جغرافیای هر کشور تنها بیانگر موقعیت مکانی آن نیست، بلکه حامل نشانههایی از تاریخ، ویژگیهای قومی، آداب و رسوم، مناسبات اجتماعی، اقتصادی و دیگر مظاهر زندگی مردمان بومی و مهاجر است. این جغرافیا در تعامل با سرزمینهای همجوار، گاه تصویری از همزیستی و هماهنگی و گاه نمودهایی از تضاد و تعارض را آشکار میسازد.
از این منظر، جغرافیا را نمیتوان صرفاً در چارچوب مرزهای سیاسی امروزین محدود کرد؛ مرزهایی که برای تثبیت هویت سیاسی و اعمال حاکمیت شکل گرفتهاند، درعینحال موجب جدایی و گسست میان مردمان یک زیستبوم مشترک نیز شدهاند. نمونه بارز این وضعیت را میتوان در پاکستان مشاهده کرد؛ کشوری که در نیمه قرن بیستم متولد شد و اکنون وارد دهمین دهه حیات سیاسی خود شده است. پاکستان با هند در شرق، افغانستان در شمالغرب، چین در شمال و ایران در غرب همسایه است. این موقعیت جغرافیایی، کشور را به تعاملات متنوع با همسایگان خود ناگزیر ساخته است. در این میان، ژئواکونومی پاکستان جایگاهی ویژه دارد؛ زیرا روابط اقتصادی و ترانزیتی آن با همسایگان، هم فرصتهای قابلتوجهی برای توسعه ایجاد میکند و هم چالشهایی جدی در عرصه سیاست و امنیت به همراه میآورد.
اخیراً مقامات پاکستان بر نقش جغرافیای اقتصادی این کشور مکرراً تأکید کردهاند. ازجمله آقای اسحاق دار معاون نخستوزیر و وزیر امور خارجه پاکستان در نشست افتتاحیه گفتوگوی «مارگاله 2025» در اسلامآباد گفت: «پاکستان خواهان تعامل با همه کشورهای منطقه است تا بهرهمندی از تجارت، اتصال و توسعه تقویت شود». وی تأکید کرد که پاکستان همچنان مصمم است با اولویتدادن به ژئواکونومیک، که یکی از ارکان اصلی تعامل با شرکای بینالمللی است، از مزیتهای بهارثرسیده برای رفاه و بهبود زندگی مردم و منطقه بهرهبرداری کند.
وی همچنین بر لزوم تقویت چندجانبهگرایی، ترویج ژئواکونومیک در سطح منطقه و تقویت نقش سازمان ملل متحد برای مقابله با چالشهای جهانی، که با فرسایش ارزشها و گسترش سیاست بلوکهای یکجانبه روبهرو است، تأکید کرد.
پرسش اصلی اما این است که ژئواکونومی پاکستان در ارتباط با همسایگان شرقی، شمالی و غربی آن چگونه تعریف و توصیف میشود و چه پیامدهایی برای آینده منطقه خواهد داشت؟
چالشهای پاکستان با هند و افغانستان
هند: روابط پاکستان و هند از آغاز استقلال تاکنون، با تنشهای سیاسی و نظامی همراه بوده است. بحران کشمیر و جنگهای متعدد بین دو کشور، فضای همکاری اقتصادی را به شدت محدود کرده است. تجارت بهصورت رسمی بارها قطع شده و حتی در دورههای آرامتر نیز در سطحی بسیار پایین باقی مانده است. این وضعیت موجب شده پاکستان از دسترسی به یکی از بزرگترین بازارهای جهان محروم شود. علاوهبراین، رقابتهای نظامی و امنیتی با هند بخش چشمگیری از منابع اقتصادی پاکستان را به سمت هزینههای دفاعی سوق داده و ظرفیت توسعه پایدار را کاهش داده است.
افغانستان: افغانستان طی دهههای اخیر با بیثباتی سیاسی، جنگ داخلی و حضور گروههای افراطی روبهرو بوده است. این شرایط مسیرهای تجاری و ترانزیتی پاکستان را ناامن کرده و مانع شکلگیری همکاریهای پایدار شده است. مرزهای طولانی و کنترلناپذیر بین دو کشور نیز موجب ورود گسترده پناهجویان و قاچاق کالا شده که فشار اقتصادی و اجتماعی بر پاکستان وارد میکند. هرچند افغانستان به مسیرهای تجاری پاکستان وابسته است، اما بیاعتمادی سیاسی و تنشهای مرزی مانع بهرهبرداری مؤثر از این وابستگی میشود.
فرصتهای پاکستان با ایران و چین
ایران: ایران بهعنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان گاز طبیعی جهان، میتواند نقش مهمی در تأمین انرژی پاکستان ایفا کند. پروژه خط لوله ایران ـ پاکستان (IP) در صورت تکمیل، بحران انرژی پاکستان را کاهش داده و امنیت انرژی این کشور را تقویت خواهد کرد. علاوه بر انرژی، نزدیکی جغرافیایی و فرهنگی دو کشور امکان توسعه تجارت در حوزه کشاورزی، مواد غذایی و صنایع سبک را فراهم میسازد. همکاری با ایران همچنین میتواند پاکستان را به بازارهای خلیج فارس و خاورمیانه متصل کند و مسیرهای صادراتی تازهای ایجاد نماید.
چین: چین شریک راهبردی اصلی پاکستان است و کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان (CPEC) بهعنوان پروژه زیرساختی عظیمی، شبکه حملونقل، انرژی و ارتباطات پاکستان را در آستانه تحول قرار داده است. سرمایهگذاریهای تعهدشده چین در صنایع و انرژی، پاکستان را به یکی از مقاصد مهم سرمایهگذاری خارجی بدل کرده است. همکاری با چین همچنین پاکستان را به آسیای مرکزی و بازارهای جهانی متصل میکند و موقعیت ژئواکونومی آن را همچون یک کانون ترانزیتی منطقهای تقویت مینماید. اگرچه برای تحقق کامل تعهدات دو طرف زمان بیشتری لازم است، اما میتوان با خوشبینی به این روند نگاه کرد. البته چالشهای پیشِ روی این طرح بزرگ، بهویژه مخاطرات امنیتی که در سالهای اخیر نمایانتر شده است، نیز نباید نادیده گرفته شود.
پیوند CPEC با زیر ساختهای ایران
کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان در اصل با هدف اتصال چین به آبهای آزاد از طریق بندر گوادر طراحی شده است. اما زمانی که این کریدور به زیرساختهای حملونقلی ایران متصل شود، ابعاد و کارکرد آن بهطور چشمگیری گسترش مییابد.
- شبکه ریلی شانزده هزار کیلومتری و شبکه جادهای دویستوبیست هزار کیلومتری ایران امکان اتصال مستقیم CPEC به بنادر جنوبی و شمالی و سپس به مسیرهای بینالمللی خلیج فارس و مدیترانه را فراهم میکند.
- تنوع مسیرها: این اتصال، مسیرهای جایگزین برای انتقال کالا و انرژی ایجاد کرده و وابستگی صرف به بندر گوادر را کاهش میدهد.
- همافزایی انرژی: ایران بهعنوان تولیدکننده بزرگ نفت و گاز، میتواند در کنار پروژههای انرژی CPEC نقش مکمل ایفا کرده و امنیت انرژی منطقه را افزایش دهد.
- ارتقای جایگاه ایران: مشارکت ایران در این پروژه، جایگاه ژئواکونومی آن را ارتقا داده و این کشور را به حلقهای کلیدی در زنجیره ترانزیت شرق ـ غرب بدل میکند.
- معنای جدید برای CPEC: اتصال به ایران، این پروژه را از یک کریدور دوجانبه به یک شبکه چندملیتی ارتقا میدهد؛ شبکهای که ایران، پاکستان و چین را در محور توسعه و همکاری منطقهای قرار میدهد و ظرفیت جهانی آن را افزایش میدهد.
جمعبندی
پاکستان در تعامل با هند و افغانستان با چالشهای جدی امنیتی و سیاسی روبهرو است که ظرفیتهای اقتصادی آن را محدود میکند. در مقابل، پیوند با ایران در حوزه انرژی و تجارت و همکاری راهبردی با چین در قالب CPEC، فرصتهای بزرگی برای توسعه و تثبیت جایگاه ژئواکونومی پاکستان فراهم میسازد. افزون بر این، اتصال CPEC به زیرساختهای حملونقلی ایران، ارزش افزوده راهبردی ایجاد کرده و پروژه را از کریدوری دوجانبه به شبکهای چندملیتی ارتقا میدهد؛ شبکهای که میتواند آینده ژئواکونومی منطقه را دگرگون سازد.