سرمایه در آسفالت، کرامت انسانی در حاشیه؛ معمای کریدورهای بلوچستان

سرمایه در آسفالت، کرامت انسانی در حاشیه؛ معمای کریدورهای بلوچستان

مقدمه

اتوبوس در میانه جاده خشک و طولانی گوادر به تربت ناگهان متوقف می‌شود. چند مرد با عجله از خودرو پایین می‌پرند و به سمت سرویس بهداشتی موقتی کنار جاده می‌دوند. برخی دیگر در بوته‌ها پراکنده می‌شوند. اما در داخل اتوبوس، زنان همچنان بر صندلی‌های خود میخکوب مانده‌اند و بی‌صدا از پنجره به بیرون خیره می‌شوند. این صحنه، تنها یک مشکل ساده رفاهی نیست؛ بلکه تصویری فشرده از یکی از عمیق‌ترین بحران‌های توسعه در بلوچستان پاکستان است؛ جایی که دولت سال‌هاست از «کریدورهای اقتصادی»، «اتصال منطقه‌ای» و «شاهراه‌های توسعه» سخن می‌گوید، اما ابتدایی‌ترین نیاز انسانی( یعنی دسترسی ایمن و انسانی به سرویس‌های بهداشتی) همچنان نادیده گرفته شده است.

بلوچستان طی سال‌های اخیر شاهد توسعه شبکه‌ای گسترده از بزرگراه‌ها بوده است؛ جاده‌هایی که از سوی دولت پاکستان و پروژه‌های مرتبط با “کریدور اقتصادی چین و پاکستان” به عنوان نماد پیشرفت معرفی می‌شوند. بزرگراه “ام-8” از رتودیرو تا گوادر امتداد یافته، جاده ساحلی “ان-10”  در امتداد سواحل مکران کشیده شده، شاهراه مشهور “ان-25” کویته را به کراچی متصل می‌کند و جاده “ان-40” از کویته تا مرز ایران در تفتان ادامه می‌یابد. اما در ورای این تصویر پرزرق‌وبرق از توسعه، واقعیتی تلخ پنهان است: صدها کیلومتر جاده بدون حتی یک سرویس بهداشتی استاندارد و ایمن، به‌ویژه برای زنان. آنچه امروز در بلوچستان جریان دارد، صرفاً بحران سرویس‌های بهداشتی نیست؛ بلکه نمونه‌ای روشن از نوعی توسعه نامتوازن است که در آن جاده‌ها، بنادر و کریدورها ساخته می‌شوند، اما کرامت انسانی فراموش می‌شود.

ابعاد بحران: جاده‌هایی برای تجارت، نه برای انسان

در بسیاری از جاده‌های بلوچستان، اگر سرویس بهداشتی نیز وجود داشته باشد، چیزی بیش از یک اتاقک فرسوده با چاهی در زمین نیست که فاقد امکاناتی همچون آب، قفل، روشنایی مناسب و حداقل استانداردهای بهداشتی است. در اکثر موارد نیز سرویس‌های بهداشتی زنانه در فضاهایی کاملاً مردانه همچون  مسافرخانه‌های بین‌راهی، قهوه‌خانه‌ها، ترمینال‌ها یا پمپ‌بنزین‌هایی قرار دارند که زنان عملاً در آن احساس امنیت نمی‌کنند. به طور نمونه، در شهر “سوراب” سرویس‌های بهداشتی در کنار مساجد قرار دارند و عملاً استفاده از آن‌ها برای زنان ناممکن است.

«کلثوم بلوچ»، یکی از شاکیان پرونده حقوقی ثبت‌شده در دادگاه عالی بلوچستان، در جمله‌ای تلخ اما دقیق می‌گوید: «توسعه واقعی از ابتدایی‌ترین نیازها آغاز می‌شود. اما در بلوچستان همیشه برعکس است. اول جاده‌ها ساخته می‌شوند و به عنوان نماد پیشرفت جشن گرفته می‌شوند؛ بعدها، آن هم شاید، کسی به یاد ساخت سرویس بهداشتی بیفتد.» وی همچنین تأکید می‌کند که مسیر میان “مستونگ” به” قلات” یکی از بحرانی‌ترین مناطق است: در تمام مسیر کویته تا مکران از طریق قلات و مستونگ، حتی یک سرویس بهداشتی مناسب برای زنان وجود ندارد. همچنین پروژه تبدیل شاهراه “ان-25″( کراچی-کویته –چمن) به بزرگراه دو بانده، بدون در نظر گرفتن سرویس‌های بهداشتی برای زنان در حال اجراست.

فعالان این پرونده که «کلثوم بلوچ»، «فوزیه شاهین» و دکتر «قرةالعین بختیاری» هستند، استدلال می‌کنند که دولت پاکستان بر اساس قانون اساسی موظف به تأمین امکانات رفاهی- بهداشتی است؛ زیرا ماده ۹ قانون اساسی حق حیات و کرامت انسانی را تضمین می‌کند، ماده ۱۴ بر حرمت و شأن شهروندان تأکید دارد و ماده ۱۵ نیز آزادی تردد را به رسمیت می‌شناسد. اما در عمل، اولویت اصلی به تجارت، امنیت و ترانزیت داده شده و نیازهای اجتماعی مردم محلی در حاشیه قرار گرفته‌اند. به همین دلیل است که بسیاری از مردم بلوچستان احساس می‌کنند جاده‌هایی که از سرزمین آن‌ها عبور می‌کند، عمدتاٌ برای کامیون‌ها و کالاها و نه انسان‌ها ساخته شده است.

تحقیر روزمره و پیامدهای بهداشتی: بیماری خاموش زنان

این وضعیت فقط یک ناراحتی موقت نیست. “کلثوم بلوچ” در تشریح تفاوت میان زنان و مردان می‌گوید: «مردان از نظر اجتماعی آزادی بیشتری دارند. آن‌ها می‌توانند هرجا که بخواهند برای رفع نیاز توقف کنند. اما زنان هم از نظر فرهنگی محدودیت دارند و هم نیازهای زیستی متفاوتی دارند.» «فاطمه»، زنی ۴۶ ساله، تجربه‌ای را روایت می‌کند که برای بسیاری از زنان بلوچ کاملاً آشناست. او همراه همسر و دخترش برای عمل چشم از تربت به کراچی سفر می‌کرد. اتوبوس پس از چند ساعت در نزدیکی مهمانسرایی در” اورمارا” توقف کرد؛ جایی که معمولاً نخستین و گاه تنها محل توقف اصلی اتوبوس‌های مسیر گوادر و تربت به کراچی است. در این مکان چهار سرویس بهداشتی مشترک برای زنان و مردان وجود داشت که همگی خراب، کثیف و بدون قفل بودند. فاطمه می‌گوید: «دخترم پشت در ایستاد تا کسی وارد دستشویی نشود. هیچ انتخاب دیگری نداشتیم. همیشه این ترس وجود دارد که مردانی که اطراف هستند شما را ببینند، حس تحقیرکننده‌ای است.»

در «زیرو پوینت» گوادر( حدود ۹۰ کیلومتر مانده به شهر هَب) نیز تنها دو سرویس بهداشتی وجود دارد که عملاً قابل استفاده نیستند. به گفته “کلثوم بلوچ”، هنگام توقف خودروها برای بازرسی امنیتی، به زنانی که دنبال دستشویی می‌گردند گفته می‌شود: «هرچقدر می‌توانید دور شوید.» پیامد این وضعیت فقط تحقیر روانی نیست. پزشکان می‌گویند بسیاری از زنانی که مجبورند سفرهای طولانی انجام دهند، مستعد ابتلا به عفونت‌های ادراری، مشکلات کلیوی، کم‌آبی بدن و بیماری‌های گوارشی می‌شوند. متخصصان اورولوژی هشدار داده‌اند که نگه داشتن ادرار برای ساعت‌های طولانی می‌تواند موجب عفونت مثانه و حتی آسیب‌های جدی کلیوی شود. در بلوچستان، جایی که جاده‌ها اغلب به دلیل اعتراضات، عملیات امنیتی، حملات شورشیان یا بازرسی‌های گسترده بسته می‌شوند، این بحران ابعاد خطرناک‌تری پیدا می‌کند. «سعدیه»، دانشجویی که سال گذشته دو روز در بزرگراه “ام-8” گرفتار شده بود، می‌گوید: «نه آب کافی داشتیم، نه غذا و نه امکانات اولیه.  یک بار مجبور شدیم چند کیلومتر پیاده برویم تا فقط بتوانیم از دستشویی استفاده کنیم.»

چالش‌های پیش رو: بحران آب، برق، بی‌توجهی دولت و فشار اقتصادی

مشکلات ذکرشده فقط به دلیل بی توجهی دولت نیست؛ بلکه کمبود شدید زیرساخت‌ها نیز نقش مهمی در این قضیه دارد. «سیف»، صاحب یک مهمانسرا در اورمارا، روزانه میزبان ۱۵ تا ۲۰ اتوبوس است. او می‌گوید روزانه حدود ۸۰۰ مسافر از ۱۹ سرویس بهداشتی مجموعه او استفاده می‌کنند. اما او با بحران آب، قطعی برق و سیستم فاضلاب فرسوده روبه‌روست. وی تلاش کرده بود برای نگهداری و نظافت سرویس‌ها مبلغ ناچیز ۱۰ روپیه از مسافران دریافت کند، اما بسیاری از آن‌ها حتی توان پرداخت همین مبلغ را هم ندارند. او می‌گوید: «اتوبوس‌ها فقط برای غذا توقف می‌کنند و بعد می‌روند. بارها با شرکت‌های حمل‌ونقل صحبت کردیم، اما در این زمینه همکاری نمی‌کنند.» به گفته او، ساخت سرویس‌های بهداشتی استاندارد بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار روپیه هزینه دارد؛ مبلغی که برای کسب‌وکارهای کوچک محلی بسیار سنگین است. در عین حال، مقامات محلی نیز به جای حمایت، اغلب صاحبان این مراکز را جریمه می‌کنند.

از سوی دیگر، استانداردهای بین‌المللی طراحی بزرگراه‌ها توصیه می‌کنند که در هر ۸۰ تا ۱۰۰ کیلومتر یک ایستگاه خدماتی-رفاهی اصلی و در هر ۵۰ کیلومتر یک استراحتگاه کوچک ایجاد شود. اما بر اساس گزارش «آمار توسعه بلوچستان» در سال ۲۰۱۸-۲۰۱۹، این ایالت حدود42911کیلومتر جاده دارد که تقریباً در هیچ‌یک از مسیرهای اصلی آن این استانداردها رعایت نمی‌شود. برای نمونه، اگر این استاندارد در بلوچستان اجرا می‌شد، تنها در بزرگراه ساحلی مکران به طول ۶۵۳ کیلومتر باید دست‌کم هفت ایستگاه خدماتی- رفاهی استاندارد احداث می‌گردید. بزرگراه “ام-8″به طول ۸۹۲ کیلومترمی‌بایست هشت ایستگاه  خدماتی-رفاهی و بزرگراه” ان-85″ (سوراب- پنجگور – هشاب) نیز باید حداقل پنج ایستگاه خدماتی-رفاهی داشته باشد. این آمار، شکاف عمیق بین وعده‌های توسعه‌گرایانه و واقعیت‌های میدانی را آشکار می‌سازد.

چشم‌انداز آینده: ضرورت بازتعریف مقوله توسعه

آیا می‌توان برای این بحران راهکاری یافت؟ پاسخ مثبت است، اما نیازمند تغییرات بنیادین در نگرش به توسعه است. فعالان مدنی معتقدند شهرهایی مانند آواران، تربت، گوادر، چاغی، پسنی و اورمارا باید به مراکز اصلی استراحتگاه‌های ایمن و تفکیک‌شده برای زنان و مردان تبدیل شوند. در مناطق دورافتاده نیز می‌توان از فناوری‌های کم‌مصرف و سازگار با کم‌آبی همانند سامانه‌های خورشیدی، بازیافت آب و سرویس‌های خشک برای ساخت سرویس‌های بهداشتی استفاده کرد. پرونده حقوقی شکل‌گرفته در دادگاه عالی بلوچستان می‌تواند نقطه عطفی در این زمینه باشد. اگر دادگاه دولت را ملزم به تأمین زیرساخت‌های بهداشتی در جاده‌ها کند، این حکم می‌تواند شامل همه جاده‌های پاکستان شود.

از سوی دیگر، رسانه‌ها و سازمان‌های جامعه مدنی ملزم به پیگیری جدی این امر هستند. سرمایه‌گذاری در این زیرساخت‌ها نه‌تنها از نظر انسانی و حقوقی، بلکه از نظر اقتصادی نیز ضرورت دارد. جاده‌های ایمن و مجهز به خدمات اولیه، گردشگری داخلی را رونق می‌بخشند، به رانندگان کامیون و مسافران کمک می‌کنند و حتی ارزش اقتصادی کریدورهای تجاری را افزایش می‌دهند. اما مهم‌تر از همه، چنین اقدامی پیام روشنی خواهد داشت:” توسعه زمانی واقعی است که انسان، کرامت و ابتدایی‌ترین نیازهای او در مرکز و نه در حاشیه آن قرار گیرد. آینده جاده‌های بلوچستان باید به جای تقابل میان توسعه اقتصادی و حقوق شهروندی، به سمتی حرکت کند که این دو در خدمت یکدیگر باشند.”

پیشنهادها

برای برون‌رفت از این بحران، انجام اقدامات زیر ضروری است:

نخست، الزام قانونی به تمام پروژه‌های راه‌سازی دال بر ارائه طرح تفصیلی ایستگاه‌های خدماتی-رفاهی مطابق با استانداردهای بین‌المللی و تفکیک جنسیتی پیش از تصویب نهایی. دوم، اختصاص بودجه مشخص از محل پروژه‌های کریدوری  برای احداث سرویس‌های بهداشتی خورشیدی در نقاط بحرانی مستونگ، قلات، اورمارا و زیرو پوینت. سوم، حمایت مالی و فنی از بخش خصوصی برای ساخت و نگهداری این سرویس‌ها به جای جریمه آن‌ها. چهارم، انجام کارزارهای آگاهی‌بخشی برای رفع تابوی فرهنگی استفاده زنان از سرویس‌های بین‌راهی و پنجم، رسیدگی فوری دادگاه عالی بلوچستان به پرونده حقوقی شاکیان و صدور حکم الزام‌آور برای دولت. تنها در آن صورت است که توسعه از شعار به واقعیت تبدیل می‌شود و کرامت انسانی بر آسفالت جاده‌ها غلبه می‌یابد.

نتیجه‌گیری

این گزارش نشان داد که چگونه پروژه‌های عظیم زیرساختی در بلوچستان پاکستان، با وجود هزینه‌های میلیارد دلاری و وعده‌های اتصال منطقه‌ای، بدترین شکل از توسعه نامتوازن که همان عدم توجه به کرامت انسانی و نیازهای اولیه زنان و مسافران است، را بازتولید کرده‌اند. آن‌ها احتمالاً پیش از سوار شدن حساب همه چیز را کرده‌اند؛ آن‌قدر آب بنوشند که گرمای سوزان بلوچستان را تحمل کنند، اما نه آن‌قدر که مجبور شوند در میانه راه به دستشویی بروند. مسیر گوادر تا تربت شاید تنها دو ساعت باشد، اما اگر مقصد کراچی باشد، این رنج می‌تواند هشت ساعت یا بیشتر ادامه پیدا کند.

در بسیاری از پروژه‌های زیرساختی پاکستان، اولویت اصلی به تجارت، امنیت و ترانزیت داده شده و نیازهای اجتماعی مردم محلی در حاشیه قرار گرفته‌اند. به همین دلیل است که بسیاری از مردم بلوچستان احساس می‌کنند جاده‌هایی که از سرزمین آن‌ها عبور می‌کند، برای کامیون‌ها و کالاها و نه خود آن‌ها ساخته شده است. اگر این نگاه تغییر نکند، بلوچستان همچنان سرزمین کریدورهای میلیارد دلاری بدون خدمات رفاهی مناسب، باقی خواهد ماند؛ جایی که کرامت انسانی در غبار جاده‌های ممتاز گم می‌شود.

نویسنده این مقاله

تیم تحریریه اندیشکده اقبال

تیم تحریریه اندیشکده اقبال

تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه

مشاهده پروفایل

مرتبط

جدیدترین

نظرات

دیدگاه
1000کاراکتر باقی‌مانده
هنوز نظری ثبت نشده.