تیم تحریریه اندیشکده اقبال
تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه
مشاهده پروفایلمقدمه
روابط مصر و پاکستان، دو ستون فقرات جهان اسلام با مجموع جمعیتی که در آستانه سال ۲۰۲۶ از مرز ۳۵۰ میلیون نفر عبور کرده است، همواره در ادبیات دیپلماتیک با واژگانی عاطفی همچون «پیوندهای عمیق برادری» توصیف شده است. با این حال، نگاهی به تراز تجاری و تعاملات ارزی نشان میدهد که این رابطه، نمونهای کلاسیک از یک «کمکاری استراتژیک» و ظرفیتی عظیم اما دستنخورده است. در حالی که اشتراکات فرهنگی و مذهبی این دو قدرت منطقهای به اعماق تاریخ بازمیگردد، پیوند اقتصادی آنها در چنبره الگوهای سنتی و موانع ساختاری گرفتار شده است.
پرسش بنیادین اینجاست که چرا دو کشور با چنین پتانسیل ذاتی، نتوانستهاند فراتر از پروتکلهای تشریفاتی، پیوندی ارگانیک و معنادار ایجاد کنند؟ به نظر میرسد غلبه نگاه امنیتیـسیاسی بر مناسبات و فقدان یک «پروژه پیشران کلان» (مانند آنچه در کریدور اقتصادی چین و پاکستان مشاهده میشود)، اصلیترین عامل رکود کنونی است. اکنون در پرتو تحولات ژئوپلیتیک جدید در خاورمیانه و جنوب آسیا، بازخوانی این رابطه نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت راهبردی برای بازیابی نفوذ این دو قدرت در معماری جدید قدرت جهانی است.
پیشینه روابط اقتصادی قاهره- اسلامآباد
برای درک وضعیت کنونی، باید سه پرده متمایز از تاریخ روابط این دو کشور را بازخوانی کرد. در پرده اول که دهههای ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ را در بر میگیرد، تحت رهبری کاریزماتیک جمال عبدالناصر در مصر و دولتمردان آرمانگرای پاکستان، دو کشور پیشگامان جنبش عدمتعهد و همکاریهای نوین جهان اسلام بودند. در این دوره، همکاریها اگرچه به لحاظ فنی محدود بود، اما بار نمادین قدرتمندی داشت و تبادل کالاهای اولیه با نگاهی ضداستعماری صورت میگرفت. با این حال، تلاطمات ناشی از جنگ ۱۹۶۷ برای مصر و تجزیه پاکستان در سال ۱۹۷۱، این روند صعودی را با سکتهای تاریخی مواجه کرد.
در پرده دوم که از دهه ۱۹۸۰ آغاز شد، وقوع صلح مصر با اسرائیل و همزمانی آن با همپیمانی استراتژیک اسلامآباد با ریاض و واشنگتن در نبرد علیه شوروی، دو کشور را در مدار بازدارندگی و اولویتهای متفاوتی قرار داد. این دوران واگرایی، اقتصاد را به «فرزندخوانده فراموششده» سیاست تبدیل کرد. اما از سال ۲۰۱۰ به بعد، با ظهور بیداری عربی و تغییرات بنیادین در ساختار قدرت منطقه، دو کشور بار دیگر در جستوجوی فرصتهای نو برآمدند. اگرچه جلسات کمیسیون مشترک و دیدارهای مقامات افزایش یافت، اما این تلاشها همچنان فاقد یک موتور محرکه نیرومند برای تبدیل شدن به یک جریان پایدار اقتصادی است.
وضعیت مراودات اقتصادی دو کشور در آستانه سال ۲۰۲۶
وضعیت کنونی مبادلات اقتصادی قاهره و اسلامآباد نشاندهنده یک رابطه بسیار کمحجم، سنتی و غیرمتنوع است که به هیچ وجه با ابعاد اقتصادهای ملی آنها همخوانی ندارد. بر اساس آمارهای تجمیعی تا پایان سال ۲۰۲۴ و همچنین آمارهای جاری در ۲۰۲۵، حجم تجارت دوجانبه همچنان در محدوده ناامیدکننده ۲۰۰ تا ۴۰۰ میلیون دلار در سال در حال نوسان است. برای درک ناچیز بودن این رقم، کافی است آن را با تجارت چندین میلیارد دلاری هر یک از این دو کشور با بلوکهای تجاری دیگر مقایسه کرد.
در سال ۲۰۲۴، صادرات مصر به پاکستان حدود ۱۰۴ میلیون دلار ثبت شد که عمدتاً شامل محصولات پتروشیمی، کودهای شیمیایی و مصالح ساختمانی بود. در مقابل، پاکستان با صادراتی در حدود ۱۱۳ میلیون دلار، تمرکز خود را بر منسوجات، برنج و تجهیزات پزشکی قرار داد. در سال ۲۰۲۵، با وجود تلاشها برای تنوعبخشی، سبد تجاری دو کشور همچنان از فقر کالاهای با ارزش افزوده بالا رنج میبرد؛ در این میان خلأ سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) نیز به وضوح احساس میشود؛ به طوری که مجموع سرمایهگذاریهای متقابل حتی به مرز ۱۰۰ میلیون دلار هم نمیرسد. حضور پراکنده شرکتهای فناوری اطلاعات پاکستانی در قاهره یا فعالیتهای محدود شرکتهای ساختوساز مصری در لاهور، بیشتر به جرقههایی لرزان میماند تا یک جریان سرمایه پایدار. در جدول زیر، دو کشور از لحاظ برخی شاخصها مورد مقایسه قرار گرفتهاند:

موانع و چالشها
فراتر از مسائل سیاسی، ریشههای رکود اقتصادی را باید در چالشهای ساختاری مشابه در هر دو کشور جستوجو کرد. هم مصر و هم پاکستان در سالهای اخیر با بحرانهای ارزی شدید، تورم دورقمی و بدهیهای کلان خارجی دستبهگریبان بودهاند. در سال ۲۰۲۵، بدهی خارجی مصر از ۱۶۰ میلیارد دلار فراتر رفته و پاکستان نیز با بدهی مشابهی درگیر است. این وابستگی شدید به وامهای بینالمللی باعث شده است که توان ریسکپذیری بانکهای مرکزی دو کشور برای ورود به بازارهای یکدیگر کاهش یابد.
علاوه بر این، سیستمهای بانکی دو کشور فاقد کانالهای مستقیم کارگزاری هستند. نبود یک مکانیسم «تهاتر کالا» (Barter Trade) که میتوانست فشار بر ذخایر ارزی (دلار و یورو) را کاهش دهد، باعث شده است که حتی کالاهای مکمل نیز راهی به بازارهای مقصد پیدا نکنند. نوسانات نرخ ارز در هر دو پایتخت، عملاً پیشبینی سودآوری را برای سرمایهگذاران غیرممکن ساخته و آنها را به سمت بازارهای باثباتتر مانند کشورهای شورای همکاری خلیج فارس سوق داده است. همچنین، ضعف در ساختارهای لجستیکی و حملونقل دریایی، زمان و هزینه ارسال کالا را نسبت به رقبای منطقهای افزایش داده است.
چشمانداز آینده
احیای این رابطه الماسیشکل، نیازمند عبور از کلیشهها و تمرکز بر حوزههایی است که میتوانند نقش «بازیساز» را ایفا کنند. در افق ۲۰۲۶، سه حوزه کلیدی شناسایی شده است:
پیامدهای منطقهای همگرایی اقتصادی دو کشور
همگرایی اقتصادی مصر و پاکستان فراتر از ترازهای تجاری، واجد پیامدهای ژئوپلیتیک عمیقی است. در شرایطی که بلوکبندیهای سنتی در جهان اسلام تحت تأثیر تنشهای میان قدرتهای بزرگ در حال بازتعریف است، ائتلاف قاهره و اسلامآباد میتواند به عنوان یک «قطب میانه» عمل کند.
این پیوند قادر است از نفوذ یکجانبه قدرتهای فرامنطقهای کاسته و به تقویت همبستگی در محور جنوبـجنوب منجر شود. همسویی دو ارتش قدرتمند (که در هر دو کشور نقش کلیدی در اقتصاد ایفا میکنند) میتواند ثبات را در کریدورهای حیاتی دریایی از دریای سرخ تا اقیانوس هند تضمین کند. تقویت این محور، وزنه تعادلی در برابر نفوذ روزافزون هند در خاورمیانه و یا رقابتهای فرساینده در خلیج فارس ایجاد کرده و صدای کشورهای در حال توسعه را در نهادهای بینالمللی طنیناندازتر میکند.
تأثیر بر ایران: رقیب یا شریک راهبردی؟
تحکیم روابط میان قاهره و اسلامآباد، متغیری است که تأثیری مستقیم بر منافع ملی ایران دارد. اگرچه در شرایط کنونی، تهدید رقابتی مستقیمی متوجه ایران نیست، اما از منظر ژئوپلیتیک، نزدیکی این دو کشور میتواند موازنه را به نفع جریانهای میانهرو تغییر دهد. ایران میتواند با پیشنهاد الگوی «همکاری سهجانبه»، خود را به عنوان حلقه مفقوده این رابطه تعریف کند. این مثلث راهبردی میتواند بر سه محور استوار شود:
نتیجهگیری
روابط اقتصادی مصر و پاکستان همچون الماسی نتراشیده است که درخشش آن پشت لایهای از غبار بیتفاوتی تاریخی پنهان مانده است. عبور از وضعیت فعلی نیازمند آن است که هر دو پایتخت از گفتمان صرفاً عاطفی «برادری اسلامی» فاصله گرفته و به سمت بازتعریف یک «راهبرد مشترک اقتصادی» حرکت کنند. تنوعبخشی به شرکای راهبردی در جهانی که با بیثباتیهای زنجیره تأمین دستبهگریبان است، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت برای بقای ملی است.
پاکستان و مصر میتوانند در نقطه تلاقی منافع خود، فصلی نوین را رقم بزنند. ایران نیز به عنوان قدرتی پیونددهنده، میتواند با دیپلماسی فعال، خود را به عنوان یک تسهیلگر کلیدی در این هندسه جدید قرار دهد. آینده این سهضلعی احتمالی، بیش از آنکه به حجم مبادلات بازرگانی بستگی داشته باشد، به تصمیمگیریهای جسورانه در قاهره، اسلامآباد و تهران وابسته است تا این ظرفیتهای خفته، سرانجام به محرکهای رشد و ثبات در قلب جهان اسلام تبدیل شوند.
تیم تحریریه اندیشکده ،اقبال ترکیبی است از دیپلماتها، سیاستمداران، نویسندگان، پژوهشگران، استادان و دانشجویان دانشگاههای معتبر ایران و پاکستان؛ هم صدا در اندیشه متکثر در نگاه
مشاهده پروفایل
دستیار هوشمند
پاسخ سریع و دقیق