در مرحله نخست، شرکتهای فعال در این حوزه مطالعات ژئوفیزیکی و زمینشناسی، جمعآوری، پردازش و تفسیر دادههای لرزهنگاری را برای ارزیابی پتانسیل هیدروکربنی حوضههای فراساحلی آغاز کردند. با تکمیل این مرحله، فاز دوم یعنی حفاری چاههای اکتشافی در مناطق هدف شروع شده است. هماکنون شرکت نفت پاکستان در ایالتهای بلوچستان، سند و پنجاب در میدانهایی همچون سویی، کندکوت، ادهی، چاپار، مازرانی، بلوک حلا (آدام، آدام غرب، فضل)، بلوک جنوبی گمبات (شهدادپور، شهدادپور غرب و…)، دهوک سلطان و نیز بلوک شهباندر فعالیت میکند.
شرکت «مول» از کشف موفقیتآمیز ذخایر هیدروکربنی در چاه «ماکوری دیپ ـ ۰۳» در بلوک «TAL» استان خیبر پختونخوا خبر داد. همچنین «شرکت توسعه نفت و گاز محدود» با حفاری چاه اکتشافی «فاکیر ـ 1» در منطقه خیرپور استان سند، موفق به کشف ذخایر هیدروکربنی شد. افزون بر این، نتایج آزمایشها از چاه اکتشافی «چاکار ـ 1» نشان میدهد که این چاه روزانه توانایی تولید ۲۷۵ بشکه نفت را دارد. در حوزه فراساحلی نیز آزمایش چاه «ماکوری دیپ ـ ۰۳» موفقیتآمیز بوده؛ بهگونهای که پس از دستیابی به عمق ۳۸۸۷ متری، این چاه میتواند روزانه ۲۱۱۲ بشکه میعانات گازی و ۲۲.۰۸ میلیون فوت مکعب گاز تولید کند.
منطقه فراساحلی
منطقه فراساحلی پاکستان از دو حوزه زمینشناسی مجزا یعنی مکران و سند تشکیل شده است که تقریباً سیصدهزار کیلومتر مربع وسعت دارد و با کشورهای غنی از انرژی مانند عمان، امارات متحده عربی و ایران هممرز است. باتوجهبه وسعت قابلتوجه این پهنه، پاکستان از زمان استقلال تاکنون فقط هجده حلقه چاه در آنجا حفر کرده است.
اگرچه عملیات اکتشافی با مشارکت «اکسانموبیل» در پروژه «ککرا ـ ۱» در سال 2019 با شکست مواجه شد و به انصراف دیگر شرکتهای خارجی انجامید، اما به باور کارشناسان دور تازه مناقصههای اکتشافی، نشاندهنده بازگشت علاقه بینالمللی و فرصتی جدید برای پاکستان در مسیر استقلال انرژی است. در میان برندگان مناقصه، شرکتهای ملی انرژی پاکستان ازجمله «ماری انرژی»، «پرایم انرژی»، «پیپیال» و «اوجیدیسیال» حق اکتشاف را به دست آوردند. در این میان، شرکت پرایم انرژی، با حمایت شرکت «هاب پاور (هابکو)»، ریاست یکی از این کنسرسیومها را برعهده دارد.
همچنین، شرکای بینالمللی و منطقهای ازجمله «شرکت نفت ترکیه»، «انرژی یونایتد هنگکنگ»، «اورینت پترولیوم» و «فاطیما پترولیوم» نیز در بلوکهای حوضه فراساحلی مشغول فعالیت هستند. شرکت نفت ترکیه ۲۵ درصد از سهام یکی از بلوکهای واگذارشده (مدیریت بلوک C) را به دست آورده و آن را در قالب قرارداد مناقصه مشترک با شرکت نفت پاکستان اداره خواهد کرد. این اقدام، دامنه فعالیت انرژی ترکیه را فراتر از عملیات داخلی و مدیترانهای گسترش میدهد و با راهبرد گستردهتر آنکارا در تنوعبخشی به مشارکتهای اکتشافی و تأمین منابع هیدروکربنی جدید در خارج از کشور همسو است.
منطقه فراساحلی پاکستان
(منبع https://ppisonline.com/wp ـ content/uploads/2024/02/Summary ـ Brochure_Pakistan ـ Offshore ـ Blocks)
در حال حاضر دولت پاکستان چهل بلوک فراساحلی را به مناقصه گذاشته و به سرمایهگذاران فرصت داده تا از ظرفیتهای عمدتاً کشفنشده انرژی دریایی این کشور بهرهبرداری کنند. علاوهبراین، سیویک بلوک ساحلی نیز برای استخراج نفت و گاز داخلی در دسترس قرار گرفته است.
در همین چارچوب، دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا نیز تمایل خود را در مشارکت توسعه ذخایر نفتی فراساحلی پاکستان ابراز کرد و حتی اظهار داشت: «چه کسی میداند، شاید پاکستان روزی به هند نفت بفروشد». آمریکا بهتازگی با دولت پاکستان توافقی را امضا کرده است که به موجب آن دو کشور در توسعه ذخایر انرژی فراساحلی پاکستان همکاری خواهند کرد. علاوه بر انتخاب شرکت نفت مسئول این همکاری، دو طرف یک قرارداد تجاری نیز امضا کردهاند که شامل توسعه مشترک منابع نفتی پاکستان است.
فرصتها
اکتشافات نفتی در منطقه فراساحلی میتواند با تبدیل بالقوه پاکستان به قطب انرژی در جنوب آسیا، جایگاه ژئوپلیتیکی این کشور را بهبود بخشد. اگر پاکستان بتواند ظرفیتهای صادراتی قابلاعتمادی ایجاد کند، این امکان را خواهد داشت که روابط خود را با کشورهای واردکننده انرژی در منطقه، مانند هند و چین، تقویت نماید. این تغییر ممکن است سرمایهگذاری خارجی را افزایش داده و موجب توسعه زیرساختها و تقویت جایگاه پاکستان، بهویژه باتوجهبه رشد تقاضای انرژی کشورهای همسایه، در اتحادهای امنیتی منطقهای شود.
اگر این کشف بهعنوان چهارمین ذخایر بزرگ نفت و گاز جهان تأیید شود، پیامدهای مثبت بینظیری برای پاکستان و بازارهای انرژی جهانی به همراه خواهد داشت. پاکستان میتواند همچون بازیگری کلیدی در حوزه انرژی ظاهر شود و قادر به صادرات نفت و گاز برای تأمین تقاضای روبهرشد جهانی باشد. این امر علاوه بر تقویت موقعیت ژئوپلیتیکی کشور، وابستگی آن به واردات انرژی را کاهش داده و آثار مثبت گستردهای بر سایر بخشهای اقتصادی بر جای خواهد گذاشت.
به اعتقاد کارشناسان ورود پاکستان به بازار انرژی جهانی زمانی رخ میدهد که جهان با تقاضای فزاینده انرژی از سوی بازارهای نوظهور روبهرو است. هرچند گذار به انرژیهای تجدیدپذیر ادامه دارد، اما سوختهای فسیلی همچنان بخش مهمی از سبد انرژی جهانی را تشکیل میدهند و ذخایر تازه کشفشده پاکستان میتواند منبعی حیاتی در طول این گذار باشد.
بنا بر ارزیابی کارشناسان بهرهبرداری از حوضه فراساحلی میتواند سالانه هشت تا ده میلیارد دلار صرفهجویی در واردات به همراه داشته باشد. این فرایند همیچنین موجب افزایش درآمدهای دولت از حق امتیاز و مالیات، ایجاد اشتغال برای هزاران نفر و توسعه قابلیتهای فنی داخلی خواهد شد. ذخایر یادشده حتی میتوانند با ذخایر کشورهای بزرگ تولیدکننده نفت رقابت کنند و به کاهش وابستگی پاکستان به واردات گاز طبیعی مایع ـ که سالها بار مالی سنگینی داشته ـ کمک کند.
از سوی دیگر، ذخایر تازه کشفشده، پتانسیل احیای بخشهای تولیدی و صنعتی کشور را دارند. بدینترتیب انرژی پایدار و مقرونبهصرفه، صنایع پاکستان را قادر میسازد تا هزینههای عملیاتی را کاهش داده و در سطح جهانی رقابتیتر شوند. بااینحال، کارشناسان تخمین میزنند که فرایند اکتشاف و استخراج به سرمایهگذاری اولیهای در حدود پنج میلیارد دلار نیاز دارد و حداقل چهار تا پنج سال طول خواهد کشید تا نفت و گاز به بازار عرضه شود.
توسعه موفقیتآمیز استخراج انرژی فراساحلی میتواند پاکستان را در جایگاه تولیدکننده مهم منطقهای قرار دهد و روابط تجاری و مشارکتهای استراتژیک را در سراسر جنوب آسیا و خاورمیانه بزرگ تغییر دهد. این تحول با روندهای کلانتر انتقال انرژی و امنیت آن در سطح منطقه همسو است. همچنین، کاهش وابستگی به واردات نفت خاورمیانه، تقویت امنیت انرژی در جنوب آسیا، پتانسیل صادرات انرژی به کشورهای همسایه و بهبود جایگاه پاکستان در مذاکرات بینالمللی انرژی، ازجمله پیامدهای استراتژیک منطقهای این روند محسوب میشوند.

چالشها
فرایند گذار از کشف تا استخراج نفت و گاز فراساحلی پاکستان مملو از چالشهای مالی، فنی و زیستمحیطی است. حفاری فراساحلی، بهویژه در چنین مقیاسی، نهتنها به سرمایه قابلتوجه، بلکه به فناوری پیشرفته و زیرساختهای مقاوم نیاز دارد. سکوهای حفاری، خطوط لوله و پالایشگاهها باید برای مدیریت استخراج و انتقال نفت و گاز ساخته شوند و پاکستان قبل از بهرهبرداری از مزایای این منابع، ناگزیر است این کاستیها را برطرف کند.
بیتردید، هزینههای اکتشاف بسیار زیاد بوده و پیشبینی میشود حفاری اولیه به میلیاردها دلار هزینه نیاز دارد. افزون بر آن، ازجمله مسائل مهم دیگر خطرات مرتبط با حفاری در آبهای عمیق است که از نظر فنی پیچیده و خطرناک است. رعایت سختگیرانه استانداردهای زیستمحیطی نیز ضروری است تا از آسیب به زیستبومهای دریایی جلوگیری شود.
تهدیدهای تروریسم منطقهای و بیثباتی سیاسی میتواند بر زیرساختهای انرژی و برنامهریزی سرمایهگذاری اثر بگذارند. همچنین ناامنیهای مرتبط با دریای عرب و تنشهای مرزی که میتواند بر مشارکت بینالمللی تأثیر بگذارد، از ریسکهای پرخطر امنیتی این پروژه هستند.
استخراج نفت فراساحلی علاوه بر چالشهای فنی، پیامدهای زیستمحیطی دارد. حفاری در اعماق دریا از نظر فناوری بسیار پیچیده و سرمایهبر است و زیرساختهای موجود پاکستان احتمالاً نیازمند توسعه گسترده خواهند بود. علاوهبراین، کارشناسان محیطزیست بر لزوم رعایت اصول استخراج پایدار تأکید دارند و از دولت میخواهند چارچوبهای نظارتی سختگیرانهای برای محافظت از اکوسیستمهای دریایی اجرا کند.
چشمانداز
باتوجهبه سابقه نامطمئن اکتشافات فراساحلی و تفاوت بین برآوردهای اولیه و نتایج نهایی، برخی تحلیلگران معتقدند که ارزیابیهای خوشبینانه اخیر درباره حجم ذخایر نفت و گاز فراساحلی پاکستان بیش از آنکه بر بررسیهای دقیق و جامع زمینشناسی و ژئوفیزیکی استوار باشد، ریشه در ملاحظات سیاسی دارد. بههرحال، موقعیت ژئواکونومیکی و ژئوپلیتیکی پاکستان سبب میشود که بازیگران منطقهای و جهانی آن را در چارچوب رقابتهای قدرت در جنوب آسیا و هند و اقیانوس آرام در نظر بگیرند.
در حال حاضر، آمریکا برای مهار ایران و چین و همچنین اعمال فشار بر هند جهت کاهش روابط با روسیه، با هدف حفظ منافع خود و استفاده از آن در توسعه نفوذ منطقهای، در تلاش است امتیازاتی اقتصادی برای پاکستان در نظر بگیرد. در این چارچوب، اعلام سرمایهگذاریهای کلان در صنعت نفت و گاز پاکستان از سوی آمریکا میتواند صرفاً جهت تشدید عوامل بحرانزای اقتصادی و سیاسی در قالب جنگ تبلیغاتی باشد که با هدف تغییر موازنه در محور پاکستان ـ چین ـ هند ـ ایران ـ افغانستان دنبال میشود. از سوی دیگر، حضور روبهرشد ترکیه در حوزه انرژی پاکستان باید در چارچوب رویکرد ژئواکونومیک در منطقه ایندو ـ پاسیفیک و تلاش برای افزایش وزن ژئواستراتژیک خود تحلیل شود.
افزون بر این، باتوجهبه اقتصاد ضعیف داخلی، افزایش بدهیها و ناامنی گسترده و همچنین با درنظرگرفتن تجربه چین در ساخت و تجهیز کریدور اقتصادی، بسیاری از شرکتهای بینالمللی تمایل چندانی به سرمایهگذاری بلندمدت در بخش انرژی پاکستان ندارند. ازاینرو، اعلام وجود یک منبع عظیم نفت و گاز در فراساحل پاکستان، بهعنوان چهارمین ذخیره بزرگ نفت و گاز در جهان، بیش از آنکه به تسهیل تجارت و رشد اقتصادی و حتی سیاسی این کشور منجر شود، میتواند صحنه عملیاتی برای فعالیت و نفوذ ژئوپلیتیکی بازیگران منطقهای و بینالمللی باشد که بر همگرایی استراتژیک بین پاکستان و همسایگانش تأثیر منفی بگذارد.
دارای دکترای جغرافیای سیاسی از دانشگاه علوم و تحقیقات تهران؛ پژوهشگر حوزههای ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و بنیادگرایی اسلامی با تمرکز ویژه بر مسائل پاکستان، و نویسنده چندین کتاب و مقاله تخصصی در این حوزهها.
مشاهده پروفایل
دستیار هوشمند
پاسخ سریع و دقیق